جستجو در مقالات منتشر شده


7 نتیجه برای South East

تقی طاوسی‌، کوهزاد رئیس پور،
دوره 1، شماره 2 - ( 10-1389 )
چکیده

حدود 90 درصد از بلایای طبیعی که در جهان رخ می‌دهند در ارتباط با عوامل اقلیمی است و در میان آن‌ها، طوفان‌ها بعد از سیل، حدود 30 درصد از سهم این بلایا را به خود اختصاص می‌دهد. این پدیده یکی از مخاطره آمیزترین بلایای طبیعی است که منشأ اقلیمی داشته و همه ساله خسارات مالی و جانی جبران‌ناپذیری را تحمل می‌نماید. منطقه سیستان یکی از مناطق طوفان‌خیز است که در جنوب -شرق ایران و در شمال استان سیستان و بلوچستان واقع شده است. به منظور بررسی آماری طوفان‌های با سرعت مساوی و بیشتر از m/s 24 (پایه طوفان در مقیاس بیوفورت) و پیش‌بینی احتمال وقوع طوفان‌های شدید به روش تجزیه و تحلیل سری‌های جزئی (Partial series)، از داده‌‌های بادسنجی ایستگاه سینوپتیک زابل طی یک دوره آماری 30 ساله (1388-1359) استفاده گردید. صحت و همگنی داده‌ها با استفاده از آزمون دنباله‌ها (RunTest) تأیید شد. از میان داده‌های ثبت شده در طول دوره آماری، 162 روز طوفانی مشاهده شد. بیشترین روزهای طوفانی مربوط به سال 1362 با 64 روز طوفانی است. در کل سه مورد از طوفان‌ها، دارای سرعت بیشینه m/s 40 (km/h144) بوده که بیانگر شدت طوفان‌ها در منطقه سیستان می‌باشد. فصل تابستان و تیرماه از بیش‌ترین و فصل زمستان و دی ماه از کمترین روزهای طوفانی فصلی و ماهانه برخوردار بودند.‌ترسیم گلطوفان سالانه و فصلی به کمک نرم‌افزار WRPLOT نشان داد جهت طوفان‌های چیره منطقه، شمال شمال غربی(NNW)، شمال (N) و شمال غربی (NW) می‌باشد. نتایج، احتمال وقوع شدیدترین طوفان‌های سیستان را در دوره‌های بازگشت مختلف پیش‌بینی می‌کند. احتمال وقوع بالاترین سرعت طوفان در یک دوره بازگشت صد ساله در سیستان، تا m/s 42 KM/H)151) پیش‌بینی می‌شود. بنابراین، در برنامه‌ریزی‌های محیطی و ایمن‌سازی سازه‌ها بایستی وقوع این مخاطره طبیعی را مدّ نظر قرار داد تا در صورت وقوع، خسارات وارده به حداقل ممکن کاهش یابد.
احمد پوراحمد، فـرانـک سیـف الـدینـی، زیبـا پـرنـون،
دوره 2، شماره 5 - ( 7-1390 )
چکیده

امروزه شناخت روند تغییرات کاربری زمین و عوامل اثرگذار بر آن از مباحث مطرح و مهم در برنامه‌ریزی شهری می‌باشد. در این پژوهش به بررسی نحوه‌ی اثرگذاری عامل مهاجرت بر تغییرات کاربری اراضی شهر اسلامشهر پرداخته شده است، با این هدف که شناخت و تحلیل منطقی و روشنی از مسائل پویا و متغیر شهر اسلامشهر به عنوان یکی از بزرگ‌ترین مهاجر شهرهای جهان ارائه شود. روش تحقیق روش توصیفی ـ تحلیلی و روش جمع‌آوری اطلاعات نیز روش اسنادی و میدانی است، ابزار مورد استفاده نرم‌افزارهای ENVI و GIS و عکس‌های هوایی و تصاویر ماهواره‌ای شهر اسلامشهر می‌باشد. برای سنجش تعادل در توزیع کاربری‌ها در سطح شهر نیز از شاخص ویلیامسون و ضریب پراکندگی استفاده شده است. نتایج بررسی‌ها نشان داد که اثرگذاری عواملی نظیر اصلاحات اراضی، سیاست قطبی کردن فعالیت‌ها، تبدیل تهران به مرکز کلیه فعالیت‌های اجتماعی، اقتصادی و... موجب شکل‌گیری روندهای مهاجرتی از کل کشور به سوی شهر تهران گردید. امّا عوامل دافعه‌ی تهران یعنی گرانی مسکن و هم‌چنین عوامل جاذب نقاط پیرامونی این شهر به‌ویژه ارزانی زمین و مسکن منجر به شکل‌گیری روندهای مهاجرتی از شهر تهران به مناطق پیراشهری و به‌ویژه شهر، اسلامشهر شد. این مهاجرت‌ها در سایه‌ی نبود نهاد نظارتگر بر استفاده از اراضی و نبود طرح و برنامه هدایتگر کاربری زمین در مناطق پیراشهری (اسلامشهر) موجب تغییر گسترده کاربری زمین شد. عمده این تغییرات در شهر اسلامشهر تغییر کاربری کشاورزی و فضای سبز به کاربری‌های شهری(به‌طوری که میزان آن از 40.6 % در سال 1343 به 10.3% در سال 1388 رسیده است) و شکل‌گیری کاربری مسکونی غیر استاندارد و شکل‌گیری یک نقطه شهری با نظام کاربری اراضی غیراستاندارد، نامتعادل و با مشکلات فراوان گردید.
عبـاسعلی ولـی، سید‌حجت ‌موسوی،
دوره 2، شماره 6 - ( 10-1390 )
چکیده

