[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..

جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای قادری سُهی

دکتر بهزاد قادری سُهی،
دوره 1، شماره 2 - ( 3-1395 )
چکیده

به نظر می­ رسد در دهۀ دوم سدۀ بیست، یک گفتمان پسااستعماری به دو شاخۀ مجزا امّا مرتبط تقسیم شده باشد؛ بخش اوّل آن واکنش مردم تحت سلطۀ استعمار به فرهنگ و ادبیات و نوع نگاه آن­ ها است و چند سده پیشینه‌ دارد؛ هر چند از دهۀ 1970 و با کتاب شرق­ شناسی ادوارد سعید شتاب گرفت و رنگ و بوی دیگری یافت. بخش دوم آن شامل واکنش هنرمندان و نویسندگان کشورهای سلطه­ گر، مثل کاریل چرچیل و هاوارد برنتن در انگلیس است که پس از «رخداد» 1968 در اروپا و آمریکا از نظام ­های استعماری کشورهای خود انتقاد کردند و در این زمینه آثار هنری متفاوتی خلق کردند. در ادبیات نمایشی پسامدرن انگلیس، میتوان نمونههایی یافت که نویسندگان انگلیسی­ تبار به ستیز با خودبرتربینی فرهنگی و سلطۀ ادبی بریتانیای کبیر پرداخته ­اند. این نمایشنامه‌ها، از ماهیّت تئاتر ارسطویی که تئاتر رایج و «مشروع» قدرت­ های سلطه­ گر از اصل تقلید و کثارسیس(پالایش روانی) آن برای تحکیم قدرت و خودبرتربینی فرهنگی‌اش استفاده میکرد، دوری می ­کند یا در اصول آن اختلال می ­آفریند تا بتواند به دگراندیشی دامن بزند. اینگونه نمایشنامههای معاصر انگلیس، بازتاب اعتقادات قشری از مردم انگلیس در دورۀ معاصر است که معتقدند بریتانیای کبیر، سدههای بسیاری با قانونی جلوه دادن برده­ داری و ستیزه با مخالفان، به سلطه‌گری فرهنگی پرداخته است. این نمایشنامههای پسامدرنیست با هویّتی متفاوت، به ستیزه با نگرش سیطرهگرایانه «بریتانیای کبیر» برخاسته ­اند و میکوشند به بازشناختِ هویّت و فرهنگ بومی خود بپردازند؛ از این ‌رو، شخصیت­ های این نمایشنامهها، اغلب به هویّتشناسی جدیدی برپایۀ رویکرد پسااستعماری میگرایند. این مقاله میکوشد با رویکرد پسااستعماری به معضل هویّتشناسی در دو اثر شیلا استفنسن بپردازد. 


هستی قادری سُهی، دکتر مهیار علوی مقدّم،
دوره 1، شماره 3 - ( 6-1395 )
چکیده

محیط زیست، یکی از مسایل بسیار مهم در قرن اخیر است که نحله‌های فکری مختلف در راستای محافظت از آن، راهکارهای گوناگونی ارایه داده‌اند؛ از جملۀ نحله‌های فکری منشعب شده از فمینیسیم، اکوفمینیسم است که وضعیت نابهنجار کنونی محیط زیست را برایند نگرش مردسالار چیره بر جوامع می‌داند و راهکار گذار از این وضعیت را تغییر این نگرش و رسیدن زنان به جایگاه حقیقی خود، به عنوان حافظان ذاتی طبیعت می‌داند. بررسی اکوفمینیستی جوامع و فرهنگ غالب بر آن‌ها، می‌تواند زمینه را برای نقد، تغییر این فرهنگ‌ها و در نتیجه حفظ محیط زیست، فراهم نماید؛ شاهنامۀ فردوسی، به عنوان یکی از آثار مطرح حماسی که نقشی بنیادین در ساختن هویّت فرهنگی پارسی‌زبانان داشته، اثری است که بررسی دقیق آن می‌تواند، ویژگی‌های فرهنگی پارسی‌زبانان را آشکار ‌سازد؛ بر اساس چنین نگاهی است که به بررسی برخی تقابل‌های شکل گرفته میان زنان و مردان برجستۀ این اثر می‌پردازیم تا با واکاوی اکوفمینیستی این تقابل‌ها، از سویی میزان صحت آرای اکوفمینیستی سنجیده شود و از دیگر سو با نقد وضعیت فرهنگی پارسی‌زبانان، شرایط برای تغییر و گذار از وضعیت نابهنجار زیست ـ محیطی فراهم گردد. طبق بررسی‌های صورت گرفته در این پژوهش، که با روش تحلیلی ـ توصیفی صورت گرفته‌است، رابطه‌ای بنیادین، میان سلطه جویی مردان بر زنان و تخریب طبیعت وجود دارد که این رابطه از یک سو صحت گمانه‌های اکوفمینیست‌ها را اثبات می‌کند و از دیگر سو، ضرورت نقد این وضعیت فرهنگی را یادآور می‌شود.



صفحه 1 از 1     

فصلنامه مطالعات نظریه و انواع ادبی Journal of Studies on Literary Theory and Genres
Persian site map - English site map - Created in 0.14 seconds with 27 queries by YEKTAWEB 3701