جستجو در مقالات منتشر شده


42 نتیجه برای Sabzevar

حسین قدرتی‌، علی‌‌ یار احمدی، مریم مختاری، حسین افراسیابی،
دوره 1، شماره 4 - ( 4-1390 )
چکیده

مقاله‌ی حاضر به بررسی رابطه‌ی سرمایه‌ی اجتماعی زنان متأهل و باروری آن‌ها و توزیع میزان باروری در مناطق مختلف شهری می‌پردازد. بدین منظور نمونه‌ای 384 نفری از زنان 20 تا 50 ساله‌ی ساکن در شهر سبزوار به صورت تصادفی مورد مصاحبه قرار گرفتند. متغیر وابسته‌ی تحقیق با شاخص تعداد فرزندان زنده به دنیا آمده سنجیده شده است. از مفهوم سرمایه‌ی اجتماعی به ابعاد ارتباطی و عینی آن اکتفا شده و متغیرهای عضویت در گروه‌های رسمی و عضویت غیررسمی به عنوان شاخص‌های مفهوم سرمایه‌ی اجتماعی مورد سنجش قرار گرفت. در کنار بررسی تأثیر متغیرهای مستقل یاد شده، تأثیر متغیرهای تحصیلات، درآمد، وضعیت اشتغال، محل تولد و میزان استفاده از رسانه‌ها نیز مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج مطالعه نشان می‌دهد که دو متغیر تحصیلات زن و عضویت در گروه‌های رسمی، به ترتیب مهم‌ترین عوامل تأثیر‌گذار در تعداد فرزندان به دنیا آمده هر زن می‌باشند که در مجموع 20 درصد واریانس متغیر وابسته را تبیین می‌کنند. متغیر تحصیلات دارای تأثیری منفی بر باروری است در حالی که اثر متغیر دیگر بر روی باروری مثبت است. هم‌چنین رابطه‌ی معنی‌داری میان منطقه‌ی محل سکونت و میزان باروری مشاهده شد. به این معنی که هرچه مناطق به لحاظ اجتماعی ‌اقتصادی وضعیت بهتری دارند، دارای میانگین باروری کمتری هستند.
دکتر عزت ا... قنواتی، ابـراهیم تقـوی مقـدم، مهدی مساحی‌خوراسکانی،
دوره 2، شماره 5 - ( 7-1390 )
چکیده

شهر سبزوار با جمعیتی معادل 230 هزار نفر یکی از شهر‌های پر جمعیت شمال شرق کشور بعد از مشهد است که با تولید 140 تن زباله در روز، رتبه دوم تولید زباله در استان خراسان رضوی را به خود اختصاص داده است. با توجه به تاثیر مخرب این پسماند‌ی‌ها بر محیط‌زیست، از جمله آلودگی خاک، آلودگی آب، آلودگی منظر و .... یک پژوهش کل نگر وجامع لازم است تا بتواند با در نظر گرفتن همه جوانب و رعایت تک تک اصول زیست محیطی، بهترین مکان را برای دفن بهداشتی زباله تعیین کند. در این پژوهش ابتدا لایه‌های مورد نیاز ساخته شد، سپس با استفاده از روش کمی- کیفی تحلیل سلسله مراتبی و وزن دهی به پارامتر‌های مؤثر بر انتخاب محل دفن زباله، مناسب‌ترین مناطق برای دفن زباله در قالب یک نقشه پهنه‌بندی تعیین و گزینه‌های پیشنهادی رتبه‌بندی گردید. هم‌چنین با استفاده از روش کمّی Topsis نیز گزینه‌های مناسب جهت دفن پسماند جامد شهر سبزوار رتبه‌بندی شد. سپس جهت ارزیابی دقت روش‌های به کار گرفته شده براساس معیار‌های مؤثر در انتخاب مکان مناسب جهت دفن پسماند جامد شهری، هر کدام از گزینه‌های پیشنهادی در دو روش مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. نتایج این تحقیق نشان داد گزینه‌های پیشنهادی روش Topsis به دلایل فاصله زیاد از محل تولید پسماند، قرارگیری در حاشیه محور ارتباطی تهران ومشهد و قرارگیری در مسیر باد غالب، فاقد شرایط لازم جهت احداث تاسیسات دفن پسماند می‌باشند. بر همین اساس مشخص گردید که اولویت‌های تعیین شده در روش تحلیل سلسله مراتبی جهت دفن پسماند، مناسب‌تر می‌باشند.
بهلول علیجـانی، کـوهـزاد رئیس پـور،
دوره 2، شماره 5 - ( 7-1390 )
چکیده

