جستجو در مقالات منتشر شده


11 نتیجه برای Waste

محمدرضا پورمحمدی، کریم حسین زاده دلیر، عیسی پیری،
دوره 1، شماره 1 - ( 7-1389 )
چکیده

حکمروایی مطلوب شهری فصل مشترک تمام کنشگران اجتماعی است و ریشه در چشم انداز مدیریت عمومی نو دارد که از اواخر دهه 1980 با ابتکار عمل بانک جهانی و مرکز اسکان بشر سازمان ملل و سایر نهادهای بین المللی در ادبیات توسعه وارد شده است و در واقع رهیافتی ساختار شکنانه به برنامه ریزی توسعه شهری دارد و با مشارکت و کنش متقابل میان بازیگران اصلی مدیریت شهری یعنی جامعه مدنی، حکومت و بازار و بخش خصوصی، از یگانه الگوی توسعه شهری و مبتنی بر عقلانیت ابزاری گذر کرده و متشکل بر بنیان سرمایه اجتماعی شهروندان و عقلانیت ارتباطی،‌ الگوی جایگزینِ شهرنشینی ارتباطی را پیش می گیرد. در این مقاله با استدلال قیاسی و با توجه به تعدد مولفه‌های حکمروایی مطلوب شهری، شاخص‌های آن متناظر با متغیرمستقل تحقیق، یعنی سرمایه اجتماعی انتخاب شده است. جامعه آماری مورد نظر به منظور سنجش متغیر وابسته تحقیق( حکمروایی مطلوب شهری) شامل شهرداری تبریز به عنوان نهاد دولتی و رسمی، شورای شهر به عنوان فراگیرترین نهاد مدنی و شهروندان و بخش خصوصی به عنوان مولفه بازار می باشد که نتایج تحقیق همبستگی معنی داری را بین خلق و ایجاد حکمروایی مطلوب شهری از رهگذر جامعه مدنی و سرمایه اجتماعی نشان می دهد.
دکتر عزت ا... قنواتی، ابـراهیم تقـوی مقـدم، مهدی مساحی‌خوراسکانی،
دوره 2، شماره 5 - ( 7-1390 )
چکیده

شهر سبزوار با جمعیتی معادل 230 هزار نفر یکی از شهر‌های پر جمعیت شمال شرق کشور بعد از مشهد است که با تولید 140 تن زباله در روز، رتبه دوم تولید زباله در استان خراسان رضوی را به خود اختصاص داده است. با توجه به تاثیر مخرب این پسماند‌ی‌ها بر محیط‌زیست، از جمله آلودگی خاک، آلودگی آب، آلودگی منظر و .... یک پژوهش کل نگر وجامع لازم است تا بتواند با در نظر گرفتن همه جوانب و رعایت تک تک اصول زیست محیطی، بهترین مکان را برای دفن بهداشتی زباله تعیین کند. در این پژوهش ابتدا لایه‌های مورد نیاز ساخته شد، سپس با استفاده از روش کمی- کیفی تحلیل سلسله مراتبی و وزن دهی به پارامتر‌های مؤثر بر انتخاب محل دفن زباله، مناسب‌ترین مناطق برای دفن زباله در قالب یک نقشه پهنه‌بندی تعیین و گزینه‌های پیشنهادی رتبه‌بندی گردید. هم‌چنین با استفاده از روش کمّی Topsis نیز گزینه‌های مناسب جهت دفن پسماند جامد شهر سبزوار رتبه‌بندی شد. سپس جهت ارزیابی دقت روش‌های به کار گرفته شده براساس معیار‌های مؤثر در انتخاب مکان مناسب جهت دفن پسماند جامد شهری، هر کدام از گزینه‌های پیشنهادی در دو روش مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. نتایج این تحقیق نشان داد گزینه‌های پیشنهادی روش Topsis به دلایل فاصله زیاد از محل تولید پسماند، قرارگیری در حاشیه محور ارتباطی تهران ومشهد و قرارگیری در مسیر باد غالب، فاقد شرایط لازم جهت احداث تاسیسات دفن پسماند می‌باشند. بر همین اساس مشخص گردید که اولویت‌های تعیین شده در روش تحلیل سلسله مراتبی جهت دفن پسماند، مناسب‌تر می‌باشند.
بهلول علیجـانی، کـوهـزاد رئیس پـور،
دوره 2، شماره 5 - ( 7-1390 )
چکیده

