[صفحه اصلی ]   [Archive]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
نویسندگان محترم لطفا قبل از ارسال مقاله حتما مشاهده بفرمایید::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
11 نتیجه برای چاق

بختیار ترتیبیان، زهره حسین پور مطلق، سید علیرضا حسینی کاخک،
دوره 1، شماره 2 - ( 1-1388 )
چکیده

هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر یک دوره تمرین مقاومتی و بی تمرینی بر فیبرینوژن و سلولهای خونی در دختران چاق بود. روش شناسی: تعداد 24 نفر ( میانگین سنی 30/2 ± 61/21 سال، قد 89/6 ± 159 سانتی متر، وزن 23/10± 68/80 کیلوگرم و شاخص توده بدن 34/3 ± 26/32 کیلوگرم بر متر مربع) به صورت تصادفی در دو گروه تجربی و کنترل قرار گرفتند. گروه تجربی تمرینات مقاومتی، به مدت 8 هفته، هر هفته چهار جلسه با شدت 1RM70-60%، انجام دادند و به دنبال آن 10 روز بی تمرینی داشتند. قبل از شروع تمرینات، بعد از پایان دوره تمرین و دوره ی بی تمرینی از افراد دو گروه به منظور اندازه گیری فیبرینوژن و سلولهای خونی دختران چاق، خونگیری انجام شد. یافته ها: تجزیه و تحلیل آماری در رابطه با تفاوت میانگین های غلظت فیبرینوژن (052/0=p)، تعداد پلاکتها (422/0=p)، گلبولهای سفید (775/0=p)، مقدار هموگلوبین (145/0=p) و اسمولالیته (451/0=p) بین دو گروه نشان داد که تمرین مقاومتی تأثیر معنی داری بر این عوامل نداشت، اگرچه تفاوت معنی داری بین میانگین تعداد گلبولهای قرمز (005/0=p) و درصد هماتوکریت (036/0=p) خون دو گروه متعاقب تمرین مشاهده شد. همچنین قدرت عضلانی نیز متعاقب تمرین افزایش معنی داری (001/0=p) را نشان داد. بعد از 10 روز بی تمرینی، تفاوت معنی دار مشاهده شده پس از تمرین در قدرت (227/0=p)، تعداد گلبولهای قرمز(377/0=p) و درصد هماتوکریت (053/0=p) دیگر وجود نداشت . بحث و نتیجه گیری: درحالی که 8 هفته تمرین مقاومتی موجب افزایش قدرت عضلانی و همزمان کاهش تعداد گلبول های قرمز و درصد هماتوکریت می شود، اما تأثیری بر غلظت فیبرینوژن، تعداد پلاکتها وتعداد گلبولهای سفید ندارد. این نتایج بیان می کند، برای اثر بخش بودن تمرین مقاومتی بر غلظت فیبرینوژن و سایر سلولهای خونی احتمالا تمرین مقاومتی برای مدت زمان طولانی تر و با شدت بیشتر باید انجام شود.


روح الله حق شناس، علی اصغر رواسی، محمدرضا کردی، مهدی هدایتی، فاطمه شبخیز، محمد شریعتزاده،
دوره 3، شماره 5 - ( 1-1390 )
چکیده

