جستجو در مقالات منتشر شده


37 نتیجه برای Agriculture

خدیجه بوذرجمهری، حمید شایان، فخری صادقی،
دوره 1، شماره 1 - ( 7-1389 )
چکیده

  هدف اصلی این پژوهش شناسایی نقش زنان روستایی در توسعه بخش کشاورزی شهرستان بناب و شناسایی متغیرهای اثرگذار (عوامل فردی، خانوادگی، سازمانی) بر میزان مشارکت آنان در فعالیت‌های مختلف کشاورزی است. روش تحقیق توصیفی ـ تحلیلی بوده و براساس مطالعات پیمایشی و کتابخانه‌ای، اطلاعات لازم جمع‌آوری و مورد توصیف و تحلیل آماری قرار گرفته است. با فرمول کوکران، 353 زن روستایی فعال در امور مختلف کشاورزی، از 8 روستای نمونه دهستان بناب، به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند و با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده مورد پرسشگری قرار گرفتند. برای توصیف و تحلیل داده‌ها از نرم افزار آماری spss و آزمون‌های t تک نمونه‌ای، t استودنت و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. نتایج حاصله حاکی از آن است که زنان در امور زراعی و در مرحله برداشت مشارکت بیشتری دارند و برخی از عوامل چون فردی، خانوادگی و سازمانی، مانع از مشارکت زنان روستایی در امور کشاورزی شده است.


مسعود تقوایی، اسماعیل سالاروند،
دوره 1، شماره 2 - ( 10-1389 )
چکیده

توسعه فناوری‌های جدید آبیاری یکی از مهم‌ترین راه‌حل‌ها برای توسعه‌ی کشاورزی و افزایش تولیدات است که با توجه به محدودیت جدّی منابع آب در کشور به عنوان مسأله‌ایی مهم مطرح است. از این‌رو هدف اصلی این پژوهش بررسی موانع توسعه سیستم‌های آبیاری تحت فشار در مناطق روستایی است که به صورت مطالعه‌ی موردی در شهرستان ازنا آن‌جام گرفته است. روش تحقیق در این بررسی از نوع توصیفی ـ تحلیلی و همبستگی بوده که با استفاده از جمع‌آوری آمار و اطلاعات از طریق روش‌های میدانی آن‌جام شده است. سرپرستان خانوارهایی که از سیستم‌های آبیاری تحت فشار استفاده نکرده‌اند جامعه آماری تحقیق حاضر را در بر می‌گیرند که با استفاده از فرمول کوکران، نمونه‌ای به حجم 212 نفر از بین آن‌ها به روش نمونه‌گیری طبقه‌ای انتخاب گردید. هم‌چنین آزمون پیش آهنگی، برای بهدست آوردن ضریب اعتبار پرسشنامه آن‌جام گرفت که ضریب اطمینان آلفای کرونباخ آن بیش از 91/0 بهدست آمد. نتایج حاصل از طریق تجزیه و تحلیل‌های آماری در نرم افزار SPSS نشان می‌دهد که تقطیع و پراکندگی اراضی کشاورزان، مهم‌ترین مانع در توسعه سیستم‌های آبیاری تحت فشار بوده است. هم‌چنین یافته‌ها حاکی از آن است که سه عامل ساختاری، اقتصادی ـ اجتماعی و طبیعی 10/66 درصد از واریانس متغیرها را تبیین می‌کند که در این راستا توسعه‌ی کمی و کیفی برنامه‌های آموزشی ـ ‌ترویجی و بالا بردن اطلاعات و آگاهی کشاورزان،‌ تربیت مروجان آگاه از مسائل سیستم‌های آبیاری تحت فشار و تشویق کشاورزان منطقه، با حمایت‌های مالی و اعطای آسان‌تر تسهیلات بانکی، در راستای مشارکت هرچه بیش‌تر در یکپارچه‌سازی اراضی، از جمله پیشنهادهایی هستند که براساس نتایج تحقیق ارائه شده‌اند.
علیرضا انتظاری، جـواد حدادنیـا‌، مرتضی جعفرزاده، ابـراهیم کورونـدی‌،
دوره 1، شماره 3 - ( 1-1390 )
چکیده

در این مطالعه با استفاده از داده‌های دمای حداقل روزانه، در دوره‌ی آماری ٢١ ساله‌ی به پیش‌بینی یخبندان‌های استان کرمانشاه با استفاده از شبکه‌های عصبی پرداخته شده است. داده‌های مورد استفاده از طریق تابعی یک به یک و پوشا به منظور تعیین معیاری جهت پیش‌بینی یخبندان به مقادیر بین صفر و یک تبدیل شده و از شبکه پیش رو با یک لایه میانی مخفی با تعداد نورون‌های متغیر برای هر یک از ایستگاه‌ها به پیش‌بینی و بالاخره تعیین بازه‌های یخبندان پرداخته شد. الگوریتم مورد استفاده در این پژوهش، پس انتشار با روش آموزش دسته‌ای و توابع انتقال Satlins، Logsig و Satlin بوده است. تعیین بازه‌های یخبندان و بدون یخبندان در هر یک از ایستگاه‌های سینوپتیک و پیش‌بینی یخبندان‌های زودرس و دیررس از نتایج این مطالعه بوده و شبکه طراحی شده بین 72.22 تا 80.55 درصد برای هر ایستگاه همگرایی داشته است. نتایج نشان می‌دهد با توجه به محدودیت داده‌ها، شبکه‌های عصبی MLP توانایی مطلوبی در پیش‌بینی و تخمین یخبندان‌ها دارد.
مجتبـی یمـانی، ابـوالقاسـم گورابـی،
دوره 1، شماره 4 - ( 4-1390 )
چکیده

