[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
::
اطلاعات نشریه

صاحب امتیاز
دانشگاه حکیم سبزواری 

مدیر مسئول: رویا عسکری

سردبیر: امیرحسین حقیقی

دبیر تخصصی: کیوان حجازی

مدیر اجرایی و ویراستار فارسی: ندا بدری 

کارشناس نشریه
حلیمه وحدت پور

دوره انتشار: دو فصلنامه
زبان: فارسی
شاپای الکترونیکی 

 2228-X723

پست الکترونیک
    sbs.su2010@gmail.com  

..
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
Google Scholar
..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
4 نتیجه برای سیاه کوهیان

سودابه مرتضی ‌وند ، معرفت سیاه کوهیان، لطفعلی بلبلی،
دوره 4، شماره 7 - ( سال چهارم ، شماره 7 ، بهار و تابستان 1391 )
چکیده

 مقدمه: آستانه بی‌هوازی بعنوان شدت کار یا میزان اکسیژن مصرفی (VO2) تعریف شده است که با تغییرات در تبادل گازهای تنفسی به دنبال شروع اسیدوز سوخت و سازی همراه است. هدف: پژوهش حاضر برای ارزیابی تاثیر تغییر الگوی بار دهی در دو پروتکل درمانده ساز برای تعیین آستانه بی هوازی در دختران جوان غیرفعال انجام شد. روش‌شناسی: به همین منظور، تعداد 15 نفر از دانشجویان دختر غیر فعال با میانگین و انحراف استاندارد سنی 12/1±42/20 سال، قد 8/5±64/161 سانتی‌متر، وزن 48/5±92/54 کیلوگرم و حداکثر اکسیژن مصرفی 43/3±23/26 میلی لیتر/کیلوگرم/دقیقه به صورت در دسترس انتخاب شدند. آستانه بی‌هوازی آز‌مودنی‌ها با استفاده از نقطه جبران تنفس در دو پروتکل درمانده ساز محاسبه شد.پروتکل اول با شیب 10% و سرعت 5/2 کیلومتر بر ساعت آغاز و در هر سه دقیقه شیب 2% و سرعت 1 کیلومتر برساعت تا مرحله بازماندگی آزمودنی افزوده می‌شد؛ در حالی که در پروتکل دوم، آزمون با 75 درصد ضربان قلب بیشینه آزمودنی آغاز و به مدت یک دقیقه ادامه می‌یافت. در هر دقیقه سرعت نوارگردان به میزان 2 کیلومتر بر ساعت تا مرحله بازماندگی آزمودنی افزوده شد. در طول اجرای هر دو پروتکل، گازهای تنفسی آزمودنی‌ها توسط دستگاه تجزیه و تحلیل گازهای تنفسی جمع‌آوری شد. برای تحلیل داده ها از دو مدل آماری مختلف استفاده شد. برای ارزیابی همگرایی بین دو پروتکل، از مدل گرافیکی بلاند- آلتمن و روش آماری ICC و برای مقایسه آستانه بی‌هوازی برآورد شده در دو پروتکل از آزمون تی همبسته استفاده شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد گرچه تغییر نوع پروتکل در مانده ساز، با استفاده از آزمون تی همبسته تفاوت معنی داری را در آستانه بی‌هوازی برآورد شده نشان نمی‌دهد؛ با این حال، با استفاده از مدل گرافیکی بلاند- آلتمن و روش آماری ICC ، همگرایی متوسطی در دو پروتکل مشاهده شد (2/20+ تا 8/21- CI= 95% ،96/1± ؛ 4399/0 =ICC ). نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج می‌توان نتیجه‌گیری نمود که با توجه به همگرایی نه چندان قابل اعتماد بین آستانه بی‌هوازی برآورد شده در دو پروتکل، با افزایش مدت اجرای آزمون درمانده ساز، آستانه بی‌هوازی برآورد شده تحت تاثیر قرار می‌گیرد که با استفاده از آزمون تی همبسته قابل تشخیص نیست و از این رو، نه تنها در استفاده از این نوع پروتکل‌ها برای برآورد آستانه بی‌هوازی باید تردید نمود، بلکه باید از روش های آماری قوی تر برای تفسیر نتایج بهره جست.


