[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
::
اطلاعات نشریه

صاحب امتیاز
دانشگاه حکیم سبزواری 

مدیر مسئول: رویا عسکری

سردبیر: امیرحسین حقیقی

دبیر تخصصی: کیوان حجازی

مدیر اجرایی و ویراستار فارسی: ندا بدری 

کارشناس نشریه
حلیمه وحدت پور

دوره انتشار: دو فصلنامه
زبان: فارسی
شاپای الکترونیکی 

 2228-X723

پست الکترونیک
    sbs.su2010@gmail.com  

..
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
Google Scholar
..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
11 نتیجه برای رجبی

رسول اسلامی، رضا قراخانلو، سید جواد مولا، حمید رجبی، ریحانه محمدخانی، ریحانه زرباف،
دوره 3، شماره 6 - ( سال سوم ، شماره 6 ، پاییز و زمستان 1390 )
چکیده

  مقدمه و هدف: فرض شده است که نوروتروفین-4/5 و گیرنده تیروزین­کیناز B در سازگاری هماهنگ دستگاه عصبی عضلانی به افزایش فعالیت درگیر هستند. هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر یک جلسه تمرین مقاومتی بر بیان mRNA نوروتروفین-4/5 و گیرنده تیروزین کیناز B در عضلات کند و تند انقباض موش­های صحرایی بود.

  روش­شناسی: در این تحقیق، تعداد 16 سر موش نر ویستار به طور تصادفی در دو گروه 8 تایی [تمرین مقاومتی ( T ) و کنترل ( C) ] قرار گرفتند. تمرین مقاومتی شامل بالارفتن از یک نردبان یک متری بود، همراه با وزنه­هایی که به دم حیوانات بسته شده بود. 24 ساعت بعد از جلسه تمرینی اصلی حیوانات دو گروه T و C بیهوش شده و عضلات نعلی و خم­کننده بلند انگشتان آنها جدا شد. برای اندازه­گیری بیان ژن­های نوروتروفین-4/5 و گیرنده تیروزین کیناز B از Quantitative Real time RT-PCR استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده­ها از نرم افزار SPSS و روش آماری t-test استفاده شد. سطح معنی­داری نیز 05/0 ≥ p در نظر گرفته شد.

  یافته­ها: نتایج نشان داد که یک جلسه تمرین مقاومتی باعث کاهش معنی­دار بیان mRNA نوروتروفین-4/5 در عضله نعلی شد (05/0 ≥ p )؛ در حالی که، هیچ تغییری در عضله خم­کننده بلند انگشتان دیده نشد (05/0 < p ). همچنین، داده­ها نشان داد که یک جلسه تمرین مقاومتی تاثیری بر بیان mRNA گیرنده تیروزین کیناز B در هر دو عضله نعلی و خم­کننده بلند انگشتان نداشت (05/0 < p ).

  بحث و نتیجه­گیری: کاهش بیان mRNA نوروتروفین-4/5 در عضله نعلی احتمالاً به خاطر ارتباط این نورورتروفین با بیان زنجیره سنگین مایوزین نوع کند می­باشد. همچنین، عدم تغییر بیان mRNA گیرنده تیروزین کیناز B در هر دو عضله به نقش احتمالی گیرنده دیگر نوروتروفین-4/5 یعنی گیرنده 75 P اشاره دارد.


روح الله نیکو یی، حمید رجبی ، رضا قراخانلو ، کبری امید فر،
دوره 4، شماره 8 - ( سال چهارم / شماره 2 / پیاپی 8 / پاییز و زمستان 1391 )
چکیده

