جستجو در مقالات منتشر شده


5 نتیجه برای کارست

سیاوش شایان، محمد شریفی‌کیا، غلامرضا زارع،
دوره 1، شماره 2 - ( 10-1389 )
چکیده

در این مقاله لندفرم‌های ژئومورفولوژیکی منطقه داراب شناسایی شده و وضعیت توانمندی و قابلیت ژئومورفوتوریستی آن‌ها مورد ارزیابی قرار گرفته است. برای تشریح لندفرم‌های ژئومورفولوژیکی شهرستان داراب از تصاویر ماهواره‌ای، نقشه‌های زمین‌شناسی، توپوگرافی و داده‌های حاصل از بازدیدهای میدانی استفاده شده و میزان قابلیت و توانمندی ژئومورفوتوریستی این لندفرم‌ها براساس روش پرالونگ مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج به دست آمده نشان داد که شش لندفرم ژئومورفولوژیکی در محدوده مورد مطالعه وجود دارد. این لندفرم‌ها براساس امتیاز دهی در روش پرالونگ رتبه‌بندی شدند. بر این اساس لندفرم گنبد نمکی دارابگرد به علت ارزش باستان‌شناسی، سابقه تاریخی و چشم‌اندازهای زیبای طبیعی پیرامون آن به علت کسب بالاترین امتیاز، با اهمیت‌ترین لندفرم ژئومورفوتوریستی منطقه داراب ارزیابی شده است.
منیژه قهرودی تالی ، حسـن لشـگری ، زهرا سـادات حسینی،
دوره 1، شماره 3 - ( 1-1390 )
چکیده

ایران کشوری است که در بخش‌های داخلی آن، شواهد ژئومورفولوژیکی متعددی را، از تغییرات اقلیمی به صورت تناوب اقلیم خشک و بارانی دارا است. دریاچه مهارلو، یکی از بسترهایی است که این شواهد را به صورت سطوحی از رسوبات آواری و تبخیری حفظ کرده است. این دریاچه، حوضه‌ی آبریز خود به مساحت حدود 4266 کیلومترمربع را زهکشی می‌کند و در حال حاضر دارای اقلیمی خشک، با تبخیر بیش از بارش است. شرایط اقلیمی و هم‌چنین شرایط زمین‌شناسی آن، سبب شده است که این دریاچه به شکل پلایا تحول یابد. در حالی که بسترهای سیلابی و تراس‌های کم ارتفاع اطراف دریاچه، حکایت از اقلیم با بارش بیش‌‌تر را در این حوضه دارد. این پژوهش با هدف شناسایی تغییرات دریاچه مهارلو انجام شده است. از نقشه‌های توپوگرافی 1:25000، داده‌های ارتفاعی Aster، تصاویر ماهواره‌ای ETM+ و IRSP6، نقشه زمین‌شناسی 1:100000 و مشاهدات میدانی استفاده شده است. تکنیک‌های تحلیل مؤلفه‌های اصلی و شاخص OIF برای شناسایی سطوح اطراف دریاچه انجام شده است و نتایج آنالیز به کمک مشاهدات میدانی و نمونه‌گیری، ارزیابی شده است. نتایج به دست آمده نشان داد که دریاچه‌ی مهارلو در آخرین دوره‌ی سرد، باران بیش‌تری دریافت نموده است و مساحتی معادل 517.6 کیلومترمربع را داشته است. به دلیل وجود کانی‌های تبخیری از جمله کلسیت، ژیپس و‌هالیت در بستر زمین‌شناسی حوضه و با تغییر اقلیم، کاهش بارش و افزایش تبخیر، دریاچه کوچک‌‌تر شده و کانی‌های تبخیری براساس میزان حلالیت خود رسوب نموده‌اند و سطوح آهکی، گچی و نمکی را در اطراف دریاچه تشکیل داده‌اند و دریاچه‌ی مهارلو به صورت پلایا تحول یافته است. وجود کانی‌ هالیت در سایر سطوح بیانگر این است که که تغییرات اقلیمی بعد از اولین دوره خشکی، تنها سبب تغییر سطوح نمکی شده است و تحول ژئومرفولوژیکی پلایای مهارلو را مختل ننموده است.
شهـرام بهـرامی‌، محمد علی زنگنه اسدی، کاظـم بهـرامی،
دوره 1، شماره 3 - ( 1-1390 )
چکیده