یکی از مهم‌‌ترین راه‌کارهای مدیریتی مناطق خشک و نیمه‌خشک، شناخت و به کارگیری اصول محیطی حاکم بر رفتار ماسه‌های متحرک به ویژه تپه‌های برخانی است. برخان‌ها یکی از رایج‌‌ترین اشکال ‌تراکم بادی بوده که از کنش متقابل جریان باد و بستر ماسه نشأت می‌گیرند. تحرک و پویایی این عوارض در مناطق تحت استیلا، کانون تهدید و بحران مراکز سکونتی و ارتباطی بوده و حجم رسوبات، شاخصی از میزان جابجایی آن محسوب می‌گردد؛ بنابراین دستیابی به میزان حجم برخان می‌تواند به عنوان شاخصی در جهت شناخت رفتار، نحوه عملکرد و تعیین وضعیت سیستم برخانی عمل نماید. هدف از این پژوهش مدل‌سازی برآورد حجم تپه-های برخانی جنوب کویر حاج علی‌قلی با استفاده از مولفه‌های مورفومتری آن‌ها و از طریق روش تحلیل آماری رگرسیون غیرخطی ساده و چندگانه است. نتایج مدل‌سازی حاکی از ارتباط معنی‌دار توانی بین مولفه‌های عرض، طول، ارتفاع و مساحت با حجم برخان می‌باشد که حداکثر ارتباط معنی‌دار توانی بین حجم و مساحت برخان با ضریب تبیین 993/0 و انحراف معیار برآورد 169/0 وجود دارد. نتایج مدل‌سازی رگرسیون غیرخطی چندگانه نیز حاکی از روابط معنی‌دار پارامترهای مورفومتری برخان جهت محاسبه حجم آن می‌باشد که حداکثر ارتباط معنی‌دار حاصل‌ضرب بین حجم با مولفه‌های مساحت و ارتفاع با ضریب تبیین 999/0 وجود دارد، بنابراین در صورت دستیابی به یکی از پارامتر‌های مورفومتری، می‌توان حجم برخان را با استفاده از مدل-های توانی ارائه شده، برآورد کرد و در صورت دستیابی به دو مولفه، حجم برخان را از طریق مدل‌های مناسب غیرخطی حاصل‌ضرب با دقت بیش‌تری محاسبه نمود.
یوسف قویدل رحیمی، محمد رضایی،
دوره 4، شماره 15 - ( 3-1393 )
چکیده

