جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای قضاوی

رضا قضاوی،
دوره 7، شماره 27 - ( دوره هفتم، شماره‌ی بيستم و هفتم، بهار 1396 )
چکیده

با افزایش جمعیت و کاهش سرانه‌ی آب شیرین در دسترس، جمع‌آوری و استفاده از رواناب‌های به‌عنوان یک منبع تأمین آب مطمئن و مناسب خصوصاً جهت توسعه‌ی‌ی فضای سبز شهری و به‌عنوان منبع غیر آشامیدنی موردتوجه مدیران شهری قرار گرفته است. ولی وجود منابع آلاینده‌ی غیرنقطه‌ای در مناطق شهری به‌عنوان چالش اصلی در جمع‌آوری و استفاده‌ی مجدد از رواناب‌ها مطرح است. در این تحقیق، به بررسی رابطه‌ی کیفیت رواناب‌های شهری با خصوصیات بارش و دبی در یکی از زیرحوضه‌های شهری استان تهران پرداخته شده است. جهت انجام این مطالعه، بر اساس آمار بارش و پارامترهای کیفی رواناب اندازه‌گیری‌شده در خروجی حوضه‌ی شهری مقصود بیگ تهران و هم‌چنین نمونه‌گیری لحظه‌ای انجام شده از رواناب خروجی آن در تعداد 25 رخداد بارندگی، به بررسی رابطه‌ی کیفیت رواناب با خصوصیات بارش در مقیاس‌های سالانه، فصلی و تک‌بارش پرداخته شد. سپس، رابطه‌ی بین خصوصیات بارش و دبی با فاکتورهای کیفی آب، با استفاده از روش‌های آماری پیرسون و آنالیز تجزیه واریانس یک‌طرفه موردبررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که به‌طورکلی میزان املاح محلول در رواناب‌ها با افزایش میزان بارش کاهش میابد، و بین بارش و میزان هدایت الکتریکی و میزان املاح محلول رابطه‌ی معکوس معنی‌داری وجود دارد(P<0,05). در میان خصوصیات بارش، شدت بارش بیش‌ترین تأثیر را در تغییر فاکتورهای کیفی رواناب داشته است (با میزان ضریب همبستگی 0/56، 0/68 بین میزان بارش با هدایت الکتریکی و میزان املاح محلول). از لحاظ زمانی، بیش‌ترین تغییرات در مقیاس فصلی، در فصول بهار و زمستان است و از لحاظ تک‌بارش‌ها بیش‌ترین املاح در بارش‌های زیر 10 میلی‌متر مشاهده شده است.


سمیه یوسف‌زاده یوسف زاده، رضا قضاوی، سیامک دخانی،
دوره 9، شماره 35 - ( دوره نهم، شماره سي و پنجم، بهار 1398 )
چکیده

هدف تحقیق حاضر، بررسی وضعیت خشک‌سالی هواشناسی و هیدرولوژیکی منطقه و بررسی ارتباط آن‌ها می-باشد. بدین منظور، پس از بررسی همگنی و رفع نواقص آماری به ارزیابی خشک‌سالی هواشناسی و هیدرولوژیکی با استفاده از شاخص SPI و  SRIدر مقیاس‌های مختلف زمانی پرداخته شد. سپس ارتباط بین خشک‌سالی هواشناسی و خشک‌سالی هیدرولوژیکی و ارتباط بین خشک‌سالی هواشناسی با وقوع خشک‌سالی هیدرولوژیکی با تأخیر‌های زمانی مختلف، با استفاده از همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از بررسی وضعیت خشک‌سالی و مقایسه شاخص‌های مذکور نشان داد که در همه ایستگاه‌های هواشناسی از حدود سال 1379 دوره-های خشک‌سالی افزایش یافته و بیشترین ارتباط بین این دو نوع خشک‌سالی، در دوره 48 ماهه است. همچنین بر اساس نتایج شدت خشک‌سالی هیدرولوژیکی در منطقه بیشتر از خشک‌سالی هواشناسی است. براساس مقدار میانگین شاخص‌های خشک‌سالی، تعداد دوره‌های خشک‌سالی‌های هواشناسی 14 سال، و تعداد دوره‌های خشک‌سالی‌های هیدرولوژیکی 15 سال بوده که شدیدترین آن‌ها به ترتیب در سالهای 1367 و 1387 رخ داده است. خشک‌سالی هواشناسی در ابتدای دوره مطالعه تأثیر زیادی روی خشک‌سالی‌های هیدرولوژیکی نداشته؛ ولی از سال 1383 شدت خشک‌سالی هیدرولوژیکی در منطقه افزایش یافته است. همبستگی بین شاخص SPI و شاخص SRI در ایستگاه‌های مختلف مورد مطالعه، روند یکسانی نداشته و بیشترین معنی‌داری بین شاخص‌های خشک‌سالی هیدرولوژیکی و هواشناسی 48 ماهه وجود داشته است (6 مورد از مجموع 11 مورد با ضریب همبستگی بین 53/0 تا 872/0). بر اساس نتایج حاصل از همبستگی پیرسون بین دو شاخص مورد استفاده با تأخیرهای 1، 2، 3 و 4 ماهه، در 9 ایستگاه بیشترین مقدار همبستگی بین شاخص  SPI هر دوره با شاخص SRI همان دوره مشاهده شد. بنابر نتایج حاصله، خشک‌سالی هواشناسی بلافاصله باعث کاهش جریان رودخانه‌های منطقه شده و بر شاخص خشک‌سالی هیدرولوژیکی تأثیر می‌گذارد.