حبیب اله دشتی، محمد گله داری، معرفت سیاه کوهیان،
دوره 6، شماره 12 - ( سال ششم/ شماره 2/ پیاپی 12/ پاییز و زمستان 1393 )
چکیده

چکیده مقدمه و هدف: تمرین مقامتی یک محرک قوی برای افزایش حاد غلظت هورمون‌های متابولیک نظیر تستوسترون و کورتیزول می‌باشد. هدف از این مطالعه تعیین پاسخ‌های هورمونی حاد تستوسترون وکورتیزول به دو شیوه‌ی تمرین مقاومتی حجمی و قدرتی به منظور توسعه و ارزیابی پروتکل‌های تمرین مقاومتی برای ورزشکاران و غیر ورزشکاران می‌باشد. روش‌ شناسی: بدین منظور 20 پسر جوان غیر ورزشکار انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه مساوی قرار گرفتند. تمرین‌های مقاومتی حجمی و قدرتی در دو جلسه جداگانه به صورت متقاطع برای هر دو گروه تجویز شد. در هفته اول گروه یک تمرینات حجمی (70% یک تکرار بیشینه، 4 نوبت، 1 دقیقه استراحت) و گروه 2 تمرینات قدرتی (90% یک تکرار بیشینه، 8 نوبت، 3 دقیقه استراحت)، انجام دادند و در هفته دوم جای گروه‌ها عوض شد. پروتکل تمرینی شامل حرکات اسکات و پرس سینه بود. نمونه‌گیری خونی قبل و بلافاصله بعد از هر جلسه تمرین جهت اندازه‌گیری تستوسترون و کورتیزول سرم انجام شد. یافته‌ها: تستوسترون بعد از هر دو شیوه تمرینی افزایش یافت ولی فقط بعد از تمرینات مقاومتی قدرتی این افزایش معنادار بود. کورتیزول بعد از هر دو شیوه تمرینی افزایش معناداری داشت. نسبت تستوسترون به کورتیزول بعد از هر دو شیوه کاهش معناداری داشت. اما تغییرات غلظت تستوسترون، کورتیزول و نسبت آنها بین گروه‌ها معنادار نبود (05/0p<). نتایج: نتایج این پژوهش نشان داد که هر دو شیوه‌ی تمرین مقاومتی حجمی و قدرتی موجب پاسخ‌های هورمونی حاد شده‌اند، اما تفاوت معناداری با هم نداشته‌اند. درحالی‌که هر دو استرس‌زا بوده و بدن را در موقعیت کاتابولیکی قرار داده‌اند.
بهروز حیدری، معرفت سیاه کوهیان، علی ضرغامی خامنه،
دوره 7، شماره 13 - ( سال هفتم/ شماره 1/ پیاپی 13/ بهار و تابستان 1394 )
چکیده

مقدمه و هدف: خارمریم گونه‌گیاهی یک یا دوساله از تیره کاسنی است. اثرات دارویی این گیاه به‌دلیل حضور گروهی از فلاونولیگنان‌ها به‌نام سیلی‌مارین است. چنین پیشنهاد شده است که سیلی‌مارین دارای ویژگی‌های ضدالتهابی، ضداکسایشی، پایدارکننده غشاء سلولی و تنظیم­کننده نفوذپذیری سلول بوده و می‌تواند از تظاهرات نامطلوب برخی از شاخص‌های آسیب عضلانی در افراد بیمار و حتی ورزشکاران جلوگیری کند. لذا تحقیق حاضر به‌منظور تعیین تأثیر مصرف سیلی‌مارین بر برخی از شاخص‌های آسیب عضلانی در سرم مردان فعال پس از یک جلسه فعالیت هوازی انجام شد.