طوفان‌های گردوخاک از بزرگ‌ترین مشکلات جدّی محیطی در نواحی مشخصی از جهان هستند. در پژوهش حاضر که به منظور تحلیل‌آماری همدیدی طوفان‌های گردوخاک منطقه سیستان براساس کدهای هواشناسی، طی دوره‌ی (2008-1979) انجام پذیرفته، از آمار ساعتی سرعت و جهت باد ایستگاه همدید زابل و نقشه‌های جوی فشار، ارتفاع زئوپتانسیل، دما، الگوی هم جریان و خطوط هم سرعت و جهت باد در دو تراز سطح دریا و 850 هکتوپاسکال که به صورت میانگین روزانه تهیه شده‌اند، استفاده شده است. براساس نتایج، هیچ یک از سال‌های آماری فاقد طوفان گردوخاک نبوده‌اند. در میان فصول، تابستان طوفان‌خیزترین و زمستان کم‌طوفان‌ترین فصل منطقه بوده ودر میان ماه‌ها، ژوئن از بیش‌ترین و دسامبر از کم‌ترین فراوانی برخوردار بوده‌اند. نتایج حاصل از تحلیل همدیدی نشان داد: هنگام بروز طوفان گردوخاک در دوره‌ی گرم سال، بر روی نقشه‌ی‌‌ فشار تراز دریا، با تقویت کم فشار موسمی هند، دو مرکز کم فشار فرعی‌تری در محدوده‌ی جنوب پاکستان و جنوب افغانستان با فشار مرکزی کم‌تر از 1000 هکتوپاسکال بسته می‌شوند. در مقابل مرکز پرفشاری بر روی دریای خزر که عموماً فشار مرکزی آن بیش از 1020 هکتوپاسکال است مستقر می‌شود. در همین زمان تفاوت دمای سطح زمین منطقه‌ی سیستان و دریای خزر حدود 20 درجه سانتی‌گراد می‌باشد. شیوفشاری و دمایی شدید بین دو منطقه، منجر به ایجاد بادهای شدید و طوفان گردوخاک می‌گردد. در تراز 850 هکتوپاسکال نیز یک مرکز چرخندی بر جنوب ایالت بلوچستان بسته شده و منطقه‌ی سیستان توسط منحنی 1440 ژئوپتانسیل متر محدود شده است. در مقابل واچرخندی با منحنی 1540 ژئوپتانسیل متر بر روی دریای خزر بسته می‌شود که بیانگر همراهی جریانات این تراز از جریانات سطح زمین می‌باشد. در دوره‌ی سرد نیز، هنگامی که پرفشار سیبری با فشار مرکزی بیش از 1040 هکتوپاسکال بر روی دریای خزر مستقر شود و منطقه سیستان به دلیل عدم حضور زبانه‌های پرفشار مذکور، از شرایط کم فشاری نسبت به پرفشار مذکور برخوردار باشد و در تراز 850 هکتوپاسکال نیز مرکز واچرخندی بر روی دریای خزر بسته شود. ریزش هوای سرد از پرفشار مذکور به منطقه، طوفان گردوخاک ایجاد می‌نماید. براساس پردازش تصاویر ماهواره‌ای، مهم‌ترین منابع گردوخاک، بسترهای خشکیده‌ی هامون‌های پوزک، صابری و شرق هامون هیرمند هستند.
سید‌هادی ‌حسینی، حسین کریم‌زاده، محمد میره،
دوره 2، شماره 6 - ( 10-1390 )
چکیده

