[صفحه اصلی ]   [Archive]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
نویسندگان محترم لطفا قبل از ارسال مقاله حتما مشاهده بفرمایید::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..

جستجو در مقالات منتشر شده


8 نتیجه برای توفیقی

اصغر توفیقی،
دوره 2، شماره 3 - ( سال دوم، شماره 3، بهار وتابستان 1389 1389 )
چکیده

مقدمه: تأمین مناسب اسید آمینه های شاخه دار برای تثبیت عملکرد دستگاه ایمنی ضروری است. با این حال برخی از جنبه های مصرف اسید آمینه های شاخه دار و تأثیر آن بر عملکرد ایمنی ناشناخته مانده و یا مطالعه نشده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر مصرف مکمل اسید آمینه‌ی شاخه دار بر عملکرد دستگاه ایمنی و مرحله‌ی حاد لکوسیتوز به دنبال فعالیت ورزشی وامانده ساز در مردان غیرفعال انجام شد. مواد و روش ها: 20 دانشجوی مرد غیرفعال در دو گروه مکمل و دارونما مورد مطالعه قرار گرفتند. آزمودنی ها 2 ساعت قبل از فعالیت دارونما یا مکمل اسید آمینه های شاخه دار را به میزان 210 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن دریافت نمودند؛ سپس نیم ساعت بعد از آخرین وهله‌ی مصرف مکمل با 75 درصد توان هوازی بیشینه تا مرحله‌ی واماندگی روی چرخ کارسنج شروع به فعالیت کردند. نمونه های خونی جهت سنجش گلوتامین،کراتین کیناز و سلول های سفید خون بعد از خوردن آخرین وهله ی مکمل و یا دارونما و درست قبل از انجام فعّالیّت و بلافاصله بعد از انجام فعّالیّت از محل ورید بازویی گرفته شد. یافته ها: بر طبق نتایج آزمون تی همبسته افزایش معناداری در میانگین تغییرات لکوسیت های پلاسمایی در هر دو گروه مکمل (05/0 >P) و دارونما (001/0 >P) دیده شد. نتایج آزمون تی مستقل نیز نشان داد که دامنه ی این تغییرات به شکل معناداری در گروه مکمل کمتر ازگروه دارونما بود (05/0 >P). همچنین بر طبق نتایج آزمون تی مستقل افزایش معنادار کراتین کیناز و کاهش بیشتر گلوتامین نیز تنها در گروه دارونما دیده شد و زمان رسیدن به خستگی نیز در گروه مکمل در مقایسه با گروه دارونما به شکل معناداری دیرتر اتفاق افتاده بود (05/0 >P). نتیجه گیری: بر طبق نتایج پژوهش حاضر به نظر می رسد مصرف مکمل اسید آمینه ی شاخه دار با کاهش شاخص آسیب عضلانی و حفظ غلظت گلوتامین پلاسمایی مانع از تشدید لکوسیتوز شده و پاسخ ایمنی را به شکل بهینه ای تنظیم می کند.
اصغر توفیقی، اصغر جواد طلوعی،
دوره 3، شماره 5 - ( سال سوم ، شماره 5 ،بهار و تابستان 1390 1390 )
چکیده