طوفان‌های گردوخاک از بزرگ‌ترین مشکلات جدّی محیطی در نواحی مشخصی از جهان هستند. در پژوهش حاضر که به منظور تحلیل‌آماری همدیدی طوفان‌های گردوخاک منطقه سیستان براساس کدهای هواشناسی، طی دوره‌ی (2008-1979) انجام پذیرفته، از آمار ساعتی سرعت و جهت باد ایستگاه همدید زابل و نقشه‌های جوی فشار، ارتفاع زئوپتانسیل، دما، الگوی هم جریان و خطوط هم سرعت و جهت باد در دو تراز سطح دریا و 850 هکتوپاسکال که به صورت میانگین روزانه تهیه شده‌اند، استفاده شده است. براساس نتایج، هیچ یک از سال‌های آماری فاقد طوفان گردوخاک نبوده‌اند. در میان فصول، تابستان طوفان‌خیزترین و زمستان کم‌طوفان‌ترین فصل منطقه بوده ودر میان ماه‌ها، ژوئن از بیش‌ترین و دسامبر از کم‌ترین فراوانی برخوردار بوده‌اند. نتایج حاصل از تحلیل همدیدی نشان داد: هنگام بروز طوفان گردوخاک در دوره‌ی گرم سال، بر روی نقشه‌ی‌‌ فشار تراز دریا، با تقویت کم فشار موسمی هند، دو مرکز کم فشار فرعی‌تری در محدوده‌ی جنوب پاکستان و جنوب افغانستان با فشار مرکزی کم‌تر از 1000 هکتوپاسکال بسته می‌شوند. در مقابل مرکز پرفشاری بر روی دریای خزر که عموماً فشار مرکزی آن بیش از 1020 هکتوپاسکال است مستقر می‌شود. در همین زمان تفاوت دمای سطح زمین منطقه‌ی سیستان و دریای خزر حدود 20 درجه سانتی‌گراد می‌باشد. شیوفشاری و دمایی شدید بین دو منطقه، منجر به ایجاد بادهای شدید و طوفان گردوخاک می‌گردد. در تراز 850 هکتوپاسکال نیز یک مرکز چرخندی بر جنوب ایالت بلوچستان بسته شده و منطقه‌ی سیستان توسط منحنی 1440 ژئوپتانسیل متر محدود شده است. در مقابل واچرخندی با منحنی 1540 ژئوپتانسیل متر بر روی دریای خزر بسته می‌شود که بیانگر همراهی جریانات این تراز از جریانات سطح زمین می‌باشد. در دوره‌ی سرد نیز، هنگامی که پرفشار سیبری با فشار مرکزی بیش از 1040 هکتوپاسکال بر روی دریای خزر مستقر شود و منطقه سیستان به دلیل عدم حضور زبانه‌های پرفشار مذکور، از شرایط کم فشاری نسبت به پرفشار مذکور برخوردار باشد و در تراز 850 هکتوپاسکال نیز مرکز واچرخندی بر روی دریای خزر بسته شود. ریزش هوای سرد از پرفشار مذکور به منطقه، طوفان گردوخاک ایجاد می‌نماید. براساس پردازش تصاویر ماهواره‌ای، مهم‌ترین منابع گردوخاک، بسترهای خشکیده‌ی هامون‌های پوزک، صابری و شرق هامون هیرمند هستند.
سید‌هادی ‌حسینی، حسین کریم‌زاده، محمد میره،
دوره 2، شماره 6 - ( 10-1390 )
چکیده

هدف اصلی این تحقیق، تحلیل سطح پایداری توسعه در شهر سبزوار می‌باشد. روش‌شناسی تحقیق، رویکردی کمی ـ تحلیلی است. در بخش مبانی نظری و ادبیات موضوع از روش اسنادی استفاده گردید و از تکنیک فرایند تحلیل سلسله مراتبی نیز جهت تحلیل سطح پایداری بهره گرفته شد. در جهت تحلیل سطح پایداری توسعه شهر سبزوار، با بررسی مبانی نظری و ادبیات تحقیق و هم‌چنین انجام مطالعات اکتشافی در سطح شهر سبزوار، در نهایت 58 شاخص انتخاب گردید که در قالب پنج بعد اصلی پایداری شهری شامل ابعاد محیطی، اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی و کالبدی دسته‌بندی گردیدند. بعد محیطی شامل 5 شاخص، بعد اقتصادی شامل 7 شاخص، بعد اجتماعی شامل 23 شاخص، بعد کالبدی شامل 19 شاخص و بعد مدیریتی شامل 4 شاخص‌می‌باشد. یافته‌های حاصل از تحقیق بیانگر این است که بیشترین ناپایداری از آن بعد مدیریتی با ضریب نهایی 234/0 و کمترین ناپایداری مربوط به بعد محیطی با ضریب نهایی 044/0 است. هم‌چنین تلفیق ضرایب حاصل از مجموعه‌ شاخص‌ها حاکی از این است که این شهر درشرایط ناپایداری قرار دارد، به‌طوری ‌که ضریب نهایی پایداری برای گزینه کاملاً ناپایدار برابر با 356/0 و برای گزینه نسبتاً ناپایدار 243/0 می‌باشد، در حالی که این ضرایب برای گزینه‌های کاملاً پایدار و نسبتاً پایدار به ترتیب برابر با 123/0 و 122/0 است. بر این اساس به نظر می‌رسد که هرگونه برنامه‌ریزی در جهت پایدار ساختن توسعه شهر سبزوار باید درگام اول مبتنی بر بهبود سازوکارهای نظام مدیریت شهری و به خصوص ایجاد مدیریت واحد شهری باشد. قطعاً بهبود نظام مدیریت و برنامه‌ریزی شهری، تاثیرات شگرفی را بر بهبود و پایداری سایر ابعاد توسعه، برجای خواهد نهاد.
ابـوالقـاسم امیـراحمدی، زکیه آب باریکی ، مجید ابراهیمی،
دوره 2، شماره 6 - ( 10-1390 )
چکیده

