[صفحه اصلی ]   [Archive]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
نویسندگان محترم لطفا قبل از ارسال مقاله حتما مشاهده بفرمایید::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..

جستجو در مقالات منتشر شده


19 نتیجه برای تمرین هوازی

رزیتا فتحی، صفرعلی محمدی، الهه طالبی گرکانی، فاطمه رودباری، محمد علی‌نژاد،
دوره 3، شماره 5 - ( 1-1390 )
چکیده

مقدمه: دیابت یک اختلال متابولیک می‌باشد که به دنبال کاهش در ترشح انسولین و یا مقاومت به عمل انسولین ایجاد می‌گردد. امنیتن-1 که به تازگی کشف شده است پروتئینی است که در بافت چرب احشایی بیان شده و ترشح می‌شود که حساسیت انسولینی را افزایش می‌دهد. هدف: هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر یک جلسه تمرین هوازی بر غلظت پلاسمایی امنتین-1 می‌باشد. روش‌ شناسی: در این مطالعه تجربی دیابت بوسیله تزریق تک دوز استرپتوزوتوسین(mg/kg 50) در موش‌ها ایجاد گردید. 40 سر موش صحرایی نر از نژاد ویستار با میانگین وزن 5 ±160 گرم به طور تصادفی به 1 گروه کنترل و 3 گروه تمرینی تقسیم شدند. گروه‌های تمرین برای یک نوبت با سرعت 20 متر در دقیقه به مدت 50 دقیقه روی نوارگردان دویدند. حیوانات در گروه‌های مجزا به ترتیب بلافاصله، 4 ساعت و 24 ساعت پس از فعالیت ورزشی بیهوش شدند و نمونه برداری از آن‌ها انجام شد. در نهایت سطوح پلاسمایی امنتین-1 با روش الایزا اندازه‌گیری شد. یافته‌ها: نتایج تحقیق بیانگرعدم تغییر معنی دار در سطوح پلاسمایی امنتین-1 در تمامی گروه‌های تمرینی در مقایسه با گروه کنترل بوده است. بحث و نتیجه‌گیری: افزایش سطوح پلاسمایی امنتین-1 پس از یک جلسه فعالیت ورزشی در موش‌های صحرایی دیابتی احتمالا به عنوان یک عامل ضد التهابی عمل می‌کند.


محمد فرامرزی، راضیه آقابابا،
دوره 3، شماره 5 - ( 1-1390 )
چکیده

مقدمه: اسید چرب امگا-3 نوعی اسید چرب اشباع نشده است که با افزایش بیان آدیپونکتین در بافت چربی همراه است. هدف این تحقیق بررسی تاثیر مصرف اسید چرب امگا- 3 و فعالیت ورزشی هوازی برغلظت آدیپونکتین و مقاومت به انسولین زنان سالمند بود. روش شناسی: 37 زن سالمند 55-80 سال سالم به طور داوطلبانه انتخاب و به صورت تصادفی به سه گروه تمرینات هوازی(12=n)، تمرینات هوازی به همراه مکمل اسید چرب امگا- 3 (13=n) و گروه کنترل (12=n) تقسیم شدند. فعالیت ورزشی هوازی از نوع ایروبیک موزون با شدت 40 درصد ضربان قلب بیشینه بود که به مدت ۸ هفته و ۳ جلسه در هفته انجام شد. مدت برنامه تمرین در هفته اول بیست دقیقه، در هفته دوم 35 دقیقه، هفته های سوم و چهارم 45 دقیقه و هفته های پنجم و ششم و هفتم و هشتم 60 دقیقه بود.گروه مکمل در طول دوره یک عدد کپسول 3 گرمی امگا-3 در روز دریافت کردند. انسولین و آدیپونکتین با روش ELISA وکیت تخصصی و شاخص مقاومت به انسولین با روش HOMA اندازه گیری شدند. تفاوت درون گروهی با روش t وابسته و تفاوت بین گروهی با تحلیل واریانس یک طرفه ارزیابی شد. یافته ها: نتایج این تحقیق نشان داد وزن و BMI در هر دو گروه تمرین و تمرین به همراه مکمل کاهش یافت که این کاهش در گروه تمرین همراه با اسید چرب امگا-3 معنی دار بود. همچنین، آدیپونکتین در هر دو گروه تجربی افزایش معنی‌داری یافت (گروه تمرین هوازی 03/0p= و گروه تمرین و مکمل001/0 p=). با این حال، در بین گروه‌ها در پس‌آزمون تفاوت معنی‌داری مشاهده نشد. مقاومت به انسولین در هیچ یک از گروهها و در بین گروه‌ها معنی دار نبود. بحث و نتیجه گیری: به طور کلی ، به نظر می رسد انجام فعالیت ورزشی هوازی به همراه مصرف مکمل اسید چرب امگا -3 تاثیر سودمندی بر وضعیت آدیپونکتین و مقاومت به انسولین زنان سالمند داشته باشد.