مقدمه: در چند دهه اخیر روش‌های مختلفی جهت تقویت توان و قدرت انفجاری عضلات اندام تحتانی در بازیکنان والیبال به منظور افزایش پرش عمودی به‌کارگرفته‌شده است. هدف: پژوهش حاضر بررسی تأثیر برنامه تمرینی ارتعاش کل بدن و برنامه تمرین پلایومتریک بر میزان پرش عمودی بازیکنان والیبال مرد جوان بود. روش شناسی: تعداد 20 بازیکن والیبال در رده جوانان باشگاه پیکان تهران انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه ده نفره‌‌ تمرینات ارتعاش کل بدن ( 4 هفته) و تمرینات پلایومتریک (8 هفته) قرار گرفتند. عملکرد بازیکنان والیبال در پرش عمودی ، توسط آزمون پرش عمودی سارجنت اندازه-گیری شد. نتایج پیش آزمون و پس آزمون با استفاده از آزمون آماری t همبسته (در هر گروه) و مستقل (بین دو گروه) تجزیه و تحلیل شد. یافته‌ها : نتایج تحلیل آماری نشان داد انجام 8 هفته برنامه تمرینی پلایومتریک و4 هفته برنامه تمرینی ارتعاش کل بدن به شکل معناداری میزان پرش عمودی را در بازیکنان جوان باشگاهی افزایش می‌دهد (0001/0>P). همچنین نتایج آزمون t مستقل نیز نشان داد که در میانگین تغییرات پرش عمودی بین گروه پلایومتریک و ارتعاش کل بدن تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0P>). بحث و نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش حاضر نشان داد که تمرین ارتعاش کل بدن می تواند به عنوان یکی از شیوه های نوین تمرینی در مقایسه با سایر روش‌های معمول در بازه زمانی کوتاهتری باعث افزایش قدرت و توان انفجاری عضلات اندام تحتانی در بازیکنان والیبال شود و میزان پرش عمودی آنها را افزایش دهد.


اصغر توفیقی، سمانه داستاه، سولماز بابایی،
دوره 3، شماره 6 - ( سال سوم ، شماره 6 ، پاییز و زمستان 1390 1390 )
چکیده

مقدمه و هدف: دیابت یکی از شایع‌ترین بیماری‌های غدد درون ریز است که مشخصه آن افزایش مزمن قند خون و اختلال در متابولیسم کربوهیدرات، چربی و پروتئین می‌باشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر 12 هفته تمرین در آب بر مقادیر HbA1C، RBP4، انسولین، گلوکز و نیمرخ لیپیدهای سرم زنان مبتلا به دیابت نوع 2 می‌باشد. روش‌شناسی: 20 نفر از بین زنان یائسه مبتلا به دیابت نوع 2 شهرستان مرند با دامنه سنی 60-50 سال به روش غیر احتمالی انتخاب و بصورت تصادفی در دو گروه تجربی (10 نفر) و گروه شاهد (10 نفر) تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت 12 هفته (3 جلسه در هفته) تمرینات هوازی در آب را با شدت 60 تا 75 درصد ضربان قلب بیشینه انجام داد. گروه شاهد در طول دوره پژوهش هیچ گونه فعالیت بدنی نداشت. نمونه‌های خونی در حالت ناشتا قبل و بعد از تمرین برای هر دو گروه بدست آمد. مقادیر HbA1C، RBP4 و انسولین توسط روش الایزا و گلوکز و نیمرخ‌های لیپیدی با روش کالریمتری آنزیمی اندازه گیری شد. برای محاسبه شاخص مقاومت انسولینی از روش HOMA-IR استفاده شد. تحلیل داده‌ها در سطح خطای آلفای 5 درصد و توسط ‌نرم‌افزارSPSS نسخه 18 انجام شد. یافته‌ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد پس از 12 هفته برنامه تمرینی، سطوح گلوکز، نیمرخ لیپیدی، HbA1C و RBP4 بطور معناداری کاهش یافت؛ همچنین مقاومت انسولینی در گروه تجربی کاهش معناداری را نشان داد (05/0 < P). سطوح انسولین سرم نیز افزایش داشت با این‌حال این افزایش معنادار نبود (05/0> P). بحث و نتیجه گیری: برطبق نتایج پژوهش حاضر تمرینات هوازی در آب با تغییرات شاخص‌های خونی و هورمونی اثر شبه انسولینی خود را در زنان یائسه مبتلا به دیابت نوع 2 نشان داد.