مقدمه: به منظور افزایش دانش و آگاهی از ارتباط بین فعالیت ورزشی، اشتها و چاقی، در پژوهش حاضر تأثیر دوازده هفته تمرین استقامتی بر تغییرات وزن، دریافت غذا و پپتید ضد اشتهای نسفاتین-1 در رتهای نر چاق، بررسی گردید. روش شناسی: 16 سر رت نر ویستار 2 ماهه، به مدت 8 هفته با غذای پرچرب تغذیه شدند تا به میانگین وزنی g30 ±319 رسیدند. سپس رتها به صورت تصادفی به دو گروه 8 تایی: گروه کنترل و گروه تمرین استقامتی (5 روز در هفته به مدت دوازده هفته، هر جلسه 60 دقیقه با سرعت25 تا 30 متر در دقیقه) دویدن روی تردمیل بدون شیب تقسیم شدند. از روش الایزا برای آنالیز آزمایشگاهی نسفاتین-1، انسولین و گلوکز و از آزمون آنالیز واریانس مکرر و تی مستقل برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده گردید. یافتهها: نتایج نشان داد که وزن گروه تمرین به طور معناداری نسبت به گروه کنترل پایین تر بود (001/0p=). دریافت غذای گروه تمرین، 4 هفته اول کاهش معناداری نشان داد (001/0p=)، اما در هفته های بعدی به گروه کنترل نزدیک شد. نسفاتین-1 پلاسما، در گروه تمرینی به طور معناداری بالاتر بود (001/0p=). گلوکز و انسولین گروه تمرین به طور معناداری پایین تر بود (001/0p=). نتیجه‌گیری: بر اساس یافته های تحقیق، تمرین استقامتی مانع از روند افزایش وزن در رت ها شد که شاید کاهش میزان غذای دریافتی، یکی از عوامل تأثیر گذار باشد. احتمالا افزایش پپتید ضد اشتهای نسفاتین-1 در این رابطه نقش بازی می کند که نیاز به تحقیق بیشتر و عمیق تر در این زمینه است.


رحمن سوری، نجمه رضائیان، امید صالحیان،
دوره 3، شماره 6 - ( 7-1390 )
چکیده

مقدمه و هدف: ورزش و فعالیت بدنی با تاثیر بر هورمون‌های کنترل کنندۀ هموستاز انرژی و متابولیسم، در تعدیل چاقی و اختلالات همراه با آن توانمند است. پژوهش حاضر تاثیر تمرینات استقامتی کم شدت و شدید را بر سطوح سرمی لپتین، کورتیزول، تستوسترون، هورمون رشد و شاخص مقاومت انسولین (HOMA-IR) در مردان چاق کم تحرک مورد مطالعه قرار داده است. روش‌شناسی: 27 مرد چاق کم تحرک (شاخص توده بدنی 81/2±8/33 کیلوگرم برمترمربع و میانگین سنی 21 سال) به طور تصادفی در دو گروه تمرینی و یک گروه کنترل در 16 هفته برنامه تمرینات استقامتی کم شدت (45 -40 درصد ضربان قلب ذخیره) و استقامتی با شدت بالا (85 -80 درصد ضربان قلب ذخیره)، سه جلسه در هفته و هر جلسه به مدت 60-50 دقیقه شرکت کردند. سطوح سرمی لپتین، کورتیزول، تستوسترون، هورمون رشد و انسولین و شاخص‌های آنتروپومتریکی قبل و 48 ساعت بعد از آخرین جلسۀ تمرین اندازه گیری شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون آنالیز واریانس یک سویه، تی زوجی و آزمون همبستگی پیرسون در سطح معنی داری 05/0>P انجام گرفت. یافته‌ها: اجرای تمرینات استقامتی کم شدت ضمن کاهش معنی‌دار سطوح سرمی لپتین (020/0=P) و شاخص‌های آنتروپومتریکی نظیر وزن، درصد چربی بدن و شاخص توده بدنی (05/0>P)، افزایش معنی‌دار تستوسترون سرم (047/0=P) را در پی داشت. در گروه تمرینات پر شدت علاوه بر کاهش معنی‌دار غلظت لپتین، HOMA-IR و بیشتر شاخص‌های آنتروپومتریکی مورد بررسی (05/0>P)؛ سطوح سرمی هورمون رشد و کورتیزول نیز با افزایش معنی‌دار همراه بود (05/0>P). ضمناً رابطه معنی‌دار بین تغییرات سطح سرمی لپتین با عمدۀ شاخص‌های آنتروپومتریکی و ترکیب بدن در هر دو گروه تمرینی مشاهده گردید (05/0>P). بحث و نتیجه گیری: تمرینات استقامتی پر شدت در مقایسه با تمرینات کم شدت در بهبود ترکیب بدنی و تعدیل نیمرخ هورمونی متابولیسم در مردان چاق، موثرتر است.