هدف: با وجود مشخص بودن تاثیر تمرین بر بیان مونوکربوکسیلات ترانسپورترها (MCTs)، عوامل تنظیمی این تغییرات هنوز به طور کامل شناخته نشده است. هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر 7 هفته تمرین استقامتی بر میزان بیان MCT1 و MCT4 در عضلات نعلی و باز کننده طویل انگشتان (EDL) و تعیین ارتباط بین بیان بسجین (CD147) و بیان این انتقال دهنده ها بود. روش شناسی: تعداد 20 موش صحرایی نر نژاد ویستار با دامنه وزنی 4/208 – 1/173 گرم انتخاب و به طور تصادفی به 2 گروه همسان و مساوی کنترل و تمرینی تقسیم شدند. تمرین استقامتی به مدت 7 هفته، بر گروه تمرینی اعمال گردید. 48 ساعت پس از اتمام برنامه تمرینی حیوانات تشریح و عضله نعلی وEDL استخراج شدند. سنجش بیان ژن با تکنیک Real time – PCR انجام و بیان نسبی هرژن با روش 2 –ΔΔCT محاسبه گردید. تفاوتهای بین گروهی با آزمون t مستقل و معنی دار بودن روابط بین متغیرها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون سنجیده شد. یافته ها: افزایش معنی دار 47 درصدی در بیان MCT1 عضله EDL ) 05/0< p) و 19 درصدی در بیان MCT4 عضله EDL ) 05/0 < p ) در گروه تمرینی نسبت به گروه کنترل مشاهده شد. در مقایسه با گروه کنترل، بیان CD147 در گروه تمرینی در عضله نعلی بدون تغییر و در EDL، 21 درصد افزایش معنی دار داشت ) 05/0 < p). بین بیان CD147 و MCT1 فقط در عضله نعلی ارتباط معنی دار یافت شد ) 01/0< p) نتیجه گیری: بطور خلاصه نتایج تحقیق نشان داد بخشی از افزایش بیان MCT1 و MCT4 در عضلات اسکلتی متعاقب تمرین استقامتی از طریق افزایش در ساز وکار های پیش ترجمه ای و به روش مختص به ایزوفرم اتفاق می افتد. بیان CD147 در عضلات اسکلتی با بیان MCT1 در رابطه است.
محمد فتحی، رضا قراخانلو، مسعود سلیمانی، حمید رجبی، راضیه رضایی،
دوره 5، شماره 9 - ( سال پنجم / شماره 1 / پیاپی 9 / بهار و تابستان 1392 )
چکیده

مقدمه و هدف: microRNAs (miRs) در فرآیندهای مختلف سلولی درگیرند و بیان ژن را مهار می‌کنند. یکی از این miRs microRNA-1 (miR-1) است که ویژه بافت عضله است و میزان آن با‌ هایپرتروفی عضلانی کاهش می یابد؛ با توجه به پاسخ متفاوت عضلات تند و کند به تمرین مقاومتی، هدف این مطالعه ارزیابی اثر یک جلسه تمرین مقاومتی بر بیان miR-1 در عضلات اسکلتی کند و تند انقباض رت‌های نر نژاد ویستار است. روش‌شناسی: نمونه‌هایی این مطالعه بنیادی 15 سر رت بودند که به صورت تصادفی به گروه تمرینی (10سر) و کنترل (5 سر)تقسیم شدند. گروه تمرینی یک جلسه تمرین مقاومتی (صعود از نردبان یک متری، 4ست با 5 تکرار) را اجرا کرد، سپس 3 و 6 ساعت پس از تمرین مقاومتی همراه با گروه کنترل بی‌هوش و تشریح شدند، عضله‌ی نعلی و عضله بازکننده دراز انگشتان (EDL) - به ترتیب به عنوان عضله کند و تند انقباض- جدا شدند. از روش Real time RT-PCR برای اندازه‌گیری میزان بیان miR-1 استفاده شد و در پایان از آزمون آماری t تک نمونه‌ای و t مستقل استفاده شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که میزان بیان miR-1 عضله EDL در پاسخ به یک جلسه تمرین مقاومتی به طور معنی‌داری 3 ساعت (0001/0>P) و 6 ساعت (001/0>P) بعد از تمرین مقاومتی به ترتیب 99 و 73 درصد کاهش می‌یابد. در حالیکه بیان miR-1 در عضله نعلی در 3 و 6 ساعت پس از تمرین مقاومتی به ترتیب 40 درصد کاهش (323/0 >P)و سپس 224 درصد افزایش داشت که این تغییرات معنی دار نبودند (196/0>P). بحث و نتیجه‌گیری: یک جلسه تمرین مقاومتی موجب کاهش miR-1 در عضله EDL می‌شود که احتمالا نشان دهنده فعال سازی فرآیند تکثیر در سلول‌ها عضله EDL در اثر تمرین مقاومتی باشد. واژه‌های کلیدی: تمرین مقاومتی، عضله بازکننده دراز انگشتان، عضله نعلی، microRNA-1
محسن محمدنیا احمدی، حمید رجبی، ستار طهماسبی انفرادی، ندا خالدی ، علی کاظمی،
دوره 5، شماره 10 - ( سال پنجم/ شماره 2/ پیاپی 10/ پاییز و زمستان 1392 )
چکیده