در پژوهش حاضر به تعیین آستانه دمایی و تحلیل الگوهای سینوپتیک دماهای ابرگرم منطقه‌ی جنوب شرق ایران پرداخته شده است. برای این کار پس از اخذ داده‌های حداکثر دمای روزانه‌ی دوره گرم سال (ژوئن تا سپتامبر) 9 ایستگاه سینوپتیک واقع در جنوب شرق ایران در یک دوره‌ی آماری 24 ساله (1986-2009)، مقادیر بالاتر از 99 درصد دماهای فرین بیشینه یا 1 درصد بالایی به عنوان آستانه‌ی تفکیک دماهای ابرگرم تعیین شد. بر اساس توزیع احتمال آماری گاما، دمای 36/42 درجه سانتی‌گراد و بالاتر با احتمال رخداد 1 درصد در طی دوره‌ی آماری مورد مطالعه آستانه‌ی تعیین روزهای ابر گرم برای مجموع ایستگاه‌ها مد نظر قرار گرفت و بر اساس آستانه‌ی مذکور 30 روز توام با دمای ابر گرم برای تحلیل سینوپتیک شناسایی گردید. جهت شناسایی الگوهای گردشی مولد روزهای ابر گرم، ماتریسی به ابعاد 30 روز در 943 گره از داده‌های فشار سطح زمین و تراز 500 هکتوپاسکال در مختصات جغرافیایی 0 تا 100 درجه‌ی طول شرقی و 15 تا 70 درجه‌ی عرض شمالی تشکیل گردید. ابتدا جهت تعیین الگوی متوسط روزهای ابر گرم، نقشه های میانگین سی روزه ترسیم و مورد تحلیل قرار گرفت. الگوی به دست آمده حاکی از نفوذ سامانه‌ی کم فشار حرارتی گنگ در سطح زمین و حاکمیت پرفشار جنب حاره‌ای آزور در تراز 500 هکتوپاسکال بر روی جنوب شرق کشور می‌باشد. برای شناسایی الگوهای گردشی متمایز در روزهای شاخص، با استفاده از روش تحلیل خوشه‌ای وارد بر روی ماتریس مذکور، و پس از اعمال برش دو خوشه‌ای روزهای منتخب، نقشه‌های مربوطه ترسیم شد. نتایج نشان داد که علیرغم تفکیک روزها به دو خوشه‌ی مجزا، تفاوت بارزی بین این الگوها با الگوی سی روزه مشاهده نمی شود. بنابراین می توان تنها الگوی موثر بر رخداد روزهای ابر‌گرم جنوب شرق ایران را استقرار کم فشار حرارتی گنگ در سطح زمین و حاکمیت پرارتفاع جنب حاره‌ای آزور در تراز 500 هکتوپاسکال ذکر کرد. الگوی ضخامت جو در طی روزهای ابر‌گرم نشانگر استقرار بیشینه‌ی ضخامت جو به میزان 5945 متر بر روی منطقه‌ی مورد مطالعه است که نشان دهنده استقرار توده هوای گرم بر روی منطقه‌ی مورد مطالعه می باشد.
بهلول علیجانی، محمد رضایی، فرزانه جعفری، فرشاد پژوه،
دوره 5، شماره 20 - ( 4-1394 )
چکیده

هرگونه تغییر در عناصر اقلیمی‌را می­توان در تغییر الگوهای فشار جست‌و‌جو کرد. در این پژوهش با نگرش گردشی به محیطی، اثر تغییرات الگوهای ارتفاع ژئوپتانسیل تراز 500 هکتوپاسکال بر دمای ماه ژانویه‌ی مطالعه­ شده‌است. به‌این منظور، داده‌های ماه ژانویه‌ی ارتفاع ژئوپتانسیل تراز 500 هکتوپاسکال و دمای سطح زمین در یک دوره آماری 50 ساله (1961-2010) از مرکز پیش‌بینی‌های محیطی گرفته‌شد. در گام بعد همبستگی مقادیر استاندار شده­ی داده‌های مذکور نشان‌داد که بیش‌ترین ارتباط بین دمای سطح زمین و ارتفاع ژئوپتانسیل تراز 500 هکتوپاسکال در منطقه­ی جنوب غرب کشور با ضریب 82/0 و کم‌ترین با 59/0 در شمال غرب کشور قرار دارد. سپس به منظور کاهش حجم داده­ها و استخراج الگوهای اصلی با ایجاد ماتریسی به ابعاد 24(تعداد نقاط در گستره‌ایران) در 50 ( تعداد سال‌ها)، تحلیل مؤلفه‌های اصلی با آرایه S روی ماتریس مقادیر استاندارد شده­ی ارتفاع ژئوپتانسیل تراز 500 هکتوپاسکال اعمال، و 4 مؤلفه حاصل گردید و به روش وریمکس (Varimax) چرخانده شد. در هر یک از 4 الگوی یاد شده انطباق بسیار خوبی بین ناهنجاری ارتفاع تراز 500 هکتوپاسکال با ناهنجاری دما ملاحظه گردید. به‌گونه­ای که کاهش ارتفاع ژئوپتانسیل منجر به کاهش دما و پدیدآیی ژانویه‌ی­های سردتر شده‌است؛ به‌عبارتی دیگر، شکل­گیری پشته‌ی ضعیف و افزایش ارتفاع ژئوپتانسیل و عدم ریزش هوای سرد عرض­های بالا، ژانویه‌ی­های گرم‌تری را به وجود آورده‌است. از نتایج جالب توجه می­توان به‌این نکته اشاره کرد که وجود جریانات مداری در تراز 500 هکتوپاسکال در الگوی دوم، نوعی ناهنجاری منفی برای جنوب شرق ایران به حساب می­آید که منجر به بروز ژانویه‌ی­های سردتر در این منطقه شده‌است.