خدیجه میرزایی ویشگایی ، فرهاد رحمانی نیا، علیرضا علمیه،
دوره 5، شماره 10 - ( 7-1392 )
چکیده

چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین دانش تغذیه، ترکیب بدن و سطح فعالیت بدنی در زنان میان‌سال چاق و کم‌وزن بوده است. روش‌شناسی :تعداد 172 و 130 (جمع 302) فرد به ترتیب در گروه های چاق و کم‌وزن ، به طور تصادفی ، به عنوان آزمودنی انتخاب و برای بررسی وضعیت ، دانش تغذیه و سطح فعالیت بدنی آزمودنی‌ها ، به ترتیب از پرسشنامه های دانش تغذیه پارمنتر و واردل و سطح فعالیت بدنی بک ، استفاده گردید . قد ، وزن ، چین زیرپوستی بدن، BMI و درصد چربی بدن آزمودنی‌ها اندازه‌گیری و محاسبه شد. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون‌های آماری یومن‌ویتنی و ضریب همبستگی اسپیرمن استفاده گردید . یافته‌ها : یافته‌های پژوهش نشان داد که بین دانش تغذیه با سطح فعالیت بدنی ، درصد چربی بدن و توده بدون چربی بدن در زنان میانسال‌ چاق و کم‌وزن رابطه معنی‌داری وجود نداشت (05/0p≥). علاوه بر این ، بین سطح فعالیت بدنی آزمودنی‌های چاق و کم‌وزن هم تفاوت معنی‌داری مشاهده نشد (05/0p≥) ؛ ولی بین دانش تغذیه ، درصد چربی بدن و توده بدون چربی بدن در زنان میانسال‌ چاق و کم‌وزن تفاوت معنی‌داری مشاهده شد (05/0p≤) . همچنین دانش تغذیه و توده بدون چربی بدن ، زنان میانسال کم‌وزن بیشتر و در صد چربی بدن زنان میانسال کم‌وزن پایین‌تر بوده است. بحث و نتیجه‌گیری : می توان چنین نتیجه گیری کرد که دانش تغذیه کافی، می تواند با سطح فعالیت بدنی و ترکیب بدن ، در تغییرات ترکیب بدن زنان میانسال آثار مفیدی داشته باشد. واژه‌های کلیدی: دانش تغذیه ، فعالیت بدنی ، شاخص توده بدن ، کم‌وزن ، چاق
مهتاب معظمی، فهیمه سادات جمالی،
دوره 5، شماره 10 - ( 7-1392 )
چکیده

مقدمه و هدف: شواهد تجربی نشان‌دهنده آثار مثبت فعالیت بدنی بر توده اسکلتی است. اندازه‌گیری هورمون و نشانگرهای بیوشیمیایی استخوان که نشان-دهنده سوخت و ساز داخل سلولی هستند، می‌تواند رابطه بین فعالیت بدنی و سوخت و ساز استخوان را توضیح دهد. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر شش ماه تمرین ورزشی هوازی بر هورمون پاراتیروئید و آلکالین‌فسفاتاز ویژه استخوان در زنان چاق غیر‌فعال می‌باشد. روش‌شناسی: این تحقیق از نوع نیمه تجربی است. نمونه آماری این تحقیق شامل 15 نفر از کارکنان زن میانسال دانشگاه بود. نمونه‌ها به طور تصادفی در دو گروه تجربی و کنترل قرار گرفتند. شاخص توده بدن آنها بالاتر از 30 کیلوگرم بر‌متر‌مربع بود. پروتکل تمرینی شامل تمرینات هوازی به مدت شش‌ماه و سه جلسه در هفته، با شدت 65-55% ضربان قلب ذخیره (HRR) بود. برای اندازه‌گیری مقدار پاراتورمون، کیت مخصوص مورد استفاده قرار گرفت. همچنین کلسیم، فسفر آلکالین‌فسفاتاز به روش اتوآنالایز اندازه‌گیری شدند. تمامی عملیات آماری با استفاده از نرم‌افزارSPSS 16 انجام گرفت و سطح معنی-داری 05/0 P <در نظر گرفته شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که تمرین هوازی، BMI و درصد چربی بدن گروه تجربی را به طور معنی‌داری کاهش داد. هم‌چنین هیچ کدام از شاخص‌های سرم مورد بررسی (آلکالین‌فسفاتاز، پاراتورمون، فسفر و کلسیم) در گروه تجربی تغییر معنی‌داری نشان نداند. بحث و نتیجه‌گیری: شش ماه تمرین ورزشی هوازی با شدت ٥٥ تا ٦٥ % ضربان قلب ذخیره، تغییر معنی‌داری در نشانگرهای پاراتورمون، کلسیم و آلکالین فسفاتاز و فسفر در زنان چاق غیر فعال ایجاد نمی‌کند. واژه‌های کلیدی: تمرینات هوازی، هورمون پاراتیروئید، آلکالین‌فسفاتاز، زنان چاق
اصغر توفیقی، سولماز بابایی،
دوره 5، شماره 10 - ( 7-1392 )
چکیده