یکی از راه‌های مناسب برای جلوگیری از آلودگی آب‌های زیرزمینی، شناسایی مناطق آسیب‌پذیر آبخوان و مدیریت کاربری اراضی است. در این تحقیق با توجه به ویژگی‌های هیدرولوژی و هیدروژئولوژی منطقه‌ی مورد مطالعه‌، آسیب‌پذیری آبخوان در برابر عوامل آلاینده، پهنه‌بندی شده است. برای این منظور از مدل دراستیک و سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) برای پردازش و تجزیه و تحلیل کیفی آبخوان استفاده شده است. در مدل دراستیک از مشخصه‌های موثر در ارزیابی آسیب‌پذیری آبخوان آب زیر زمینی شامل عمق سطح ایستابی‌، شبکه‌ی تغذیه‌، جنس آبخوان‌، نوع خاک‌، شیب توپوگرافی‌، مواد تشکیل‌دهنده‌ی منطقه غیر اشباع و هدایت هیدرولیکی مورد استفاده قرار گرفته که به صورت هفت لایه در نرم افزار ArcGis تهیه شدند و با وزن دهی و رتبه‌بندی و تلفیق هفت لایه فوق، نقشه‌ی نهایی آسیب‌پذیری آبخوان نسبت به آلودگی تهیه گردید. با انطباق یون نیترات بر روی نقشه‌ی نهایی دراستیک مشخص شد که کلیه نقاطی که دارای نیترات بالا هستند‌، در محدوده‌ی آلودگی زیاد قرار گرفته‌اند که دقت و صحت مدل را مورد تایید قرار می‌دهد. با توجه به نقشه‌ی پهنه‌بندی بدست آمده حدود 2/23 درصد از منطقه مورد مطالعه در محدوده آسیب‌پذیری خیلی کم‌، 4/21 درصد آسیب‌پذیری کم‌، 38/17 درصد آسیب‌پذیری متوسط ،43/25 درصد آسیب‌پذیری زیاد و 59/12 درصد در محدوده آسیب‌پذیری خیلی زیاد قرار می‌گیرد. ﻧﺘﺎﯾﺞ اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﻧﺸﺎن می‌دهدﮐﻪ ﻣﯿﺰان آﻟﻮدﮔﯽ و ﭘﺘﺎﻧﺴﯿﻞ آﻟﻮدﮔﯽ آﺑﺨـﻮان بسیار ﺑـﺎﻻ ﺑـﻮده ﮐـﻪ اﯾـﻦ ﻣﺴـﺌﻠﻪ ﺗﻮﺟـﻪ و ‬ﻣﺮاﻗﺒﺖ آﺑﺨﻮان داورزن را ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺮاﺟﻊ ذﯾﺼﻼح اﯾﺠﺎب می‌کند.
دکتر شهرام بهرامی، محمد معتمدی راد، مهندس الهه اکبری،
دوره 3، شماره 12 - ( 4-1392 )
چکیده

اغلب لندفرم های سطح زمین به آرامی و طی هزاران یا میلیون ها سال تکامل می‌یابند. از آن جا که تغییرات لندفرم ها در مقیاس عمر بشر قابل تشخیص نمی‌باشند، ارزیابی شواهد ژئومورفولوژیک می‌تواند نقش مهمّی در شناسایی حرکات تکتونیکی مناطق ایفا کند. رودخانه‌ها و شبکه زهکشی از جمله مهم ترین عوارضی هستند که نسبت به تغییرات زمین‌ساختی بسیار حسّاس می‌باشند. جهت بررسی تأثیر تکتونیک‌های فعّال بر مورفومتری شبکه‌ زهکشی، ابتدا 4 حوضه آبخیز در رشته کوه آلاداغ- بینالود و کوه های جغتای در استان های خراسان شمالی و رضوی انتخاب شد. سپس شاخص‌های ناهنجاری سلسله مراتبی(∆a)، تراکم ناهنجاری سلسله مراتبی(ga)، پارامترهای شاخص انشعابات(R)، شاخص درصد عدم تقارن حوضه(PAF)، نسبت شکل حوضه(BS) و نسبت طول آبراهه اصلی به متوسّط عرض حوضه(LSBW) در آن مورد محاسبه قرار گرفت. نتایج نشان می‌دهد که رابطه مستقیمی بین∆a و ga (r= 0/888)، ∆a و PAF ، ∆a و Bs ، ∆a وLSBW ، ga و PAF ، ga و Bs ، ga و LSBW وجود دارد. ضریب همبستگی بین زوج های ∆a-PAF ، ∆a-Bs ، ∆a-R ، ∆a-LSBW ، ga-PAF ، ga-Bs ، ga-R ، ga-LSBW به ترتیب 957/0 ، 946/0 ، 317/0 ، 856/0 ،897/0، 764/0، 491/0 و 656/0 به دست آمده است. همچنین ضریب همبستگی مناسبی بین R و دیگر پارامترها وجود دارد. بررسی روابط بین پارامتر ها نشان‌دهنده کارآیی بالای شاخص ∆a وga در مقایسه با شاخص R برای شناسایی تکتونیک فعّال حوضه‌های زهکشی می‌باشند. به طور کلّی، براساس شاخص‌های مذکور، تمام حوضه‌های مطالعاتی از نظر تکتونیکی فعّال هستند. با این حال، بیشترین فعّالیت تکتونیکی به ترتیب در حوضه‌های شماره 2 و 1 و 4 و کم ترین مربوط به حوضه شماره 3 می‌باشد.
دکتر جعفر جوان، سعید دلیل، دکتر محمد سلمانی مقدم،
دوره 3، شماره 12 - ( 4-1392 )
چکیده

هنری لوفور، جامعه‌شناس و فیلسوف مارکسیست فرانسوی، مُبدِع نظریه تولید فضاست. تحلیل بقای نظام اقتصادی سرمایه‌داری از طریق فضا و همچنین تاثیرات دولت و مردم بر فضا، از جمله مسائلی هستند که لوفور را به نظریه پردازی درباره فضا به عنوان یک محصول اجتماعی رهنمون کردند. لوفور به دنبال بررسی این موضوع بود که دولت چگونه بر کاربران فضا، از طریق فضا، هژمونی خود را اعمال می‌کند و همچنین به دنبال تغییری در مفهوم‌پردازی‌های رایج درباره فضا در علوم انسانی بود. لوفور با استفاده از منطق دیالکتیکی هگلی-مارکسی و تلقیِ خاصّ خود از این منطق به مفهوم‌پردازی درباره فضا پرداخت. از نظر وی فضا فی نفسه (در مفهوم دکارتی) مفهومی تهی است و اصالتا باید فضا را اجتماعی در نظر گرفت. فضا از نظر لوفور، بودگاهی است که در آن نزاع طبقاتی رخ می‌دهد و همچنین محل تسلط دولت با ویژگی‌های سرمایه‌دارانه است، از همین نقطه نظر لوفور به این نتیجه می‌رسد که فضا سیاسی نیز هست. به عبارتی از نظر لوفور، نه تنها فضا ناشی از شرایط و روابط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تولید می‌شود، بلکه در بازتولید آن شرایط و روابط نقشی مستقیم و اساسی ایفا می‌کند.
یعقوب زنگنه، داود سمیعی پور، علیرضا حمیدیان،
دوره 4، شماره 13 - ( 9-1392 )
چکیده

