جستجو در مقالات منتشر شده


26 نتیجه برای موضوع مقاله: برنامه ریزی شهری

یعقوب زنگنه، داوود سمیعی پور، سید‌هادی حسینی، زکیه آب باریکی،
دوره 2، شماره 7 - ( 1-1391 )
چکیده

یکی از جنبه‌های پویایی شهر، حرکت خانواده‌ها از یک محل مسکونی به سایر محله‌ها در داخل شهر است. این جابه‌جایی‌ها که به دلایل و انگیزه‌های فردی، اجتماعی و اقتصادی صورت می‌گیرد، نقش عمده‌ای در شکل‌گیری و یا تغییر ساختار اجتماعی ـ فضایی شهر ایفا می‌کند. در مطالعات شهری، بررسی چگونگی و چرایی تحرکات سکونتی، برای دست‌یابی به قانون‌مندی‌های حاکم بر آن، از ضرورت و اهمیت خاصی برخوردار است. هدف این تحقیق بررسی مهاجرت‌های درون شهری خانواده‌ها در داخل شهر سبزوار و تحلیل عوامل تأثیرگذار بر این تحرکات است. روش تحقیق توصیفی ـ تحلیلی بوده و داده‌های مورد نیاز به روش پیمایشی گردآوری شده و با استفاده از روش‌های آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که بیش از نیمی‌از خانواده‌های مورد بررسی (4/56 درصد) حداقل یک بار محل سکونت خود را در داخل شهر تغییر داده‌اند. بیش‌ترین حجم جابه‌جایی خانواده‌ها در داخل و بین مناطق درآمدی متوسط، متوسط به پایین تا کم درآمد صورت گرفته است. البته این جابه جایی‌ها همیشه در جهت مثبت یعنی از مناطق درآمدی پایین به سمت مناطق درآمدی بالاتر نبوده است بلکه تحرکات سکونتی معکوس به سوی مناطق درآمدی پایین تر نیز وجود داشته است. از دیگر نتایج این تحقیق وجود رابطه‌ی معنادار بین شاخص‌های اجتماعی ـ اقتصادی، به ویژه سطح درآمد و تحصیلات با چگونگی تحرکات سکونتی خانواده‌ها است. دلایل و انگیزه‌های اقتصادی (بهبود وضعیت مالی یا کاهش درآمد)، سنخیت اجتماعی - اقتصادی و احساس منزلت اجتماعی، نزدیکی به خویشاوندان و آشنایان و محیط ساکت و آرام از مهم‌ترین عوامل مؤثر در انتخاب محل سکونت وتغییر آن توسط خانواده‌ها بوده است.
قاسم عزیزی ، مرتضی میری، سید امید نبوی ،
دوره 2، شماره 7 - ( 1-1391 )
چکیده

غرب ایران هرساله به‌طور مکرر تحت تأثیر پدیده گرد و غبار قرار می‌گیرد. این پدیده در سال‌های اخیر جنبه‌های مختلفی از زندگی مردم را در این منطقه متأثر ساخته است. هدف این تحقیق شناسایی منشأ گرد و غبارهای وارد شده به نیمه غربی ایران و ردیابی مسیر حرکت آن‌ها می‌باشد. روش تحقیق ترکیبی از بررسی‌های مدلی و سنجش از دوری می‌باشد. داده‌های مورد استفاده دوره زمانی 30 ساله از 1979-2008 را پوشش می‌دهد و شامل: داده‌های ساعتی گرد و غبار ایستگاه‌های سینوپتیک (8 نوبت در شبانه روز)، دمای درخشایی طول موج‌های 11 و 12 میکرومتر برای بارزسازی گرد و غبار در تصاویر MODIS، و داده‌های GDAS (امانه یکپارچه‌سازی داده‌های جهانی)، برای ردیابی مسیر ذرات در محیط مدل HYSPLIT می‌باشند. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که ایستگاه‌های دزفول و بوشهر به‌عنوان دو مرکز بحرانی گرد و غبار در نیمه غربی ایران هستند. فصل بهار بیش‌ترین رخداد گرد و غبار را دارد. ماه‌های ژوئیه، مه و ژوئن بیش‌ترین و ماه دسامبر کم‌ترین رخداد را دارند. در طول شبانه روز نیز بیش‌ترین رخداد گرد و غبار بین ساعت‌های 9 صبح تا 6 بعدازظهر ثبت شده است. منطقه مرزی بین سوریه و عراق، غرب و جنوب غرب عراق به ترتیب دو کانون اصلی گرد و غبار برای منطقه مورد مطالعه هستند. هم‌چنین در موارد محدودی منطقه‌ی شرق و شمال شرق عربستان نیز یکی دیگر از کانون‌های گردوغبار شناسایی شد. نتایج حاصل از ردیابی نشان می‌دهد که دو مسیر اصلی برای انتقال گرد و غبار به منطقه مورد مطالعه قابل تشخیص است، 1- مسیر شمال غربی – جنوب شرقی 2- مسیر غربی- شرقی و در موارد محدودی مسیر شمالی – جنوبی است. بر اساس نتایج به دست آمده از پردازش تصاویر و خروجی‌های مدل منطقه‌ی مرزی بین سوریه و عراق و مسیر شمال غرب – جنوب شرق به ترتیب منشأ و مسیر اصلی ورود گرد و غبار برای نیمه غربی ایران محسوب می‌شوند.
محسن حسینعلی‌زاده، حسین سید علیپور،
دوره 2، شماره 7 - ( 1-1391 )
چکیده

آگاهی از فرایندهای جابه‌جایی و توزیع مجدد ذرّات خاک ناشی از فرسایش‌های مختلف، یکی از ابزارهای مدیریتی در مقیاس‌های متعدّد از پلات تا حوزه ‌آبخیز در مدیریت فرسایش و رسوب محسوب می‌شود که با استفاده از طیف‌سنجی رادیونوکلوئیدهای ریزشی (137Cs,7Be,210Pbex) دست یافتنی است. در این مطالعه، توضیحات لازم در مورد این رادیونوکلوئیدها، معایب و مزایای استفاده از آن‌ها، نحوه‌ی طیف‌سنجی آن‌ها در آزمایشگاه و در عرصه هم‌چنین مدل‌های تبدیل مورد بحث قرار گرفته و به سه مطالعه‌ی موردی با طیف‌سنجی در عرصه (120 موقعیت در زیرحوضه‌های شاهد و نمونه) و آزمایشگاه (132 نمونه: منطقه‌ی مرجع و زیرحوضه‌ی آق امام) در نهشته‌های لسی مراوه‌تپه استان گلستان پرداخته شده است. رایونوکلوئیدهای ریزشی در تمامی موقعیت‌های طیف‌سنجی توسط آشکارساز ژرمانیوم فوق خالص در زیرحوضه‌های شاهد و نمونه قابل شمارش بودند که با توجه به برخی از محدودیت‌ها فقط 137Cs مورد استفاده قرار گرفت. متوسط سالانه‌ی تلفات خاک در زیرحوضه‌های شاهد و نمونه به ترتیب برابر 12/10 و 39/11 تن در هکتار و در کاربری‌های کشاورزی و غیرکشاورزی در زیر حوضه‌ی آق امام به ترتیب معادل 6/18 و 7/2 تن در هکتار تعیین شده است. کم‌ترین نسبت انتقال رسوب به کاربری غیرکشاورزی در زیر حوضه‌ی آق امام با مقدار 63% اختصاص داشته و این نسبت در کاربری کشاورزی این زیرحوضه و سایر زیرحوضه‌ها بیش از 96 % تعیین شد. بیش‌ترین فراوانی در محل‌های طیف‌سنجی در تمامی زیرحوضه‌ها به صورت فرسایشی (بیش‌تر از 75 %) بوده است. بیش‌ترین مقدار رسوب تعیین شده در محل‌های طیف‌سنجی معادل 05/8 تن در هکتار در سال بوده که به کاربری غیرکشاورزی (زیرحوضه‌ی آق امام) اختصاص دارد.
علیرضا جمشیدی، امیرمظفر امینی،
دوره 2، شماره 7 - ( 1-1391 )
چکیده