مقدمه و هدف: پروتیین انتقال دهنده غشایی ABCG1 ATP Binding Cassette transporter G1)) به عنوان یک واسطه کلیدی در تحویل کلسترول از ماکروفاژهای غنی از لیپید به آپو لیپوپروتیین A است که یکی از مراحل انتقال معکوس کلسترول در بدن و مرحله قطعی در جلوگیری از آترواسکلروز می باشد. افزایش بیان ABCG1 ممکن است مانع از تشکیل ماکروفاژهای غنی از لیپید شود و به دنبال آن خطر بروز آترواسکلروز کاهش یابد. نتایج مطالعات به روشنی نشان می‌دهد که انتقال دهندهABCG1 مسئول ساخت و فرم‌دهی ذرات HDL-C بوده و به همین دلیل در جلوگیری از گسترش بیماری قلبی عروقی نقش دارد. هدف از تحقیق حاظر بررسی اثر دوازده هفته تمرین منظم ورزشی بر بیان ژنی ABCG1 در زنان چاق کم تحرک می‌باشد. روش‌ شناسی: 36 زن سالم در تحقیق شرکت کردند و بطور تصادفی در دو گروه شاهد (18 نفر) و گروه تجربی ( 18 نفر) با (دامنه سنی 35-30 و شاخص توده بدنی بزرگتر از 30(کیلوگرم بر متر مربع)) ، تقسیم شدند. برنامه تمرین ورزشی 12 هفته با شدت 75-65 درصد ضربان قلب ذخیره بود این تمرینات سه جلسه در هفته و هر جلسه به مدت 60-55 دقیقه اجرا شد. از تمامی آزمودنی ها در 48 ساعت قبل و بعد از انجام برنامه تمرینی خون‌گیری به عمل آمد. بررسی بیان mRNAژن ABCG1 آزمودنی‌ها با استفاده از روش Semi-quantitative-RT-PCR انجام شد. و اطلاعات به وسیله آزمون تی تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که گروه تجربی، در نتیجه تمرین افزایش معنی داری در بیان mRNA ژن ABCG1 در مقایسه با گروه شاهد تجربه کردند. بحث و نتیجه گیری: بر اساس یافته های تحقیق حاضر می‌توان چنین نتیجه‌گیری کرد که تمرین‌ هوازی می‌تواند با افزایش در بیان mRNA ژن ABCG1 زنان چاق نقش مؤثری در پیشگیری از بیماری های قلب و عروق داشته باشد. واژه های کلیدی: ژن ABCG1 ، زنان چاق، تمرینات هوازی
ایمان زکوی، مهرداد شریفی ، مریم پناهی زاده، علی اصغر ولی پور،
دوره 6، شماره 11 - ( 1-1393 )
چکیده