اصغر توفیقی، سمانه داستاه، سولماز بابایی،
دوره 3، شماره 6 - ( 7-1390 )
چکیده

مقدمه و هدف: دیابت یکی از شایع‌ترین بیماری‌های غدد درون ریز است که مشخصه آن افزایش مزمن قند خون و اختلال در متابولیسم کربوهیدرات، چربی و پروتئین می‌باشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر 12 هفته تمرین در آب بر مقادیر HbA1C، RBP4، انسولین، گلوکز و نیمرخ لیپیدهای سرم زنان مبتلا به دیابت نوع 2 می‌باشد. روش‌شناسی: 20 نفر از بین زنان یائسه مبتلا به دیابت نوع 2 شهرستان مرند با دامنه سنی 60-50 سال به روش غیر احتمالی انتخاب و بصورت تصادفی در دو گروه تجربی (10 نفر) و گروه شاهد (10 نفر) تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت 12 هفته (3 جلسه در هفته) تمرینات هوازی در آب را با شدت 60 تا 75 درصد ضربان قلب بیشینه انجام داد. گروه شاهد در طول دوره پژوهش هیچ گونه فعالیت بدنی نداشت. نمونه‌های خونی در حالت ناشتا قبل و بعد از تمرین برای هر دو گروه بدست آمد. مقادیر HbA1C، RBP4 و انسولین توسط روش الایزا و گلوکز و نیمرخ‌های لیپیدی با روش کالریمتری آنزیمی اندازه گیری شد. برای محاسبه شاخص مقاومت انسولینی از روش HOMA-IR استفاده شد. تحلیل داده‌ها در سطح خطای آلفای 5 درصد و توسط ‌نرم‌افزارSPSS نسخه 18 انجام شد. یافته‌ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد پس از 12 هفته برنامه تمرینی، سطوح گلوکز، نیمرخ لیپیدی، HbA1C و RBP4 بطور معناداری کاهش یافت؛ همچنین مقاومت انسولینی در گروه تجربی کاهش معناداری را نشان داد (05/0 < P). سطوح انسولین سرم نیز افزایش داشت با این‌حال این افزایش معنادار نبود (05/0> P). بحث و نتیجه گیری: برطبق نتایج پژوهش حاضر تمرینات هوازی در آب با تغییرات شاخص‌های خونی و هورمونی اثر شبه انسولینی خود را در زنان یائسه مبتلا به دیابت نوع 2 نشان داد.


ارسلان دمیرچی، پروین بابائی ، کریم آزالی علمداری،
دوره 3، شماره 6 - ( 7-1390 )
چکیده

  مقدمه و هدف: عامل رشد عصبی مشتق ­شده از مغز ( BDNF ) علاوه بر نقش نروتروفیکی، دارای آثار متابولیکی ویژه ای است. هدف از این مطالعه تعیین تاثیر تمرین هوازی بر شاخص­های خطر متابولیک و BDNF بود.

  روش­­شناسی: 21 مرد میان­سال داوطلب دارای سندروم متابولیک به طور تصادفی در دو گروه شامل تمرین ( ME ) و کنترل ( MC ) تقسیم شدند. ابتدا مقادیر متوسط مصرف قند، چربی، پروتئین وکالری رژیم غذایی در زمان قبل از شروع تحقیق استخراج شدند. گروه ­ ME در شش هفته تمرین هوازی با شدت متوسط شرکت کردند و در پیش ­ آزمون و پایان دوره تمرین، خون­گیری انجام شد. مقایسه بین­گروهی داده ­ ها در پیش­آزمون با استفاده ازآزمون­های تی مستقل وتحلیل کوواریانس چند متغیره (برای کنترل ثاثیر تفاوتهای تغذیه­ای اولیه) و مقایسه درون گروهی در طول زمان با آزمون های Q کوکران و تی همبسته انجام شد.

  یافته­ها: تمرین هوازی سبب کاهش امتیاز z کل سندروم متابولیک (001/0= P BDNF پایه سرم (004/0= P )، حساسیت به انسولین (038/0= P )، فشار خون میانگین سرخرگی (024/0= P )، دور کمر (02/0= P )، قند­ خون ­ناشتا (018/0= P ) و تری­گلیسرید (001/0= P ) شد. تمرین هوازی همچنین باعث افزایش لیپوپروتئین پرچگال (003/0= P ) شد، با این­حال تغییری در مقدار انسولین وجود نداشت(05/0 < P ).

  بحث و نتیجه­گیری: تمرین هوازی در افراد سندروم متابولیک دارای فواید چندجانبه ای است، ولی در این افراد پاسخ BDNF به برنامه تمرین مشابه آزمودنی­های سالم نیست که بیان می کند افزایش آن همیشه نمایانگر سلامتی نمی­باشد.


رزیتا فتحی، محمد علی نژاد، وازگن میناسیان،
دوره 4، شماره 7 - ( 1-1391 )
چکیده

مقدمه: ویسفاتین آدیپوکاینی است که در بافت چرب احشایی بیان شده و ترشح می گردد. نشان داده شده که حساسیت انسولینی را بهبود می‌دهد. هدف: هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر یک جلسه تمرین هوازی بر بیان ژن ویسفاتین در بافت چرب احشایی موش‌های صحرایی نر مبتلا به دیابت نوع 2 است. روش‌شناسی: در این مطالعه تجربی دیابت بوسیله تزریق تک دوز استرپتوزوتوسین (mg/kg 50) در موش‌ها ایجاد گردید. 20 سر موش صحرایی نر از نژاد ویستار با میانگین وزن 5±165 گرم به‌طور تصادفی و به طور مساوی به 3 گروه تمرینی و 1 گروه کنترل تقسیم شدند. گروه‌های تمرین برای یک نوبت با سرعت 20 متر در دقیقه به مدت 45 دقیقه روی نوارگردان دویدند. حیوانات در گروه‌های مجزا به ترتیب بلافاصله، 4 ساعت و 24 ساعت پس از فعالیت ورزشی بیهوش و نمونه‌برداری از آن‌ها انجام گرفت.بیان ژن ویسفاتین بافت چرب، گلیکوژن کبد و گلوکز پلاسما همراه با نیمرخ لیپیدی اندازه‌گیری گردید. یافته‌ها: نتایج بیانگر افزایش معنی‌دار بیان ویسفاتین در گروه‌های 4 ساعت و 24 ساعت پس از تمرین در مقایسه با گروه کنترل بود. سطح کلسترول–HDLواسیدهای چرب آزاد غیراشباع پلاسمایی بلافاصله پس از فعالیت افزایش وگلیکوژن کبدکاهش معنی داری را نشان داد. نتیجه‌گیری:به طور خلاصه، تمرین باعث بهبود سطوح mRNA ویسفاتین در بافت چرب احشایی می‌شود. افزایش بیان mRNA ویسفاتین بافت چرب احشایی، نشان می‌دهد ویسفاتین بافت چرب احشایی احتمالا می‌تواند به صورت پاراکرین عمل کند و همچنین می‌تواند در سوخت و ساز گلوکز و لیپید نقش مهمی ایفا نماید.
اصغر توفیقی، صبا حمزه زاده،
دوره 4، شماره 8 - ( 7-1391 )
چکیده