اقلیم خشک، فقر پوشش گیاهی و همواری نسبی سطح زمین و همسایگی با دشت لوت از مهم‌ترین عواملی هستند که باعث غلبه فرایندهای فرسایش بادی در منطقه کرمان شده‌اند. بدیهی است میزان فرسایش بادی و حجم نقل و انتقال مواد به ویژگی‌های سرعت، جهت و فراوانی باد و از طرفی به ویژگی‌های سطح زمین و مواد رسوبی وابسته است. هدف این تحقیق بررسی مورفولوژی، نحوه تأثیر گذاری دینامیک باد و سپس علل استقرار ماسه‌های بادی در جنوب شهر کرمان است. آمار باد‌ ایستگاه‌های سینوپتیک پیرامون منطقه کرمان و نیز ویژگی‌های ماسه‌های بادی، داده‌های این پژوهش و نقشه‌ها، عکس‌های هوایی، تصاویر ماهواره‌ای، ادوات آزمایشگاهی و مدل‌های ریاضی و نیز نرم‌افزار‌های رایانه‌‌ای ابزار‌اند. بر‌ای دست‌یابی به هدف، آمار باد ایستگاه‌های پیرامون کرمان اخذ و از طریق ترسیم گلبادها، تجزیه و تحلیل شده است. سپس ماسه‌های نمونه‌برداری شده با سرعت‌های آستانه باد برازش داده شده و با شاخص به دست آمده در عملیات آزمایشگاهی تلفیق و مقایسه شده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل آماری جهات فصلی باد، نشان می‌دهد که در محدوده کرمان بادهای غالب عمدتاً از دو نیمه شمالی و غربی می‌وزند. تغییر راستای وزش فصلی‌ این بادها می‌تواند نتیجه تأثیر شرایط کم‌فشار حاکم در چاله‌ی لوت بوده و راستای وزش بادهای منطقه تحت بررسی را که در حاشیه لوت قرار گرفته است کنترل کند. بررسی راستای وزش عمومی باد و گل باد‌های ایستگاه کرمان و تطبیق آن‌ها با توپوگرافی منطقه و پیرامون نشانگر آن است که جهت وزش باد‌های اصلی منطقه تحت تأثیر گسترش فصلی سیکلون حرارتی مسلط بر چاله‌ی لوت در تابستان‌ها است. گسترش‌ این سامانه‌ی کم‌فشار در تابستان موجب می‌شودکه بادها جهت غالب شمالی پیدا نمایند. سپس در طول زمستان به دلیل محدود شدن ابعاد‌ این سیستم ناپایدار، بادها در منطقه کرمان که در مجاورت چاله‌ی لوت قرار دارد راستای غربی پیدا می‌کنند. در‌ این میان کانالیزه شدن باد در امتداد دره‌های کوهستانی و تأثیر توپوگرافی در تغییر جهات محلی بادهای سطح زمین بی‌تأثیر نیست.
شهرام بهرامی، جواد جمال آبادی،
دوره 1، شماره 4 - ( 4-1390 )
چکیده

منطقه‌ی مورد مطالعه، طاقدیس تیپیک دنه خشک در استان کرمانشاه و بخشی از زون ساختمانی زاگرس چین خورده است. هدف این تحقیق محاسبه‌ی حجم فرسایش سنگ و ارتباط آن با تکتونیک است. جهت دستیابی به هدف فوق، ابتدا محدوده‌ی 90 حوضه‌ی زهکشی در دامنه‌ی طاقدیس بر اساس تصاویر ماهواره‌ای Quickbird و داده‌های ارتفاعی SRTM مشخص گردید. بعد از بازسازیی سطوح قدیمی، ژئومورفیک DEM اولیه‌ی (قبل از فرسایش) منطقه تهیه شد. سپس DEM فعلی (واقعی) منطقه به دست آمد. با کم کردن حجم DEM واقعی از حجم DEM اولیه، حجم فرسایش سنگ در هر دره محاسبه گردید. با استفاده از شیب لایه‌ها و عرض طاقدیس، منطقه‌ی مطالعاتی به 9 زون تکتونیکی تقسیم گردید و میانگین پارامترهای حجم فرسایش سنگ حوضه‌ها (Ve)، مساحت حوضه‌ها (A) و نسبت حجم فرسایش سنگ به مساحت حوضه‌ها (Rva) در هر زون به دست آمد. نتیجه‌ی این تحقیق نشان می‌دهد که با افزایش شیب ساختمانی پهلوی طاقدیس، مقدار پارامتر Rva نیز افزایش می‌یابد. هم‌چنین رابطه‌ی مستقیمی بین مساحت حوضه‌ها و حجم فرسایش سنگ (Ve) وجود دارد. بررسی داده‌ها نشان می‌دهد که گسل‌ها نیز نقش مهمی در افزایش فرسایش سنگ دره‌ها ایفا می‌نمایند. در زون‌های شماره 3، 4، 5، 6 و 7، بالاترین مقدار Rva به ترتیب مربوط به حوضه‌های گسلی شماره 25، 31، 57، 72 و 76 می‌باشند. به‌طور کلی تحقیق حاضر نشان می‌دهد که حجم فرسایش سنگ در طاقدیس دنه خشک کاملاً متأثر از شیب و عرض پهلوی طاقدیس، موقعیت گسل‌ها و مساحت حوضه‌ها می‌باشد.
سیـاوش شـایـان، محمد شریفی‌کیـا، غلامرضـا زارع،
دوره 2، شماره 5 - ( 7-1390 )
چکیده