مقدمه و هدف : اینترلوکین 18 و پروتئین واکنش گر C (CRP) دو ریسک فاکتور قلبی- عروقی هستند که در سال های اخیر مطرح شده اند و به طور مستقل خطر آترواسکلروز را نشان می دهند. هدف از این پژوهش، بررسی تاثیر هشت هفته تمرینات طناب-زنی بر IL-18 و CRP نوجوانان دارای اضافه وزن و چاق است.
روش شناسی: این مطالعه از نوع نیمه تجربی است. تعداد30 نوجوان دارای اضافه وزن و چاق به طور تصادفی در دو گروه تجربی (تعداد: 15 نفر، قد28/165 سانتی متر ، وزن02/83کیلوگرم، سن 73/13سال، شاخص توده بدنی (BMI) 046/31) و گروه کنترل (تعداد: 15 نفر، قد54/164 سانتی متر ، وزن 02/83کیلوگرم، سن 93/13سال، BMI 404/30) تقسیم شدند. سپس گروه تجربی تحت تاثیر یک برنامه تمرینی طناب زنی فزاینده به مدت هشت هفته قرار گرفتند. در حالیکه گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند و تنها پی گیری شدند. متغیر های وزن، درصد چربی، BMI و حداکثر اکسیژن مصرفی(Vo2max) قبل و بعد تمرینات از هر دو گروه اندازگیری شدند. نمونه خونی در حالت ناشتا طی دو مرحله ، 48 ساعت قبل و بعد از تمرینات برای سنجش میزان IL-18،CRP سرم گرفته شد. به منظور مقایسه ی درون گروهی از آزمون آماری t همبسته و برای مقایسه بین گروهی از آنالیز واریانس دو طرفه استفاده شد.
یافته ها: پس از هشت هفته تمرینات طناب زنی در مقایسه درون گروهی با آزمون t همبسته متغیر های وزن (001/0=P)، BMI (001/0=P)، درصد چربی (001/0=P)، IL-18 (001/0=P) و CRP (001/0=P) کاهش معنی دار داشتند، ولی در مقایسه بین گروهی با آنالیز واریانس دو طرفه متغیر های وزن (501/0=P)، BMI (257/0=P)و درصد چربی (068/0=P) کاهش غیر معناداری داشتند، IL-18 (001/0=P) و CRP (011/0=P) به طور معناداری کاهش یافتند و V02max افزایش معنی دار داشت (009/0=P).
 بحث و نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه انجام تمرین طناب زنی موجب کاهش اینترلوکین 18 و کاهش التهاب در نوجوانان دارای اضافه وزن و چاق شد، بنابراین ممکن است انجام این گونه تمرینات در پیشگیری و کاهش آترواسکلروز در نوجوانان چاق مفید باشد.
مهسا حاجی پور، فاطمه شب خیز، محمدجواد اخوان،
دوره 6، شماره 12 - ( 12-1393 )
چکیده

چکیده مقدمه: نسفاتین -1 آدیپوکاینی است که در هیپوتالاموس که مرکز اصلی تنظیم اشتها و تعادل انرژی است، بیان می گردد. هدف تحقیق بررسی تاثیر یک دوره تمرینات هوازی بر ترکیبات بدن و نسفاتین -1 سرمی مردان چاق بود. روش ها: این پژوهش نیمه تجربی بوده که در آن 19 نفر از مردان چاق با شاخص توده بدنی (BMI) ≥30 به صورت تصادفی و هدفمند به دو گروه تجربی و کنترل تقسیم شدند. ابتدا قد، وزن، BMI، درصد چربی ونمونه خونی آزمودنی ها - جهت اندازه گیری نسفاتین -1، انسولین و گلوکز و مقاومت به انسولین- اندازه گیری شد. سپس آزمودنی های گروه تجربی در برنامه تمرین هوازی شرکت کردند. ابزار مورد استفاده قدسنج، دستگاه بادی کامپوزیشن، کیت Elisa و کیت DRG بود. از آزمون های t، u- من ویتنی و sign test در سطح معنی داری P جهت مقایسه داده ها استفاده شد. داده ها با نرم افزار SPSS19 تحلیل شدند. نتایج: پس از 12هفته، وزن، درصد چربی و BMI به طور معنی داری در گروه تجربی کاهش یافت. ولی تغیرات معناداری در سطح گلوکز، انسولین ، مقاومت به انسولین و نسفاتین-1مشاهده نشد. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها علی رغم تاثیر تمرینات هوازی بر کاهش وزن و درصد چربی و BMI تاثیر معنی داری بر سطوح نسفاتین -1، گلوکز، انسولین و مقاومت به انسولین مردان چاق دیده نشد. واژگان کلیدی: ترکیبات بدن، تمرینات هوازی، مردان چاق، نسفاتین-1
علی رضا صفر زاده، مالک آریانیا، الهه طالبی گرگانی،
دوره 8، شماره 16 - ( 7-1395 )
چکیده