اصغر توفیقی، صبا حمزه زاده،
دوره 4، شماره 8 - ( سال چهارم / شماره 2 / پیاپی 8 / پاییز و زمستان 1391 1391 )
چکیده

مقدمه:‌ ویسفاتین پروتین مترشحه از بافت چربی است، مطالعات ارتباط مستقیم بین سطوح ویسفاتین پلاسما و دیابت نوع 2 را نشان داده‌اند، اما تاثیر تمرینات ورزشی بر سطوح این هورمون نامشخص است. هدف تحقیق حاضر، بررسی تغییرات ویسفاتین پلاسما و شاخص‌های متابولیکی به دنبال تمرین هوازی در زنان مبتلا به دیابت نوع‌‌‌2 بود. مواد و روش‌ها:40 نفر زن مبتلا به دیابت نوع 2 (میانگین سنی 26/5±88/58 سال و شاخص توده بدنی 69/3±25/32 کیلوگرم/مترمربع)، به شیوه‌ی در دسترس و با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی به 2 گروه تقسیم شدند.20 آزمودنی در گروه هوازی(12 هفته، 3 جلسه/هفته، 50-20 دقیقه و با شدت 60 تا 80 درصد ضربان قلب بیشینه) و 20 نفر در گروه کنترل (فاقد هر گونه فعالیت بدنی) قرارگرفتند. نمونه‌های خونی قبل و بعد از 12 هفته مداخله جمع‌آوری و جهت بررسی سطوح پلاسمایی ‌ویسفاتین، انسولین، هموگلوبین‌گلیکوزیله(HbA1c)،گلوکز، تری‌گلیسیرید(TG)، کلسترول(CHOL)، لیپوپروتین با دانسیته بالا(HDL-c) و لیپوپروتین با دانسیته پایین(LDL-c) مورد استفاده قرار گرفت. داده‌های بدست‌ آمده با از نرم افزار SPSS نسخه 21 و با سطح معنی‌داری 05/0> α تجزیه و تحلیل شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که 12 هفته تمرین هوازی موجب کاهش معنی‌دار ویسفاتین،گلوکز، HbA1c، CHOL،TG و LDL-c شد. هم‌چنین شاخص‌های وزن، درصد چربی، شاخص‌توده بدنی و نسبت محیط کمر به لگن در گروه هوازی نسبت به گروه کنترل کاهش معنی‌داری داشت. نتیجه‌گیری: کاهش معنی‌دار ویسفاتین پلاسما به دنبال تمرین هوازی احتمالا ناشی از کاهش مقادیر شاخص‌های تن‌سنجی و بهبود شاخص‌های گلیسمی و نیمرخ لیپیدی است.
نیلوفر زارعی، اصغر توفیقی،
دوره 5، شماره 9 - ( سال پنجم / شماره 1 / پیاپی 9 / بهار و تابستان 1392 1392 )
چکیده

هدف: هدف این پژوهش، بررسی مقایسه اثر دو شیوه تمرین تناوبی و تداومی بر عملکرد محور هورمون رشد و فاکتور رشد شبه انسولین یک می‌باشد. روش شناسی: 36 آزمودنی چاق غیرفعال به طور تصادفی به سه گروه 12 نفره، تمرین تناوبی (با میانگین سن 27/2±58/23 سال، شاخص توده بدنی 33/0±60/30 کیلوگرم متر مربع، درصد چربی 33/0±59/35 درصد) و گروه تداومی (با میانگین سنی 84/2±41/25 سال، شاخص توده بدنی 55/0±51/30 کیلوگرم متر مربع، درصد چربی 47/0± 54/35 درصد) و گروه کنترل (با میانگین سن 4/2±22سال، شاخص توده بدنی 51/0±54/30 کیلوگرم متر مربع، درصد چربی 64/0±49/35 درصد) تقسیم شدند. برنامه تمرین تناوبی و تداومی شامل دویدن باشدت 75-60 درصد ضربان قلب بیشینه به مدت 8 هفته وهر هفته 3 جلسه بود. تجزیه و تحلیل آماری داده‌ها با استفاده از آزمون t- زوجی و واریانس یک طرفه، در سطح معناداری 05/0P< انجام گرفت. یافته‌ها: این پژوهش نشان داد که در گروه تناوبی و تداومی سطوح GH و IGF-1 سرمی به طور معنی‌داری افزایش یافت. همچنین میزان درصد چربی بدن در هر دو گروه به طور معنی‌داری کاهش یافت (05/0P<). تغییرات سطوح GH و BMI و درصد چربی بدن در پس آزمون گروه‌های تناوبی، تداومی و کنترل معنی‌دار بود (05/0P<)، ولی سطوح IGF-1 در پس آزمون گروه‌ها معنی دار نبود. بحث و نتیجه‌گیری: نتایج تحقیق حاضر نشان داد که تمرین تداومی باعث افزایش بیشتر سطح هورمون رشد شده و به تنظیم تعادل وزن منجر می‌شود. واژه‌های کلیدی: هورمون رشد، فاکتور رشد شبه انسولینی1، تمرین تناوبی، تمرین تداومی
اصغر توفیقی، سولماز بابایی،
دوره 5، شماره 10 - ( سال پنجم/ شماره 2/ پیاپی 10/ پاییز و زمستان 1392 1392 )
چکیده