یکی از راهبردهای مهمی که در نیم قرن اخیر برای مقابله با عدم تعادل منطقه ای ناشی از رشد فزاینده ی شهرهای بزرگ مورد توجه قرار گرفته است، تقویت شهرهای کوچک و میانی در نظام شبکه شهری است. در ایران نیز در سالهای اخیر بررسی و تحلیل نقش و عملکرد شهرهای کوچک و میانی در توسعه منطقه ای مورد توجه جغرافیدان قرار گرفته و مطالعات متعددی در رابطه با این موضوع انجام گرفته است. اما در تحقیقات اندکی موضوع تبدیل روستا به شهر و بازتاب های فضایی آن در نظام شبکه شهری و توسعه منطقه ای مورد توجه قرار گرفته است. بر این اساس هدف اصلی این تحقیق بررسی و تحلیل اثرات تبدیل روستا به شهر و نقش آن در توسعه منطقه ای و نظام شبکه ی شهری در استان خراسان رضوی در طی نیم قرن اخیر(دوره 1335 تا 1390) است. پژوهش حاضر براساس ماهیت و روش انجام تحقیق جزء تحقیقات توصیفی- تحلیلی می باشد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از شیوه ی تجزیه و تحلیل کمی با تکیه بر مدل ها و تکنیک های برنامه ریزی منطقه ای استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که سهم فرآیند تبدیل روستا به شهر در افزایش خالص جمعیت شهری استان خراسان رضوی؛ رقمی کمتر از20 درصد میزان افزایش کل بوده است. با وجود این روستاهای تبدیل شده به شهر توانسته اند در جذب و نگهداشت جمعیت موفق عمل نموده و در کل تاثیر مثبتی در بسامان سازی فضایی جمعیت و تعدیل نظام سکونتگاهی منطقه داشته باشند.در رابطه با تحلیل نظام شهری منطقه مورد مطالعه، شاخص های تمرکز شهری و نخست شهری نشان می دهند که در تمامی دوره های مورد مطالعه، با اضافه شدن شهرهای نوپا، نظام شهری منطقه به سمت تعادل نسبی حرکت نموده است.
علی رضا حمیدیان،
دوره 4، شماره 13 - ( 9-1392 )
چکیده

در این مقاله بر شناسایی و طبقه‌بندی میزان فقر روستایی در سطح روستاهای شهرستان سبزوار اهتمام شده است. برای تحقّق این هدف، آمار افراد تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) در سطح روستاهای شهرستان مذکور مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت؛ و با استفاده از نرم افزارهای سیستم اطّلاعات جغرافیایی پراکندگی گستره جغرافیایی پدیده فقر روستایی در سطح منطقه مشخص شد. سپس ارتباط بین این الگوهای پراکندگی فقر با سه متغیّر، فاصله از مرکز شهرستان، تعداد چاه‌های عمیق و تیپ توپوگرافیک روستاها مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج حاصل، حاکی از آن است که اولاً در سطح شهرستان سبزوار با حرکت از تیپ توپوگرافیک روستاهای دشتی به کوهستانی بر میزان فقر و محرومیّت روستایی اضافه می شود. ثانیاً عواملی چون میزان فاصله از مرکز شهرستان و تعداد چاه‌های عمیق در مالکیّت روستاییان، نتوانسته تأثیر معنی‌داری بر توزیع میزان فقر روستایی داشته باشد.
دکتر شهرام بهرامی، دکتر کامران شایسته، سجاد بهرامی،
دوره 4، شماره 14 - ( 12-1392 )
چکیده

.زاگرس از جمله مناطقی است که دارای پوشش گیاهی متنوع و متراکم می‌باشد. عواملی مانند ژئومورفولوژی، آب و هوا، توپوگرافی، خاک و عوامل زیستی نقش مؤثری در تراکم پوشش گیاهی ایفا می کنند. هدف این تحقیق بررسی نقش ژئومورفولوژی در تراکم پوشش گیاهی در طاقدیس نواکوه است. منطقه مورد مطالعه بخش جنوب شرقی طاقدیس نواکوه است؛ که در جنوب شرق شهر سرپل ذهاب قرار دارد. بر اساس نقشه توپوگرافی با مقیاس 50000/1 ، نقشه های شیب، جهت شیب و سطوح ارتفاعی منطقه تهیه گردید. سپس، با استفاده از تصاویر ماهواره ای کویک برد، نقشه پوشش گیاهی و رخساره های ژئومورفولوژی منطقه تهیه شد. پوشش گیاهی منطقه شامل مرتع، جنگل های نسبتا متراکم، نیمه متراکم، کم تراکم و بسیار کم تراکم است. ژئومورفولوژی منطقه شامل رخساره های واریزه، سطوح مثلثی شکل، کارست کم تکامل یافته، متوسط و نسبتا تکامل یافته می باشد. همپوشانی لایه ها نشان می دهد که رده جنگل کم تراکم بیشتر منطبق بر دامنه جنوب غربی و رده جنگلی نسبتا متراکم منطبق بر دامنه شمال شرقی است. رده مرتع تنها در ارتفاعات بالای 1800 متری گسترش دارند. در حالی که بیشترین مساحت جنگل نسبتا متراکم مربوط به ارتفاعات 1300 تا 1800 متری می‌باشد. انطباق نقشه های پوشش گیاهی و ژئومورفولوژی منطقه نشان می دهد که جنگل های کم تراکم و بسیار کم تراکم بیشتر منطبق بر واریزه ها و سطوح مثلثی دامنه جنوب غربی است در حالی که جنگل های نسبتاً متراکم و نیمه متراکم بیشتر با رخساره های کارستی و سطوح مثلثی دامنه شمال شرقی انطباق دارند. رخساره های کارستیکی متوسط و نسبتا تکامل یافته بیشتر منطبق بر دامنه شمال شرقی و رخساره کارستی ضعیف و واریزه ها در دامنه جنوب غربی غالب هستند. به طور کلی تحقیق حاضر نشان می دهد نقش جهت دامنه‌ها در تراکم پوشش گیاهی نسبت به نقش شیب و سطوح ارتفاعی بارزتر است. با وجود لیتولوژی یکسان دامنه‌های شمال شرقی و جنوب غربی، در لندفرم های واقع در دامنه شمال شرقی، به علت وجود رطوبت بیشتر و غلبه فرسایش شیمیایی و میکروارگانیزم هایی مانند گل سنگها، خاک بیشتری تولید شده که این موضوع به افزایش تراکم جنگل منجر شده است.
مهدی اسدی، دکتر علیرضا انتظاری، مهندس الهه اکبری،
دوره 4، شماره 14 - ( 12-1392 )
چکیده