زمین به عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل تولید در بخش کشاورزی حائز اهمیت است. پراکندگی و دوری قطعات اراضی کشاورزی از جمله مسایل عمده‌ای است که کشاورزان استان ایلام با آن مواجه هستند. غیرکارآ بودن مدیریت مزرعه، عدم استفاده مؤثر از تکنولوژی و ماشین آلات کشاورزی و پایین بودن بهره‌وری عوامل تولید، همگی به نوعی در ارتباط با پراکندگی اراضی می‌باشند. از این‌رو، متخصصین برای رفع مشکلات و عوارض ناشی از پراکندگی اراضی، راه حل منطقی و قابل اجرای فرآیند یک‌پارچه‌سازی اراضی را که یک استراتژی بنیادی در ارتباط با اندازه زمین است، توصیه می‌کنند. هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی و تعیین عوامل مؤثر بر پذیرش اجرای طرح‌های یک‌پارچه‌سازی اراضی توسط بهره‌برداران بخش کشاورزی در استان ایلام است. این نوشتار ماحصل پژوهشی کاربردی است که به روش پیمایشی انجام گرفته و ابزار جمع‌آوری اطلاعات میدانی آن پرسش‌نامه «پژوهش‌گر ساخته» بوده است. روائی و پایایی ابزار تحقیق با انجام پیش‌آزمون و محاسبه ضرایب KMO و آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. کشاورزان ساکن در استان ایلام جامعه آماری این پژوهش را تشکیل داده، با استفاده از فرمول کوکران 404 نفر از آن‌ها به روش نمونه‌گیری طبقه‌ای متناسب، انتخاب شدند. یافته‌های استنباطی حاصل از تحلیل همبستگی نشان می‌دهد که متغیرهای تعداد قطعات دیم، ویژگی‌های فرهنگی و اقتصادی و دانش بهره‌برداران از طرح‌های یک‌پارچه‌سازی، با متغیر وابسته تحقیق همبستگی مثبت و معنی‌دار داشته و متغیرهای سن، ارزش‌گذاری سنتی اراضی و مطلوبیت مکانی زمین‌های کشاورزی نیز با آن همبستگی منفی و معنی‌دار دارند.
محمد رحیم رهنما، عزت الله مافی، روح اله اسدی، محمود سلیمی،
دوره 2، شماره 8 - ( 7-1391 )
چکیده

امروزه برنامه ریزی استراتژیک به‌عنوان یکی از الگوهای کارآمد در جهت مقابله سیستماتیک با معضلات شهری و برنامه‌ ریزی و توسعه مناسب شهر مطرح است. در این تحقیق سعی شده لزوم اعمال این الگو به عنوان جایگزینی مناسب برای الگوهای سنتی برنامه ریزی، در قالب یک نمونه‌ی موردی یعنی شهر بانه، مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. بدین منظور، ضمن ارزیابی طرح تفصیلی(1374) و طرح جامع (1385) شهر بانه‌، به منظور درک نیاز به تفکر و رویکرد استراتژیک در برنامه ریزی شهری و از طرفی شناسایی مسائل استراتژیک و استراتژی های اصلی توسعه شهر بانه، سعی شده برنامه ریزی استراتژیک این شهر از منظر پنج شاخص اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، طبیعی(اکولوژیکی)، کالبدی- زیرساختی و مدیریتی با استفاده از مدل SWOT مورد بررسی قرار گیرد. برای این منظور از جامعه آماری مدیران شهری و منطقه‌ای دستگاه‌های اجرایی، تعداد 85 نفر در سطح محلی و استانی پرسشنامه تهیه شده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم افزارهای آماری و تکنیک SWOT، نشان می دهد، فرصت‌های بالقوه شهر و ضعف‌ها، در مقایسه با نقاط قوت و تهدیدهای فراروی شهر، از شدت بیشتری برخوردارند و شهر بانه در وضعیت تدافعی قرار دارد. در پایان، استراتژی‌های اصلی توسعه شهر بانه به‌عنوان پیشنهادات تحقیق ارائه گردیده است. از جمله این استراتژی‌ها می‌توان به این موارد اشاره نمود: 1.فراهم آوردن تسهیلات، زیرساخت‌ها و امکانات رفاهی- گردشگری و برنامه ریزی برای جذب بیشتر گردشگر 2. مدیریت کارا در بهره برداری از جاذبه های محیطی و اقدامات حفاظتی در جهت حفظ و نگهداری پوشش جنگلی و حیات وحش طبیعی و نیز برطرف نمودن آلایندگی فزاینده‌ی رودخانه شهری 3. تشویق مردم و سرمایه گذاران به سرمایه‌گذاری در بخش صنعت و دیگر بخش‌های اقتصادی.
رسول قربانی، سعید حسین آبادی، علی طورانی،
دوره 3، شماره 11 - ( 3-1392 )
چکیده