هدف اصلی این تحقیق، تحلیل سطح پایداری توسعه در شهر سبزوار می‌باشد. روش‌شناسی تحقیق، رویکردی کمی ـ تحلیلی است. در بخش مبانی نظری و ادبیات موضوع از روش اسنادی استفاده گردید و از تکنیک فرایند تحلیل سلسله مراتبی نیز جهت تحلیل سطح پایداری بهره گرفته شد. در جهت تحلیل سطح پایداری توسعه شهر سبزوار، با بررسی مبانی نظری و ادبیات تحقیق و هم‌چنین انجام مطالعات اکتشافی در سطح شهر سبزوار، در نهایت 58 شاخص انتخاب گردید که در قالب پنج بعد اصلی پایداری شهری شامل ابعاد محیطی، اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی و کالبدی دسته‌بندی گردیدند. بعد محیطی شامل 5 شاخص، بعد اقتصادی شامل 7 شاخص، بعد اجتماعی شامل 23 شاخص، بعد کالبدی شامل 19 شاخص و بعد مدیریتی شامل 4 شاخص‌می‌باشد. یافته‌های حاصل از تحقیق بیانگر این است که بیشترین ناپایداری از آن بعد مدیریتی با ضریب نهایی 234/0 و کمترین ناپایداری مربوط به بعد محیطی با ضریب نهایی 044/0 است. هم‌چنین تلفیق ضرایب حاصل از مجموعه‌ شاخص‌ها حاکی از این است که این شهر درشرایط ناپایداری قرار دارد، به‌طوری ‌که ضریب نهایی پایداری برای گزینه کاملاً ناپایدار برابر با 356/0 و برای گزینه نسبتاً ناپایدار 243/0 می‌باشد، در حالی که این ضرایب برای گزینه‌های کاملاً پایدار و نسبتاً پایدار به ترتیب برابر با 123/0 و 122/0 است. بر این اساس به نظر می‌رسد که هرگونه برنامه‌ریزی در جهت پایدار ساختن توسعه شهر سبزوار باید درگام اول مبتنی بر بهبود سازوکارهای نظام مدیریت شهری و به خصوص ایجاد مدیریت واحد شهری باشد. قطعاً بهبود نظام مدیریت و برنامه‌ریزی شهری، تاثیرات شگرفی را بر بهبود و پایداری سایر ابعاد توسعه، برجای خواهد نهاد.
دکتر عباسعلی ولی، حسن برآبادی، ابوالقاسم امیراحمدی،
دوره 7، شماره 25 - ( 7-1395 )
چکیده

یکی از راه­های بسیار مهم جهت مبارزه با بیابان­زایی، افزایش پوشش گیاهی میباشد. یکی از طرح­هایی که می­تواند مدیریت یکپارچه منابع آب در اکوسیستم‌­ها را تامین نماید و موجبات کاهش اثرات بیابان­زایی و افزایش پوشش گیاهی را فراهم آورد، استفاده از آب های نامتعارف به عنوان منبع آب است که از جمله این آب ها، استفاده از پساب تصفیه­خانه­های فاضلاب شهری می باشد. در این راستا انتخاب صحیح گونه­های گیاهی سازگار و مقاوم با شرایط اکوسیستم بیابانی و سازگار با کیفیت پساب بسیار مهم است. هدف از انجام این تحقیق، انتخاب بهترین الگوی کشت مناسب با کیفیت پساب فاضلاب شهری سبزوار جهت طرح احیای مراتع بیابانی حاشیه روستاهای دروک - برآباد شهرستان سبزوار و ارزیابی گونه‌­های گیاهی کشت شده در آن مناطق می­باشد. جهت انجام این کار، در ابتدا پساب تصفیه خانه شهر سبزوار نمونه­برداری و مورد آزمایش قرار گرفت. سپس الگوی کشت متناسب با کیفیت پساب با مقایسه خصوصیات کیفی پساب با استانداردهای کیفی کشور اردن تعیین گردید. و در نهایت ارزیابی گونه­های شورپسند بیابانی کشت شده در منطقه با مقایسه میزان استقرار گونه­ها در دو زمان متفاوت و مقایسه درصد تاج پوشش گیاهی گونه­های کشت شده در حال حاضر انجام گرفت. نتایج نشان داد که در سبزیجات پخته شده، محصولات علوفه ای و درختان جنگلی و محصولات صنعتی فقط پارامترهای کلیفرم کل و اکسیژن محلول و در چمنزار و پارک(فضای سبز شهری) علاوه بر این دو، پارامترهای مجموع کل مواد جامد معلق، اکسیژن مورد تقاضای شیمیایی و بیوشیمیایی نیز محدود کننده می­باشد.همچنین نتایج ارزیابی گونه­های کشت شده نشان داد بعد از گذشت چند سال از اجرای طرح آبیاری با پساب، به ترتیب گونه­های تاغ، آتریپلکس و قره­داغ بیشترین درصد زنده مانی را داشته است. در مجموع می­توان گفت گونه­ تاغ در بین گونه­ها، گونه برتر از نظر زنده مانی می­باشد. 