مقدمه:‌ ویسفاتین پروتین مترشحه از بافت چربی است، مطالعات ارتباط مستقیم بین سطوح ویسفاتین پلاسما و دیابت نوع 2 را نشان داده‌اند، اما تاثیر تمرینات ورزشی بر سطوح این هورمون نامشخص است. هدف تحقیق حاضر، بررسی تغییرات ویسفاتین پلاسما و شاخص‌های متابولیکی به دنبال تمرین هوازی در زنان مبتلا به دیابت نوع‌‌‌2 بود. مواد و روش‌ها:40 نفر زن مبتلا به دیابت نوع 2 (میانگین سنی 26/5±88/58 سال و شاخص توده بدنی 69/3±25/32 کیلوگرم/مترمربع)، به شیوه‌ی در دسترس و با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی به 2 گروه تقسیم شدند.20 آزمودنی در گروه هوازی(12 هفته، 3 جلسه/هفته، 50-20 دقیقه و با شدت 60 تا 80 درصد ضربان قلب بیشینه) و 20 نفر در گروه کنترل (فاقد هر گونه فعالیت بدنی) قرارگرفتند. نمونه‌های خونی قبل و بعد از 12 هفته مداخله جمع‌آوری و جهت بررسی سطوح پلاسمایی ‌ویسفاتین، انسولین، هموگلوبین‌گلیکوزیله(HbA1c)،گلوکز، تری‌گلیسیرید(TG)، کلسترول(CHOL)، لیپوپروتین با دانسیته بالا(HDL-c) و لیپوپروتین با دانسیته پایین(LDL-c) مورد استفاده قرار گرفت. داده‌های بدست‌ آمده با از نرم افزار SPSS نسخه 21 و با سطح معنی‌داری 05/0> α تجزیه و تحلیل شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که 12 هفته تمرین هوازی موجب کاهش معنی‌دار ویسفاتین،گلوکز، HbA1c، CHOL،TG و LDL-c شد. هم‌چنین شاخص‌های وزن، درصد چربی، شاخص‌توده بدنی و نسبت محیط کمر به لگن در گروه هوازی نسبت به گروه کنترل کاهش معنی‌داری داشت. نتیجه‌گیری: کاهش معنی‌دار ویسفاتین پلاسما به دنبال تمرین هوازی احتمالا ناشی از کاهش مقادیر شاخص‌های تن‌سنجی و بهبود شاخص‌های گلیسمی و نیمرخ لیپیدی است.
سمیه بردبار ، مهرزاد مقدسی، محمدعلی بابایی بیگی، امیر اصلانی ، اسکندر رحیمی ، مریم قره‌خانی ،
دوره 5، شماره 9 - ( 1-1392 )
چکیده

مقدمه و هدف: پپتید ناتریوتیک مغزی (BNP) از میوسیت بطن‎ها در پاسخ به استرس عضله بطن تولید و ترشح می‎‎شود. اثرات حاد و طولانی مدت تمرینات مقاومتی و استقامتی بر سطح پپتید ناتریوتیک مغزی غیر فعال (NT pro BNP) به درستی مشخص نیست. هدف تحقیق حاضر مقایسه اثرات حاد و طولانی مدت تمرینات مقاومتی و استقامتی بر سطح پپتید ناتریوتیک مغزی غیر فعال NT pro BNP مردان میانسال بود. روش‎شناسی: 12 مرد میانسال به طور تصادفی به دو گروه تمرینات مقاومتی و استقامتی تقسیم شدند. آزمودنی‌های گروه مقاومتی 8 هفته تمرین با 50 درصد یک تکرار بیشینه و 3 جلسه در هفته انجام دادند. آزمودنی‌های گروه استقامتی نیز 8 هفته، 3 جلسه در هفته با 70 درصد حداکثر ضربان قلب می‌دویدند. یافته‌ها: نتایج نشان داد اگرچه سطح NT pro BNP بلافاصله پس از یک جلسه تمرین استقامتی افزایش معنی‎دار یافت (05/0>P)؛ اما پس از 8 هفته تمرینات استقامتی کاهش معنی‌داری پیدا کرد (05/0>P). علاوه بر این، سطح NT pro BNP بلافاصله پس از یک جلسه تمرین مقاومتی تغییر معنی‎داری نداشت اما پس از 8 هفته تمرینات مقاومتی افزایش معنی‌داری یافت (05/0>P). بحث و نتیجه‎گیری: به طور کلی به نظر می‎رسد اثرات حاد و طولانی مدت تمرینات استقامتی و مقاومتی بر عملکرد عضله قلبی متفاوت است. تمرینات منظم استقامتی نسبت به تمرینات مقاومتی موجب بهبود عملکرد عضله قلبی می‎شود؛ با این وجود تحقیقات بیشتر در این زمینه نیاز است. واژه‌های کلیدی: NT pro BNP، تخریب عضله قلبی، تمرین استقامتی، تمرین مقاومتی، مردان میانسال

پروانه نظرعلی، زهرا مسیبی، رزیتا فتحی، پریچهر حناچی،
دوره 5، شماره 9 - ( 1-1392 )
چکیده