مقدمه و هدف: پروتیئنِ 5 مرتبط با مجعدِ ترشحی (SFRP5)، همانند آدیپونکتین، به عنوان آدیپوکینی جدید با ویژگی­های ضدالتهابی و افزایش حساسیت انسولینی محسوب می­شود. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر  هشت هفته تمرین مقاومتی بر سطوح سرمی SFRP5 در مردان چاق می­باشد.
روش‌شناسی: بیست و چهار مرد چاق با میانگین سن 5/8 ± 9/36 سال، وزن 7/10 ± 8/94 کیلوگرم و شاخص توده­ی بدن 4/2 ± 7/31 کلیوگرم بر مترمربع به طور داوطلبانه در این تحقیق شرکت کرده و به دو گروه کنترل و تمرین مقاومتی (تعداد = 12) تقسیم شدند. آزمودنی­های گروه تمرین 8 هفته تمرین مقاومتی دایره­ای با شدت 50 تا 85 درصد یک تکرار بیشینه را 3 روز در هفته انجام دادند. شاخص­های پیکرسنجی و غلظت ناشتای گلوکز، انسولین و SFRP5 سرمی همراه با شاخص مقاومت به انسولین (HOMA-IR) در ابتدا و پایان مطالعه اندازه­گیری شد.
یافته ­ها: تمرین مقاومتی موجب کاهش معنادار وزن بدن، BMI، درصد چربی بدن، دور کمر و دور باسن شد (05/0>P). هم­چنین کاهش معنادار غلظت سرمی انسولین و مقادیر HOMA-IR در مقایسه با گروه کنترل مشاهده شد (05/0>P). هشت هفته تمرین مقاومتی موجب تغییر معناداری در غلظت سرمی SFRP5 گروه تمرین نشد. با این وجود کاهش معنادار آن در گروه کنترل مشاهده شد (05/0>P). نتایج آزمون آنالیزکوواریانس نشان دهنده تفاوت معنادار در تغییرات غلظت سرمی SFRP5 بین دو گروه بود (05/0>P).
بحث و نتیج ه­گیری: به نظر می­رسد برنامه­ی تمرین مقاومتی می­تواند دستِ­ کم با جلوگیری از کاهش سطوح سرمی SFRP5 در بهبود شرایط متابولیکی اثرگذار باشد.
 

اصغر توفیقی، بهنام محمدی توپوز آبادی،
دوره 8، شماره 16 - ( 7-1395 )
چکیده

مقدمه و هدف: تغییر فنوتیپ بافت چربی در اثر تمرینات ورزشی تئوری جدیدی است که اخیرا مطرح شده است و هورمون آیریزین که در سال 2012 کشف گردیده است در این عمل نقش مهمی ایفا می­کند. با این وجود شناسایی سازوکار مولکولی آن در حال بررسی است. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر تمرین تناوبی شدید (HIIT) بر میزان آیریزین پلاسما، پروتئین جفت نشده -1 (UCP-1) چربی زیر پوستی و شاخص مقاومت انسولینی در رت­های نر چاق است.
روش‌شناسی: در این مطالعه 14 سر رت چاق شده با رژیم غذایی پرچرپ به 2 گروه تمرین تناوبی شدید (n=7) و کنترل (n=7) تقسیم شدند. پروتکل تمرینی شامل 8 هفته تمرین تناوبی شدید(HIIT) 5 جلسه در هفته و به صورت وهله های تمرینی با شدت 80-85 درصد حداکثر سرعت به مدت 2 دقیقه و با دوره های استراحتی فعال 1 دقیقه ای بود که از 6 وهله تمرینی در هفته اول به 12 وهله تمرینی در هفته اخر رسید. از روش ELISA برای اندازه­گیری آیریزین، انسولین و گلوکز پلاسما و UCP-1 چربی زیر پوستی استفاده گردید. از آزمون t مستقل برای تحلیل داده­ها استفاده شد و سطح معنی­داری 05/0P≤ در نظر گرفته شد­.
یافته­ها: تجزیه و تحلیل داده­ها نشان داد که آیریزین پلاسما و UCP-1 چربی زیر پوستی در اثر 8 هفته تمرین تناوبی شدید افزایش معنی­دار (04/0P=، 01/0P=) و هم‌چنین شاخص مقاومت به انسولین کاهش معنادار (01/0P=) نسبت به گروه کنترل داشتند.
بحث و نتیجه­گیری: براساس نتایج پژوهش حاضر، به نظر می­رسد 8 هفته تمرین تناوبی شدید (HIIT) با افزیش آیریزین پلاسمایی و UCP-1 چربی زیر پوستی منجر به بهبود مقاومت به انسولین می­شود. 