خلیل رضایی،
دوره 7، شماره 26 - ( 10-1395 )
چکیده

یکی از واحدهای رسوبی فراوان و مهم از دیدگاه مخاطرات زیست‌محیطی، عمرانی، آبخیزداری و فرسایش خاک ایران، مارن­‌ها می‌باشند که به دلیل ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی، خود توان تولید رسوب و فرسایش بالایی داشته و مطالعه و تفکیک آن‌ها ضروری است. ماهیت دانه‌بندی، اندازه‌ی ذرات سازنده، عناصر و ترکیبات شیمیایی موجود در مارن­‌ها و تأثیر توأمان این دو موضوع، یکی از نکات مهم در مورد میزان فرسایش است. در پژوهش حاضر به بررسی ویژگی‌های فیزیکی- شیمیایی واحد‌های مارنی و تأثیر آن بر اشکال مختلف فرسایشی در منطقه‌ی جنوب شرق پیشوای ورامین پرداخته شده است. در این تحقیق، پس از بازدید میدانی و انتخاب پنج واحد مارنی در منطقه‌ بر اساس خصوصیات زمین‌­شناسی و اشکال مختلف فرسایشی برای نمونه‌برداری از رسوبات، علاوه بر انجام آزمایش شبیه‌سازی باران (به کمک دستگاه)، برداشت نمونه از عمق 5 تا 15 سانتی­متری نیز در پنج منطقه‌ انجام شد. در آزمایشگاه، میزان رواناب و رسوب تولیدشده در هر نقطه تفکیک و اندازه‌گیری شد. هم‌چنین پارامتر‌های هدایت الکتریکی، میزان عناصر سدیم، پتاسیم، کلسیم، منیزیم، گچ، درصد ذرات رسوبی و سدیم قابل‌جذب (SAR) نمونه‌ها در آزمایشگاه اندازه‌گیری و برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از روش تجزیه­ی واریانس و مقایسه‌ی میانگین‌ها در نرم‌افزار آماری SPSS استفاده شده است. به دلیل تفاوت بین دامنه‌های رو به شمال و جنوب ازنظر فرسایش، مقایسه‌ای اجمالی بین آن‌ها انجام شد. بر اساس نتایج، میزان میانگین یون سدیم و نسبت جذب سدیم از فرسایش سطحی به فرسایش خندقی در مارن‌های منطقه افزایش یافته و میزان میانگین درصد رس از فرسایش سطحی به فرسایش خندقی کاهش می‌یابد. هم‌چنین تجزیه واریانس اشکال مختلف فرسایشی در میزان یون سدیم، نسبت جذب سدیم و میزان درصد رس، دارای اختلاف معنی‌دار می‌باشند. در نهایت، می‌توان سه متغیر نسبت جذب سدیم، درصد سیلت و رس و یون سدیم نمونه‌ها را می‌توان عواملی تأثیرگذار در فرسایش مارن‌های منطقه و ایجاد اشکال مختلف فرسایشی دانست.