محدودیت ذخایر انرژی فسیلی در جهان و افزایش سطح مصرف انرژی، همواره بشر را برای جایگزین کردن منابع انرژی جدید به چالش کشیده است. در این بین، باد به عنوان یکی از مظاهر انرژی‌های نو از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. منطقه شمال شرق ایران با توجه به وضعیت توپوگرافی و موقعیت نسبی خود یکی از مناسب‌ترین مکان‌ها برای احداث مزارع بادی می‌باشد. لذا، در این پژوهش برای تعیین مکان‌های مناسب جهت احداث مزارع بادی در استان‌های خراسان رضوی و شمالی، معیارها و زیر معیارهای مختلفی مد نظر قرار گرفت و با توجه به اهمیت تلفیق اطلاعات، فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) برای وزن‌دهی به لایه‌ها انتخاب و به کمک نرم‌افزار Expert choice پیاده‌سازی گردید. از نرم‌افزار Arc GIS، به منظور تحلیل فضایی و همپوشانی لایه‌ها استفاده شد. پس از تجزیه و تحلیل اطلاعات، استان‌های خراسان رضوی و شمالی از نظر قابلیت احداث مزارع بادی به چهار سطح عالی، خوب، متوسط و ضعیف تقسیم گردیدند. در نهایت نتایج حاصل نشانگر آن است که سیستم اطلاعات جغرافیایی به عنوان یک سیستم حمایتی تصمیم-گیری، می‌تواند هم در آماده‌سازی داده‌ها و هم در مدل کردن اولویت‌ها و نظرات کارشناسان در رابطه با عوامل مختلف بسیار کارآمد باشد و طراحان را در انتخاب مکان مناسب جهت احداث مزارع بادی یاری کند. در این تحقیق، 7 منطقه با اولویت احداث مزارع بادی، با در نظر گرفتن همپوشانی و انطباق نقشه‌های محدودیت و مکان‌یابی، مساحت مناطق دارای اولویت، شرایط اقلیمی و نیز بازدید میدانی تعیین گردیدند که این مناطق به ترتیب، تربت جام، گلمکان، نیشابور، سبزوار، بجنورد و فردوس می‌باشند.
دکتر جواد سدیدی، آقای محمد کمانگر، دکتر هانی رضائیان، دکتر علیرضا حمیدیان، دکتر محمد باعقیده، آقای حیدر آریانژاد،
دوره 4، شماره 16 - ( 10-1393 )
چکیده

قسمت اعظم مساحت کشور از لحاظ جغرافیایی در کمربند خشک و نیمه خشک با بارندگی کم قرار گرفته است. در نواحی فلات مرکزی و جنوبی اجتماعات شهری و روستایی با اتکاء به منابع آب زیر زمینی شکل گرفته و این منابع عمده‌ترین تامین کننده نیازهای آبی در این مناطق محسوب می‌شود. رشد روز افزون جمعیت و محدودیت منابع آبی لزوم پیش بینی دقیق مقدار این منابع را به دلیل اهمیت در برنامه ریزی و مدیریت بهینه می‌طلبد. پیش بینی سطح ایستابی با استفاده از ابزارها و روش‌های نوین مدلسازی می‌تواند کمک شایانی به برنامه ریزی و تصمیم گیری بهینه جهت تامین دراز مدت آب نماید. هدف از این تحقیق تخمین سطح ایستابی آبخوان سرخون استان هرمزگان با استفاده از شبکه عصبی و بهره مندی از قانون Gradient Descent می باشد. این روش با استفاده از ارتباط ذاتی داده‌ها، روابط غیر خطی بین آن‌ها را یاد گرفته و نتایج را برای بقیه حالت‌ها تعمیم می‌دهد به منظور آموزش مدل از اطلاعات 10چاه مشاهده ای که دارای آمار 24ساله بودند استفاده گردید70درصد داده‌ها به عنوان داده‌های آموزشی به مدل معرفی و20درصد داده‌ها به عنوان تست برای اعتبار سنجی به کار برده شد. نتایج این روش, تراز سطح ایستابی آبخوان سرخون برای سال1400را بین22تا72متر در مناطق مختلف پیش بینی می کند. ارزیابی این مدل با خطای RMSE بین 0.00125- تا0.0509و همچنین خطای MEA بین 0.0012- تا 0.049 کارایی مدل شبکه عصبی Gradient Descent را در پیش بینی سطح ایستابی منابع زیر زمینی نشان می‌دهد.
محمد سلمانی مقدم، ابوالقاسم امیراحمدی، فرزانه کاویان،
دوره 5، شماره 17 - ( 7-1393 )
چکیده