مقدمه و هدف: امروزه استفاده از غوطه‌وری در آب در میان ورزشکاران برای تسریع بازیافت پس از فعالیت ورزشی رواج یافته است. با توجه به اهمیت فشار گرمایی و 70HSP در سازگاری های فیزیولوژیکی و نامشخص بودن پاسخ پلاسمایی 70HSP در چنین شرایطی، پژوهش حاضر به منظور بررسی تأثیر غوطه‌وری در آب با دماهای مختلف هنگام اجرای فعالیت مقاومتی بر پاسخ پلاسمایی پروتئین شوک گرمایی (70eHSP) در موش‌های صحرایی نر انجام شد. روش‌شناسی: بدین منظور 32 موش صحرایی نر نژاد اسپراگ-داولی (8 هفته‌ای) بطور تصادفی به چهار گروه 1-‌ کنترل (وزن 97/7±5/208 گرم)، 2-‌ فعالیت مقاومتی (وزن 66/9±66/209 گرم)، 3- فعالیت مقاومتی و غوطه‌وری در آب با دمای ˚C 27 (وزن 28/7±22/218 گرم) و 4- فعالیت مقاومتی و غوطه‌وری در آب ˚C 14 (وزن 62/9±10/220 گرم) تقسیم شدند. فعالیت مقاومتی شامل 3 نوبت 5 تکراری بالا رفتن از نردبان 120 سانتیمتری بود که از طریق اتصال کیسه‌ای محتوی وزنه‌ای معادل 50 درصد وزن بدن به دم حیوان انجام شد. در فاصله استراحتی بین نوبت‌ها و در پایان نوبت سوم (2 دقیقه غوطه‌وری و 2 دقیقه استراحت)، موش‌های گروه‌های 3 و 4 به ترتیب درون استخر آبی با دمای ˚C 27 و ˚C 14 قرار گرفتند. خون‌گیری (به میزان 5/1 میلی‌لیتر) به دنبال 14-12 ساعت ناشتایی شبانه و 24 ساعت پس از انجام فعالیت مقاومتی از ورید دمی انجام شد و مقادیر پلاسمایی 70HSP‌e با استفاده از روش الایزا سنجیده شد. داده‌ها با استفاده از روش تحلیل واریانس یک‌طرفه و در سطح معنی‌داری 05/0 تحلیل شد. یافته‌ها: نتایج حاکی از آن بود که پاسخ فزاینده 70HSP‌e در گروه فعالیت مقاومتی و غوطه‌وری در آب با دمای ملایم (43/0± 28/12) بطور معنی-داری بیشتر از گروه کنترل بود (40/0± 59/10)، البته در 2 گروه تجربی دیگر نیز پاسخ فزاینده 70HSP‌e بیشتر از گروه کنترل بود ولی معنی‌دار نبود. بحث و نتیجه‌گیری: براساس یافته‌ها استفاده از غوطه‌وری در آب با دمای ˚C 27 به هنگام فعالیت مقاومتی یا پس از آن منجر به پاسخ فزاینده 70HSP‌-e گردید که در صورت تعمیم یافتن به مطالعات انسانی آینده، می‌تواند به ورزشکاران رشته‌هایی همچون کشتی و وزنه‌برداری که ماهیت قدرتی داشته و به محتوای پروتئینی عضلات نیاز بیشتری دارند، به منظور پاسخ‌های محافظتی بیشتر پیشنهاد گردد. واژه‌های کلیدی: پروتئین شوک گرمایی، غوطه‌وری در آب، فعالیت مقاومتی
محسن محمدنیا احمدی، حمید رجبی، همایون مهروانی،
دوره 7، شماره 13 - ( سال هفتم/ شماره 1/ پیاپی 13/ بهار و تابستان 1394 )
چکیده