چکیده گسترده 1- مقدمه در عصر جهانی شدن و اطلاعات رقابت اصلی برای دستیابی ایده هاست و شهرها به عنوان مراکز اصلی پرورش و جذب ایده ها نقشی محوری در این رقابت دارند. از این رو شهرها سعی می کنند زمینه را برای بروز ابتکارات، نوآوری ها و خلاقیت ساکنین خود و نیز جذب نیروهای فکری و خلاق فراهم آورند. برای اینکه محیط شهری بتواند منجر به ظهور خلاقیت افراد شده و نیز افراد خلاق را از بیرون جذب نماید باید حائز شرایط و ویژگی های خاصی باشد. در این تحقیق سعی بر آن است که مفهوم، ویژگی ها و ابعاد شهر خلاق مورد بررسی قرار گیرد. 2- روش‌های مورد استفاده در تحقیق: این تحقیق با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی رویکرد شهرهای خلاق در برنامه ریزی پرداخته و در این راستا از شیوه های اسنادی و کتابخانه ای جهت جمع آوری اطلاعات استفاده کرده است. 3- بحث و یافته ها: فلسفه وجودی شهر خلاق این است که همیشه در یک مکان پتانسیل های خلاقی وجود دارد. لیکن باید شرایط به گونه ای باشد که مردم فکر کنند برنامه ریزی نمایند و در استفاده از فرصت های بوجود آمده، ابتکار عمل داشته باشند و مسائل شهری مهار نشدنی را اداره نماید. زیرساخت های خلاق محدود به مواردی چون شبکه راهها ، فاضلاب، ساختمان و... نیست بلکه ترکیبی از سخت افزار و نرم افزار است . نرم افزارهای شهر خلاق شامل نیروی کار ماهر و انعطاف پذیر، متفکران پویا، خالقان آثار و مجریان می باشد. خلاقیت نه تنها داشتن ایده است بلکه ظرفیت کاربرد این ایده ها نیز هست. شهر خلاق، استعداد ها را شناسایی، پرورش و جذب می کند و امکان تداوم آن را نیز فراهم می سازد. شهر خلاق را می توان رویکردی جایگزین برای احیای شهری دانست.نقطه کانونی شهر خلاق، فرهنگ، آموزش، جو یا فضای خلاقیت است. خلاقیت در احیا و توسعه مجدد شهری بسیار مهم است . در این رویکرد اقتصاد فکری یا اقتصاد خلاق از اهمیت بسزایی برخوردار است. به عبارتی دیگر شهر خلاق تغییر از اقتصاد کارخانه ای به اقتصاد فکری یا خلاق و دوری از رویکرد دولت محوری به حکمروایی یا همکاری مابین دولت، شرکت ها و NGO هاست. پایه های شهر خلاق را می توان در سه زمینه اقتصاد، فرهنگ و مکان در نظر گرفت. محیطهای قابل اعتماد شهری با آزادی های تفریحی و فرهنگی مدیریت می شوند تا افراد خلاق را جذب و حفظ کنند.این نیروی کار در عوض، ثروت را در اقتصاد دانش بنیان گسترش می دهد. شهرها برای تولید ثروت، باید محیطهای شهری قوی از نظر فرهنگی از طریق برنامه های بهتر که بین مکان، اقتصاد و فرهنگ یکپارچگی، ایجاد نماید، بسازند. با توجه به اهمیت بالای فرهنگ در شهر خلاق برنامه ریزان شهری باید رویکردی فرهنگی در برنامه ریزی هایشان داشته باشند و از منابع فرهنگی شهر برای توسعه آن استفاده نمایند. «منابع فرهنگی در افراد شامل خلاقیت، مهارت و استعداد می باشد. آنها مانند ساختمانها، شی نیستند بلکه مانند نمادها، فعالیتها و مجموعه ای از تولیدات محلی در هنر، خدمات و صنایع می باشند. خلاقیت شیوه بهره برداری از این منابع و کمک به رشد آنهاست. وظیفه برنامه ریز شهری نیز شناسایی، مدیریت و بهره برداری از این منابع است. به طور خلاصه شهرهای خلاق را می توان با واژگانی چون تحمل پذیرش گروههای مختلف اجتماعی، قومی وفرهنگی،قدرت حل مسائل مختلف مدنی، ایجاد محیطی برای جذب افراد خلاق و مبتکر، ایجاد فضایی برای پرورش خلاقیت ها و ایده ها به کارگیری ایده های ساکنین در جهت حل مسائل، رشد اقتصادی و توسعه معرفی نمود. همچنین با توجه به اهمیتی که رویکرد شهر خلاق به ایده ها و نوآوری افراد دارد از نظر مدیرتی می توان مدیریت این شهر ها را بر پایه حکمروایی دانست بطوریکه همه افراد می توانند در تصمیم گیری های توسعه شهری شراکت داشته باشند. 4- جمع بندی و نتیجه گیری: شهرهای خلاق ، مراکزی هستند که ویژگی های منحصر به فردی را در خود جای داده اند و محیطی جذاب برای فعالیت و زندگی افراد متخصص، هنرمند، پژوهشگر و در یک کلام افراد خلاق فراهم می سازند. فرهنگ، نقطه کانونی شهرهای خلاق است؛ به طوری که سایر بخش ها متاثر از این بخش است. اقتصاد این شهرها پیوند خورده با فرهنگ و منابع فرهنگی است اصطلاحاتی چون صنعت هنر، صنایع فرهنگی و صنایع خلاق -که خمیرمایه آن فرهنگ و هنر است- واژگان رایج در اقتصاد این شهرهاست. این شهرها برای رسیدن به خلاقیت باید بتوانند افراد خلاق یعنی نویسندگان، شاعران، پژوهشگران، هنرمندان ، مهندسین و... را جذب کنند. این عده افرادی هستند که به دنبال محیطهای جذاب می گردند و از این رو در مکانهایی مستقر می شوند که شرایط محیطی و فرهنگی و اقتصادی به بهترین شکل فراهم باشد. از این رو باید محیطی جذاب از لحاظ کالبدی، نهادی، اقتصادی و فرهنگی برای بروز خلاقیت افراد ساکن و نیز جذب افراد متخصص و خلاق از بیرون مهیا سازند. در نهایت، در یک جمع بندی کلی می توان موارد زیر را به عنوان ویژگی های عمده شهرهای خلاق، برشمرد: الف: قدرت جذب گروههای مختلف انسانی با فرهنگ های مختلف ب: فراهم نمودن بستری مناسب جهت ظهور ایده های ساکنین و تبادل این ایده ها و در نهایت استفاده از آن ها جهت حل مشکلات و مسائل و نیز توسعه اقتصادی، اجتماعی و شهری پ: دسترسی شهر خلاق به استعدادها و منابع انسانی و فکری(طبقه خلاق) ت: دسترسی این شهرها به فناوری های سطح بالا و داشتن اقتصادی خلاق ث: قدرت و توان ویژه این شهرها در مواجهه با بحران هایی چون فقر، بی خانمانی، بافت های فرسوده و... ج: وجود حمکروایی خوب در این شهرها: بطوریکه می توان سه عنصر، دولت محلی، NGO ها و بخش خصوصی را در کنار هم و در تعامل با هم دید. چ:جایگاه ویژه فرهنگ در ابعاد مختلف شهر و نیز سیاستها و برنامه های شهری و استفاده موثر از تمام منابع فرهنگی ح: وجود رویکردی جهانی-محلی به توسعه در شهرهای خلاق: بدین صورت که برای موفقیت در رقابت اقتصادی در عرصه جهانی به پتانسیل ها و مسائل درونی خود به دیدی جهانی می اندیشند و سعی می کنند حداکثر استفاده را از ویژگی های منحصر به فرد خود داشته باشند. چرا که هر مکان ویژگی هایی دارد که در سایر مکان ها ممکن است وجود نداشته باشد و همین ویژگی منحصر به فرد می تواند مزیتی رقابتی برای یک شهر باشد.
خانم طیبه احمدی، دکتر محمد علی زنگنه اسدی، دکتر محمد حسین رامشت، مهندس اکبر مقصودی،
دوره 3، شماره 11 - ( 3-1392 )
چکیده