آرش قربانی سپهر، محسن جان پرور،
دوره 8، شماره 31 - ( 1-1397 )
چکیده

مقاله‌ی حاضر در پی بررسی بخشی از مسائل پیش‌آمده در دهه‌های اخیر در علم جغرافیا با نگاه آسیب-شناسانه است؛ ازاین‌رو چون علم جغرافیا حوزه‌ی مطالعاتی کلانی دارد، این دیدگاه نزد اکثر پژوهشگران وجود دارد که جغرافیا علمی میان‌رشته‌ای است و همین زمینه، چالش‌های اساسی را در دهه‌های اخیر در قالب تخصص‌گرایی یا تجمیع این علم نزد جامعه‌ی جغرافیایی فراهم آورده است. ازاین‌رو، مقاله با نگرشی فلسفی در پی پاسخی منطقی به سؤالی پیش‌آمده در علم جغرافیاست که کدام اقدام (1- تجمیع گرایش‌های رشته‌ی جغرافیا 2- تخصص‌گرایی گرایش‌های مختلف به رشته‌ی جغرافیا) با فلسفه و ماهیت وجودی علم جغرافیا سازگار است؟ و کدام‌یک علم جغرافیا را در گام شناخت (توصیف و تحلیل مسائل) و گام بهبود (ارائه‌ی راه‌حل برای مسائل) تواناتر می‌سازد؟ در این مقاله جهت تحلیل اطلاعات بیان‌شده، از روش تحلیل محتوا بهره گرفته شده است؛ بنابراین، این مقاله تلاش دارد تا با نگرشی فلسفی و نگاهی سنجش‌گرایانه (انتقادی) به آن‌ها، راه را برای «تجمیع یا تخصص‌گرایی» علم جغرافیا باز کند. به‌هرروی، نتایج تحقیق نشان می‌دهد چون موضوع اصلی علم جغرافیا «فضای جغرافیایی» است، بر این مبنا نمی‌توان گفت که جغرافیا به‌عنوان علمی میان‌رشته‌ای است؛ زیرا جغرافیا دارای موضوعی واحد است که جغرافی‌دانان آن را مطالعه می‌کنند. نتایج پژوهش به وحدت کلان-گرایانه در عین کثرت [سیطره‌ی وحدت بر کثرت] در علم جغرافیا قائل است.

عباسعلی ولی، حسن برآبادی، ابوالقاسم امیراحمدی،
دوره 8، شماره 32 - ( 4-1397 )
چکیده

یکی از طرح‌هایی که می‌تواند مدیریت یکپارچه‌ی منابع آب در اکوسیستم‌ها را تأمین نماید و موجبات کاهش اثرات بیابان‌زایی را فراهم آورد، استفاده از آب‌های نامتعارف (پساب فاضلاب شهری) است. در این راستا، بررسی اثرات پساب شهری روی خصوصیات خاک بسیار مهم است. هدف از انجام این تحقیق، بررسی تأثیر پساب تصفیه‌خانه‌ی شهری سبزوار روی خصوصیات خاک منطقه‌ی بوته‌کاری شده با آن است. جهت انجام این کار، کل منطقه به‌صورت سیستماتیک به دوازده بخش تقسیم و درون هر بخش، نمونه‌برداری به‌صورت تصادفی انجام گرفت. همچنین به‌صورت هم‌زمان از مناطق شاهد هم‌جوار با هر بخش جهت مقایسات نیز نمونه‌برداری خاک انجام گرفت. نتایج خصوصیات شیمیایی خاک نشان داد که میزان کلسیم، منزیم، اسیدیته و درصد مواد خنثی‌شونده بدون تغییرات معنی‌دار و میزان شوری، سدیم، کلر و نسبت جذب سدیم، کاهش معنی‌داری را نسبت به منطقه‌ی شاهد نشان داد. همچنین نتایج مربوط به حاصلخیزی خاک، نشان‌دهنده‌ی افزایش معنی‌دار کربن آلی، فسفر و پتاسیم قابل‌جذب در منطقه‌ی احیاشده نسبت به منطقه‌ی شاهد است. درمجموع، طرح بوته‌کاری با پساب در منطقه‌ی موردمطالعه ازنظر تغییرات خصوصیات خاک اثرات مثبتی را نشان داده است و درنهایت گونه‌ی تاغ نسبت به آتریپلکس و قره‌داغ از نظر بهبود شرایط خاک، مناسب‌تر ارزیابی گردید.
 