مقدمه و هدف: استفاده از غوطه¬وری در آب سرد که یکی از روش¬های مورد توجه در بازیافت ورزشی محسوب می¬شود، با چالش¬هایی همچون محدودیت پاسخ 70 HSPبه فعالیت ورزشی به دلیل کاهش دمای بدن مواجه می¬باشد. بدین منظور پژوهش حاضر درصدد تعیین تأثیر غوطه¬وری در آب هنگام اجرای فعالیت بر محتوای پلاسمایی پروتئین شوک گرمایی (eHSP70) پس از 8 هفته تمرین مقاومتی در موش¬های صحرایی نر خواهد بود. 
روش¬شناسی: بدین منظور 32 موش صحرایی نر نژاد اسپراگ-داولی (8 هفته¬ای) بطور تصادفی به چهار گروه 1-¬ کنترل (وزن 8/19±228/5گرم)، 2-¬ تمرین مقاومتی (وزن 6/5±217/26گرم)، 3- تمرین مقاومتی و غوطه¬وری در آب با دمای ˚C 27 (وزن 5/55±225/12گرم) و 4- تمرین مقاومتی و غوطه¬وری در آب  ˚C 14 (وزن 9/5±226/45گرم) تقسیم شدند. تمرین مقاومتی در هر جلسه شامل 3 نوبت 5 تکراری بالا رفتن از نردبان 120 سانتیمتری بود که از طریق اتصال کیسه¬ای محتوی وزنه¬ای معادل درصدی از وزن بدن (که تدریجاً افزایش می¬یافت) به دم حیوان انجام می¬شد. در فاصله استراحتی بین نوبت¬ها و در پایان نوبت سوم (2 دقیقه غوطه¬وری و 2 دقیقه استراحت)، موش¬های گروه¬های 3 و 4 به ترتیب درون استخر آبی با دمای ˚C 27 و ˚C 14 قرار می¬گرفتند. این روند، 3 روز در هفته و طی 8 هفته تکرار شد. خون¬گیری (به میزان 5/1 سی¬سی) به دنبال 14-12 ساعت ناشتایی شبانه و 24 ساعت پس از آخرین جلسه فعالیت مقاومتی از ورید دمی انجام شد و مقادیر eHSP70 با استفاده از روش الایزا سنجیده شد. داده¬ها با استفاده از روش آنوای یک¬طرفه و در سطح معنی¬داری 05/0 تحلیل شد. 
یافته¬ها: نتایج  حاکی از کاهش eHSP70 در هر سه گروه تجربی نسبت به گروه کنترل بود، هر چند این کاهش در گروه تمرین مقاومتی (0/006≥P) و تمرین مقاومتی و غوطه¬وری در آب سرد (0/013≥P)، معنی¬دار بود. 
بحث و نتیجه¬گیری: براساس یافته¬ها استفاده از غوطه¬وری در آب با دمای 27 درجه سانتی گراد به هنگام فعالیت مقاومتی یا پس از آن، از کاهش محتوای پلاسمایی HSP70 ممانعت می¬نماید که در صورت تعمیم یافتن به مطالعات انسانی آینده، می¬توان استفاده از غوطه¬وری در آب با دمای 27 درجه سانتی گراد را به ورزشکاران رشته-هایی همچون کشتی و وزنه¬برداری که ماهیت قدرتی داشته و به محتوای پروتئینی عضلات نیاز بیشتری دارند، به منظور پاسخ¬های محافظتی بیشتر، پیشنهاد نمود.   