روش‌شناسی: 22 مرد فعال (با میانگین سنی 2/11±25/09سال، درصد چربی 1/94±13/56و اکسیژن مصرفی بیشینه 4/88±50/51میلی‌لیتر/کیلوگرم/دقیقه) در قالب طرح‌ نیمه‌تجربی، دو سویه ‌کور و تصادفی در دو گروه همگن 11 نفری (شش میلی‌گرم به ازای هرکیلوگرم از وزن بدن در روز مکمل سیلی‌مارین یا شبه‌دارو) تقسیم شدند. پس از مکمل‌دهی هفت روزه، آزمودنی‌ها فعالیت هوازی شامل؛ دویدن روی نوارگردان با شیب صفر درجه به‌مدت 30 دقیقه با شدت 65-70% ضربان قلب ذخیره را اجرا کردند. تغییرات شاخص‌های آسیب عضلانی (AST، CK و LDH تام سرمی) طی چهار مرحله (حالت پایه، پس از دوره مکمل‌دهی، بلافاصله و 24 ساعت پس از اجرای فعالیت ورزشی) اخذ ‌شد. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های تحلیل واریانس مکرر بین‌گروهی، پس تعقیبی بونفرونی و تی مستقل در سطح معنی‌داری 0/05بررسی گردید.

یافته‌ها: نتایج بدست آمده حاکی است که30 دقیقه فعالیت هوازی منجر به افزایش معنی‌دار سطوح سرمی آنزیم‌های آسیب عضلانی بلافاصله و 24 ساعته در هر دو گروه می‌گردد (0/05<P). هرچند، دامنۀ تغییرات 24 ساعتۀ تمامی آنزیم‌های عضلانی گروه دریافت­کنندۀ سیلی‌مارین به‌طور‌ معنی‌داری کمتر از گروه دارونما بود (0/05>P).

بحث و نتیجه‌گیری: براساس یافته‌های حاضر می‌توان چنین نتیجه گرفت که احتمالاً مکمل‌دهی سیلی‌مارین به‌طور معنی‌داری بتواند از آسیب عضلانی ناشی از فعالیت هوازی در مردان فعال بکاهد.


معرفت سیاه کوهیان، لیلا فصیحی، آیدین ولی زاده، عباس نقی زاده باقی، لطفعلی بلبلی،
دوره 19، شماره 19 - ( سال دهم/ شماره 1/ پیاپی 19/ بهار و تابستان 1397 )
چکیده

مقدمه و هدف: ارتباط بین حجم و شدت تمرین به عنوان مولفه‌های کلیدی تمرین، موضوعی بسیار مهم و موثر برای اکثر مربیان است. لذا هدف از اجرای پژوهش حاضر کمی‌سازی ارتباط بین حجم تمرین و شدت تمرین مردان جوان فعال در طول دویدن وامانده‌ساز روی نوارگردان بود.
روش‌شناسی: به همین منظور، تعداد 32 نفر از مردان جوان فعال با دامنه سنی 21 سال به عنوان آزمودنی انتخاب و به صورت جداگانه در چهار جلسه مجزا دویدن با شدت 70، 80، 90 و 100 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی را با حداقل 72 ساعت فاصله زمانی انجام دادند ارتباط بین حجم و شدت تمرین با استفاده از رگرسیون غیر خطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته­ ها: یافته‌ها نشان داد که ارتباط معکوس بین حجم و شدت دویدن وامانده‌ساز روی نوارگردان از تابع درجه 2 غیرخطی تبعیت می‌کند که در آن حجم تمرین، متغیر وابسته و شدت تمرین به عنوان متغیر مستقل عمل می‌کند.
بحث و نتیجه­ گیری: بر اساس نتایج به دست آمده می‌توان نتیجه‌گیری نمود که ارتباط معکوس بین حجم و شدت دویدن وامانده‌ساز روی نوارگردان خطی نیست و بر همین اساس، به منظور برآورد حجم تمرین بر اساس شدت، معادله مربوطه برازش شد که می‌تواند برای مربیان و پژوهشگران علوم ورزشی مفید واقع شود.


صفحه 1 از 1     

Persian site map - English site map - Created in 0.06 seconds with 31 queries by YEKTAWEB 4447