ویژگی‌های ژئومورفیک و توپوگرافیک یک مکان جغرافیایی نه تنها در پراکندگی و یا تجمع فعالیت‌های انسانی مؤثر است، بلکه در نهایت یکی از عوامل مؤثر در شکل و سیمای فیزیکی ساخت‌های فضایی نیز به-شمار می‌آید. به‌علاوه برنامه‌ریزی‌های زیربنایی شهر به دور از تأثیرات شرایط توپوگرافی نبوده ونیست، زیرا توپوگرافی محل و جهت‌گیری ناهمواری‌ها در مسائلی نظیر ساخت‌وساز شهری و یا در ارگانیسم جابه‌جایی جمعیت شهر و غیره نقش انکارناپذیری دارد. بنابراین مهم‌ترین هدف از انجام این پژوهش بررسی تأثیر فرآیندهای ژئومورفیک در مکان‌گزینی و توسعه شهرخرم‌آباد بوده است. برای ارزیابی و اولویت‌گذاری مناطق جهت توسعه و سکونت از مدل تاپسیس استفاده شد. در این روش ابتدا لزوم طبقه‌بندی مناطق ضرورت پیدا می‌کند. برای این منظور روش تحلیل سیستم‌های ارضی به‌کار گرفته شده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که روش تاپسیس کارایی بالایی در اولویت‌گذاری و رتبه‌بندی مناطق جهت سکونت دارد. به گونه‌ای که منطقه فلوویال یا رودخانه‌ای توانست رتبه اول را به خود اختصاص دهد و واحد ارضی تپه‌های کمالوند در شمال منطقه (B)، دشت‌های میان‌کوهی (C)، تپه‌های جنوب منطقه (B1)، واحدهای دامنه‌ای (D)، واحد پلویال یا دشت سیلابی (P) و کوه‌های اطراف (A) به‌ترتیب اولویت‌های بعدی را برای توسعه و سکونت شهری کسب کردند. در ادامۀ فرآیند تاپسیس براساس روش اقلیدسی و منطق‌فازی مشخص شد که خطرات احتمالی (D) بیشترین تأثیرگذاری را در اولویت‌بندی مناطق جهت سکونت و توسعه شهر داشته و معیارهای سطح آب زیرزمینی (P)، دسترسی به نرون‌های منطقه (R)، همواری و ناهمواری (N) و در نهایت شیب (Ø) به ترتیب در اولویت‌های بعدی قرار می گیرند.
مسعود صفایی پور، هادی علیزاده،
دوره 3، شماره 11 - ( 3-1392 )
چکیده

بافت‌های فرسوده شهری در کشور ما به عنوان نقطه آغاز رشد و تحوّلات شهری نشانگر تاریخ شهرهای و فرهنگ و بینش مردمان ما در طول دوره حیات شهر می‌باشند. این بافت-ها به علّت رواج رویکرد نوگرایی از اوایل قرن حاضر و عدم همخوانی با وضعیّت نوگرایی حاکم بر ساخت‌و‌ساز شهرها در اکثر شاخص‌های کالبدی به عنوان بافت‌های ناکارآمد و مسأله زا تلّقی گشته‌ و مورد مداخلات کالبدی قرار گرفته‌اند. یکی از راهکارهای اصلی شناخت مداخلات صحیح در راستای نگرش پایدار در بافت‌های فرسوده شناخت نقاط ضعف و قوّت این بافت‌ها به‌ خصوص در زمینه شاخص‌های کالبدی است. پژوهش حاضر«توصیفی تحلیلی» است. اهداف پژوهش، آگاهی از وضعیّت محلّات پنجگانه بافت فرسوده مرکزی اهواز بر اساس تقسیم‌بندی طرح تفصیلی بافت مربوط در شاخص‌های چها-رگانه‌ی کالبدی تراکم ساختمانی، نوع مصالح به کار رفته در بنا، کیفیّت ابنیّه و عمر بنا با 24 شاخص فرعی و میزان تأثیر این شاخص‌ها در پایداری شرایط کالبدی بافت می‌باشد. جهت تحقّق اهداف یاد شده، داده‌های به دست آمده برای شاخص‌های منتخب کالبدی از طرح تفصیلی بافت فرسوده مرکزی اهواز بوده که با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی FAHP و مدل برازش رگرسیونی در محیط نرم افزار اس پی اس اس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد: بر اساس انجام تجزیه و تحلیل فازی روی محلّات پنجگانه بافت به صورت جداگانه برای هر کدام از شاخص‌های منتخب، محلّه CBD نسبت به سایر محلّات در زمینه شاخص‌های پژوهش شرایط مناسب‌تری را به خود اختصاص داده‌ است. هم چنین تحلیل این شاخص‌ها در مدل برازش رگرسیونی در قالب نرم افزار اس پی اس اس جهت مشخص ساختن میزان تأثیر آن ها در پایداری کالبدی بافت تأثیرگذاری آن ها را در روند پایداری شرایط کالبدی بافت فرسوده اهواز نشان می دهد.
دکتر محمد حسین سرایی، مهدی علیان، امیررضا خاوریان،
دوره 3، شماره 12 - ( 4-1392 )
چکیده

کیفیّت زندگی معیاری برای فهم وضعیّت و میزان رضایت شهروندان از برآورده شدن نیازهای مرتبط با ابعاد زندگیشان است. این معیار در دو بعد عینی و بعد ذهنی بررسی می‌گردد. اندازه‌گیری آن پیچیده و متأثّر از مجموعه عوامل فراوانی است. با توجّه به اهمیّت سنجش کیفیّت زندگی و نیز لزوم برنامه‌ریزی صحیح و کارآمد برای بهبود و افزایش رفاه شهروندان، نوشتار حاضر می‌کوشد از نظر هدف با رویکردی کاربردی و با روش اسنادی و پیمایشی پس از تعریف مفهوم و نظریه‌های مرتبط با کیفیّت زندگی، دو محلّه شش بادگیری(از محلّات تاریخی) و محلّه شهرک دانشگاه(از محلّات جدید و برنامه‌ریزی شده) شهر یزد را از بعد ذهنی کیفیّت زندگی بسنجد. در همین راستا پرسشنامه‌ای در قالب 11 معیار اصلی و 34 شاخص بر اساس طیف لیکرت تنظیم و به صورت تصادفی بین سرپرستان ساکن محلّه توزیع گردید. جامعه آماری پژوهش 4020 نفر در محلّه شش بادگیری و 14555 در محلّه شهرک دانشگاه می‌باشد؛ که با استفاده از فرمول کوکران دو نمونه به ترتیب 300 و 330 تایی از هر محلّه انتخاب شد. تجزیه و تحلیل پرسشنامه با استفاده از روش آمار توصیفی، مدل تحلیل عاملی، آزمون تی و رگرسیون چند متغیّره انجام گردیده است. با توجّه به نتایج به دست آمده در این پژوهش می‌توان دریافت که محلّات قدیم شهری علی‌رغم برخورداری از اکولوژی بومی- ارگانیک، کیفیّت زندگی پایین‌تری نسبت به مناطق برنامه‌ریزی شده دارد. این کیفیّت در معیارهای محلّه، وضعیّت بهداشت، امکانات و تسهیلات، تفریحی، مدیریت و به ویژه امنیّت در محلّه شش بادگیری به پایین-ترین مقدار نسبت به میانه می‌رسد. همین معیارها در محلّه شهرک دانشگاه وضعیّت بهتری داشته هرچند که در حد مطلوب نبوده، امّا، از میانه بالاتر است.
دکتر ناصر سلطانی، دکتر میرنجف موسوی، هادی سلامی،
دوره 3، شماره 12 - ( 4-1392 )
چکیده