مقدمه و هدف: کمرین کموکاینی است که در توسعه التهاب و مقاومت به انسولین شرکت دارد. تحقیق حاضر اثر هشت هفته تمرین مقاومتی شدید بر سطوح پلاسمایی کمرین و انسولین در موش های نر را موردارزیابی قرار داد. روش شناسی: 24 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار (میانگین وزن 23±161 گرم وسن 5 هفته) به طور تصادفی به 3 گروه 8 تایی (کنترل سالم- کنترل مقاوم به انسولین - تمرین مقاوم به انسولین ) تقسیم شدند. یک برنامه تمر ین مقاومتی شامل بالا رفتن از نردبان با وزنه های متصل به دم را ( 3 روز در هفته، برای 8 هفته) انجام دادند. بعد از 8 هفته تمرین مقاومتی موشها بیهوش و نمونه گیری انجام شد. غلظت پلاسمایی کمرین، انسولین، گلوکز و نیمرخ چربی خون با استفاده از کیت و به روش‌ الایزا اندازه گیری شد. یافته ها: یافته ها نشان داد تمرین مقاومتی منجر به کاهش معناداری در سطوح کمرین ( 01/ 0= P)، گلوکز (001/0=P)، انسولین (001/0=P) و سطوح LDL پلاسما (007/0=P) و افزایش معناداری در سطوح HDLپلاسما (03/0=P) در گروه مقاوم به انسولین گردید. بحث و نتیجه گیری: به نظر می رسد، تمرین مقاومتی با شدت بالا، می تواند به عنوان رویکردی پیشگیرانه در بهبود مقاومت به انسولین مورد توجه قرار بگیرد. واژه های کلیدی: کمرین- مقاوم به انسولین- تمرین مقاومتی- موش صحرایی
علی رضا صفرزاده،
دوره 5، شماره 10 - ( 7-1392 )
چکیده

مقدمه و هدف: امنتین-1 آدیپوکین تازه شناخته شده‌ای با ویژگی‌های ضدالتهابی و افزایش حساسیت انسولینی است که نقش مهمی در پاتوژنز چاقی و بیماری‌های مرتبط با آن دارد. هدف این پژوهش، بررسی تاثیر تمرین مقاومتی با شدت‌های مختلف بر سطوح سرمی امنتین-1 و آدیپونکتین همراه با مقادیر تری‌گلیسیرید و گلیکوژن کبدی موش‌های صحرایی نر بالغ بود. روش‌شناسی: 24 سر موش صحرایی نر از نژاد ویستار (12 تا 14 هفته‌ای) به طور تصادفی به 3 گروه کنترل، تمرین مقاومتی با بار معادل 50% وزن بدن (تمرین 1) و تمرین مقاومتی با بار معادل 100% وزن بدن (تمرین 2) تقسیم شدند. تمرین مقاومتی شامل بالا رفتن از نردبان با وزنه‌های متصل به دم حیوانات بود. به منظور تعیین غلظت سرمی امنتین-1 و آدیپونکتین از روش الایزا استفاده شد. یافته‌ها: پس از 4 هفته تمرین مقاومتی تفاوت معنی‌داری در غلظت سرمی امنتین-1، آدیپونکتین و گلوکز گروه‌های مختلف مشاهده نشد (05/0
ریحانه دلبری، رزیتا فتحی، الهه طالب گرکانی، مهران نقی زاده قمی،
دوره 5، شماره 10 - ( 7-1392 )
چکیده

مقدمه و هدف: اختلال در سوخت و ساز سلول‌های چربی در چاقی ممکن است با افزایش غلظت اسیدهای چرب در گردش همراه باشد. متابولیسم اسیدهای چرب توسط پروتئین متصل به اسید چرب اپیدرمال (FABP5) تحت تاثیر قرار می‌گیرد. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر هشت هفته تمرین هوازی بر سطوح FABP5 پلاسمایی زنان با شاخص توده بدنی متفاوت بود. روش شناسی: 13 زن سالم دارای وزن طبیعی (9/24≥ BMI کیلوگرم/متر مربع و میانگین سنی 8/1±08/31 سال) و 12 زن دارای اضافه وزن (25< BMI کیلوگرم/متر مربع و میانگین سنی 8/1±3/32 سال) در این پژوهش شرکت کردند. برنامه تمرین هوازی 8 هفته و هر هفته 3 جلسه با شدت 40 تا 80% حداکثر ضربان قلب ذخیره بود که به مدت 25 دقیقه در هفته اول اجرا شد و در هفته هشتم به 45 دقیقه رسید. سطوح پلاسمایی FABP5، نیم‌رخ لیپیدی خون شامل HDL، LDL، کلسترول، تری‌گلیسیرید و شاخص‌های ترکیب بدنی قبل و 48 ساعت پس از پایان تمرینات اندازه‌گیری شدند. یافته‌ها: نتایج حاصل از آزمون t نشان داد که هشت هفته تمرین هوازی بر سطوح پلاسمایی FABP5، وزن و شاخص توده بدن اثر معناداری نداشته است. سطوح کلسترول در هر دو گروه و LDL نیز در گروه وزن طبیعی به طور معناداری افزایش پیدا کرد (05/0>P). در حالی که تغییرات HDL و تری‌گلیسیرید در دو گروه نسبت به قبل از تمرین معنادار نبود. بحث و نتیجه‌گیری: نتایج تحقیق حاضر نشان داد، 8 هفته فعالیت ورزشی هوازی با شدت فزاینده بر تغییرات FABP5 پلاسمایی زنان دارای وزن طبیعی و یا دارای اضافه وزن اثر بخش نیست. واژه‌های کلیدی: FABP5، تمرین هوازی، زنان، وزن طبیعی، اضافه وزن
مهتاب معظمی، فهیمه سادات جمالی،
دوره 5، شماره 10 - ( 7-1392 )
چکیده