شوری‌زایی پدیده‌ی مورفولوژیکی آشنا با نواحی کویری و حاشیه‌ی کویری مانند ناحیه‌ی گرمسار است. تغییرات در روند و دامنه این پدیده‌ی در سال‌های اخیر، متأثر از اقدامات انسانی و تغییرات اقلیمی جریان زایشی آن را از پدیده به مخاطره متحول ساخته است. در این تحقیق با استفاده از منابع داده‌ای (سنجش از دوری، آزمایشگاهی، مشاهده‌ای و پیمایشی) به ارزیابی و تحلیل شوری‌زایی، در محدوده مخروط‌افکنه گرمسار پرداخته شده است. بدین منظور اقدام به ایجاد پایگاه داده مکانی در محیط GIS شده و پس از پردازش و تحلیل، روند و دامنه شوری‌زایی در اراضی و منابع آبی تبیین گردیده است؛ سپس عوامل شوری‌زایی مورد کنکاش و تحلیل قرار گرفت. یافته‌های تحقیق عواملی همچون نزدیکی و مجاورت با گنبدهای نمکی، تغییر در جهت و شدت جریان عبوری آب سطحی و افزایش میزان تبخیر از طریق افزایش آبیاری سطحی و عموماً غرق آبی را به عنوان عوامل اساسی و محوری در ایجاد و تشدید این پدیده معرفی نمود. افزایش نرخ و دامنه شوری‌زایی، در سطح مخروط‌افکنه، طی دهه‌ی مورد بررسی از دیگر یافته‌های تحقیق است که مؤید کاهش 4/1 وسعت اراضی با شوری کم و افزایشی به همین میزان در خصوص اراضی با شوری متوسط و عمدتاً زیاد است. شوری‌زایی در پهنه‌ی مورد مطالعه به واسطه‌ی موقعیت خاص و نوع کاربری‌های مستقر در آن تهدیدی جدی به شمار رفته و به عنوان یک مخاطره‌ی محیطی برای این ناحیه و تا حدودی نواحی همجوار از جمله کلان شهر تهران ارزیابی می‌شود.
حسین نگارش، محسن آرمش،
دوره 2، شماره 6 - ( 10-1390 )
چکیده

در اثر تغییرات آب و هوایی رخدادهای ناگوار اقلیمی‌مانند خشک‌سالی در بسیاری از نقاط کره‌ی زمین تشدید شده است. در این پژوهش با استفاده از مدل شبکه‌ی عصبی خشک‌سالی‌های شهر خاش در سه بازه‌ی زمانی ماهانه، سه ماهه و دوازده ماهه پیش‌بینی شد. جهت این امر آمار اقلیمی‌ شامل نم‌نسبی، دما و بارش ایستگاه هواشناسی شهر خاش و شاخص‌های اقلیمی‌از سال 1961 تا 2010 مورد استفاده قرار گرفت و شاخص خشک‌سالی SPI به عنوان خروجی مدل‌ها در نظر گرفته شد. 70 درصد داده‌ها به عنوان داده‌های مرحله آموزش و 30 درصد به عنوان داده‌های آزمایش در نظر گرفته شد. شبکه‌های مورد استفاده از نوع پس انتشار و تابع پایه‌ی شعاعی با الگوریتم پس انتشار خطا و روش یادگیری لونبرگ ـ مارکواردت می‌باشند. پس از تشکیل مدل‌های فراوان با ساختار متفاوت از تعداد ورودی، تعداد لایه و نرون، پیش‌بینی سه ماهه خشک‌سالی به عنوان بهترین بازه زمانی جهت پیش‌بینی خشک‌سالی شناخته شد و پس از آن پیش‌بینی دوازده ماهه خشک‌سالی نتایج مناسبی ارائه داد. مقایسه دو نوع شبکه عصبی نشان داد که شبکه پس انتشار با دو لایه پنهان 15 نرونی و با ورودی‌های بیشینه نم‌نسبی، میانگین نم‌نسبی با 3 فصل تأخیر، شاخص بارش موسمی‌جنوب غربی آمریکا با 4 فصل تأخیر، شاخص بارش موسمی‌جنوب غربی آمریکا با 2 فصل تأخیر، میانگین نم‌نسبی و کمینه‌ی نم‌نسبی مناسب‌ترین مدل جهت پیش‌بینی سه ماهه خشک‌سالی در شهر خاش می‌باشد. مقایسه نتایج مدل شبکه‌ی عصبی و مدل رگرسیونی بر دقت و توانایی شبکه‌ی عصبی در پیش‌بینی خشک‌سالی شهر خاش صحه گذاشت.
ابـوالقـاسم امیـراحمدی، زکیه آب باریکی ، مجید ابراهیمی،
دوره 2، شماره 6 - ( 10-1390 )
چکیده

یکی از راه‌های مناسب برای جلوگیری از آلودگی آب‌های زیرزمینی، شناسایی مناطق آسیب‌پذیر آبخوان و مدیریت کاربری اراضی است. در این تحقیق با توجه به ویژگی‌های هیدرولوژی و هیدروژئولوژی منطقه‌ی مورد مطالعه‌، آسیب‌پذیری آبخوان در برابر عوامل آلاینده، پهنه‌بندی شده است. برای این منظور از مدل دراستیک و سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) برای پردازش و تجزیه و تحلیل کیفی آبخوان استفاده شده است. در مدل دراستیک از مشخصه‌های موثر در ارزیابی آسیب‌پذیری آبخوان آب زیر زمینی شامل عمق سطح ایستابی‌، شبکه‌ی تغذیه‌، جنس آبخوان‌، نوع خاک‌، شیب توپوگرافی‌، مواد تشکیل‌دهنده‌ی منطقه غیر اشباع و هدایت هیدرولیکی مورد استفاده قرار گرفته که به صورت هفت لایه در نرم افزار ArcGis تهیه شدند و با وزن دهی و رتبه‌بندی و تلفیق هفت لایه فوق، نقشه‌ی نهایی آسیب‌پذیری آبخوان نسبت به آلودگی تهیه گردید. با انطباق یون نیترات بر روی نقشه‌ی نهایی دراستیک مشخص شد که کلیه نقاطی که دارای نیترات بالا هستند‌، در محدوده‌ی آلودگی زیاد قرار گرفته‌اند که دقت و صحت مدل را مورد تایید قرار می‌دهد. با توجه به نقشه‌ی پهنه‌بندی بدست آمده حدود 2/23 درصد از منطقه مورد مطالعه در محدوده آسیب‌پذیری خیلی کم‌، 4/21 درصد آسیب‌پذیری کم‌، 38/17 درصد آسیب‌پذیری متوسط ،43/25 درصد آسیب‌پذیری زیاد و 59/12 درصد در محدوده آسیب‌پذیری خیلی زیاد قرار می‌گیرد. ﻧﺘﺎﯾﺞ اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﻧﺸﺎن می‌دهدﮐﻪ ﻣﯿﺰان آﻟﻮدﮔﯽ و ﭘﺘﺎﻧﺴﯿﻞ آﻟﻮدﮔﯽ آﺑﺨـﻮان بسیار ﺑـﺎﻻ ﺑـﻮده ﮐـﻪ اﯾـﻦ ﻣﺴـﺌﻠﻪ ﺗﻮﺟـﻪ و ‬ﻣﺮاﻗﺒﺖ آﺑﺨﻮان داورزن را ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺮاﺟﻊ ذﯾﺼﻼح اﯾﺠﺎب می‌کند.
محمود فال سلیمان، محمود مرادی، آمنه ابطحی نیا ،
دوره 2، شماره 6 - ( 10-1390 )
چکیده