از جمله چالشهای جدی در برابر توسعه گردشگری، رشد نامتوازن بین قابلیتها و پتانسیلهای گردشگری یک منطقه یا یک کشور با رشد بخش ارائه خدمات به گردشگران میباشد. هر منطقه ای با بسترهای مناسب بازاریابی (داخلی یا خارجی) و جاذبه های گردشگری فراوان، نیاز شدیدی به توسعه بخش ارائه خدمات در آن منطقه دارد. به عنوان مثال، استان آذربایجان غربی با برخورداری از جاذبه های فراوان اکوتوریستی، ژئوتوریستی و مکانهای تاریخی از یک سو و همجواری با بازارهای بین المللی، تنها قادر به جذب 8.3 درصد از گردشگران ورودی به استان در واحدهای اقامتی و پذیرایی خود می باشد. بدین منظور، این پژوهش درصدد کسب دیدگاههای فعالین بخش ارائه خدمات به گردشگران جهت تعیین ارجحیت نسبی شاخصها و راهبردهای توسعه بخش خدمات با استفاده از روش دلفی و فرآیند تحلیل شبکه ای (ANP) می باشد. یافته های پژوهش نشان میدهد که جهت برخورداری از یک مقصد گردشگری و بازار گردشگری پویا و محصولات گردشگری پرطرفدار، عوامل متعددی تاثیرگذار هستند. در این مقاله، زیرساختها، امنیت، قوانین و مقررات، روابط خارجی، جاذبه های گردشگری، زیست محیطی، بازاریابی، نیروی انسانی به عنوان شاخصهای مهم از دیدگاه فعالین بخش خدمات انتخاب گردیدند. نتایج این پژوهش که متکی بر دیدگاه ارائه‌کنندگان خدمات در ارتباط با توسعه گردشگری میباشد، نشان میدهد که شاخصهای زیرساختها، امنیت، قوانین و مقررات، روابط خارجی، جاذبه-های گردشگری، زیست محیطی، بازاریابی، نیروی انسانی به ترتیب با ارجحیت نسبی 206/0، 167/0، 164/0، 113/0، 108/0، 092/0، 077/0، 073/0 در اولویتها اول تا هشتم قرار دارند. فاصله بالای شاخص زیرساختها به عنوان اولویت نخست با شاخصهای دوم و سوم (امنیت و قوانین و مقررات)، نشان دهنده اهمیت آن بُعد از توسعه گردشگری برای فعالین و ارائه کنندگان خدمات در استان آذربایجان غربی می باشد. در بُعد راهبردها نیز، وزن غالب راهبردهای پشنهادی برای شاخص زیرساختها مشهود میباشد.
اکبر کیانی، فرضعلی سالاری سردری، مریم بیرانوند زاده، هدایت اله درویشی،
دوره 4، شماره 13 - ( 9-1392 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف اولویّت‌بندی و تعیین راهبردهای امنیّت محیطی فضاهای شهر زابل با استفاده از مدل "فرآیند تحلیل شبکه" (ANP) تدوین شده است. روش تحقیق به کار گرفته شده، توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر مطالعات اسنادی و بررسی‌های میدانی می-باشد. محدوده مورد مطالعه شامل پنج فضای شهری در شش محلّه شهر زابل است. مهم ترین مسایل مرتبط با شاخص‌های کالبدی و کارکردی فضاهای شهر مطابق شاخص‌ها و تئوری پیش‌گیری از جرم از طریق طراحی محیط CPTED از طریق بررسی‌های پیماشی در شهر زابل استخراج گردید. مدل ANP مبتنی بر امنیّت محیطی فضاهای شهر زابل شامل 3 خوشه (معیار/گروه) و 15 گزینه (نود/زیرگروه) با استفاده از نرم‌افزار Super Decisions تولید شد. نتایج نشان می‌دهد؛ بیشترین و بالاترین اولویّت جهت توجّه به مسایل امنیّت محیطی فضاهای شهر زابل مربوط به نودهای "کارکرد فرهنگی-اجتماعی" (با امتیاز نرمال شده 0.539 در خوشه شاخص عملکردی/کارکردی مؤثّر بر امنیّت فضاهای شهری)، "فشردگی بافت" با امتیاز نرمال شده 0.353 در خوشه شاخص مکانی/کالبدی و گزینه "بازار مرکزی شهر" با امتیاز نرمال شده 0.349 در خوشه فضاهای عمومی شهر در خوشه‌های پانزده‌گانه دارای رتبه و امتیاز بیشتری نسبت به سایر گزینه‌ها در هر خوشه است. در این راستا، اولویّت‌های توسعه فضاهای شهری برای هر کدام از محدوده‌های مورد بررسی تعیین گردید.
یعقوب زنگنه، داود سمیعی پور، علیرضا حمیدیان،
دوره 4، شماره 13 - ( 9-1392 )
چکیده

یکی از راهبردهای مهمی که در نیم قرن اخیر برای مقابله با عدم تعادل منطقه ای ناشی از رشد فزاینده ی شهرهای بزرگ مورد توجه قرار گرفته است، تقویت شهرهای کوچک و میانی در نظام شبکه شهری است. در ایران نیز در سالهای اخیر بررسی و تحلیل نقش و عملکرد شهرهای کوچک و میانی در توسعه منطقه ای مورد توجه جغرافیدان قرار گرفته و مطالعات متعددی در رابطه با این موضوع انجام گرفته است. اما در تحقیقات اندکی موضوع تبدیل روستا به شهر و بازتاب های فضایی آن در نظام شبکه شهری و توسعه منطقه ای مورد توجه قرار گرفته است. بر این اساس هدف اصلی این تحقیق بررسی و تحلیل اثرات تبدیل روستا به شهر و نقش آن در توسعه منطقه ای و نظام شبکه ی شهری در استان خراسان رضوی در طی نیم قرن اخیر(دوره 1335 تا 1390) است. پژوهش حاضر براساس ماهیت و روش انجام تحقیق جزء تحقیقات توصیفی- تحلیلی می باشد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از شیوه ی تجزیه و تحلیل کمی با تکیه بر مدل ها و تکنیک های برنامه ریزی منطقه ای استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که سهم فرآیند تبدیل روستا به شهر در افزایش خالص جمعیت شهری استان خراسان رضوی؛ رقمی کمتر از20 درصد میزان افزایش کل بوده است. با وجود این روستاهای تبدیل شده به شهر توانسته اند در جذب و نگهداشت جمعیت موفق عمل نموده و در کل تاثیر مثبتی در بسامان سازی فضایی جمعیت و تعدیل نظام سکونتگاهی منطقه داشته باشند.در رابطه با تحلیل نظام شهری منطقه مورد مطالعه، شاخص های تمرکز شهری و نخست شهری نشان می دهند که در تمامی دوره های مورد مطالعه، با اضافه شدن شهرهای نوپا، نظام شهری منطقه به سمت تعادل نسبی حرکت نموده است.