مقدمه و هدف: شواهد تجربی نشان‌دهنده آثار مثبت فعالیت بدنی بر توده اسکلتی است. اندازه‌گیری هورمون و نشانگرهای بیوشیمیایی استخوان که نشان-دهنده سوخت و ساز داخل سلولی هستند، می‌تواند رابطه بین فعالیت بدنی و سوخت و ساز استخوان را توضیح دهد. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر شش ماه تمرین ورزشی هوازی بر هورمون پاراتیروئید و آلکالین‌فسفاتاز ویژه استخوان در زنان چاق غیر‌فعال می‌باشد. روش‌شناسی: این تحقیق از نوع نیمه تجربی است. نمونه آماری این تحقیق شامل 15 نفر از کارکنان زن میانسال دانشگاه بود. نمونه‌ها به طور تصادفی در دو گروه تجربی و کنترل قرار گرفتند. شاخص توده بدن آنها بالاتر از 30 کیلوگرم بر‌متر‌مربع بود. پروتکل تمرینی شامل تمرینات هوازی به مدت شش‌ماه و سه جلسه در هفته، با شدت 65-55% ضربان قلب ذخیره (HRR) بود. برای اندازه‌گیری مقدار پاراتورمون، کیت مخصوص مورد استفاده قرار گرفت. همچنین کلسیم، فسفر آلکالین‌فسفاتاز به روش اتوآنالایز اندازه‌گیری شدند. تمامی عملیات آماری با استفاده از نرم‌افزارSPSS 16 انجام گرفت و سطح معنی-داری 05/0 P <در نظر گرفته شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که تمرین هوازی، BMI و درصد چربی بدن گروه تجربی را به طور معنی‌داری کاهش داد. هم‌چنین هیچ کدام از شاخص‌های سرم مورد بررسی (آلکالین‌فسفاتاز، پاراتورمون، فسفر و کلسیم) در گروه تجربی تغییر معنی‌داری نشان نداند. بحث و نتیجه‌گیری: شش ماه تمرین ورزشی هوازی با شدت ٥٥ تا ٦٥ % ضربان قلب ذخیره، تغییر معنی‌داری در نشانگرهای پاراتورمون، کلسیم و آلکالین فسفاتاز و فسفر در زنان چاق غیر فعال ایجاد نمی‌کند. واژه‌های کلیدی: تمرینات هوازی، هورمون پاراتیروئید، آلکالین‌فسفاتاز، زنان چاق
اصغر توفیقی، سولماز بابایی،
دوره 5، شماره 10 - ( 7-1392 )
چکیده

مقدمه و هدف: پروتیین انتقال دهنده غشایی ABCG1 ATP Binding Cassette transporter G1)) به عنوان یک واسطه کلیدی در تحویل کلسترول از ماکروفاژهای غنی از لیپید به آپو لیپوپروتیین A است که یکی از مراحل انتقال معکوس کلسترول در بدن و مرحله قطعی در جلوگیری از آترواسکلروز می باشد. افزایش بیان ABCG1 ممکن است مانع از تشکیل ماکروفاژهای غنی از لیپید شود و به دنبال آن خطر بروز آترواسکلروز کاهش یابد. نتایج مطالعات به روشنی نشان می‌دهد که انتقال دهندهABCG1 مسئول ساخت و فرم‌دهی ذرات HDL-C بوده و به همین دلیل در جلوگیری از گسترش بیماری قلبی عروقی نقش دارد. هدف از تحقیق حاظر بررسی اثر دوازده هفته تمرین منظم ورزشی بر بیان ژنی ABCG1 در زنان چاق کم تحرک می‌باشد. روش‌ شناسی: 36 زن سالم در تحقیق شرکت کردند و بطور تصادفی در دو گروه شاهد (18 نفر) و گروه تجربی ( 18 نفر) با (دامنه سنی 35-30 و شاخص توده بدنی بزرگتر از 30(کیلوگرم بر متر مربع)) ، تقسیم شدند. برنامه تمرین ورزشی 12 هفته با شدت 75-65 درصد ضربان قلب ذخیره بود این تمرینات سه جلسه در هفته و هر جلسه به مدت 60-55 دقیقه اجرا شد. از تمامی آزمودنی ها در 48 ساعت قبل و بعد از انجام برنامه تمرینی خون‌گیری به عمل آمد. بررسی بیان mRNAژن ABCG1 آزمودنی‌ها با استفاده از روش Semi-quantitative-RT-PCR انجام شد. و اطلاعات به وسیله آزمون تی تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که گروه تجربی، در نتیجه تمرین افزایش معنی داری در بیان mRNA ژن ABCG1 در مقایسه با گروه شاهد تجربه کردند. بحث و نتیجه گیری: بر اساس یافته های تحقیق حاضر می‌توان چنین نتیجه‌گیری کرد که تمرین‌ هوازی می‌تواند با افزایش در بیان mRNA ژن ABCG1 زنان چاق نقش مؤثری در پیشگیری از بیماری های قلب و عروق داشته باشد. واژه های کلیدی: ژن ABCG1 ، زنان چاق، تمرینات هوازی
مهسا حاجی پور، فاطمه شب خیز، محمدجواد اخوان،
دوره 6، شماره 12 - ( 12-1393 )
چکیده