نظربه این‌که از مهم‌ترین موانع توسعه‌ی کشاورزی و به تبع آن توسعه‌ی روستایی در کشور ما، نظام زراعی سنتی حاکم است از این‌رو، بررسی ابعاد مختلف این نظام، بالاخص بازنگری وتحول در مالکیت وشکل اراضی واقدامات انجام شده در این خصوص، به نحوی که امکان بهره‌گیری از روش‌های نوین تکنولوژی‌ را ممکن سازد، ضروری به‌نظر می‌رسد. سنجش و ارزیابی بخشی ازطرح‌های زیربنایی و درحال انجام از جمله یکپارچه‌سازی اراضی زراعی به عنوان عاملی مهم که از پراکندگی اراضی زراعی جلوگیری نموده و موجب تغییر و تحول جدی در نظام تولید حاکم می‌شود، از جمله این موارد می‌باشد. بررسی و پایش اقدامات انجام شده در این زمینه در مناطق مختلف به منظور درک این مسأله که آیا اهداف مورد نظر تحقق یافته و پیامدهای مثبت و منفی آن در ابعاد مختلف اقتصادی و اجتماعی چه بوده، برای بسط طرح‌های یکپارچه‌سازی اراضی به نواحی همگون جغرافیایی بسیار حائز اهمیت است. مطالعه‌ی حاضر از نوع کاربردی بوده که به روش توصیفی- تحلیلی با رویکرد پیمایشی انجام گرفته است. اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسش‌نامه، مصاحبه و مشاهده گردآوری و سپس بااستفاده ازآزمون t وبه کمک نرم افزارهای Spss وExcel تجزیه وتحلیل شده است. جامعه آماری تحقیق شامل 73 نفر از کشاورزان ساکن دو روستای کنقند و قیس‌آباد بخش خوسف هستند که اقدام به یکپارچه‌سازی اراضی زراعی خود نموده و تماماً مورد پرسشگری قرار گرفته‌اند. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که اجرای طرح یکپارچه‌سازی اراضی زراعی در محدوده‌ی مورد مطالعه، منجر به کاهش تعداد قطعات زراعی بهره‌برداران، صرفه‌جویی در مصرف نهاده‌ها وکاهش هزینه‌های تولید شده و نیزکاربرد تکنولوژی نوین در مزارع، افزایش تولید و بهبود درآمد کشاورزان را به دنبال داشته است.
غلامرضا روشن، محمد سعید نجفی،
دوره 2، شماره 6 - ( 10-1390 )
چکیده

امروزه با بر هم خوردن تعادل سیستماتیک سامانه‌ی اقلیم، بروز آشفتگی‌ها و ناهنجاری‌های رفتاری در اقلیم تشدید یافته است؛ از جمله بروز و تشدید‌ این رخدادهای حدی، افزایش خشک‌سالی‌هاست. از آن‌جا که کشور‌ایران به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی خود، در مواجه با این ناهنجاری‌های اقلیمی به شدت آسیب‌پذیر است. در‌این تحقیق به ارزیابی و شبیه‌سازی اثر گرمایش جهانی بر خشک‌سالی‌های آینده‌ی کشور پرداخته شده است. بدین منظور جهت شبیه‌سازی مؤلفه‌ی اقلیمی بارش، از ترکیب دو مدل گردش عمومی جو GISS-EH و CNRM-CM3 استفاده گردید. امّا جهت معرفی سناریوی مناسب، 18 سناریو انتخاب و از میان آن‌ها، سناریوی p50 که با شرایط انتشار گازهای گلخانه‌ای در‌ایران انطباق مناسب‌تری دارد پیشنهاد گردید. به‌علاوه بر این جهت ارزیابی خشک‌سالی‌های ‌ایران با استفاده از شاخص بارش استاندارد (SPI) در دو مقیاس زمانی گذشته تا حال (1976 تا 2005) و برای دهه‌های ‌آینده، سال‌های 2025، 2050، 2075 و 2100 مورد توجه واقع گردید. آنچه داده‌های تجربی و فصلی برای سال‌های 1976 تا 2005 نشان می‌دهند، وجود فراوانی رخداد خشک‌سالی‌ها در بین 43 ناحیه‌ی مطالعاتی کشور، ابتدا برای فصل زمستان، سپس بهار و در نهایت پاییز است، که ‌این برای داده‌های شبیه‌سازی شده تقریباً عکس می‌باشد؛ زیرا با رخداد گرمایش جهانی بیش‌ترین ریسک رخداد خشک‌سالی به‌ترتیب برای فصول بهار، پاییز و زمستان شبیه‌سازی شد. امّا خروجی‌های شبیه‌‌سازی شده بارش نشان می‌دهند که با توجه به میانگین سالانه و درازمدت(1961- 1990)، تمام دوره‌های شبیه‌سازی شده از افزایش بارش نسبت به ‌این میانگین درازمدت برخوردار خواهند گردید. به‌گونه‌ای که انتظار می‌رود مقادیر شبیه‌سازی شده بارش برای سال2100 به میزان88 میلی‌متر نسبت به میانگین درازمدت افزایش خواهد یافت. خروجی‌های شبیه‌سازی برای خشک‌سالی‌ها، در دهه‌های آینده نشان می‌دهند که ‌این نواحی غرب خزر و گیلان، به‌همراه نواحی غرب کرمانشاه و‌ایلام است که بالاترین ترسالی‌ها را تجربه خواهند کرد، از طرف دیگر نواحی شمال خراسان و شمال خراسان رضوی، از بالاترین ریسک رخداد خشک‌سالی برای سال‌ها و فصول شبیه‌سازی شده برخوردار می‌باشند.
محمدرضا رضوانی، ناصر بیات، ابراهیم رستگار، علی قنبری نسب،
دوره 3، شماره 11 - ( 3-1392 )
چکیده

