:: دوره 1، شماره 2 - ( 3-1395 ) ::
جلد 1 شماره 2 صفحات 58-35 برگشت به فهرست نسخه ها
فرجام‌گرایی و جلوه‌هایی از ارتباط آن با نقد کهن‌الگویی در ادب فارسی
علی ضیاءالدّینی دشتخاکی1، ابوالقاسم قوام2
1- دانشگاه شهید باهنر کرمان
2- دانشگاه فردوسی مشهد
چکیده:   (9631 مشاهده)

پذیرش این واقعیت که برخی از موارد سنّتی یا کهن الگویی موجود در متن،  باعث ایجاد پیوند آن متن با متون دیگر و نیز موجب ارتباط ذهن و جامعه می­شود و به ما کمک می­کند تا بتوانیم با بسط تصاویر ادبی، دایره مفهومی متن را وسعت ببخشیم. اسطوره­ها، سمبل­ها و کهن الگو­ها، همچنان‌که در پیوند با سایر اجزای کلام، بین اثر ادبی و خواننده، ارتباط برقرار می­کنند از چنان استقلالی برخوردارند که گاه ما را به روایت­های تاریخ زندگی بشر، رهنمون می­سازند.  حرکت نظام‌مند اسطوره­ها و سمبول­های کهن الگو، گاه یادآور دیوان و دنیای دوزخی است و گاهی هم ذهن را متوجّه ایزدان می­کند و انسان را به مکاشفه وامی­دارد و بهشت را یادآور می­شود. از آن‌جا که الگوهای اسطوره­ای با تجربه بشر در گذر زمان درآمیخته­اند؛ همواره بین کهن الگو ­ها و زندگی انسان ارتباط نزدیکی وجود دارد. در سایۀ این ارتباط، ما درک و دریافت صحیح­تری را از فرجام کار جهان و انسان، خواهیم داشت. ارتباط برخی از کهن الگو ­ها با دنیای آپوکالیپتیک و تقابل آن با دنیای دوزخی، در بسیاری موارد، دستمایۀ شاعران و نویسندگان در خلق تصاویر خاصی شده است که بررسی آن به حوزۀ نقد کهن الگو یی مربوط می­شود. در این جستار می­کوشیم با طرح بحث معنا در نقد کهن الگویی، به مرزهای ارتباط این نوع نقد با فرجام­گرایی قدم بگذاریم و با تشریح سه گروه از تصاویر نظام کهن الگو ، ارتباط فرجام­گرایی با این بخش از نقد را روشن نماییم.

واژه‌های کلیدی: فرجام‌گرایی، کهن الگو، نقد کهن الگویی، ادب فارسی، اسطوره.
متن کامل [PDF 668 kb]   (2299 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي


XML   English Abstract   Print



بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.
دوره 1، شماره 2 - ( 3-1395 ) برگشت به فهرست نسخه ها