امیرعباس منظمی، حمید رجبی، وحید شهبازی ندر،
دوره 7، شماره 14 - ( سال هفتم / شماره 2 / پیاپی 14 / پاییز و زمستان 1394 )
چکیده

چکیده
مقدمه و هدف: تمرین با شدت بالا موجب افزایش بیان ژن¬های MCTs وNHEs  و NBCs  می¬شود اما اثر تمرین استقامتی بر بیان ژن¬های NHEs  و NBCs مشخص نیست. بنابراین هدف از تحقیق حاضر تعیین اثر تمرین استقامتی بر بیان ژن¬های مبادله¬گر سدیم هیدروژن1 (NHE1) وهم¬انتقال¬دهنده سدیم بی¬کربنات 1 (NBC1) در عضله قلبی رت بود.
روش¬شناسی: بدین منظور تعداد 20 رت نژاد ویستار نر در سن چهار ‏هفتگی با میانگین وزن 9/8±93/7 گرم انتخاب و به طور تصادفی به دوگروه کنترل (10 سر رت)  و تمرینی (10سر رت) تقسیم شدند. تمرین استقامتی ‏‏(دویدن روی نوار گردان جوندگان، شروع با 20 متر بر دقیقه تدریجاً به 30 متر بر دقیقه در هفته ‏آخر) به مدت هفت هفته، بر گروه تمرینی اعمال شد. میزان بیان ژن mRNA ن (  NHE1وNBC1) از طریق تکنیک Real time-PCR انجام گرفت. از آزمون آماری t  مستقل و از نرم افزار (REST(permutation test‏ جهت تعیین معنی‌‏دار بودن تفاوت متغیرها ‎‏استفاده گردید. 

یافته¬ها: یافته‌های تحقیق نشان داد بیان ژن mRNA NHE1 عضله قلبی در گروه تمرین¬کرده 80 درصد نسبت به گروه کنترل افزایش داشت و این افزایش معنی¬دار بود (0/05>P).‏ همچنین میزان بیان ژن mRNA  NBC1  گروه تمرینی نسبت به گروه کنترل 50 درصد افزایش داشت اما این افزایش معنی¬دار نبود (0/05>P).‏ 
بحث و نتیجه¬گیری: در مجموع نتایج تحقیق نشان داد که تمرین استقامتی موجب افزایش بیان ژن mRNAن   ( NHE1 وNBC1) در گروه تمرینی می¬شود و این الگوی افزایش بیان ژن مختص ترانسپورترهایی است که از لحاظ متابولیکی نقش مهم¬تری را در تنظیم و نگهداری pH درون سلولی در عضله قلب بر عهده دارند.

واژه¬های کلیدی: تنظیم pH درون سلولی ، بیان ژن ، مبادله‌گر سدیم هیدروژن، هم¬انتقال¬دهنده سدیم¬بی‌کربنات، تمرین استقامتی. 


حسن مهرعلیان، حمید رجبی، محمد رضا دهخدا، حمید ایراندوست،
دوره 8، شماره 16 - ( سال هشتم/ شماره 2/ پیاپی 16/ پاییز و زمستان 1395 )
چکیده

مقدمه و هدف: تمرین مقاومتی ویژه کارایی بیشتری دارد. هدف از این تحقیق تعیین اثر ترکیب تمرین مقاومتی ویژه و معمول شنا بر عملکرد و عوامل ضربه‌ای شنای کرال سینه نوجوانان پسر بود.
روش‌شناسی: 17 شناگر برتر پسر رقابت‌کننده در سطح استان و کشور (سن؛ 77/2 ± 15/13 سال، سابقۀ تمرین؛ 44/0± 34/2 سال) به دو گروه ترکیب تمرین مقاومتی ویژه و معمول  (8n=) وگروه تمرینات معمول (9n=) تقسیم شدند. پیش آزمون و پس آزمون شامل رکورد 100،25 متر کرال سینه، عوامل ضربه‌ای (طول ضربه و تواتر ضربه)، حداکثر نیروی پیشران و قدرت عضلات پنجه دست بود. هر جلسه بعد از گرم کردن، گروه ترکیب تمرین مقاومتی ویژه و معمول  با یدک شناور 8 تکرار 25 متری را با حداکثر سرعت شنا می‌کرد و گروه تمرینات معمول همین کار را بدون یدک انجام می‌داد. پس از این مرحله، تمرینات دو گروه کاملاً یکسان انجام می‌شد. طول دوره تمرین 4 هفته بود. از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری برای بررسی تفاوت‌های بین‌گروهی استفاده شد.
یافته­ ها: یافته‌ها نشان داد که در گروه ترکیب تمرین مقاومتی ویژه و معمول افزایش معنی‌داری در عملکرد 100 متر، تواتر ضربه در فاصله‌های 5 تا 20 متر و 80 تا 95 متر وکاهش معنی‌داری در طول ضربه در فاصله 80 تا 95 متر نسبت به گروه تمرینات معمول مشاهده گردید (05/0 p ≤). اما تفاوت معنا‌داری در سایر موارد دیده نشد (0/05 p ≥).
بحث و نتیجه­ گیری: این یافته‌ها نشان داد که ترکیب تمرین مقاومتی ویژه و معمول با وسیله طراحی شده باعث افزایش عملکرد در مسافت‌های طولانی‌تر می‌شود و این افزایش با تغییراتی از جمله افزایش تواتر ضربه و کاهش طول ضربه در فواصل پایانی شنا همراه است.  
 