چکیده مقدمه: نسفاتین -1 آدیپوکاینی است که در هیپوتالاموس که مرکز اصلی تنظیم اشتها و تعادل انرژی است، بیان می گردد. هدف تحقیق بررسی تاثیر یک دوره تمرینات هوازی بر ترکیبات بدن و نسفاتین -1 سرمی مردان چاق بود. روش ها: این پژوهش نیمه تجربی بوده که در آن 19 نفر از مردان چاق با شاخص توده بدنی (BMI) ≥30 به صورت تصادفی و هدفمند به دو گروه تجربی و کنترل تقسیم شدند. ابتدا قد، وزن، BMI، درصد چربی ونمونه خونی آزمودنی ها - جهت اندازه گیری نسفاتین -1، انسولین و گلوکز و مقاومت به انسولین- اندازه گیری شد. سپس آزمودنی های گروه تجربی در برنامه تمرین هوازی شرکت کردند. ابزار مورد استفاده قدسنج، دستگاه بادی کامپوزیشن، کیت Elisa و کیت DRG بود. از آزمون های t، u- من ویتنی و sign test در سطح معنی داری P جهت مقایسه داده ها استفاده شد. داده ها با نرم افزار SPSS19 تحلیل شدند. نتایج: پس از 12هفته، وزن، درصد چربی و BMI به طور معنی داری در گروه تجربی کاهش یافت. ولی تغیرات معناداری در سطح گلوکز، انسولین ، مقاومت به انسولین و نسفاتین-1مشاهده نشد. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها علی رغم تاثیر تمرینات هوازی بر کاهش وزن و درصد چربی و BMI تاثیر معنی داری بر سطوح نسفاتین -1، گلوکز، انسولین و مقاومت به انسولین مردان چاق دیده نشد. واژگان کلیدی: ترکیبات بدن، تمرینات هوازی، مردان چاق، نسفاتین-1
رضا دلاور، علی حیدریان پور،
دوره 7، شماره 13 - ( 2-1394 )
چکیده

هدف: هدف از انجام این پژوهش، بررسی اثر چهار هفته بی¬تمرینی پس از ده هفته تمرین هوازی بر سطح اپلین پلاسما و آستانه درد موش¬های صحرایی دیابتی نوع یک بود.                                                                                 
روش¬شناسی: 24 سر رت نر نژاد ویستار با محدودۀ وزنی 20±300 گرم ، در دو گروه تقسیم و به یکی از گروه¬ها، بوسیلۀ تزریق زیرپوستی استرپتوزوسین (50 میلی¬گرم درکیلوگرم)، دیابت نوع I، القاء شد. سپس هر کدام از دو گروه سالم و دیابتی، در دو زیر گروه ورزش (تجربی) و بی¬تحرک (کنترل)، تقسیم شدند. گروه¬های تجربی، در یک دوره تمرین هوازی 10 هفته¬ایی، پنج روز درهفته، روزی یک ساعت، دویدن، بر روی تردمیل و متعاقب آن،  در یک دورۀ چهار هفته¬ایی بی¬تمرینی شرکت داده شدند. از دستگاه تیل فلیک برای ارزیابی آستانه درد و برای محاسبۀ میزان اپلین، از کیت مخصوص ارزیابی اپلین پلاسما، استفاده شد. تجزیه تحلیل داده¬ها، بوسیلۀ روش تحلیل واریانس با اندازه¬گیری مکرر و t ستیودنت برای گروه¬های مستقل، انجام شد(P<0.05).                                                                                                                     
یافته¬ها: اعمال یک دوره تمرین ورزشی هوازی، در موش¬های سالم و دیابتی، باعث کاهش معنی¬دار سطح اپلین پلاسما و افزایش معنی¬دار آستانه درد شد (p<0.05). این تغییرات، پس از دورۀ بی¬تمرینی، به سطح قبل از تمرین بازگشت.                                                                                  
بحث و نتیجه¬گیری: در مجموع، یافته¬های این پژوهش، نشان داد، بی¬تمرینی برسطح اپلین پلاسما وآستانه درد، تأثیرگذار است.

                                                                                  I                                                                                 


سعیده طبیبی راد، نادر شوندی، الهه ملکیان فینی،
دوره 7، شماره 14 - ( 7-1394 )
چکیده

ممقدمه و هدف: خطر بیماری های قلبی عروقی به ویژه آترواسکلروزیس در افراد دیابتی دو برابر افراد غیر دیابتی است. فاکتور فون ویلبراند یکی از فاکتورهای انعقاد خون است که به همراه افزایش قند خون و مقاومت انسولینی به عنوان علت اصلی اختلال عملکرد آندوتلیال و پیشرفت آترواسکلروزیس در نظر گرفته شده است. هدف از انجام این پژوهش بررسی تاثیر 8 هفته تمرین هوازی بر فاکتور فون ویلبراند در زنان مبتلا به دیابت نوع 2 است. 
روش‌شناسی: 16نفر زن مبتلا به دیابت نوع 2 به طور تصادفی در دو گروه هوازی (11 نفر) و گروه کنترل (5 نفر) قرار گرفتند . گروه  تمرین هوازی به مدت 8  هفته، 3 جلسه در هفته و هر جلسه 60-45 دقیقه با شدت   به فعالیت هوازی پرداختند. نمونه های خون جهت اندازه گیری سطوح سرمی VWF و انسولین در 2 مرحله ، پیش آزمون و پس آزمون پس از 12-10 ساعت ناشتایی تهیه شد. برای بررسی نتایج از آزمون های t مستقل و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد.
یافته¬ها: با بهبود حساسیت انسولینی در گروه هوازی کاهش معنی داری در سطوح سرمی (VWF  (P =0/02 مشاهده شد. همچنین بین  تغیرات VWF و مقاومت انسولینی بدنبال تمرینات هوازی ارتباط وجود دارد(r=0/802 ). 
بحث و نتیجه¬گیری: در راستای بهبود حساسیت انسولینی بدنبال هشت هفته تمرین هوازی در پاسخ به فعالیت ورزشی سطوح پلاسمایی  VWF در افراد دیابتی نوع 2  کاهش پیدا کرد.


زهرا مردان پور شهرکردی، ابراهیم بنی طالبی، محمد فرامرزی، الهام صالحی،
دوره 7، شماره 14 - ( 7-1394 )
چکیده

هدف : سالمندی اغلب با سطوح بالایی از عوامل پیش التهابی مانند اینترلوکین6 (IL-6) در ارتباط است و منجر به عملکرد ضعیف و مرگ و میر می شود، اما ممکن است راهکارهای کاهش التهاب وابسته به سن، طول عمر را در افراد مسن بهبود بخشد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر 8 هفته تمرین مقاومتی- هوازی، هوازی- مقاومتی و ترکیبی چرخشی بر برخی از شاخص های ترکیب بدنی، اینترلوکین 6 و مقاومت انسولینی در زنان سالمند است.

