[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
2 نتیجه برای رحیمی

دکتر سعید زهره‌وند، منصور رحیمی،
دوره 2، شماره 1 - ( 9-1396 )
چکیده

تحلیل گفتمان انتقادی می‌کوشد به بررسی و تحلیل گفتمان در سطحی فراتر از جمله بپردازد تا هم جنبه‌های زبانی و هم جنبه‌های اجتماعی گفتمان را آشکار کند. بر این اساس نورمن فرکلاف گفتمان را در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین بررسی کرده است. این روش در قیاس با سایر روش‌های تحلیلی گفتمان تا حدودی جامع‌تر و کارآمدتر است. برای ارائۀ تحقیقی کمی-کیفی می‌توان روش تحلیل فرکلاف را با روشی کیفی چون روان شناسی گفتمانی تلفیق کرد. در این پژوهش کوشیده‌ایم ابتدا سه متن مورد بررسی را برپایۀ تحلیل سه سطحی فرکلاف بشکافیم و با گردآوری داده‌های کمّی در سطح توصیف و تفسیر، به تبیین این عناصر در سطح سوم و تلفیق آن با رویکرد روان‌شناسی گفتمانی بپردازیم. به این منظور از نظریات حوزۀ روان‌شناسی گفتمانی بهره جسته‌ایم تا نشان دهیم اوّلاً بافت تاریخی و اجتماعی تولید متن تا چه اندازه در فرایند شکل‌گیری گفتمان در این سه متن روایی مؤثر بوده است؟ ثانیاً رویکردهای هویّتی جوهرگرا، سازه‌انگار و گفتمانی در این سه متن روایی چگونه بازنمایی شده‌اند و چه ارتباطی با شرایط اجتماعی تولید متن و مواضع ایدئولوژیک حاکم بر روزگار نویسندگان داشته است؟ ثالثاً از منظر روان‌شناسی گفتمانی، گفتمان در این سه متن چگونه در پیوند با کنش‌های اجتماعی برساخته می‌شود و کارکردهای ایدئولوژیک آن در ارتباط با مناسبات قدرت کدام‌اند؟
دکتر نجمه حسینی‌سروری، دکتر علی جهانشاهی افشار، خدیجه رحیمی صادق،
دوره 2، شماره 1 - ( 9-1396 )
چکیده

از دیرباز در ایران، داستان‌گزاران و نقّالان، داستان­های حماسی، قومی، ملّی، تاریخی و مذهبی را با بیانی آهنگین و زیبا، در میان مردم ویا در محفل بزرگان روایت می­کردند. عدّه­ای از راویان، آن چه را که می­گفتند، مکتوب می کردند و شماری از این قصه­هاوحکایت ها را، برای افرادی به نام دفترنویس باهدف مکتوب کردن، روایت می­کردند.بعضی از شاهان و امیران نیر قصه­گویانی در دربار خود داشتند که این قصه­ها و داستان­ها را برای دفترنویسان روایت می­کرده­اند تا آن ها، قصه­هایشان را به صورت نوشتاری درآورند.یکی از داستان­های شفاهی بازمانده از ادبیّات کهن فارسی مربوط به سدهنهم هجری که صورت نوشتاری یافته است،داراب­نامۀ مولانا محمّد بیغمی است.این داستان حماسی- عشقی ، روایت بلندی است از کشورگشایی­های فیروزشاه، پسر داراب و از نمونه­های ادبیّات فولکلوریک به شمار می رود.از آن جا که یکی از مسایل مطرح در باب شناخت بهتر متون روایی کهن، کشف نوع ادبی این گونه آثار است، نویسندگان در این مقاله، نوع ادبی داراب­نامه را بر پایۀ نظر صاحب­نظران عرصۀ ادبیات داستانی بررسی کرده و با ذکر دلایل و شواهد آن را در نوع ادبی رمانس جای داده­اند.

صفحه 1 از 1     

فصلنامه مطالعات نظریه و انواع ادبی Journal of Studies on Literary Theory and Genres
Persian site map - English site map - Created in 0.07 seconds with 25 queries by YEKTAWEB 4510