کاظم علی آبادی، عباسعلی داداشی رودباری،
دوره 6، شماره 21 - ( 12-1394 )
چکیده

دمای حداکثر طیف وسیعی از فعالیت ها را به ویژه در دوره گرم سال تحث تاثیر خود قرار می دهد. این مطالعه باهدف شناسایی الگوهای زمانی- مکانی و تعیین لکه‌های دمایی بیشینه ماهانه کشور با استفاده از روش‌های نوین آمار فضایی مانند شاخص موران جهانی، محلی و تحلیل لکه‌های داغ با استفاده از امکانات برنامه‌نویسی در محیط متلب و سیستم اطلاعات جغرافیایی بهره گرفته شد. بدن منظور آمار دمای بیشینه 125 ایستگاه همدید کشور طی یک دوره 30 ساله جمع‌آوری گردید. نتایج نشان داد که بالاترین مقادیر ناهنجاری مکانی دمای حداکثر ایران در ماه های ژانویه، فوریه و مارس اتفاق افتاده است. نتایج حاصل از روش‌ موران جهانی مبین این امر بوده است که تغییرات درون سالی دمای حداکثر ایران از الگوی خوشه‌ای بالا پیروی می‌کند و بر اساس خروجی های این آماره بزرگترین الگوی خوشه ایی دمای حداکثر ایران با مقدار 973876/0 در ماه مارس اتفاق افتاده است. بررسی های ساختار دمای ایران با استفاده از روش خوشه ها و ناخوشه ها نشان داد که در ماههای سرد همگنی دمای حداکثر کشور کاهش و در ماههای گرم همگنی دمای حداکثر کشور افزایش می یابد.در این بین بر اساس شاخص لکه‌های داغ، دمای حداکثر در کرانه‌های ساحلی دریای خزر ، بخش‌های غرب و شمال غرب و شمال شرق کشور دارای خودهمبستگی فضایی منفی(خوشه‌های دمایی با ارزش پایین) و بخش‌هایی از نواحی مرکزی و همچنین بخش‌هایی از جنوب شرق کشور و نواحی مرکزی دارای خودهمبستگی فضایی مثبت (خوشه های دمایی با ارزش بالا)بوده است.


سید کرامت هاشمی عنا، محمود خسروی، تقی طاوسی،
دوره 6، شماره 22 - ( 12-1394 )
چکیده

طولانی­ترین دوره­های خشک، معیار مناسبی برای ارزیابی روزهای خشک و بدون بارش در یک مکان است، بنابراین این ویژگی تباین اقلیمی بین شمال و جنوب را به خوبی نشان می­دهد. در این پژوهش، دوره­های خشک طولانی مدت تحت آستانه­های مختلف(1/.، 5 و 10 میلیمتر)، و دو سناریوی خوش­بینانه(B1) و بدبینانه(A2)، برای اقلیم میانی (دهه 2050) و با استناد به نتایج مدل Hadcm3 در پهنه­ی ایران بررسی شد. مدل­سازی دوره­های خشک نشان داد که بر اساس هر دو سناریو (A2 , B1) در دهه­ی 2050 نواحی جنوب­ شرق و مرکز، دارای طولانی­ترین طول دوره­های خشک هستند، به­طوری­که در خوش­بینانه­ترین حالت (سناریویB1) دوره­های خشک به طور متوسط 3 روز نسبت به وضعیّت مشابه گذشته طولانی­تر می­شوند، امّا حداکثر طول دوره­های خشک پیش­بینی شده در نوار شمالی و سواحل خزر نسبت به وضعیّت دوره­های خشک مشاهداتی تغییرات چندانی نداشته است(فقط میانگین 2 روز افزایش داشته است). در پهنه­ی شمال­غرب نیز طول دوره­های خشک نسبت به وضعیّت گذشته 5 روز طولانی­تر می­شود که خود نشان از افزایش آهنگ خشکی در این نواحی دارد. نکته­ی قابل توجّه این­که اگرچه طولانی ترین طول دوره­های خشک منطبق بر نواحی خشک و نیمه­خشک کشور است، امّا آهنگ افزایش طول دوره­های خشک در نواحی مرطوب کشور مانند شمال­غرب چشم­گیرتر است؛ به عبارتی دوره­های خشک بدون بارش بر اساس پیش­بینی مدل، روند شمالی­تری به خود می­گیرد، یعنی مرز مناطق خشک به سمت نوار شمالی جابه­جا و اساساً خط جبهه خشک شمالی­تر می­شود. در دهه­ی 2050 با استناد به نتایج هر دو سناریو می­توان گفت که بیش از 85 درصد مساحت ایران، دوره­های خشکی با طول بیش از 8 ماه را تجربه می­کنند.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه مطالعات جغرافیایی مناطق خشک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2020 All Rights Reserved | Journal of Arid Regions Geographics Studies

Designed & Developed by : Yektaweb