مواد و روش ها : 40 نفر از زنان سالمند (میانگین سنی:0/82±60/34سال، قد: 0/01±155سانتی­متر، وزن: 1/89±71/72کیلوگرم  وBMI : 0/63±29/45کیلوگرم بر متر مربع) به طور هدفمند انتخاب و بطور تصادفی ساده در یکی از چهار گروه: تمرین هوازی+مقاومتی  (A+R)(9n=)، مقاومتی+هوازی (R+A) (10n=)، ترکیبی چرخشی  (CI)(12n=) وکنترل (9n=) قرار گرفتند. برنامه­های تمرینی به مدت 8 هفته و 3 روز در هفته انجام شد. از آزمون تی وابسته جهت تغییرات درون گروهی و از آزمون آنالیز واریانس یک­طرفه جهت بررسی اختلاف بین گروه ها استفاده شد.

یافته ها : هشت هفته تمرین ترکیبی، کاهش معنی­ داری در وزن وBMI  ایجاد کرد (0/05> p). در تغییرات درون­ گروهی در سطوح سرمی IL-6، کاهش معنی­داری در گروه R+A (0/04= p) در مقایسه با گروه A+R  (0/75= p) و چرخشی ترکیبی (0/09= p) مشاهده شد.

نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که سازگاری به تمرینات ترکیبی مستقل از ترتیب تمرین ترکیبی است و به نظر می ­رسد شیوه تمرینی که در ابتدا با تمرین مقاومتی شروع شود و به دنبال آن تمرین هوازی انجام شود می­ تواند تاثیر بیشتری در بهبود عوامل التهابی در مقایسه با توالی­های دیگر داشته باشد.


فریبا رسان نژاد، رزیتا فتحی، ولی الله دبیدی روشن،
دوره 8، شماره 15 - ( 1-1395 )
چکیده

مقدمه و هدف: اضافه وزن و چاقی به عنوان یکی از دغدغه­ها‌ی مسئولان نظام سلامت مطرح شده است. آیریزین مشتق از ژن FNDC5 مایوکاینی است که به دنبال فعالیت بدنی و تمرین باعث تولید حرارت شبیه بافت چرب قهوه‌ای می­شود. آیریزین مقاومت به انسولین را کاهش داده و تحمل گلوکز را بهبود می­دهد. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر هشت هفته تمرین هوازی بر سطوح پلاسمایی آیریزین در زنان یائسه و غیر یائسه دارای اضافه وزن می­باشد.
روش‌شناسی: 12 زن یائسه )میانگین سن 02/6 ± 42/53 سال و میانگین وزن 46/9± 83/73 کیلوگرم) و 12 زن غیر یائسه )میانگین سن 91/7 ± 08/32 سال و میانگین وزن 2/11± 33/74 کیلوگرم( در این پژوهش شرکت کردند. برنامه تمرینی شامل 24 جلسه تمرین هوازی بود که طی هشت هفته، سه بار در هفته و شدت %80-40 حداکثر ضربان قلب ذخیره اجرا شد. مدت زمان تمرین در هفته اول 25 دقیقه بود به طوری که در هفته هشتم به 45 دقیقه رسید. قبل و بعد از دوره تمرینی، سطوح پلاسمایی آیریزین، گلوکز، انسولین، مقاومت به انسولین و شاخص­های ترکیب بدن اندازه­گیری شد.
یافته­ها: تغییر معنی­داری در وزن، BMI و WHR آزمودنی‌ها پس از 8 هفته تمرین هوازی مشاهده نشد (05/0p>). با این حال درصد چربی بدن در هر دو گروه کاهش معنی­داری یافت (01/0p≤). اکسیژن مصرفی بیشینه در زنان یائسه افزایشی معنی­دار یافت (01/0p<) و در زنان غیر یائسه تغییر معنی­داری مشاهده نشد (05/0p>). سطوح پلاسمایی آیریزین در زنان یائسه افزایش معنی­داری را نشان داد (05/0p<) در حالی که تغییرات معنی­داری در زنان غیر یائسه مشاهده نشد (05/0p>). هم‌چنین تغییرات معنی­داری در سطوح گلوکز خون ناشتای این گروه‌ها یافت نشد (05/0p>). انسولین و شاخص مقاومت به انسولین در گروه زنان یائسه کاهش معنی­دار یافت (به ترتیب 01/0p≤ و 05/0p<) اما در گروه زنان غیر یائسه تغییر معنی­داری نداشت (05/0p>). ارتباط معکوس و معنی­داری بین تغییرات آیریزین با تغییرات شاخص مقاومت انسولینی، وزن، شاخص توده­ بدنی و انسولین یافت شد (05/0p>) در حالی که ارتباط معنی­داری بین آیریزین با گلوکز، درصد چربی، نسبت دور کمر به دور لگن و اکسیژن مصرفی بیشینه مشاهده نشد (05/0p>).
بحث و نتیجه­گیری: هشت هفته تمرینات هوازی می­تواند با تغییر سطوح سرمی آیریزین موجب بهبود شاخص­های فیزیولوژیکی و بهبود شاخص مقاومت به انسولین در زنان یائسه دارای اضافه وزن گردد.  