ادغام و گنجاندن مفاهیم کاهش خطر در برنامههای توسعه شهری یکی از مناسبترین راههای افزایش تاب‌آوری جوامع شهری در برابر بلایای طبیعی است. مطالعه‌ی حاضر به بررسی تاثیر برنامه‌ریزی کاربری اراضی بر افزایش تابآوری الگوهای کاربری اراضی شهر سبزوار از جنبههای دسترسی به فضاهای باز، شبکه معابر شهری، سازگاری کاربریها با مکان احداث آن‌ها، وضعیت سازههای ساختمانی و... میپردازد. به منظور بررسی معیارهای فوق اقدام به تهیه‌ی نقشههای شهر سبزوار در محیط GISگردید و سپس با استفاده از قابلیتهای نرم افزار در زمین پردازش و تلفیق لایه‌ها، نقشههای نهایی استخراج گردید. نتایج نشان می‌دهد در بین نواحی سیزده‌گانه شهر سبزوار ناحیه 3 با 32.23 درصد از بناهای خشتی و چوبی شهر، 56.57 درصد معابر با عرض کمتر از 6 متر و 35.51 درصد از بناهای بالای چهل سال و دسترسی تنها 12.72 درصد از مساحت ناحیه به حریم کمتر از 50 متری فضای باز از تاب آوری کمتری در مقابل زمین لرزه برخوردار است علاوه بر موارد فوق تمرکز بالای کاربری های مقیاس شهری و فراتر فشار مضاعفی را بر ناحیه وارد می‌سازد. با توسعه‌ی شهر به سمت اطراف معیارها از وضعیت بهتری برخوردار می‌شوند و وضعیت معیارها به عنوان نمودی از به کارگیری برنامه‌ریزی کاربری اراضی قابل مشاهده است. به عنوان مثال در ناحیه 13 به عنوان بخشی از توسعه‌‌ی جدید تنها 4.2 درصد از معابر دارای عرض کمتر از 6 متر هستند. 95 درصد از ساختمان ها دارای اسکلت فلزی بوده و بناهای زیر 10 سال 93 درصد از بناهای این منطقه را تشکیل می‌دهند. این مسئله سبب افزایش تاب‌آوری ناحیه می‌گردد. همچنین توسعه‌ی ناپیوسته‌ی ‌شهر سبزوار در بخش‌های شمالی به سمت رسوبات سست نئوژن و سازندهای کواترنری نواحی شمالی شهر بوده با توجه به ویژگی‌های این مناطق می‌توان گفت توسعه‌ی شهر سبزوار با حرکت در جهت افزایش احتمال خطر توسعه‌ای تاب‌‌آور محسوب نمی‌گردد. واژگان کلیدی: تاب‌آوری، زمین‌لرزه، برنامه‌ریزی کاربری اراضی، سبزوار.
لیلا مشکانی، یعقوب زنگنه،
دوره 5، شماره 18 - ( 12-1393 )
چکیده

چکیده: با وجود جایگاه خاص ایدئولوژی و اعتقادات دینی در خلق فضاهای انسانی، تحقیقات اندکی در رابطه با تحلیل پراکندگی ادیان و مذاهب و نقش مهم آن در شکل گیری فضاهای انسان ساخت در مباحث جغرافیای انسانی انجام گرفته است.در واقع در ساخت قلمروهای انسانی بیش از هر چیزی این نظام ارزشی،تفکربشری ،اخلاقیات و ایدئولوژی حاکم بر جوامع است که مؤثر واقع می شود، اما مقدم بر آن توجه به تأثیر محیط طبیعی در شکل گیری ، تکامل و گسترش این نظامات نظر برخی جغرافیایی را به خود جلب کرده است؛ به گونه ای که برخی تنها ریشه مذاهب را در شرایط محیطی جستجو می کنند. از جمله ضعف های جغرافیای انسانی در کشور ما ، نبود دیدگاه فلسفی تبیین کننده رابطه متقابل فضادر شکل گیری ایدئولوژی و تاثیر انکارناپذیر مذهب در ساخت و بازساخت فضاهای جغرافیایی می باشد.کشور ایران با توجه به قدمت تاریخی و ویژگی های خاص جغرافیایی خود، زادگاه بسیاری از افکار و ایدئولوژی ها و محل تصادم آنها می باشد.در نتیجه برای شناخت بهتر فضاهای زیست در این سرزمین به ناچار باید بادیدی وسیع و به دور از تعصب، رابطه محیط طبیعی را با مجموعه ارزش هایی که تحت عنوان ادیان و مذاهب از آن یاد می شود، مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.بر این مبنا تحقیق حاضر با هدف بررسی و تحلیل شکل گیری و گسترش مذاهب ایران باستان با رویکردی جغرافیایی انجام گرفته است .و از نوع توصیفی - تحلیلی بوده و روش گردآوری اطلاعات اسنادی است.آنچه به عنوان نتیجه گیری از این تحقیق می توان استنباط کرد این است که در شکل گیری ، تکامل و گسترش مذاهب ، نه تنها عوامل مکانی وجغرافیایی ، بلکه شرایط و تحولات اقتصادی، اجتماعی، روابط ملل و مناسبات قدرت مؤثر بوده و این عوامل نیز خود از نقش آفرینی گرایشات مذهبی تاثیر پذیرفته اند.
غلامرضا تدین فر، نرجس شهمیری،
دوره 5، شماره 19 - ( 1-1394 )
چکیده

کشور ایران به‌دلیل واقع شدن بخش‌های عظیمی از آن (21% مساحت کل) بر روی کمربند خشک و نیمه خشک جهان، در زمره کشورهای مستعد طوفان‌های گرد و خاک قرار دارد. وزش بادهای موسمی‌ موجب می‌گردد که توده‌ای از ذرات رس و سیلت بصورت ریزگرد و گاه دود در جو پخش شده و دید افقی را بین 1 تا 2 کیلومتر محدود کند. در این راستا موضوع تثبیت ذرات ریز خاک با استفاده از پلیمر به عنوان روشی برای کاهش تولید گرد و غبار از محل‌های مستعد، تعریف میشود که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است. نمونههای ساخته شده در این مطالعه عبارت بودند از ذرات خاک به اضافهی درصدهای مختلفی از پلیمر (0، 5/0، 1، 2، 5/2، 3 و 4 درصد نسبت به وزن خاک خشک) که بطور کامل با هم مخلوط شده بودند. این نمونهها تحت شرایط محیط آزمایشگاهی به مدت 7 روز نگهداری می‌شدند تا پس از اطمینان از خشک‌شدگی کامل، پایداری آنها در مقابل وزش باد مورد بررسی قرار گیرد. با افزودن پلیمر به خاک، اگرچه وزن مخصوص خشک خاک، نسبت به حالت خاک بدون پلیمر کاهش یافت؛ اما افزودن پلیمر به خاک، افزایش چشمگیری در پایداری خاک در مقابل وزش باد با سرعت 72 کیلومتر بر ساعت از خود نشان داد. بهترین حالت برای افزایش 4 درصدی پلیمر به خاک بدست آمد که بر اساس آن پایداری تقریباً 15 برابر بیشتر از خاک فاقد پلیمر (نظیر خاک مناطق خشک و نیمه خشک) بود.