فرشبافی یکی از کهن ترین و برجسته‌ترین صنایع دستی ایرانیان به شمار می آید که در نواحی‌روستایی همواره در کنار بخش کشاورزی به عنوان یکی از مهمترین منابع تامین درآمد مردم بوده است. در دوره معاصر، به ویژه در چند دهه گذشته به دلیل تغییرات‌ساختاری در اقتصاد‌ملی، رشد شهرنشینی، گسترش صنایع و بوروکراسی مبتنی بر درآمدهای نفتی به تحولات گسترده اجتماعی و اقتصادی از جمله در نواحی روستایی انجامید. این شرایط رکود فعالیت های اقتصادی سنتی در بسیاری از نواحی روستایی همچون فرشبافی را در پی داشته است. براین پایه پژوهش حاضر به شناخت و تحلیل علل رکود صنعت فرشبافی در سه روستا از توابع دهستان جوزان شهرستان ملایر می پردازد. روش تحقیق ترکیبی و اکتشافی است. نخست با استفاده از تکنیک مصاحبه نیمه ساختار یافته شناخت علل رکود فعالیت فرشبافی از دیدگاه کارشناسان در منطقه مورد مطالعه با استفاده از روش کدگذاری باز تجزیه و تحلیل گردید و16 علت اصلی اثر گذار در رکود فرشبافی در روستاهای مورد مطالعه شناسایی گردید؛ سپس نتایج این بخش از پژوهش اساس طراحی پرسشنامه در مرحله بعد قرار گرفت. با طراحی پرسشنامه در چارچوب طیف لیکرت دیدگاه فرشبافان روستایی در ارتباط با علل ذکر شده درباره رکود فعالیت فرشبافی مورد بررسی قرار گرفت و روش خوشه بندی سلسله مراتبی برای تجزیه و تحلیل داده های پرسشنامه به کار رفت . بر اساس دیدگاه پاسخگویان مهمترین علت رکود فعالیت فرشبافی در روستاهای مورد مطالعه "گرایش خانواده های روستایی به سبک، شیوه و فرهنگ زندگی شهرنشینی و ناهمخوانی آن با سبک و شیوه زندگی و معیشت سنتی در روستا" و کم اهمیت ترین علت نیز "مشکلات بهداشتی فرشبافی به سبک سنتی در خانه" است.
کاظم علی آبادی ، علیرضا انتظاری ، ناصر اسکندری،
دوره 4، شماره 15 - ( 3-1393 )
چکیده

در سالهای اخیر یکی از مسائل عمده کاربردی نمودن فناوری سنجش از دور در دنیا در زمینه کشاورزی، دسترسی به اطلاعات و تهیه آمار می باشد. لذا استفاده از داده های تولیدی از سنجش از دور می تواند سیستم کنونی کشاورزی را به سمت کشاورزی دقیق سوق دهد. در تحقیق حاضر از شاخص NDVI استخراج شده از سنجنده AVNIR-2 ALOS به منظور پیش بینی میزان بایومس منطقه آمل در شمال کشور استفاده شده است. شاخص NDVI یکی از اولین و متداولترین شاخص های گیاهی استخراج شده از داده ای سنجش از دوری است که تاکنون در مطالعات زیادی به منظور مانیتورینگ محصولات کشاورزی مورد استفاده قرار گرفته است. برداشت میدانی بایومس در فصل رشد گیاه در 63 پلات در منطقه مورد مطالعه انجام گرفت. به منظور محاسبه میزان همبستگی بین داده های بایومس اندازه گیری شده در منطقه و مقادیر تخمین زده شده با استفاده از شاخص NDVI از مدل رگرسیون خطی و مدل Cross Validation استفاده شد. نتایج نشان داد که مقدار ضریب تعیین در مدل رگرسون خطی 61% و در مدل Cross Validation 51% به دست آمد. بر اساس اطلاعات به دست آمده از این تحقیق می‌توان بیان نمود که با استفاده از تصاویر ماهواره ALOS امکان تخمین بایومس با دقت خوبی وجود دارد.
فیروز مجرد، امان الله فتح نیا، سعید رجایی،
دوره 5، شماره 19 - ( 1-1394 )
چکیده

برنامه‌ریزی‌های مختلف کشاورزی، آب‌شناسی، معماری و انرژی تا حد زیادی وابسته به برآورد صحیح مقدار تابش خورشیدی است. اغلبِ مطالعات قبلی برای برآورد تابش خورشیدی از مدل آنگستروم که از مقادیر ساعات آفتابی به‌عنوان ورودی خود استفاده می‌کند، و یا از معادلات رگرسیونی از طریق تأثیردادن عوامل و عناصر اقلیمی مؤثر در تابش استفاده کرده‌اند. در این تحقیق برای برآورد میزان تابش خورشیدی دریافتی در استان کرمانشاه از مدل بهینه‌شدۀ "برد و هول‌استورم" با استفاده از داده‌های روزانۀ ایستگاه‌های هواشناسی سینوپتیک استان در دورۀ زمانی 2009- 1990 با بهره‌گیری از تمامی پارامتر‌های دخیل در تابش، از جمله طول روز، رطوبت، جرم جو، فشار هوا، آب قابل بارش، آلبدوی جو، مقدار جذب در جو و مقدار جذب به‌وسیلۀ ازن استفاده شده و تغییرات فضایی ـ زمانی تابش حاصله تحلیل گردیده است. نتایج تحقیق نشان داد بین مقادیر تابش اندازه‌گیری‌شده با پیرانومتر و مقادیر برآوردشده توسط مدل اختلاف کمی وجود دارد که نشان‌دهندۀ توانایی مدل در برآورد تابش است. کمترین مقادیر تابش دریافتی ماهانۀ منطقه در ماه‌های ژانویه و دسامبر رخ می‌دهد که از 9 تا 13 مگاژول بر مترمربع در نقاط مختلف استان متغیر است. در فصل تابستان، مقدار جذب تابش به‌وسیلۀ ازن به‌دلیل کاهش جرم جو به-خصوص در مناطق مرتفع، کاهش می‌یابد و در مقابل، به مقدار تابش مستقیم و در نتیجه تابش کلی افزوده می-شود. بیشترین مقدار تابش دریافتی منطقه در ماه ژوئن اتفاق می‌افتد که از 32 تا 42 مگاژول بر مترمربع در نقاط مختلف متغیر است. در فصول پاییز و زمستان به‌دلیل نقش تابش پراکنده، اختلاف تابش در مناطق مختلف استان کاهش می‌‌یابد.