اشکال و فرایندهای ژئومورفولوژی از مهم‌ترین عوامل موثر در تشکیل و کیفیت مصالح ساختمانی به‌ویژه سنگدانه‌ها هستند. هدف این تحقیق بررسی نقش اشکال و فرایند‌های ژئومورفولوژی در تشکیل و کیفیت مصالح ساختمانی به‌ویژه سنگدانه‌ها در حوضه‌ی قلعه شاهین می‌باشد. حوضه‌ی قلعه شاهین با مساحت 8/169کیلومترمربع، بخش بالادست حوضه الوند در استان کرمانشاه و بخشی از زون ساختمانی زاگرس چین خورده محسوب می‌شود. جهت دست‌یابی به هدف این تحقیق، ابتدا لندفرم‌ها و فرایندهای ژئومورفولوژی منطقه براساس تصاویر ماهواره‌ای کویک برد و مطالعات میدانی شناسایی گردید. نتیجه این تحقیق نشان می‌دهد که لندفرم‌هایی مانند واریزه‌ها و مخروط‌افکنه‌ها‌ی جدید و قدیم دارای مقادیر زیادی رسوب و سنگ هوازده و خرد شده هستند که می‌توانند به‌عنوان مصالح ساختمانی استفاده شوند. جهت بررسی کیفیت سنگدانه‌ها، تعداد 14 نمونه از سنگدانه‌ها واقع در مخروط‌افکنه‌ها و واریزه‌ها برداشت شد و آزمایش ارزش ضربه‌ای آنها براساس الک شماره 8 انجام گردید. نتایج آزمایش ارزش ضربه‌ای نشان می‌دهد که میانگین مقاومت به ضربه در واریزه‌ها، مخروط‌افکنه‌های جدید و مخروط‌افکنه‌های قدیمی به‌ ترتیب 835/9، 8 و 47/9 درصد می‌باشد که نشان دهنده کیفیت خوب تمامی نمونه‌ها در لندفرم‌های مورد مطالعه است. بررسی این تحقیق نشان می‌دهد که با وجود کیفیت مناسب سنگدانه‌های واقع در واریزه‌ها و مخروط‌افکنه‌ها، مخروط‌افکنه‌های قدیمی به‌علت قرار گرفتن در معرض هوازدگی طولانی مدت، دارای سنگدانه‌های با کیفیت نسبتاً کمتری هستند در حالی که در مخروط‌افکنه‌های جدید با هوازدگی کمتر و رسوبات تازه‌تر، کیفیت سنگدانه‌ها نسبتاً بهتر است. به‌طور کلی نتیجه این تحقیق بیانگر آن است که بررسی اشکال و فرایندهای ژئومورفولوژی نقش مهمی در شناسایی و تعیین کیفیت مصالح ساختمانی به‌ویژه سنگدانه‌ها ایفا می‌نماید.
دکتر شهرام بهرامی، دکتر کامران شایسته، سجاد بهرامی،
دوره 4، شماره 14 - ( 12-1392 )
چکیده