آمنه بحرینی، رزیتا فتحی،
دوره 10، شماره 18 - ( 7-1396 )
چکیده

مقدمه و هدف: پروتئین-1 مسیر سیگنالینگ القا شونده توسط Wnt (WISP1) از خانواده پروتئین­های سیگنالی درون­سلولی CCN، آدپیوکین جدیدی است که چاقی را به التهاب و مقاومت به انسولین مرتبط می­کند. لذا هدف از پژوهش حاضر، مقایسه تأثیر تمرینات تناوبی و تداومی بر سطوح WISP1،  فاکتور نکروز دهنده تومور-آلفا (TNF-α) و مقاومت به انسولین در دختران چاق/اضافه­وزن بود.
روش­شناسی: مطالعه حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح پیش‌آزمون–پس‌آزمون بود که 32 دختر چاق/اضافه‌وزن با دامنه سنی 11-9 سال و با شاخص توده بدنی 92/2±40/25 کیلوگرم­برمترمربع در آن شرکت نموده و به‌طور تصادفی در سه گروه تناوبی (12نفر)، تداومی (11نفر) و کنترل (9نفر) قرار گرفتند. تمرینات تداومی و تناوبی به­مدت هشت­ هفته و  سه روز در هفته (30 دقیقه پیاده­روی با شدت 75-60 و 85-70 درصد ضربان­قلب­­ بیشینه به ترتیب در گروه تداومی و تناوبی) انجام شد. شاخص­های WISP1، TNF-α و مقاومت به انسولین (HOMA2) در 72 ساعت قبل از شروع تمرینات و 72 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده­ها با استفاده از آزمون تحلیل­واریانس­عاملی با اندازه­گیری مکرر، با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 در سطح 05/0>P تجزیه‌وتحلیل گردید.
یافته­ها: پس از هشت­هفته، سطوح WISP1 در گروه­کنترل افزایش معنی­داری یافت (001/0p=) اما درگروه تناوبی نیز روندی افزایشی و گروه تداومی روندی کاهشی نشان داد که ازنظر آماری معنی‌دار نبود (به ترتیب 095/0=p و 400/0=p). در هیچ­یک از گروه­ها، تغییر معنی­داری در سطوح TNF-α یافت نشد (05/0<p). در گروه­کنترل، شاخص HOMA2 افزایش معنی­داری یافت (016/0p=) و روند کاهشی آن در گروه تمرین­تداومی نسبت به گروه­کنترل معنی­دار بود (046/0p=). شاخص­ توده بدنی، نسبت دور کمر به قد و درصد چربی در هر دو گروه تمرینی بهبود یافت (05/0>p).
بحث و نتیجه­گیری: اگرچه هر دو تمرینات تناوبی و تداومی توانستند موجب بهبود ترکیب بدن دختران چاق/اضافه‌وزن گردند، اما تنها تمرینات تداومی توانست روند افزایشی سطوح WISP1 و HOMA2 را معکوس نماید. تمرینات تداومی احتمالاً می‌تواند به‌عنوان یکی از راهبردهای مؤثر در بهبود حساسیت به انسولین در کودکان چاق موردتوجه قرار گیرد.

صفحه 1 از 1     

Persian site map - English site map - Created in 0.06 seconds with 35 queries by YEKTAWEB 4331