دوره 4، شماره 13 - ( 9-1392 )
چکیده


مصطفی ایستگلدی، دکتر محمد اجزاء شکوهی،
دوره 4، شماره 14 - ( 12-1392 )
چکیده

پژوهش حاضر در پی تحلیل عوامل زمینه ساز الگوی حکمروایی خوب در شهر بندرترکمن می باشد. فرآیند تحقیق در دو مرحله توصیف و تبیین به آن جام رسید. در مرحله اوﱢل با رویکرد کارکردی، وضعیّت موجود حکمروایی خوب از طریق چهار شاخص کلّی مشارکت، قانونمداری، شفافیّت و پاسخگویی توصیف می شد. مرحله دوم این وضع موجود با رویکرد ساختاری از طریق سه شاخص کلّی اعتماد اجتماعی (نهادی و عمومی)، کنش غیر ابزاری و نگرش انتقادی با توجّه به نظریه کنش ارتباطی مورد تبیین قرار گرفت. بدین منظور پرسشنامه ایی در دو سطح شهروندان (384 نمونه) و کارکنان شهرداری (21 نمونه) تدوین گردید. نتایج نشان می دهد که وضع موجود حکمروایی در شهر بندرترکمن نامطلوب می باشد؛ که این امر به خاطر مهّیا نبودن بسترهای لازمه عقلانیت ارتباطی در فضای شهری بندرترکمن در قالب روابط دو سویه شهروندان با شهرداری می باشد. در بین عوامل سازنده عقلانیت ارتباطی، متغیّر اعتماد اجتماعی (نهادی و عمومی) دارای بالاترین ارتباط و تأثیرگذاری با کیفیّت برقرای حکمروایی خوب در شهر بندرترکمن بوده است. همچنین نتایج نشان می دهد که شیوه اداره شهر بندرترکمن با خصوصیّات دروان ماقبل مدرن و فضای ارتباطی در این شهر با خصوصیات دوران موسوم به مدرنیته یا سرمایه داری متأخر به زعم هابرماس، انطباق دارد در حالی که حکمروایی خوب محصول فرآیندهایی دوران مدرن است. این عدم انطباق، مانعی مهم در زمینه به کارگیری رهیافت حکمروایی خوب در شهر بندرترکمن می باشد.
دکتر علی جعفری، دکتر نبی اله یارعلی، خانم لیلا باقری،
دوره 4، شماره 14 - ( 12-1392 )
چکیده

رشد جمعیت، شهرنشینی، توسعه فعالیت های اقتصادی و بالارفتن سطح استانداردهای زندگی سبب افزایش چشمگیر تقاضا برای گردشگری در محیط های طبیعی شده است. کمیابی این منابع و محدودیت های منابع مالی برای احیاء و ایجاد محیط های مناسب تفرجی، مدیریت منابع طبیعی را به سوی ارزشگذاری جاذبه های گردشگری طبیعی و استفاده از مشارکت مردم در جهت حفظ و احیای این منابع سوق می دهد. پژوهش حاضر میزان تمایل به پرداخت ورودیه مردم برای استفاده از منطقه گردشگری کهمان در استان لرستان و تعیین ارزش اکوتوریسمی آن را مورد توجه قرار داده است. میزان تمایل به پرداخت افراد برای بازدید از این منطقه با استفاده از روش ارزشگذاری مشروط از طریق پرسش نامه دوگانه دو بعدی محاسبه شده است. برای بررسی تاثیر متغیرها بر میزان تمایل به پرداخت از الگوی لاجیت استفاده شده و پارامترهای این الگو با استفاده از حداکثر درستنمایی برآورد شده اند. نتایج نشان داد که بیش از 96 درصد افراد مورد پرسش حاضرند برای بازدید از منطقه کهمان مبلغی به عنوان ورودیه پرداخت کنند و متوسط تمایل به پرداخت برای هر بازدید 9784 ریال می باشد. بر این اساس ارزش تفرجی این منطقه در سال 1761120000 ریال می باشد. این نکته می تواند برنامه ریزان و مدیران اجرایی را در برنامه ریزی تفرجی و بهره برداری پایدار از این منطقه یاری نماید.
شهاب عباس زاده، قاسم ذوالفقاری، محمد علی پژوهان کیا،
دوره 4، شماره 15 - ( 3-1393 )
چکیده


محمد اسکندری ثانی، ژیلا سجادی، مظفر صرافی،
دوره 4، شماره 15 - ( 3-1393 )
چکیده

چکیده با توجه به تاکید روزافزون رویه و عمل برنامه ریزی در سطح بین المللی به توسعه اجتماعات محلی جهت کاهش فقر، متاسفانه در نظام برنامه ریزی کشورمان نه تنها به توسعه اجتماعات محلی و مکانیزمی که اینگونه اجتماعات می تواند در برخورد با فقر داشته باشند، توجهی نشده است، بلکه برنامه ریزان و تصمیم سازان نیز اطلاعات کمتری درباره نوع و ویژگیهای محلاتی که توانایی یا علاقه بیشتری در توسعه فعالیت های اجتماع محور دارند. بنابراین این مقاله شامل تحلیل توصیفی و تحلیلی از ظرفیت و در عین حال تفاوتهای فعالیت های توسعه اجتماعات محلی در قالب فرایند و نتیجه برای کاهش فقر است. برای این منظور این فعالیت ها در سه حوزه رفاه اجتماعی محله، اداره و مدیریت محله و مسایل اقتصادی و محیطی محلی دو محله میانه ای ها و دولتخواه های نعمت آباد (که از آن به عنوان منطقه فقیر نشین تهران یاد می شود) مورد سنجش قرار گرفت. نتایج نشان می دهد که خانوارهای با وضعیت اقتصادی و تحصیلات متوسط، بعد خانوار وسیع تر، نرخ اشتغال بیشتر، سرپرستان با سن بالاتر، وابسته به اکثریت قومی و دارای اقوام و آشنایان بیشتر در محله، بیشترین مشارکت و کمک را در بعد زمان و منابع مالی در توسعه اجتماعات محلی داشتند و این در حالی است که زنان سرپرست خانوار و مهاجرین وارد شده در کمتر از دو سال اخیر کمترین مشارکت را در این فعالیت ها دارند. همچنین گرچه هویت جمعی و تا حدی سرمایه اجتماعی در هر دو محله در حد خوبی و حتی در متغیرهای زمینه ای و زبان و قومیت بین دو محله میانه ای ها و دولتخواه تفاوتی وجود ندارد، ولی ساکنان محله میانه ای ها توانسته اند ظرفیت اجتماع محلی خود را در جهت کنش جمعی تنظیم نموده که این کنش منجر به تحول و جهش اقتصادی و خارج شدن آنها از تله فضایی فقر شده است.
بیتا رضائیان، دکتر محمد رحیم رهنما،
دوره 4، شماره 16 - ( 10-1393 )
چکیده