صدیقه بهزادی، محمدرحیم رهنما، جعفر جوان، علی اکبر عنابستانی،
دوره 9، شماره 33 - ( 7-1397 )
چکیده

پژوهش حاضر با رویکرد آینده‌نگارانه، به شناسایی مهم‌ترین عوامل مؤثر بر وضعیت آینده‌ی گردشگری پایدار استان یزد و بررسی میزان و چگونگی این عوامل بر یکدیگر می‌پردازد. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش، ترکیبی از روش‌های اسنادی و پیمایشی و از نظر ماهیت، بر اساس روش‌های جدید علم آینده‌پژوهی، تحلیلی و اکتشافی است که با به‌کارگیری ترکیبی از مدل‌های کمی و کیفی انجام گرفته است. جامعه‌ی آماری پژوهش 18 نفر از متخصصان گردشگری استان یزد می‌باشند. ابتدا 29 مؤلفه از میان اسناد فرادست و منابع نظری انتخاب و ماتریس اثرات متقاطع مؤلفه‌ها تشکیل گردید و از طریق نرم‌افزار میک‌مک نسبت به تحلیل اقدام شده است. بر اساس نتایج مدل، گردشگری استان یزد سیستمی ناپایدار بوده و «توزیع متعادل و بهینه‌ی امکانات و تسهیلات، ظرفیت اجتماعی جامعه‌ی محلی در جذب گردشگر به‌عنوان عوامل تنظیم‌کننده‌ عمل می‌کنند. هیچ‌کدام از مؤلفه‌های توسعه‌ی گردشگری استان یزد به‌عنوان عامل هدف قابل‌تعریف نیست. این مسئله نشانگر چندجانبه بودن مسئله‌ی توسعه‌ی گردشگری استان یزد از نگاه مدیران و نخبگان گردشگری استان یزد است. «امنیت» و «سطح توسعه‌ی و وضعیت اقتصادی جامعه‌ی محلی» بسیار نزدیک به محور مخاطره قرار گرفتند. «خشک‌سالی»، «تورم» و «مشارکت و تقویت سازمان‌های مردم‌نهاد» بیش‌ترین میزان تأثیرگذاری را داشتند. درمجموع، 10 عامل به‌عنوان عوامل کلیدی توسعه‌ی گردشگری استان یزد انتخاب گردید. سطح توسعه و وضعیت اقتصادی جامعه‌ی محلی، هدفمند کردن تخصیص اعتبارات توسعه‌ی توریسم، تورم، زیرساخت حمل‌ونقل، خدماتی، اطلاع‌رسانی و هوشمند، خشک‌سالی و کاهش کیفی و کمی منابع آبی، امنیت، طرح جامع، سازمان‌های مردم‌نهاد و اصلاح و توسعه‌ی روابط بین‌ سازمانی از عوامل کلیدی تأثیرگذار بر توسعه‌ی گردشگری استان یزد بودند.

اسماعیل سیلاخوری، مجید اونق، مجتبی سلیمانی ساردو،
دوره 9، شماره 35 - ( 1-1398 )
چکیده