ندا خالدی، مهشید عقیلی، حمید رجبی، حسین عسکری،
دوره 10، شماره 18 - ( سال نهم/ شماره 2/ پیاپی 18/ پاییز و زمستان 1396 )
چکیده

زمینه و هدف:  دیابت‌ملیتوس‌ ناهنجاری‌ متابولیکی است‌ که همراه با نوروپاتی، عوارض کلیوی، بیماری قلبی و عروق‌ محیطی، تصلب شرایین، فشارخون بالا‌ و التهاب سیستمی است. امروزه استفاده از تمرین های تناوبی شدید و مقاومتی فزاینده برای درمان بیماری‌های متابولیکی مانند دیابت که تحمل قند و انسولین خون نقش بسزایی در کاهش عوارض آن دارد، در بین مردم رواج یافته است، لذا هدف از پژوهش  حاضر بررسی تأثیر یک دوره تمرین تناوبی شدید و مقاومتی فزاینده بر میزان تغییرات بیان ژن تمایز میلوئید 88 و سطوح سرمی  TNF-α بود.
 مواد و روش‌ها: 72 سر رت 6 هفته ای با میانگین وزنی 150 گرم بصورت تصادفی به شش گروه 12 تایی : گروه کنترل (C)، گروه دیابت (D)، گروه دیابت-تمرین تناوبی شدید (DIT)، گروه تمرین تناوبی شدید (HIIT)، گروه دیابت- تمرین مقاومتی فزاینده (DRT) و گروه تمرین مقاومتی فزاینده ( RT) تقسیم شدند. 6 هفته تمرین تناوبی شدید و مقاومتی فزاینده 3 روز در هفته  انجام شد. بیان ژن با تکنیک Real-Time PCR و محاسبه تغییرات با استفاده از روش CTΔΔ- 2 صورت گرفت. سطوح سرمی TNF-α نیز به روش الایزا اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از آزمون فیشر و مانوا درسطح معناداری (01/0p≤) تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ‌ها و نتیجه‌ ‌گیری: یافته های پژوهش ، افزایش معنادار بر میزان تغییرات هر دو فاکتور مورد سنجش بیان ژن تمایز میلوئید 88 و سطوح سرمی TNF-αرا نشان داد. درنتیجه، تمرین تناوبی شدید و مقاومتی فزاینده ازطریق فعال کردن مسیر و سازوکارهای سلولی مولکولی موجب کاهش اثرات منفی ناشی از بیماری آسیب عضله قلب دیابتی میشود.
رضا قراخانلو، حمید رجبی، آزاده ظروفی، حمید آقاعلی نژاد،
دوره 19، شماره 19 - ( سال دهم/ شماره 1/ پیاپی 19/ بهار و تابستان 1397 )
چکیده