مقدمه

  رشد فضایی هر شهر به صورت گسترش افقی یا رشد عمودی می باشد.هر کدام از این دو روش کالبد متفاوت و جداگانه ای از دیگری ایجاد می نماید.رشد فیزیکی به شکل افزایش محدوده شهر ظاهر می گردد و رشد عمودی به صورت درون ریزی جمعیت شهری و الگوی رشد شهر فشرده نمایان می شود.این الگوهای متفاوت به نسبت نوع گسترشی که در شهر به وجود می آورند پیامدها و نتایج متفاوتی را نیز در پی دارند(رهنما و عباس زاده، 1387،ص.21). پراکندگی الگوی نسبتاً جدیدی در سکونت گاه های انسانی می باشد که گرد هم آمدن اتفاقی مسکن با تراکم کم و توسعه های نواری تجاری است و معلول کاربرد وسیع اتومبیل می باشد (Ewing, 1997, p. 107) . آثار منفی این نوع توسعه بر روی حومه شهرها،محدوده شهرها ،اقتصاد و محیط زیست شهری سبب گرایش کشور های پیشرفته به فرم فشرده سازی شهر از طریق کاربری ترکیبی،بهره گیری از ساختمان های فشرده و کاهش فواصل محل کار و سکونت و تهیه تنوعی از شیوه های حمل و نقل شده است.بنابر این آگاهی از فرم فضایی و شکل شهر می تواند یکی از عوامل تأثیر گذار برنامه ریزی شهری باشد.

  با افزایش میزان شهر نشینی ،عدم توجه به محیط زیست و تسلط پدیده های انسان ساخت بر محیط طبیعی ،بحران های زیستی در عرصه شهرها و روستاها با پرتو افشانی صنعت و تکنولوژی پدید آمد و اکولوژیست ها ، مدیران و برنامه ریزان شهری را بر آن داشت تا ضمن ابراز نگرانی از وضع موجود به ارائه راهکارهایی جهت بهبود این وضع پرداخته و جلوگیری از آلودگی های زیست محیطی را در دستور کار خود قرار دهند. در ایران نیز تحولات اجتماعی اقتصادی طی چند دهه گذشته به طور عمده در شهر ها انعکاس یافته و سیاست های توسعه ملی بر محور شهر نشینی و شهر گرایی تداوم یافته است.بنابر این گرایش به توسعه شهر نشینی یکی از استراتژی های موثر در توسعه ملی بوده است (پوراحمد, 1383, ص. 116) .

  با رشد شهرها و بخصوص کلان شهرها در کشور،تنشهای اجتماعی اکولوژیکی حادی در اغلب آنها بروز کرده است که فقر و بیکاری ،نارسایی در خدمات رسانی،ن ا هنجاری اجتماعی ،کمبود مسکن و تهدید محیط زیست از شاخص ترین معضلات کلانشهرها بوده است (صرافی, 1375, ص. 35) . لذا احساس نارضایتی امروز از روند رشد و توسعه جهانی لزوم توجه برنامه ریزان شهری را بر امور شهری ناگزیر ساخته است.مسئله ای که در این خصوص بیش از همه توجه همگان را به خود جلب کرده ،توجه به الگوی رشد و توسعه شهری بوده است (پوراحمد, 1383, ص. 104) . بدین ترتیب در این مقاله ضمن بحث علمی -تحقیقی پیرامون روند رشد و توسعه کلانشهری و چالش های آن در ایران به سنجش و مقایسه فرم کالبدی کلانشهر های ایران پرداخته شده است.

روش تحقیق

  در این تحقیق از طریق روش های کمی (تبیینی- تحلیلی) است که با استفاده از داده های آماری صورت گرفته،تحولات شهر نشینی در ایران و رشد کلان شهرهای کشور ، بررسی شده است.جامعه آماری جمعیت 8 کلان شهر ایران بر اساس سرشماری 1390 می باشد.سپس با استفاده از بررسی تراکم جمعیت و روش ها و مدل های کمی از قبیل ضریب آنتروپی و ضریب جینی که برای اندازه گیری نابرابری توزیع جمعیت یا اشتغال در واحدهای فضایی درون یک متروپل به کار می روند و با استفاده از نرم افزار GIS برای تعیین ضریب موران که با اندازه گیری خود همبستگی فضایی می تواند سطح تجمع را تخمین بزند، به تعیین شکل کلانشهر های ایران پرداخته شده است و در نهایت با استفاده از نرم افزار ARC GIS 9.3 و برنامه جانبی Spatial Statistics Tool به منظور نقشه سازی و تجزیه و تحلیل نقاط داغ و نقاط سرد استفاده شده است و در نهایت تحلیل فرم شهری کلان شهرهای کشور استفاده شده است.

 

بحث و یافته ها

  · بررسی روند شهرنشینی و شهرگرایی در 55 سال گذشته نشان می دهد که طی سالهای 1335 تا 1390 تعداد شهر های کشور از 199 نقطه به 1331 نقطه افزایش یافته است. باید توجه داشت که در این مدت جمعیت شهر نشین کشور با نرخ رشد 4 درصد بیش از 9 برابر افزایش یافته و جمعیت ساکن در کلان شهر ها با نرخ رشد 3.6 درصد 7 برابر شده است در حالی که طی این مدت جمعیت کشور با نرخ رشد 2.5 درصد 4 برابر شده است. نسبت شهر نشینی نیز در ایران در این مدت از 31 درصد به 71.3 درصد افزایش یافته است. افزایش قیمت نفت در دهه 1350،جریانات انقلاب ،پیروزی انقلاب اسلامی در سال1357 و به تبعیّت از سیاست های دولت مبنی بر تمرکز فعّالیّت ها در شهرها و هزینه کردن منابع مالی در شهرها و در پیرامون آنها در دوره 65-1355شاهد رشد عمومی شهرنشینی در تمام ایران هستیم .

  · مقایسه تراکم جمعیتی کلان شهرهای ایران حاکی از آن است که مشهد و تهران با تراکم جمعیتی 121 نفر در هکتار بالاترین،اصفهان با تراکم 98 نفر بر هکتار و شیراز با تراکم 82 نفر بر هکتار میزان متوسط و کرج با تراکم 65 نفر بر هکتار ،اهواز با تراکم 64 نفر بر هکتار ،قم با تراکم 61 نفر بر هکتار و تبریز با تراکم جمعیتی 56 نفر در هکتار پایین ترین تراکم را دارا می باشند. همین طور با مقایسه انحراف معیار تراکم جمعیتی در مقیاس مناطق کلان شهرها مشخص می شود که به ترتیب کلان شهرهای تهران، تبریز،قم،مشهد،کرج،شیراز،اهواز و اصفهان دارای بیشترین تا کمترین میزان پراکنش تراکم جمعیتی هستند.