تغییر اقلیم، بیابان‌زایی و کمبود آب شیرین، سه چالش اصلی می‌باشند که بشر در قرن 21 با آن‌ها مواجه است. به‌منظور ارزیابی خطر و ریسک بیابان‌زایی در منطقه‌ی باشتین سبزوار از روش TOPSIS، فازی و سیستم اطلاعات جغرافیایی استفاده شد. بدین منظور شش شاخص مؤثر در بیابان‌زایی شامل زمین‌شناسی، خشکی، بارندگی سالانه، شوری خاک، بافت خاک و درصد پوشش گیاهی بر اساس مدل IMDPA طبقه‌بندی و نقشه‌بندی شدند. سپس وزن شاخص‌ها با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی(AHP) تعیین گردیدند. به‌منظور تلفیق شاخص استانداردشده‌ی وزنی و محاسبه‌ی خطر بیابان‌زایی از تکنیک TOPSIS و عملگرهای Fuzzy در محیط نرم‌افزار GIS استفاده شد. پس از به دست آمدن نقشه‌ی خطر بیابان‌زایی(Hنقشه‌ی عناصر در معرض خطر(E) و آسیب‌پذیری آن‌ها(V) در سطح هر پیکسل و به‌طور رستری تهیه و درنهایت نقشه‌ی ریسک بیابان‌زایی برای منطقه‌ی فوق به دست آمد. نتایج نشان داد که شوری آب‌وخاک مؤثرترین شاخص‌ها در بیابان‌زایی می‌باشند. کلاس‌های بحرانی خطر بیابان‌زایی(IV و V) حدود 50 درصد منطقه‌ را پوشش داده‌اند. این مناطق بیش‌تر اطراف کال شور سبزوار و جنوب اراضی کشاورزی این شهر را در‌بر می‌گیرد. بیش‌ترین سطح منطقه‌(68/56 درصد) را کلاس ریسک II به خود اختصاص داد. توزیع فضایی کلاس ریسک V در غرب شهرستان سبزوار و در امتداد جاده‌ی سبزوارتهران است که می‌تواند اولویت اجرای برنامه‌های مهار بیابان‌زایی قرار گیرد. نقشه‌ی مذکور می‌تواند برای تمهیدات مدیریتی در راستای مهار تخریب سرزمین و مدیریت آن مورداستفاده قرار گیرد.

رحمان زندی، مهدی زنگنه، مهسا مقدم،
دوره 9، شماره 36 - ( 4-1398 )
چکیده

در روند توسعه‌ی شهری بسیاری از زمین‌های کشاورزی اطراف و حاشیه شهرها تغییر کاربری یافتند و از طرفی مکان‌گزینی و توسعه‌ی بی‌برنامه شهرها در بسیاری از موارد منجر به نادیده گرفتن مخاطرات طبیعی گردید و مخاطرات طبیعی از عوامل تهدیدکننده‌ی امنیت شهرها هستند که یکی از مهم‌ترین این مخاطرات طبیعی، زلزله است. پژوهش حاضر با هدف بررسی و پیش‌بینی تغییرات کاربری اراضی با تأکید بر زلزله در شهر نیشابور انجام گرفته است که از نظر هدف، کاربردی بوده و از تصاویر سنجنده‌ی ETM مربوط به سال‌های ۲۰۰۰ و ۲۰۰۹ و سنجنده‌ی OLI مربوط به سال 2018 از ماهواره‌ی لندست بهره‌گیری شده است و برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها در محیط نرم‌افزاری Arc GIS استفاده گردید. همچنین از مدل IDW جهت پهنه‌بندی، از مدل AHPبرای وزن‌دهی نظرات کارشناسان و برای پیش‌بینی توسعه‌ی شهر تا سال 2030 از مدل زنجیره‌ی مارکوف و CA مارکوف استفاده شد. نتایج تحقیق نشانگر آن است که سمت توسعه‌ی آینده‌ی شهر نیشابور بیش‌تر تمایل به سمت شمال و شمال شرق دارد؛ درحالی‌که محدوده‌ی مذکور در پهنه‌ی خطر متوسط زلزله قرار دارد و جنوب و جنوب غربی شهر در پهنه‌ی خطر کم بوده، درحالی‌که سمت توسعه‌ی آینده نخواهد بود و تا سال 1409 (2030 میلادی) بهترین جهت برای توسعه‌ی شهر به سمت جنوب و جنوب غربی است. به‌طورکلی قسمت شمالی شهر که عمده محدوده‌ی شهر و سمت توسعه‌ی شهر است، دارای خطر بیش‌تری است؛ چراکه در پهنه زلزله‌های با عمق کم قرار بوده و در پهنه‌ی زلزله‌های بیش از 7/4 ریشتر بوده و فاصله‌ی کم‌تری را با گسل‌های فعال دارد و سمت جنوب که سمت توسعه‌ی شهر هم نیست دارای خطرات احتمالی کم‌تری است


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه مطالعات جغرافیایی مناطق خشک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2020 All Rights Reserved | Journal of Arid Regions Geographics Studies

Designed & Developed by : Yektaweb