مهدی بروغنی، حمید رضا مرادی، محمدعلی زنگنه اسدی،
دوره 5، شماره 19 - ( 1-1394 )
چکیده

خشکسالی یک پدیده خزنده محیطی است که اثرات مخرب زیادی بر اقتصاد، کشاورزی و جامعه دارد. این پدیده در بخش‌های شرقی، مرکزی و جنوبی ایران به علت آب و هوای خشک و نیمه خشک نمود بیشتری دارد. در این تحقیق از شاخص‌های SPI، PNI و ZSI به‌منظور پهنه‌بندی خشکسالی و تعیین بهترین شاخص در استان خراسان رضوی استفاده شد. داده‌های مربوط به بارش از سال 1980 تا 2010 به صورت سالانه میانگین گرفته شد. بعد از محاسبه SPI، PNI و ZSI با استفاده از نرم‌افزار DIP، این داده‌ها وارد نرم‌افزار ArcGIS شد و سپس با استفاده از روش کریجینگ پهنه‌بندی خشکسالی برای دوره مطالعه 11 ساله انتهایی (2010-2000) صورت گرفت. نتایج حاکی از آن بود که پهنه‌بندی خشکسالی در هیچ‌یک از شاخص‌ها از روند منظمی در طی دوره مورد مطالعه تبعیت نمی‌کرد. نتایج شاخص SPI نشان داد که شدت خشکسالی در سال 2008 نسبت به سال‌های دیگر بیشتر و از نظر ترسالی سال 2003 شرایط بهتری نسبت به سال‌های دیگر دارد. نتایج پهنه‌بندی خشکسالی شاخص PNI حاکی از آن است که سال 2010 شرایط خشکسالی بیشتر از سال‌های دیگر است و سال‌های 2003، 2004 و 2009 در کل استان شرایط ترسالی وجود دارد. نتایج شاخص ZSI نشان داد که سال 2000 و 2003 به ترتیب خشک‌ترین و پر بارش‌ترین سال در دوره مورد مطالعه می‌باشد. هم-چنین نتایج حکایت از آن داشت که شاخص خشکسالی SPI بهترین عملکرد را نسبت به شاخص‌های دیگر دارد.


سید مهدی دلبری، ابوالقاسم امیر احمدی، اسماعیل فیله کش،
دوره 5، شماره 19 - ( 1-1394 )
چکیده

لازمه بهره برداری از منابع تجدیدشونده‌ای چون گیاهان، شناخت دقیق روابط و ضوابط حاکم بر آن است و مدیریت در عرصه های طبیعی مناطق خشک بدون شناخت دقیق پتانسیل‌های آنها و عوامل محیطی میسر نخواهد شد. در تپه‌ها و اراضی ماسه‌ای بیابان‌ها گیاهان ویژه‌ای که سازگاری بالایی با شرایط خاک داشته باشند، رویش دارند و یکی از مهمترین آنها گونه Stipagrostis pennata می‌باشد که از جنس Stipagrostis طایفه Aristideae و تیره Poaceae (گندمیان) است. در این بررسی در منطقه بیابانی دشت سبزوار چهار سایت مطالعاتی مورد نظرقرارگرفته شد و عوامل اقلیمی، خاک، پوشش گیاهی و خصوصیات رویشی این گونه با استفاده از روش نمونه‌برداری سیستماتیک- تصادفی مطالعه گردید. مهمترین عامل اکولوژیکی برای رویش و پراکنش این در ماسه‌زارهای بیابانی منطقه به عنوان گونه شاخص و غالب به صورت اجتماعات رویشگاهی، سازگاری خاکی گونه با داشتن غلاف ماسه‌ای تارهای ریشه‌ای و گسترش سیستم ریشه بصورت شبکه گسترده، افشان و طویل است. مطالعات حاکی ازآن است که این گیاه ارزشمند مناطق بیابانی می‌تواند علاوه برتثبیت ماسه‌های روان، در تامین بخشی از علوفه دام مناطق خشک مؤثر باشد و رابطه‌ بین میزان تولید و فاکتورهای خاک در سطح با معنی دار 5% بیانگر رابطه‌ی مستقیم بین تولید و میزان نیتروژن و درصد لاشبرگ می‌باشد.
کاظم علی آبادی، عباسعلی داداشی رودباری،
دوره 6، شماره 21 - ( 12-1394 )
چکیده

دمای حداکثر طیف وسیعی از فعالیت ها را به ویژه در دوره گرم سال تحث تاثیر خود قرار می دهد. این مطالعه باهدف شناسایی الگوهای زمانی- مکانی و تعیین لکه‌های دمایی بیشینه ماهانه کشور با استفاده از روش‌های نوین آمار فضایی مانند شاخص موران جهانی، محلی و تحلیل لکه‌های داغ با استفاده از امکانات برنامه‌نویسی در محیط متلب و سیستم اطلاعات جغرافیایی بهره گرفته شد. بدن منظور آمار دمای بیشینه 125 ایستگاه همدید کشور طی یک دوره 30 ساله جمع‌آوری گردید. نتایج نشان داد که بالاترین مقادیر ناهنجاری مکانی دمای حداکثر ایران در ماه های ژانویه، فوریه و مارس اتفاق افتاده است. نتایج حاصل از روش‌ موران جهانی مبین این امر بوده است که تغییرات درون سالی دمای حداکثر ایران از الگوی خوشه‌ای بالا پیروی می‌کند و بر اساس خروجی های این آماره بزرگترین الگوی خوشه ایی دمای حداکثر ایران با مقدار 973876/0 در ماه مارس اتفاق افتاده است. بررسی های ساختار دمای ایران با استفاده از روش خوشه ها و ناخوشه ها نشان داد که در ماههای سرد همگنی دمای حداکثر کشور کاهش و در ماههای گرم همگنی دمای حداکثر کشور افزایش می یابد.در این بین بر اساس شاخص لکه‌های داغ، دمای حداکثر در کرانه‌های ساحلی دریای خزر ، بخش‌های غرب و شمال غرب و شمال شرق کشور دارای خودهمبستگی فضایی منفی(خوشه‌های دمایی با ارزش پایین) و بخش‌هایی از نواحی مرکزی و همچنین بخش‌هایی از جنوب شرق کشور و نواحی مرکزی دارای خودهمبستگی فضایی مثبت (خوشه های دمایی با ارزش بالا)بوده است.


