[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
2 نتیجه برای هلیدی

دکتر فاطمه صالحی، دکتر نصرالله شاملی،
دوره 2، شماره 2 - ( 12-1396 )
چکیده

علم معانی، یکی از شاخه‌های بلاغت اسلامی، در بسیاری از مباحث و زمینه‌ها با دانش زبان‌شناسی و به‌تبع آن نظریه‌های نقد ادبی معاصر به‌ویژه نقد زبان‌شناختی و سبک‌شناسیِ زبان‌شناختی مشابهت‌های فراوانی دارد. به‌طور کلی وجود مباحثی نظیر حال و مقام، خبر، انشا، اسناد خبری، اغراض و کاربردهای ثانوی کلام، تقدیم و تأخیر اجزای کلام در علم معانی، شباهت و همپوشانی بسیار زیاد این علم را با سه شاخه اصلی علم زبان‌شناسی یعنی واج‌شناسی، نحو و معنی‌شناسی به‌وضوح آشکار می‌سازد. به‌علاوه از آن جا که علم معانی به بررسی کلام یا گفتمان می‌پردازد (و نه به معانی واژه‌ها و جمله‌های خارج از بافت، اعم از بافت زبانی و غیرزبانی) می‌توان آن را با مبحث تحلیل گفتمان و علم کاربرد‌شناسی در نقدهای نوین ادبی نیز مقایسه کرد. به‌طور کلی به دلیل آن‌که علم معانی با دیدگاهی بلاغی ـ دستوری به آثار ادبی می‌نگرد، چنین رفتاری این علم را هرچه بیشتر به دانش زبان‌شناسی مرتبط می‌سازد. مایکل هلیدی یکی از پژوهشگران برجسته مکتب زبان‌شناسی انگلستان است که نظریه زبان‌شناسی سیستمی ـ نقش‌گرای وی موسوم به «دستور نقش‌گرای هلیدی»، شباهت فراوانی به مباحث «خبر»، «انشا»، «مسندالیه»، «مسند» و «اغراض ثانوی کلام» در علم معانی دارد. مقاله حاضر1 با تکیه بر ابیات بوستان سعدی، سعی در بررسی و نمایاندن مشترکات، همپوشانی‌ها و مشابهت‌های موجود میان علم معانی و دستور نقش‌گرای هلیدی دارد.
دکتر حسن دلبری، نسرین صادقی نیا،
دوره 2، شماره 2 - ( 12-1396 )
چکیده

پیش از پیدایش گرایش‌های جدید در حوزه زبان‌شناسی، واحد بررسی زبان «جمله» بود امّا در گرایش­های جدید، از جمله زبان­شناسی نقش­گرا، متن نیز مورد توجّه و بررسی قرار می­گیرد. هلیدی یکی از زبان شناسان مکتب نقش­گراست که به تحقیق در مورد ساختمان متنی کلام پرداخته و صورت زبان را در ارتباط با معنا و نقش آن بررسی کرده­است. هدف این مقاله، تحلیل و بررسی فرانقش تجربی در مجموعه داستان­ مثل همۀ عصرها نوشته زویا پیرزاد است. مبنای نظری پژوهش نظریه دستور نظام­مند نقش­گرای هلیدی است و مسئله اصلی آن چگونگی افکار و دنیای درون صاحب اثر بر مبنای بررسی انواع فرایندهای موجود در افعال و تعیین بسامد و تکرار آن­هاست. در این راستا، بدنه مقاله را بررسی افعال موجود در داستان­های کوتاه زویا پیرزاد، با روش توصیفی - تحلیلی تشکیل می‌دهد؛ به این ترتیب که متن  شش داستان  کوتاه در قالب شش فرایند مادی، ذهنی، ارتباطی، رفتاری، بیانی و وجودی طبقه­بندی و الگوی کاربرد فرایندها ارائه و با تکیه بر این بسامدها، طرز تفکر و نگرش این نویسنده مشخص می­شود. در پایان، این نتیجه حاصل می­شود که فرایند مادّی و سپس فرایند رفتاری به عنوان مشخصه سبک‌شناختی داستان­های پیرزاد است. از سوی دیگر، با توجّه به کاربست فراوان فرایند مادّی می­توان گفت که دیدگاه پیرزاد واقع‌گرایانه است.

صفحه 1 از 1     

فصلنامه مطالعات نظریه و انواع ادبی Journal of Studies on Literary Theory and Genres
Persian site map - English site map - Created in 0.07 seconds with 26 queries by YEKTAWEB 4447