:: دوره 2، شماره 2 - ( 12-1396 ) ::
جلد 2 شماره 2 صفحات 43-66 برگشت به فهرست نسخه ها
تحلیل متغیر جنسیّت در گفتمان غالبِ نویسندگان زن ایرانی بر اساس الگوی زبانی سارا میلز (مطالعۀ موردی: رمان های عادت می کنیم، انگار گفته بودی لیلی و پرندۀ من)
دکتر سیدعلی سراج
چکیده:   (3772 مشاهده)
پژوهشگرانِ جامعه­شناسی زبان و منتقدان فمینیست، به‌ویژه فمینیست‌های پسامدرن، نظریاتی دربارۀ ویژگی­های زبانی آثار زنان و تفاوت آن با آثار مردان ارائه کرده­ و کوشیده‌اند به این پرسش پاسخ دهند که «آیا اساساً زبان زنانه وجود دارد یا نه؟». در پژوهش حاضر، ضمن بررسی و نقد رویکردهای مختلف دربارۀ ویژگی­های زبانی آثار زنان، بر الگوی زبانی مشترک آثار نویسندگان زن، به عنوان روشی برگزیده در تحلیلِ ویژگی­های زبانی، ادبی و اندیشگانی این آثار، تأکید شده است. مطالعه موردی این پژوهش، رمان­های عادت می­کنیم (زویا پیرزاد)، انگار گفته بودی لیلی (سپیده شاملو) و پرندۀ من (فریبا وفی) است. این رمان‌ها، بر اساس رویکرد زبانی سارا میلز، بررسی و تحلیل‌شده‌اند. یافته­های پژوهش حاکی از آن است که زبان زنانه در این آثار با بهره­گیری ازاین‌گونه تمهیدات بازگفته شده است: استفاده از توصیف، جزئی­نگری، زاویۀ دید زنانه، انتخاب شخصیت­های متعدد زن و نشانه­های فرازبانی که خاص زنان است، در ساختار و در سطح اندیشگانی و محتوایی، به چالش کشاندن فرهنگ مردانه در برابر قالب‌های شخصیت زنانه، تحوّل در شخصیت زنان نسبت به دوره­های قبل و ارتقای جایگاه زنان به عنوان کنشگری اجتماعی.
 

واژه‌های کلیدی: آثار داستانی زنان، الگوی زبانی مشترک (Community of Practice)، روایت زنانه، گفتمان غالب.
متن کامل [PDF 813 kb]   (1507 دریافت)    
نوع مطالعه: كاربردي | موضوع مقاله: تخصصي


XML   English Abstract   Print



دوره 2، شماره 2 - ( 12-1396 ) برگشت به فهرست نسخه ها