حسن فرهادی، معرفت سیاهکوهیان، لطفعلی بلبلی، پوران کریمی،
دوره 8، شماره 16 - ( 7-1395 )
چکیده

مقدمه و هدف: علی‌رغم مشاهدات بالینی فراوان مبنی بر اثرات مفید هیپوکسی متناوب، تا به حال مکانیسم اثر آن بر روی آنژیوژنز بافت قلب بررسی نشده است. بنابراین، هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر تمرین هوازی و هیپوکسی متناوب بر بیان پروتئین‌های مرتبط با آنژیوژنز در بافت قلبی موش‌های نر نژاد ویستار بود.
روش‌شناسی: تعداد 40 رأس موش­ صحرایی در محدوده وزنی 20±220 گرم، به طور تصادفی در 4 گروه 10تایی: کنترل سالم، هیپوکسی، تمرین هوازی، تمرین هوازی توام با هیپوکسی تقسیم­بندی شدند. شرایط هیپوکسی، متناوب و ایزوباریک و شرایط تمرین هوازی سرعت 26-22 متر در دقیقه با شیب 6 درجه نوارگردان به مدت 8 هفته و 5 جلسه در هفته طراحی شد. غلظت پروتئین‌های آنژیوژنز شامل عامل القاشده هیپوکسی (HIF1-a)، عامل رشد اندوتلیال عروقی (VEGF) و فسفاتیدیل اینوزیتول تری‌کیناز PI3K/Akt با روش وسترن بلات اندازه‌گیری شد و از روش آماری آنووا یکراهه با آزمون تعقیبی توکی استفاده شد.
یافت ه­ها: بیان پروتئین‌های HIF1-a ، VEGFو PI3K/Akt در هر سه گروه تمرین (01/0p<)، هیپوکسی (01/0p<) و تمرین توام با هیپوکسی نسبت به گروه کنترل افزایش معنی‌داری داشت (01/0p<). ولی بیانHIF بین گروه‌های تمرین با هایپوکسی (95/0p<) تمرین با ترکیب تمرین با هیپوکسی (09/0p<)، هیپوکسی با ترکیب تمرین با هیپوکسی تفاوت معنی‌داری نداشت (09/0P<). هم‌چنین غلظت پروتئینVEGF بین گروه‌های تمرین با هایپوکسی (56/0P<)، تمرین با ترکیب تمرین با هیپوکسی (31/0p<)، تفاوت معنی‌داری نداشت، ولی بین هیپوکسی با ترکیب تمرین با هیپوکسی افزایش بیشتری نشان داد (03/0p<). بالعکس سطح بیان PI3K/Akt در گروه‌ تمرین (01/0p<) و تمرین توام با هیپوکسی نسبت به گروه هیپوکسی بیشتر بود (001/0P<). ولی مقایسه بیان PI3K/Akt بین گروه هیپوکسی و تمرین توام با هیپوکسی تفاوت معنی‌داری دیده نشد (08/0p<).
بحث و نتیجه ­گیری: احتمال دارد هیپوکسی برای القا آنژیوژنز و تمرین هوازی برای فعالیت مسیر پیام‌رسانی PI3K/Akt محرک بهتری می‌باشند.

سولماز بابایی بناب، اصغر توفیقی،
دوره 9، شماره 17 - ( 1-1396 )
چکیده

چکیده

مقدمه: رزیستین هورمون جدید مترشحه از آدیپوسیت ها است که می­تواند در ارتباط با مقاومت به انسولین در بیماران دیابتی باشد. تداخل ورزشی و تداخل دارویی مخصوصا  داروهای گیاهی، از جمله ی بهترین  رویکردهای بهبود وضعیت در  افراد دیابتی محسوب می­شود.

هدف:  هدف از اجرای این پژوهش، بررسی تاثیر مجزا و ترکیبی تمرین هوازی و مکمل یاری سیاه دانه بر سطوح پلاسمایی رزیستین و  مقاومت انسولینی در موش­های صحرایی مبتلا به دیابت نوع 2 بود.

مواد و روش ها: : تعداد 75 سر موش نر نژاد ویستار در پنج گروه کنترل سالم، کنترل دیابتی، دیابت + تمرین، دیابت + سیاه دانه، دیابت+تمرین+سیاه دانه قرار گرفتند. دیابت با تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین(  (50mg/kg القا شد  برنامه تمرینی شامل 8 هفته تمرین هوازی روی نوارگردان (5 جلسه در هفته، هر جلسه به مدت 30 دقیقه و  22 متر در دقیقه و شیب 5 درصد)بود. پس از 8 هفته تمرین هوازی و مصرف سیاه دانه سطح پلاسمایی گلوکز ناشتا، انسولین ناشتا، مقاومت انسولینی و رزیستین اندازه گیری شد. داده ها با روش آماری آنالیز واریانس یک طرفه و Tukey با سطح معنی داری 5%>p تحلیل شد.

یافته ها: نتایج تحقیق حاضر نشان داد که ، شاخص گلوکز ناشتا، مقاومت انسولینی، و رزیستین در گروه کنترل دیابتی نسبت به گروه کنترل سالم به طور معنی داری بالاتر بود. همچنین میانگین شاخص های رزیستین، گلوکر ناشتا، مقاومت انسولینی  در گروه های دیابت+سیاه دانه و دیابت +تمرین و دیابت+تمرین+سیاه دانه در مقایسه با گروه کنترل دیابتی به طور معنی داری پایین بود .اما در گروه دیابتی+تمرین+سیاه دانه این کاهش چشمگیرتر بود.و شاخص سطوح انسولین ناشتا در گروه های دیابت+سیاه دانه و دیابت +تمرین و دیابت+تمرین+سیاه دانه معنی دار مشاهده نشد

نتیجه گیری : نتایج تحقیق حاضر نشان می­دهد که انجام فعالیت­های ورزشی به همراه مصرف سیاه دانه، می تواند به عنوان یک روش درمانی مکمل در بهبود وضعیت بیماران دیابتی مد نظر قرار گیرد.



صفحه 1 از 1     

Persian site map - English site map - Created in 0.15 seconds with 45 queries by YEKTAWEB 3879