حمیده محمودی، مریم قاسمی، حمید شایان،
دوره 5، شماره 20 - ( 4-1394 )
چکیده

امروزه گردشگری، با ویژگی‌های بارز و منحصر به فرد، به یکی از بزرگ‌ترین و پرمنفعت‌ترین صنایع در اقتصاد جهان تبدیل شده و بستری جهت ایجاد تغییرات در فضاهای جغرافیایی فراهم آورده است. گردشگری مذهبی یکی از گونه‌های گردشگری است که توسعه آن می‌تواند منجر به افزایش اشتغال و درآمد و رونق اقتصاد در فضاهای مختلف جغرافیایی خصوصاً نواحی روستایی گردد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرات گردشگری مذهبی بر توسعه اقتصادی سکونتگاه‌های روستایی انجام شده است. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی است. متغیر مستقل «گردشگری مذهبی» است که توسط 11 مؤلفه، کمی شده است و متغیرهای وابسته «درآمد» و «اشتغال» در نواحی روستایی است که به ترتیب با 21 و 10 مؤلفه مورد بررسی قرار گرفته‌اند. با توجه به الگوی راپرت در تعیین حوزه نفوذ گردشگاهی کلان شهرها، تعداد 10 روستای دارای بقعه متبرکه در دو شهرستان مشهد و بینالود به عنوان نمونه انتخاب شد. واحد تحلیل در این مطالعه روستا بوده و جامعه آماری از دو گروه : جامعه میزبان شامل 196 نفر روستایی و جامعه میهمان شامل 185 نفر گردشگر تشکیل شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها در نرم افزار SPSS از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی ساده و همچنین به منظور نمایش توزیع فضایی روستاهای مورد بررسی از نرم افزار GIS استفاده شد. نتایج حاصل از رگرسیون نشان می‌دهد که گردشگری مذهبی به میزان 0.79 بر درآمد، 0.68 بر اشتغال و در مجموع 0.77 بر اقتصاد سکونتگاه‌های روستایی مورد بررسی موثر بوده است. در واقع توسعه گردشگری مذهبی در روستاهای دارای بقاع متبرکه در ایجاد اشتغال، افزایش درآمد و رونق اقتصادی تأثیر مثبتی داشته است. در مجموع گردشگری مذهبی با ویژگی‌های ساختاری و کارکردی‌اش، عاملی مهم جهت احیاء اقتصاد روستاهای دارای این امتیاز و سایر روستاهای مجاور محسوب می‌شود.


مجید یاسوری، ژیلا وطنخواه کلورزی،
دوره 5، شماره 20 - ( 4-1394 )
چکیده

امروزه گردشگری روستایی نقش مهمی در توسعه‌ی اجتماعی- اقتصادی روستاها دارد و می‌تواند در استقلال اقتصادی،  توانمند‏ کردن زنان روستا و خلق فرصتهای شغلی جدید نقش مهمی ایفا کند. هدف از انجام این پژوهش، شناسایی قابلیّت‏ها، موانع و راهکارهای توسعه‌ی کارآفرینی زنان روستایی و تأثیر گردشگری در توانمندسازی و افزایش درآمد آنان در محدوده‌ مورد مطالعه می­باشد. جامعه آماری این تحقیق، 4475 نفر از زنان بالای 15 سال است، که بر اساس جدول مورگان برای 357 نفر پرسشنامه تکمیل شد، سپس از بین این تعداد، 37 نفر از زنان باقابلیّت و کارآفرین، شناسایی و برای اجرای روش ارزیابی مشارکتی به عنوان نمونه انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل­های انجام شده نشان دهنده اینست که باوجود موانع کارآفرینی مانند عدم مشارکت گروهی، ناکافی بودن سرمایه، کمبود نمایشگاه و فروشگاه در این دهستان، زمینه­های بالقوه و قابل‌توجهی مانند جاذبه­های طبیعی، تاریخی و قابلیّت­های انسانی( تولید صنایع­دستی، فراورده­های خانگی و ارگانیک) برای توسعه کارآفرینی وجود دارد. نتایج تحقیق نیز نشان می­دهد که از بین 37 نفر،  فقط چهار نفر (11 درصد) با فروش صنایع دستی و اجاره‌دادن خانه­های روستایی به گردشگران، کسب درآمد می‏کنند و بقیه با وجود تولید بیش از نیاز، بازاری برای فروش ندارند؛ بنابراین می­توان نتیجه­گیری کرد که با وجود زمینه‏های طبیعی و انسانی بالقوه در این دهستان، گردشگری هنوز نتوانسته است نقش قابل‌توجهی در اشتغال، بالفعل نمودن قابلیّت­های بالقوه، بهبود وضعیت اقتصادی- اجتماعی و توسعه‌ی کارآفرینی زنان در این دهستان داشته باشد.