زهره زهیری، رضا قضاوی، ابراهیم امیدوار، علی اکبر داودی راد،
دوره 10، شماره 40 - ( دوره دهم، شماره چهلم، تابستان 1399 )
چکیده

روش‌های مختلفی برای تبدیل داده‌های بزرگ‌مقیاس به داده‌های اقلیمی منطقه‌‌ای گسترش یافته‌اند که در کم‌تر مطالعه‌ای نتایج این روش‌ها از لحاظ آماری مورد مقایسه قرار گرفته است. هدف از این مطالعه‌، مقایسه‌ی نتایج مدل‌های SDSM و LARS-WG در ریزمقیاس‌نمایی داده‌های خروجی مدل‌های گردش عمومی CANE-SM2 و HADGEM2-ES تحت سناریوهایRCP2.6 ، RCP4.5 وRCP8.5 است. جهت انجام این مطالعه‌، دمای حداقل، دمای حداکثر و بارش در دوره‌ی پایه (2005-1980) ایستگاه سینوپتیک اراک مورداستفاده قرار گرفت و نتایج حاصل از پیش‌بینی‌های دو مدلSDSM و LARS-WG برای سه دوره‌ی 2040-2021، 2060-2041 و 2080-2061 مقایسه شد. به‌ منظور ارزیابی عملکرد مدل‌ها شاخص‌های RMSE، R2، MAE و NSE استفاده شد. بر اساس نتایج شاخص‌های ارزیابی، هر دو مدل کارآیی مناسبی در شبیه‌سازی متغیرهای اقلیمی دارد. نتایج ریزمقیاس‌نمایی دو مدل نشان داد که به‌طورکلی در هر سه سناریو و هر سه دوره‌ از ماه ژانویه تا ژوئن مقادیر پیش‌بینی دمای حداقل و دمای حداکثر نسبت به دوره‌ی پایه افزایش می‌یابد و مدل LARS-WG در مقایسه با مدل SDSM مقدار دمای حداقل و حداکثر را نسبت به دوره‌ی پایه بیش‌تر برآورد نموده است. تغییرات بارش پیش‌بینی‌شده به ‌وسیله‌ی دو مدل SDSM و LARS-WG دارای روند مشخصی نبوده است. بررسی درصد تغییرات داده‌های دما و بارش نشان داد که خروجی مدل SDSM تغییرات بیش‌تری را در بارش و خروجی مدل LARS-WG تغییرات بیش‌تری را در دمای حداقل و دمای حداکثر نسبت به دوره‌ی پایه نشان می‌دهد. بر اساس نتایج این مطالعه‌ نمی‌توان برتری دقیقی برای هر یک از مدل‌های موردمطالعه‌ بیان کرد، ولی به‌طورکلی می‌توان گفت که نتایج پیش‌بینی دو مدل در اکثر موارد از نظر آماری اختلاف معنی‌دار (01/0P<) دارند.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه مطالعات جغرافیایی مناطق خشک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2021 All Rights Reserved | Journal of Arid Regions Geographics Studies

Designed & Developed by : Yektaweb