[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
1 نتیجه برای ضیاءالدّینی دشتخاکی

علی ضیاءالدّینی دشتخاکی، دکتر ابوالقاسم قوام،
دوره 1، شماره 2 - ( 3-1395 )
چکیده

پذیرش این واقعیت که برخی از موارد سنّتی یا کهن الگویی موجود در متن،  باعث ایجاد پیوند آن متن با متون دیگر و نیز موجب ارتباط ذهن و جامعه می­شود و به ما کمک می­کند تا بتوانیم با بسط تصاویر ادبی، دایره مفهومی متن را وسعت ببخشیم. اسطوره­ها، سمبل­ها و کهن الگو­ها، همچنان‌که در پیوند با سایر اجزای کلام، بین اثر ادبی و خواننده، ارتباط برقرار می­کنند از چنان استقلالی برخوردارند که گاه ما را به روایت­های تاریخ زندگی بشر، رهنمون می­سازند.  حرکت نظام‌مند اسطوره­ها و سمبول­های کهن الگو، گاه یادآور دیوان و دنیای دوزخی است و گاهی هم ذهن را متوجّه ایزدان می­کند و انسان را به مکاشفه وامی­دارد و بهشت را یادآور می­شود. از آن‌جا که الگوهای اسطوره­ای با تجربه بشر در گذر زمان درآمیخته­اند؛ همواره بین کهن الگو ­ها و زندگی انسان ارتباط نزدیکی وجود دارد. در سایۀ این ارتباط، ما درک و دریافت صحیح­تری را از فرجام کار جهان و انسان، خواهیم داشت. ارتباط برخی از کهن الگو ­ها با دنیای آپوکالیپتیک و تقابل آن با دنیای دوزخی، در بسیاری موارد، دستمایۀ شاعران و نویسندگان در خلق تصاویر خاصی شده است که بررسی آن به حوزۀ نقد کهن الگو یی مربوط می­شود. در این جستار می­کوشیم با طرح بحث معنا در نقد کهن الگویی، به مرزهای ارتباط این نوع نقد با فرجام­گرایی قدم بگذاریم و با تشریح سه گروه از تصاویر نظام کهن الگو ، ارتباط فرجام­گرایی با این بخش از نقد را روشن نماییم.



صفحه 1 از 1     

فصلنامه مطالعات نظریه و انواع ادبی Journal of Studies on Literary Theory and Genres
Persian site map - English site map - Created in 0.06 seconds with 24 queries by YEKTAWEB 4510