مقدمه و هدف: پروتیین انتقال دهنده غشایی ABCG1 ATP Binding Cassette transporter G1)) به عنوان یک واسطه کلیدی در تحویل کلسترول از ماکروفاژهای غنی از لیپید به آپو لیپوپروتیین A است که یکی از مراحل انتقال معکوس کلسترول در بدن و مرحله قطعی در جلوگیری از آترواسکلروز می باشد. افزایش بیان ABCG1 ممکن است مانع از تشکیل ماکروفاژهای غنی از لیپید شود و به دنبال آن خطر بروز آترواسکلروز کاهش یابد. نتایج مطالعات به روشنی نشان می‌دهد که انتقال دهندهABCG1 مسئول ساخت و فرم‌دهی ذرات HDL-C بوده و به همین دلیل در جلوگیری از گسترش بیماری قلبی عروقی نقش دارد. هدف از تحقیق حاظر بررسی اثر دوازده هفته تمرین منظم ورزشی بر بیان ژنی ABCG1 در زنان چاق کم تحرک می‌باشد. روش‌ شناسی: 36 زن سالم در تحقیق شرکت کردند و بطور تصادفی در دو گروه شاهد (18 نفر) و گروه تجربی ( 18 نفر) با (دامنه سنی 35-30 و شاخص توده بدنی بزرگتر از 30(کیلوگرم بر متر مربع)) ، تقسیم شدند. برنامه تمرین ورزشی 12 هفته با شدت 75-65 درصد ضربان قلب ذخیره بود این تمرینات سه جلسه در هفته و هر جلسه به مدت 60-55 دقیقه اجرا شد. از تمامی آزمودنی ها در 48 ساعت قبل و بعد از انجام برنامه تمرینی خون‌گیری به عمل آمد. بررسی بیان mRNAژن ABCG1 آزمودنی‌ها با استفاده از روش Semi-quantitative-RT-PCR انجام شد. و اطلاعات به وسیله آزمون تی تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که گروه تجربی، در نتیجه تمرین افزایش معنی داری در بیان mRNA ژن ABCG1 در مقایسه با گروه شاهد تجربه کردند. بحث و نتیجه گیری: بر اساس یافته های تحقیق حاضر می‌توان چنین نتیجه‌گیری کرد که تمرین‌ هوازی می‌تواند با افزایش در بیان mRNA ژن ABCG1 زنان چاق نقش مؤثری در پیشگیری از بیماری های قلب و عروق داشته باشد. واژه های کلیدی: ژن ABCG1 ، زنان چاق، تمرینات هوازی
طاهره احمدیان، اصغر توفیقی،
دوره 8، شماره 15 - ( سال هشتم/ شماره 1/ پیاپی 15/ بهار و تابستان 1395 1395 )
چکیده