مقدمه و هدف: هدف پژوهش حاضر توصیف نیمرخ پیکری (ترکیب بدنی، تیپ بدنی) و فیزیولوژیکی رویینگ‌کاران نخبه زن و مرد ایرانی و مقایسه با چند کشور دیگر بود که در راستای کمک به فرآیند استعدادیابی در کشور و بررسی وضعیت ملی ­پوشان ایرانی انجام شد. به همین منظور 25 قایقران سبک وزن و سنگین وزن تیم ملی ایران (18 نفر آقایان و 7 نفر بانوان) اعزامی به مسابقات آسیایی گوانجو 2010 مورد ارزیابی قرار گرفتند.
روش‌شناسی: نیمرخ پیکری بر اساس دستورالعمل ایساک شامل قد، وزن، پنج نقطه محیط اندام، دو پهنای استخوان بازو و ران به اضافه قد نشسته و طول دو دست بود. متغییرهای ترکیب بدنی شامل وزن، درصد چربی و BMI بوده و متغییرهای فیزیولوژیکی هوازی(HRVO2max, Pmax, Vo2max) و بی­ هوازی (حداکثر توان نسبی و مطلق بالاتنه و پایین تنه) نیز اندازه­ گیری شد. از آمار توصیفی به منظور توصیف داده­ های پژوهش استفاده شد.
یافته­ ها: نتایج پژوهش نشان داد که در تمام ویژگی­های پیکرسنجی، تیپ بدنی، شاخص های فیزیولوژیکی بین گروه مردان و زنان سبک و سنگین وزن اختلاف معناداری وجود داشت(0.05/≥P) و تنها در شاخصHRVO2max  در گروه سنگین وزن اختلاف معنادار نبود.                
بحث و نتیجه‌گیری: بر اساس پژوهش حاضر مشاهده شد که ملی ­پوشان ایرانی به لحاظ پیکری نسبت به فیزیولوژیکی در جایگاه مناسب‌تری قرار دارند، هرچند که در شاخص­ های فیزیولوژیکی هم در مقایسه با سایر پژوهش­ ها در خارج کشور در وضعیت مطلوبی قرار دارند، به نظر می­ رسد با بهبود و تغییر در کمیت و کیفیت برنامه ­های تمرینی ملی­ پوشان می‌توان به هرچه بیشتر شدن تعداد مدال‌های جهانی کمک کرد، زیرا نشان داده شده که ملی پوشان به لحاظ ویژگی­ های پیکری و فیزیولوژیکی در جایگاه مناسبی قرار دارند. لذا بهبود کیفیت تمرین باعث افزایش تاثیر قابلیت‌های جسمانی مناسب ورزشکاران در بهبود رکوردهای قایقرانان خواهد شد.


دکتر حمید رجبی، آقا محمد رحیمی، خانم سهیلا بینا باجی، دکتر عارف باسره،
دوره 26، شماره 26 - ( سال سیزدهم/ شماره 2/ پیاپی 26/ پاییز و زمستان 1400 )
چکیده

مقدمه و هدف: اختلال در شاخص نسبت نوتروفیل به لنفوسیت (NLR) و تعداد پلاکت­ های خونی و ماندگاری آن یکی از عوارض بیماری کووید-19 می‌باشد. تمرین ورزشی دارای فشار متابولیکی و مکانیکی (تمرین ترکیبی) مناسب، یک عامل تنظیمی برای شاخص NLR و باعث افزایش پلاکت‌ها می­ شود. هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر یک دوره تمرین ترکیبی در دوران ریکاوری  بر شاخص NLR و پلاکت خون افراد بهبودیافته از بیماری کووید-19 بود.
مواد و روش ها: تعداد 27 فرد بهبود یافته از بیماری کووید-19 با میانگین سنی 7±35 سال و شاخص توده بدنی 3.18±48.26 کیلوگرم بر متر مربع به روش منطبق در دو گروه تمرین ترکیبی (14 نفر) و گروه کنترل (13 نفر) قرار گرفتند. افراد گروه تمرین 3 جلسه در هفته، به مدت 8 هفته تمرینات ترکیبی را اجرا کردند. یک روز قبل از اولین جلسه تمرین و 24 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین در هفته­‌های چهارم و هفته هشتم نمونه خون از آزمودنی­ ها گرفته شد و برای تجزیه و تحلیل داده­ ها از روش آماری آنوا با اندازه­ گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معنی­ داری (0.05>P) استفاده شد.
یافته‌ها: میزان شاخص NLR و پلاکت خون پس از 8 هفته تمرین ترکیبی گرچه بهبودی نسبی یافتند، اما از نظر آماری معنادار نشدند. آزمون بونفرونی نشان داد بین تمامی هفته­ ها اثر زمان معنادار بوده است (0.0.5>P). همچنین تغییرات وزن و شاخص توده­ بدنی بهبود غیرمعناداری را نشان داد (0.05<P).
بحث و نتیجه‌گیری: به نظر می­ رسد تمرین ورزشی ترکیبی تا حدودی می­ تواند سبب تقویت و تسریع برگشت سیستم ایمنی بدن به وضعیت طبیعی آن در افراد بهبودیافته از بیماری کووید-19 شود.