احمد پوراحمد، احمد شهبازپور، محمد علی خلیجی،
دوره 6، شماره 21 - ( 12-1394 )
چکیده

استان سمنان به دلیل دارا بودن جنگل‌ها و طبیعت زیبا، از یک سو و موقعیّت خاص قرارگیری در بین شهرهای تهران و مشهد کریدور عبور گردشگران بسیاری می‌باشد، لذا مطالعه­ی اهمّیّت گردشگری آن می‌تواند در پیش‌بینی نیازها، رفع کمبودها و توسعه­ی گردشگری در منطقه، مؤثّر باشد. رتبه بندی زیرساخت­های گردشگری در نواحی مختلف استان سمنان و توزیع متعادل زیرساخت‌ها، از اقدامات اساسی در توسعه­ی گردشگری می‌باشد. از دلایل مهمّی که به این موضوع پرداخته شده، می‌توان به عدم توزیع نامتعادل و نابرابر زیرساخت ها و ظرفیت های گردشگری در سطح استان، اشاره کرد. روش تحقیق توصیفی – تحلیلی و هدف تحقیق، سطح بندی شهرستان­های استان سمنان به لحاظ زیر ساخت­های گردشگری در راستای توسعه­ی منطقه­ای استان سمنان با استفاده از روش­های تصمیم گیری چندمعیاره (VIKOR,TOPSIS,ELECTR) می­باشد. نتایج تحقیق نشان می دهد به کارگیری روش­های گوناگون چندمعیاره به رتبه­بندی متفاوتی از گزینه­های رقیب منجر می شود، بنابراین جهت حصول به اجماع و نیز رتبه­بندی جامع­تر گزینه­ها، روش ادغام نتایج (روش  (Copelandبه عنوان بهترین روش، پیشنهاد شده است. بر اساس نتایج Copeland  شهرستان "گرمسار" در رتبه­ی اوّل قرار گرفته است.


محمد ظاهری، رضا طالبی فرد، عقیل خالقی،
دوره 6، شماره 21 - ( 12-1394 )
چکیده

خشکسالی به ‌عنوان یک واقعیت بحرانی، در نوع خود پدیده‌ای پیچیده و دارای ابعاد مختلف می‌باشد و با وقوع در مناطق روستایی، زمینه­ی‌ بروز چالش‌های زیست‌محیطی، اقتصادی، اجتماعی و روان‌شناختی را فراهم می‌آورد؛ بر این اساس اتخاذ رویکرد سیستمی و همه‌جانبه­نگر، جهت کاهش آسیب‌پذیری روستاییان در برابر پیامدهای خشکسالی با تأکید بر مدل مدیریت ریسک، ضروری به نظر می‌رسد. در تحقیق حاضر، به ارزیابی نیمه­کمّی خطرپذیری خشکسالی با استفاده از مدل مدیریت ریسک پرداخته شده است. تحقیق حاضر، از نوع کاربردی و از نظر ماهیت و روش، به ‌صورت توصیفی- تحلیلی بوده و برای گردآوری داده­ها از روش گردآوری اطّلاعات به ‌صورت کتابخانه‌ای و میدانی استفاده شده است. ارزیابی نیمه­کمّی خطرپذیری خشکسالی در دهستان دولت‌آباد، توسط 30 نفر از کارشناسان و افراد صاحب‌نظر در اداره­ی کل منابع طبیعی شهرستان جیرفت، سازمان جهاد کشاورزی منطقه­ی جیرفت و کهنوج و هم­چنین مسئولان روستاهای نمونه به ‌صورت اظهارنظر آزاد صورت گرفته است؛ بدین ترتیب که ابتدا لیست خطرات و پیامدهای خشکسالی در محدوده­ی مورد مطالعه استخراج و سپس تمامی این خطرات و پیامدها، ضریب­دهی و اولویت‌بندی و در نهایت نتایج اطّلاعات به‌ صورت نمودار رادار نشان داده ‌شده ‌است . نتایج تحقیق نشان می‌دهد که بالا رفتن نرخ بیکاری و از بین رفتن فرصت‌های شغلی و خروج از بخش کشاورزی به‌ عنوان خطرات اصلی خشکسالی در منطقه می‌باشد؛ بنابراین فرآیند مدیریت ریسک، این امکان را فراهم می‌سازد تا اولویت‌بندی اقدامات، درست در جایی که بیش­ترین نیاز به اجرای آن وجود دارد، انجام پذیرد.


سیروس قنبری، حبیب الله بیاد،
دوره 6، شماره 23 - ( 1-1395 )
چکیده

خشک­سالی یکی از بلایای طبیعی است که خسارات زیادی بر زندگی انسان و اکوسیستم‌های طبیعی وارد می‌­آورد. منطقه­ی جیرفت به دلیل موقعیت جغرافیایی ویژه‌ای که دارد، همواره با این پدیده مواجه بوده و ارکان اقتصادی و اجتماعی روستاهای منطقه، تحت تأثیر این پدیده قرار گرفته است. این پژوهش با هدف "تحلیل آثار اقتصادی و اجتماعی خشک­سالی بر کشاورزی مناطق روستایی شهرستان جیرفت" و به صورت توصیفی ـ تحلیلی انجام شده و گردآوری اطلاعات به­صورت پیمایشی می‌­باشد. جهت انجام این مطالعه، ضمن بهره­گیری از یک چارچوب مفهومی، از طریق تکمیل 217 پرسشنامه، داده‌ها جمع آوری گردیده و با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. سال 1386 به عنوان سال پایه­‌ی خشک­سالی درنظر گرفته شد و به بررسی آثار خشک­سالی در سال­‌های 1384 و 1388 (دو سال‌ قبل و دو سال بعد از خشک­سالی) بر وضعیت اشتغال، درآمد، سطح زیرکشت در بخش کشاورزی و نیز مهاجرت خانوارهای روستایی پرداخته شد. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد در اثر خشک­سالی­‌های 3 دهه­‌ی اخیر حجم آب­های زیرزمینی، سطح زیرکشت محصولات زراعی و باغی در سطح بالایی آسیب دیده است. هم­چنین نتایج نشان داد در منطقه­‌ی مورد مطالعه تأثیر خشک­سالی بر خروج دائمی نیروی کار از بخش کشاورزی و مهاجرت روستایی بسیار اندک بوده و تغییر در اشتغال بعد از خشک­سالی به­‌صورت موقتی بوده است. هم­چنین نتایج تحلیل همبستگی نشان می­‌دهد که بین تأثیر خشک­سالی و میزان درآمد و پس­‌انداز، رابطه­‌ی معنی‌­دار و مثبت وجود دارد. درآمد خانوارها از بخش کشاورزی کاهش قابل توجهی یافته و میزان سرمایه­‌گذاری در بخش کشاورزی نیز کاهش یافته است، در این نوشتار ضمن تحلیل اثرات خشک­سالی بر ساختار اقتصادی و اجتماعی راهکارهایی جهت مقابله با خشک­سالی ارائه گردیده است.