  · در توزیع جمعیت کلانشهرهای ایران نابر ا بری هایی وجود دارد که این نابرابری ها توسط ضرایب جینی و آنتروپی تأیید می شوند.بر اساس ضریب آنتروپی این نابرابری ها در تبریز با ضریب 0.878 ،قم با ضریب 0.91 و تهران با ضریب 0.954 نسبت به سایر کلانشهر ها بیشترین ،در کرج با ضریب 0.955 و اهواز 0.959با ضریب میزان متوسط و مشهد با ضریب 0.973 ،شیراز با ضریب 0.967 و اصفهان با ضریب 0.987 کمترین میزان را دارا هستند و بر اساس ضریب جینی این نابرابری ها در تبریز با ضریب 0.276 ،تهران با ضریب 0.256 و در قم با ضریب 0.229 بیشترین در اهواز با ضریب 0.18،شیراز با ضریب 0.166 و مشهد با ضریب 0.13 میزان متوسط و در اصفهان با ضریب 0.103 و کرج با ضریب 0.05 کمترین میزان را دارا هستند.اما به طور کلی در کلانشهر های ایران مقدار این نابرابری ها کم است.

  · بر اساس محاسبه ضریب موران شهر اصفهان با ضریب موران 0.51 و شهر تهران با ضریب موران برابر 0.3 تا حدی دارای وضعیت تمرکز از عدم تمرکز می باشند. شهر مشهد با ضریب موران 0.02 دارای الگوی رشد شهر پراکنده بوده و از آنجا که بالای صفر قرار گرفته تا حد خیلی کمی به الگوی متمرکز نزدیکتر است.شهر تبریز با ضریب موران0.09- و شهر اهواز با ضریب موران 0.3- و نیز شهرهای کرج و قم با ضریب موران -0.6 دارای رشد پراکنده بوده اند ولی از آنجایی که ضرایبشان زیر صفر قرار گرفته ، تا حد خیلی کمی به الگوی شطرنجی نزدیکترند.شهر شیراز نیز با ضریب موران برابر 0.3- تا حد کمی به الگوی شطرنجی نزدیک است.

  · در شهر تهران ضرایب مختلف محاسبه شده بیانگر این است که الگوی شهر تهران تا حدی متمرکز است.در شهر اصفهان الگوی توزیع جمیعت از سایر کلانشهر عادلانه تر است امّا با این وجود ضریب موران در این شهر از سایر کلانشهر ها بیشتر است که نشان می دهد این شهر از سایر کلانشهرها متمرکزتر است. امّا با این وجود احتمال می رود که این الگوی نسبتاً متمرکز در تهران و اصفهان نیز نتیجه پراکنش تصادفی باشد.در شهرهای مشهد ،تبریز ، اهواز،کرج و قم ضرایب مختلف محاسبه شده مجموعاً بیانگر این است که الگوی این شهرها تا حد زیادی پراکنده بوده و به الگوی پراکنش تصادفی بسیار نزدیک بوده اند . شهر شیراز نیز در مقایسه با سایر کلانشهر ها دارای کمترین ضریب موران می باشد که به الگوی شطرنجی نزدیکتر است. با توجه به نتایج مشخص می شود که در هیچکدام از کلانشهرهای ایران الگوی تمرکز کامل دیده نمی شود.

  · بررسی نقاط داغ و نقاط سرد نشان می دهد که کلانشهر های تهران ،اصفهان ،کرج ،تبریز ، اهواز دارای این نقاط هستند و در اصفهان ،اهواز و کرج این نقاط بر روی جهت گسترش فیزیکی شهر و در محل تلاقی نقاط پیرامونی با شهر واقع شده اند.

  نتیجه گیری

  ادغام تعداد زیادی از سکونتگاههای روستایی،بخش ها، شهرک ها در کلان شهر های ایران به خاطر گسترش فیزیکی آن، موجب رشد بیقواره شهری وافزایش آسیب پذیری شده است . و هسته های حاشیه نشینی را در اطراف کلانشهر ها شکل داده اند.خوشه بندی این شهرها عمدتاً در محله های حاشیه ای شهر شکل گرفته است که نشان دهنده تأثیر و مکان تلفیق شهر و روستا بر شکل گیری این خوشه هاست که خود گواه این مطلب است که فشردگی شهرها نتیجه مدیریت خوب شهری در پیاده سازی سیاست های رشد هوشمند شهری نبوده و کاملاً بر عکس به دلیل فقدان مدیریت های منطقه ای، عدم نگرش سیستمی و رویکرد تجریدی به شهر در گسترش فیزیکی آن می باشد.از این نظر با پراکنش شهری در کلانشهرهای ایران روبرو هستیم.


پیمان حیدریان، کاظم رنگزن، سعید ملکی، ایوب تقی زاده،
دوره 5، شماره 17 - ( 7-1393 )
چکیده

چکیده برای رسیدن به توسعه پایدار شهری و همچنین تصمیم‌گیری بهتر برای جهت‌دهی توسعه در آینده، بازبینی دائمی فرآیندهای دینامیک شهری با توجه به توسعه در گذشته و پیش‌‌بینی آن در آینده، اجتناب‌ناپذیر است. هدف پژوهش حاضر، مدل‌سازی توسعه کلان‌شهر تهران با استفاده از مدل LCM در دوره 11 ساله 1385_1374 است. برای این منظور ابتدا، معیارهای موثر در این فرآیند از سازمان‌های مربوطه جمع‌آوری، آنالیز و آماده‌سازی شدند و نقشه‌های کاربری زمین از تصاویر ماهواره لندست با ضریب کاپای 765/0 برای هر نقشه استخراج گردید. سپس با استفاده از داده‌های اتوکد سازمان نقشه‌برداری و نقشه‌های موجود (2000/1) تا ضریب کاپای 885/0 بهبود داده شدند. در مرحله بعد صحت‌سنجی نقشه‌ها و آشکارسازی تغییرات صورت گرفت. نتایج آشکارسازی تغییرات با ضریب کاپای 85/91 % نشان می‌دهد که بیش‌ترین افزایش مساحت در مناطق ساخته‌شده (68/4603 هکتار) و بیش‌ترین کاهش مساحت در زمین ‌باز (47/4561 هکتار) رخ‌ داده است. بر مبنای این تغییرات، 11 متغیر مستقل به عنوان ورودی مدل انتخاب شده و سپس، پتانسیل تبدیل کاربری و پیش‌بینی برای سال 1396، با استفاده از روش MLP و زنجیره مارکوف، مدل‌سازی شدند. مقایسه نتایج پیش‌بینی با جدیدترین داده‌های زمینی و مطالعات گذشته نشان می‌دهد که نتایج تحقیق حاضر به واقعیت‌های زمینی نزدیک‌تر است. همچنین نقشه پیش‌بینی‌شده گویای این است که بیش‌ترین میزان توسعه در سال 1396 به ترتیب در بخش‌های غرب و شرق کلان‌شهر تهران رخ می‌دهند.

صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه مطالعات جغرافیایی مناطق خشک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2021 All Rights Reserved | Journal of Arid Regions Geographics Studies

Designed & Developed by : Yektaweb