غلام عباس فلاح قالهری، مهدی راه چمنی، فرشته بیراوند،
دوره 6، شماره 21 - ( 12-1394 )
چکیده

کنجد یک گیاه روغنی است که دانه‌های آن دارای مصرف خوراکی است. روغن کنجد حاوی آنتی اکسیدان‌های طبیعی است .پژوهش حاضر با هدف تأمین نیاز آبی گیاه کنجد در دشت سبزوار انجام شده است. دادههای مورد نیاز تحقیق شامل ساعات آفتابی، سرعت باد، کمینه و بیشینه‌ی دما، رطوبت نسبی و بارندگی از ایستگاه همدید سبزوار متعلق به سازمان هواشناسی کشور در دوره آماری 20 ساله (2010-1990میلادی) اخذ شده است. در این تحقیق داده‌های ایستگاههای اطراف دشت سبزوار با استفاده از روش میانیابی کریجینگ، در محیط نرم‌افزار Arc GIS 10.2 به داده‌های پهنه‌ای با یاخته‌هایی به ابعاد 12×12 کیلومتر تعمیم داده شد. با توجه به مساحت منطقه، درمجموع 45 نقطه‌ی گره‌گاهی استخراج شد. در این تحقیق جهت برآورد نیاز آبی و نیاز آبیاری محصول ، از مدل  استفاده شد. بدین منظور، مدل به داده‌های اقلیمی محصول و دادههای خاک نیاز دارد. در این پژوهش برای محاسبه‌ی تبخیر و تعرق گیاه مرجع   از  معادله‌ی فائو- پنمن- مونتیث استفاده شده است. برای برآورد بارش مؤثر  نیز از دادههای بارش ایستگاه همدید سبزوار استفاده ‌شده است. از دیگر ورودی‌های مدل  میتوان به نوع الگوی کاشت، داده‌های ضریب محصول، سطح زیر کشت، زمان‌بندی آبیاری، نوع خاک، کل رطوبت در دسترس خاک، حداکثر عمق ریشه و رطوبت اولیهای که در خاک نفوذ می‌کند، اشاره نمود. در این پژوهش مقادیر روزانه‌ی کمیتهای اقلیمی نظیر دمای کمینه، دمای بیشینه، میانگین رطوبت نسبی، سرعت باد، تابش خورشیدی و بارش وارد مدل   شده و سپس با استفاده از داده‌های فنولوژیکی گیاه کنجد، اقدام به مدلسازی نیاز آبی گیاه کنجد گردید. نتایج نشان داد که گیاه کنجد در دشت سبزوار حداقل به بیست دوره آبیاری تکمیلی طی دوره‌ی رشد نیازمند میباشد. نتایج همچنین نشان میدهد نیاز آبی گیاه در دشت سبزوار، از شمال به جنوب افزایش مییابد و بیشترین نیاز آبی گیاه، در مراحل میانی رشد میباشد.


محمدرضا پورمحمدی، میر ستار صدر موسوی، سعید حسین آبادی،
دوره 6، شماره 22 - ( 12-1394 )
چکیده

امروزه با گسترش پارادایم­هایی چون شهر فشرده، رشد هوشمند و نوشهرگرایی، کاربرد اختلاط کاربری زمین شهری- به عنوان یکی از اصول مهم این پارادایم­ها- در شهرسازی کشورهای پیشرفته گسترش یافته است و محققان مختلف سعی در گسترش ادبیات موضوع و روش­های ارزیابی کاربری زمین بر اساس مفهوم اختلاط کاربری داشته­اند. مفهوم اختلاط کاربری به آن کاربری­ها و فعالیت­هایی اشاره دارد که در یک فضای محدود در ارتباط با هم هستند و بر یکدیگر تأثیر می­گذارند. یکی از علایق پژوهشگران حوزه­ی کاربری اراضی شهری سنجش مناسب میزان اختلاط کاربری­ها بوده است و سعی شده با استفاده از شاخص­هایی درجه­ی اختلاط و تنوع کاربری­ها را در سطح بخش­های مختلف یک شهر بسنجند. با توجه به اهمیت موضوع در این تحقیق سعی شده است با استفاده از شاخص­های سنجش اختلاط کاربری (آنتروپی، دسترسی، آماره کانونی) به ارزیابی کاربری اراضی در شهر سبزوار پرداخته شود. نتایج تحقیق نشان می­دهد که اعداد به دست آمده از این شاخص­ها نزدیک به هم است. با ترکیب این چند شاخص، شاخص نهایی به دست آمد که بر اساس آن مشخص شد که تفاوت زیادی بین محلات مختلف از نظر میزان اختلاط کاربری­ها وجود دارد. همچنین نتایج حاکی از آن است که بین فاصله از مرکز شهر و اختلاط کاربری­ها همبستگی منفی وجود دارد به صورتی که با دور شدن از مرکز شهر از میزان اختلاط کاربری کاسته می­شود. آماره موران نیز نشان داد که بین محلات مختلف از نظر میزان اختلاط کاربری همبستگی فضایی وجود دارد.



صفحه 1 از 3    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه مطالعات جغرافیایی مناطق خشک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2020 All Rights Reserved | Journal of Arid Regions Geographics Studies

Designed & Developed by : Yektaweb