 

آرزو مهرانیان، بهروز عبدلی، علی مالکی، حمید رجبی،
دوره 26، شماره 26 - ( سال سیزدهم/ شماره 2/ پیاپی 26/ پاییز و زمستان 1400 )
چکیده

مقدمه و هدف: با افزایش سن، سازگاری­های عصبی - عضلانی کاهش و میزان سقوط افراد افزایش می­یابد. تجزیه و تحلیل الگوهای زمانی سینرژی عضلات می­ تواند چارچوب مفیدی را برای توصیف و تفسیر سازگاری سیستم عصبی - عضلانی فراهم آورد. لذا هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر تمرین مقاومتی ناپایدار همراه با محدودیت جریان خون بر الگوهای زمانی و تعداد سینرژی عضلانی سالمندان با سابقه افتادن درحین راه رفتن بود.
مواد و روش ­ها: 27 مرد سالمند (1.5±62 سال) با سابقه افتادن به صورت تصادفی در سه گروه تمرین مقاومتی ناپایدار بدون محدودیت جریان خون، تمرین مقاومتی ناپایدار با محدودیت جریان خون و کنترل قرار گرفتند. برنامه تمرینی شامل 4 هفته و هر هفته سه جلسه تمرین اسکات با وزن بدن روی سطح ناپایدار بود. قبل و بعد از مداخله، سیگنال­ های الکترومیوگرافی از هشت عضله اندام تحتانی در حین راه رفتن برای استخراج تعداد سینرژی، میزان به­ کارگیری عضلات، مدت زمان به­ کارگیری عضلات و ثبات و پایداری فرمان­ های عصبی ثبت گردید. برای تحلیل داده ­ها از آزمون کروسکال-والیس، آزمون جفت شده ویلکاکسون و تحلیل کوواریانس با آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد (0.05>P).
یافته­ ها: نتایج نشان داد که اگرچه در تعداد سینرژی عضلانی بین گروه کنترل با گروه تمرین مقاومتی روی سطح ناپایدار با محدودیت جریان خون (0.002=P) و بدون محدودیت جریان خون (0.013=Pتفاوت معنادار آماری وجود دارد؛ ولیکن بین دو گروه تمرینی تفاوت معنی­دار آماری مشاهده نشد (0.23=P). هم­چنین میزان به­ کارگیری عضلات و مدت زمان به­ کارگیری عضلات در هر دو گروه تمرین با محدودیت جریان خون (0.0001=P) و بدون محدودیت جریان خون (0.0001=P) کاهش یافته است. تفاوت معنی­ دار آماری تنها در متغیر پایداری فرمان­ های عصبی بین دو گروه تمرین با و بدون محدودیت جریان خون  مشاهده شد (0.005=P).
بحث و نتیجه­ گیری: تمرینات مقاومتی ناپایدار همراه با محدودیت جریان خون تنها منجر به بهبود شاخص پایداری فرمان­ های عصبی حین راه رفتن نسبت به تمرینات مقاومتی ناپایدار بدون محدودیت جریان خون در افراد مسن با سابقه افتادن می­ گردد.


صفحه 1 از 1     

Persian site map - English site map - Created in 0.07 seconds with 38 queries by YEKTAWEB 4447