.زاگرس از جمله مناطقی است که دارای پوشش گیاهی متنوع و متراکم می‌باشد. عواملی مانند ژئومورفولوژی، آب و هوا، توپوگرافی، خاک و عوامل زیستی نقش مؤثری در تراکم پوشش گیاهی ایفا می کنند. هدف این تحقیق بررسی نقش ژئومورفولوژی در تراکم پوشش گیاهی در طاقدیس نواکوه است. منطقه مورد مطالعه بخش جنوب شرقی طاقدیس نواکوه است؛ که در جنوب شرق شهر سرپل ذهاب قرار دارد. بر اساس نقشه توپوگرافی با مقیاس 50000/1 ، نقشه های شیب، جهت شیب و سطوح ارتفاعی منطقه تهیه گردید. سپس، با استفاده از تصاویر ماهواره ای کویک برد، نقشه پوشش گیاهی و رخساره های ژئومورفولوژی منطقه تهیه شد. پوشش گیاهی منطقه شامل مرتع، جنگل های نسبتا متراکم، نیمه متراکم، کم تراکم و بسیار کم تراکم است. ژئومورفولوژی منطقه شامل رخساره های واریزه، سطوح مثلثی شکل، کارست کم تکامل یافته، متوسط و نسبتا تکامل یافته می باشد. همپوشانی لایه ها نشان می دهد که رده جنگل کم تراکم بیشتر منطبق بر دامنه جنوب غربی و رده جنگلی نسبتا متراکم منطبق بر دامنه شمال شرقی است. رده مرتع تنها در ارتفاعات بالای 1800 متری گسترش دارند. در حالی که بیشترین مساحت جنگل نسبتا متراکم مربوط به ارتفاعات 1300 تا 1800 متری می‌باشد. انطباق نقشه های پوشش گیاهی و ژئومورفولوژی منطقه نشان می دهد که جنگل های کم تراکم و بسیار کم تراکم بیشتر منطبق بر واریزه ها و سطوح مثلثی دامنه جنوب غربی است در حالی که جنگل های نسبتاً متراکم و نیمه متراکم بیشتر با رخساره های کارستی و سطوح مثلثی دامنه شمال شرقی انطباق دارند. رخساره های کارستیکی متوسط و نسبتا تکامل یافته بیشتر منطبق بر دامنه شمال شرقی و رخساره کارستی ضعیف و واریزه ها در دامنه جنوب غربی غالب هستند. به طور کلی تحقیق حاضر نشان می دهد نقش جهت دامنه‌ها در تراکم پوشش گیاهی نسبت به نقش شیب و سطوح ارتفاعی بارزتر است. با وجود لیتولوژی یکسان دامنه‌های شمال شرقی و جنوب غربی، در لندفرم های واقع در دامنه شمال شرقی، به علت وجود رطوبت بیشتر و غلبه فرسایش شیمیایی و میکروارگانیزم هایی مانند گل سنگها، خاک بیشتری تولید شده که این موضوع به افزایش تراکم جنگل منجر شده است.
نصرالله کلانتری، ایمان علی جانی، فرشاد علی جانی، حسن دانشیان،
دوره 9، شماره 35 - ( 1-1398 )
چکیده

رخداد خشک‌سالی ده‌ساله از سال 1386 تا 1396 باعث رفتار کاملاً متفاوت آب زیرزمینی آبخوان‌های کارستی ایلام – سروک در شمال خوزستان در دو منطقه‌ی ایذه (با افت حدود 120 متر) و لالی (با افت حدود 20 متر) شده است. در این مقاله، میزان افت در آبخوان‌های کارستی ایذه و دلیل کاهش آبدهی چاه‌های آهکی آن نسبت به آبخوان لالی، بر اساس رفتار هیدروژئولوژی آن‌ها مورد مقایسه قرار گرفته است. داده‌های سطح آب زیرزمینی در پنج حلقه چاه آهکی جمع‌آوری گردید و خطاهای مربوط مورد تصحیح قرار گرفتند. هیدروگراف عمق سطح ایستابی چاه‌ها تهیه و افت‌های میانگین سالانه و مجموع روند افت‌ها در دو منطقه‌ی ایذه مورد مقایسه قرار گرفته است. به‌منظور شناسایی دلیل اختلاف فاحش در افت سطح آب زیرزمینی در آبخوان‌های موردمطالعه، خطواره‌ها با استفاده از موتور جستجوی تصاویر ماهواره‌ای Bing (تصویر ماهواره‌ای Landsat 8) در محیط ArcGIS استخراج گردید. به‌طور میانگین میزان افت آبخوان‌های کارستی شاویش و تنوش ایذه برابر با 129.1 متر و در تاقدیس گورپی لالی حدود 17 متر در دوره‌ی ده‌ساله خشک‌سالی است. علت اصلی اختلاف رفتار هیدروژئولوژی این دو منطقه‌ی ایذه در لیتولوژی متفاوت سازندهای ایلام و سروک، ضخامت متفاوت لایه‌ها و خاصیت شکنندگی متفاوت این دو سازند در دو منطقه‌ی ایذه است که این باعث ایجاد آبخوان کارستی با پتانسیل خیلی خوب در لالی شده است.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه مطالعات جغرافیایی مناطق خشک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2020 All Rights Reserved | Journal of Arid Regions Geographics Studies

Designed & Developed by : Yektaweb