علی اکبر دماوندی، محمد رحیمی، دکتر محمد رضا یزدانی، دکتر علی اکبر نوروزی،
دوره 6، شماره 23 - ( 1-1395 )
چکیده

خشک­سالی از جمله بلایای طبیعی است که سبب وارد شدن خسارات اقتصادی فراوانی خصوصاً در بخش جغرافیای کشاورزی و منابع طبیعی مناطق خشک می‌گردد. ارزیابی و پایش خشک­سالی به دلیل ماهیت آرام و خزنده‌اش با مسائل و مشکلات فراوانی همراه است. رویکرد استفاده از شاخص‌های مبتنی بر فناوری سنجش‌ازدور به دلیل قابلیت‌های مکانی و زمانی مناسب و نیز عدم وجود مشکلات روش‌های نقطه‌ای، درحال‌توسعه و پیشرفت است. از جمله این شاخص‌ها، شاخص شرایط درجه حرارت پوشش گیاهی (VTCI) است که بر اساس استفاده هم‌زمان از NDVI و LST ایجادشده است؛ بنابراین در این تحقیق قابلیت شاخص VTCI در پایش مکانی خشک­سالی مدنظر قرارگرفته است. برای این منظور، محصولات NDVI و LST سنجنده مودیس ماهواره ترا برای مردادماه سال‌های 1379 تا 1393 دریافت شده و پس از انجام اصلاحات مکانی و زمانی لازم، برای ایجاد شاخص VTCI، مورد پردازش قرار گرفتند. بر اساس نتایج، سال 1385 دارای ضرایب رگرسیون بالاتری نسبت به سایر سال‌ها بوده است (73/0=R2 برای لبه­ی گرم و 86/0=R2 برای لبه­ی سرد). در ادامه، شاخص VTCI مربوط به مردادماه هرسال بر اساس ضرایب رگرسیون همان سال استخراج و نقشه­ی VTCI منطقه به 5 کلاس تنش خشک­سالی: شدید، متوسط، ملایم، نرمال و مرطوب طبقه‌بندی‌شده و درنهایت طبقات خشک­سالی در طی این 15 سال با یکدیگر مقایسه شدند. نتایج حاصل نشان دادند که بیش­ترین درصد مساحت خشک­سالی مربوط به طبقه­ی متوسط و کم­ترین درصد مربوط به طبقه­ی مرطوب بوده است. هم­چنین سال‌های 1392 و 1390 دارای بیش­ترین درصد طبقه­ی شدید و مرطوب بوده‌اند.


کاظم نصرتی، محمد مهدی حسین‌زاده، سلمان زارع، رویا ذوالفقاری،
دوره 6، شماره 23 - ( 1-1395 )
چکیده

مناطق خشک محیط‌های اکولوژیک حساس و شکننده و مستعد بیابان‌زایی هستند. این مناطق بحرانی که در آن‌ها بیابان‌زایی رخ می‌دهد، پایداری اکولوژیک بیابان‌ها را تعیین می‌نماید. به­منظور مقابله با گسترش بیابان و خطرات ناشی از آن، طرح‌های احیای بیابان با کاشت گونه‌های مختلف اجرا می‌گردد که می‌توانند ویژگی‌های خاک را تحت تأثیر قرار دهند. هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر گیاه سیاه‌تاغ بر روی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک و تعیین شاخص‌های کیفیت خاک در روستای آهنگران واقع در جنوب غربی شهرستان رشتخوار می‌باشد. به این منظور، 45 نمونه از سه منطقه شاهد، بین دو تاج و زیر تاج‌ پوشش گیاهی جمع‌آوری گردید و ویژگی­های فیزیکی و شیمیایی خاک اندازه­گیری شد. نتایج به دست آمده حاکی از وجود اختلاف معنی­دار pH، آهک، هدایت الکتریکی، رطوبت اشباع، رس، ماسه، کربنات و ازت کل بین سه منطقه نمونه‌برداری می­باشد. با استفاده از تکنیک‌های آماری چندمتغیره مانند تحلیل عاملی، تحلیل مازاد داده و تحلیل کانونیک توابع تشخیص مدل کیفیت خاک بر اساس سه منطقه تعیین گردید که نتایج نشان داد pH و آهک با بیش­ترین ضرایب از مهم­ترین شاخص‌های تعیین کیفیت خاک تحت تأثیر تاغکاری در منطقه­ی  مطالعاتی می‌باشند و در مجموع شاخص کیفیت خاک در مناطق بین تاج پوشش و زیر تاج پوشش دارای اختلاف معنی‌داری با منطقه شاهد (بدون پوشش تاغ) است. 

<span lang="AR-SA" style="line-height: 130%; font-family: " b="" nazanin";="" font-size:="" 14pt;="" mso-ansi-font-size:="" 12.0pt;="" mso-ascii-font-family:="" "times="" new="" roman";="" mso-hansi-font-family:="" roman";"="">



صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه مطالعات جغرافیایی مناطق خشک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2020 All Rights Reserved | Journal of Arid Regions Geographics Studies

Designed & Developed by : Yektaweb