مقدمه و هدف: هموگلوبین نقش مهمی در انتقال اکسیژن و در نتیجه بهبود عملکرد هوازی دارد. هدف از این پژوهش، تاثیر تمرینات ایروبیک با مصرف اسپیرولینا بر عملکرد هوازی دختران غیر ورزشکار می‌باشد.
روش‌شناسی: 36 نفر از دانشجویان غیر فعال به طور تصادفی در چهار گروه ورزش+اسپیرولینا (با میانگین سنی3/2±5/27 سال) ورزش+شبه‌دارو (با میانگین سنی 1/3±6/27 سال) اسپیرولینا (با میانگین سنی 2/1±2/28 سال) و شبه‌دارو (با میانگین سنی 4/2±4/27 سال) مورد مطالعه قرار گرفتند. از آزمودنی‌ها قبل از تمرین، نمونه خون و تست نوارگردان بالک گرفته شد. سپس آزمودنی‌های گروه ورزش+اسپیرولینا و ورزش+دارونما روزانه دو عدد قرص 500 میلی‌گرمی اسپیرولینا و شبه‌دارو را به مدت شش هفته مصرف نمودند و هفته‌ای سه جلسه در فعالیت هوازی ایروبیک شرکت کردند. گروه‌های اسپیرولینا و دارونما نیز به روش فوق قرص اسپیرولینا و شبه‌دارو را مصرف کردند؛ سپس مجدداً مرحله‌ی دوم خون‌گیری و تست بالک به عمل آمد. جهت فرض طبیعی بودن توزیع متغیرها از آزمون آماری تی وابسته و مدل خطی آمیخته استفاده شد و تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار SPSS 16 در سطح الفای 5% شکل گرفت.
یافته­ها: شش هفته تمرینات ایروبیک با مصرف اسپیرولینا موجب افزایش معنادار در عملکرد هوازی افراد شرکت‌کننده شد (P<0.05) اما بر میزان شاخص هموگلوبین تأثیر معناداری نداشت (P<0.05).
بحث و نتیجه­گیری: اسپیرولینا منجر به تغییرات مثبت در عملکرد هوازی افراد شرکت کننده شد و تغییرات ایجاد شده در اثر مصرف اسپیرولینا با ورزش به مراتب بیشتر از مصرف اسپیرولینا یا ورزش به تنهایی بود.  

اصغر توفیقی، بهنام محمدی توپوز آبادی،
دوره 8، شماره 16 - ( سال هشتم/ شماره 2/ پیاپی 16/ پاییز و زمستان 1395 1395 )
چکیده

مقدمه و هدف: تغییر فنوتیپ بافت چربی در اثر تمرینات ورزشی تئوری جدیدی است که اخیرا مطرح شده است و هورمون آیریزین که در سال 2012 کشف گردیده است در این عمل نقش مهمی ایفا می­کند. با این وجود شناسایی سازوکار مولکولی آن در حال بررسی است. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر تمرین تناوبی شدید (HIIT) بر میزان آیریزین پلاسما، پروتئین جفت نشده -1 (UCP-1) چربی زیر پوستی و شاخص مقاومت انسولینی در رت­های نر چاق است.
روش‌شناسی: در این مطالعه 14 سر رت چاق شده با رژیم غذایی پرچرپ به 2 گروه تمرین تناوبی شدید (n=7) و کنترل (n=7) تقسیم شدند. پروتکل تمرینی شامل 8 هفته تمرین تناوبی شدید(HIIT) 5 جلسه در هفته و به صورت وهله های تمرینی با شدت 80-85 درصد حداکثر سرعت به مدت 2 دقیقه و با دوره های استراحتی فعال 1 دقیقه ای بود که از 6 وهله تمرینی در هفته اول به 12 وهله تمرینی در هفته اخر رسید. از روش ELISA برای اندازه­گیری آیریزین، انسولین و گلوکز پلاسما و UCP-1 چربی زیر پوستی استفاده گردید. از آزمون t مستقل برای تحلیل داده­ها استفاده شد و سطح معنی­داری 05/0P≤ در نظر گرفته شد­.
یافته­ها: تجزیه و تحلیل داده­ها نشان داد که آیریزین پلاسما و UCP-1 چربی زیر پوستی در اثر 8 هفته تمرین تناوبی شدید افزایش معنی­دار (04/0P=، 01/0P=) و هم‌چنین شاخص مقاومت به انسولین کاهش معنادار (01/0P=) نسبت به گروه کنترل داشتند.
بحث و نتیجه­گیری: براساس نتایج پژوهش حاضر، به نظر می­رسد 8 هفته تمرین تناوبی شدید (HIIT) با افزیش آیریزین پلاسمایی و UCP-1 چربی زیر پوستی منجر به بهبود مقاومت به انسولین می­شود. 


صفحه 1 از 1     

Persian site map - English site map - Created in 0.17 seconds with 33 queries by YEKTAWEB 3701