جستجو در مقالات منتشر شده


4 نتیجه برای Gcm

حدیثه خدابخشی سورشجانی، رسول میرعباسی نجف آبادی، محمد علی نصر اصفهانی، رضا زمانی،
دوره 7، شماره 25 - ( 7-1395 )
چکیده

مطالعه­ی حاضر، به بررسی اثرات تغییر اقلیم بر رواناب در حوضه­ی رود زرد واقع در استان خوزستان پرداخته است. در این مطالعه، از ترکیب 14 مدل گردش عمومی تحت دو سناریوی انتشار A2 و B1 برای شبیه‌سازی متغیرهای اقلیمی در دوره­ی آتی (2054-2025) نسبت به دوره­ی پایه (2000-1971) استفاده شده است. از یک رویکرد وزنی میانگین دما و بارش مشاهده­ای برای ترکیب مدل­های GCM استفاده گردید، هم­چنین روش ترکیبی، عامل تغییر (CF) و مدل LARS_WG برای ریزمقیاس­نمایی داده‌­ها و مدل هیدرولوژیکی- توزیعی WetSpa برای شبیه­سازی فرآیند بارش- رواناب در شرایط پایه (1997-1991) و آتی (2054-2025) به­کار گرفته شده است. نتایج، نشان­دهنده­ی عملکرد قابل‌قبول مدل WetSpa در شبیه­سازی فرایند بارش- رواناب است. هم­چنین نتایج حاصل از ارزیابی اثرات تغییر اقلیم بر دما و بارندگی سالانه در دوره­ی آتی حاکی از انتظار افزایش دما و کاهش بارندگی به میزان 51/1 (3/1) درجه­ی سانتی‌گراد و 17/7 (62/4) درصد به ترتیب تحت حالت متوسط سناریوی انتشار A2 (B1) است؛ علاوه بر این، نتایج حاصل از بررسی اثرات تغییر اقلیم بر رواناب، حاکی از کاهش رواناب سالانه به میزان 53/14 (36/12) درصد تحت حالت متوسط سناریوی انتشار A2 (B1) است. این نتایج با تغییرات افزایشی دما و کاهشی بارش تطابق دارد. نتایج این مطالعه می­تواند در مدیریت منابع آب حوضه‌­ی رود زرد و تخصیص بهینه از سد جره که در خروجی حوضه قرار دارد، مورد استفاده قرار گیرد.


مصطفی یعقوب زاده، عباس خاشعی سیوکی، یوسف رمضانی، سیده عاطفه حسینی،
دوره 10، شماره 37 - ( 7-1398 )
چکیده

امروزه تغییر آب‌وهوا یکی از دلایل اصلی نگرانی‌های مرتبط به آب است. علت این امر آن است که امکان دارد این تغییر سبب خشک‌سالی یا سیلاب‌های شدید، کوتاه و طولانی‌مدت در آینده شود. در این تحقیق سعی شد بهترین مدل GCM از بین مدل‌های تغییر اقلیم به‌منظور تعیین دمای کمینه، دمای بیشینه و بارش برای ایستگاه سینوپتیک بیرجند در دوره‌های آتی مشخص شود. بدین منظور تعداد 35 مدل GCM برای هریک از متغیرهای دمای کمینه، دمای بیشینه و بارش تعیین شد و با نتایج ایستگاه سینوپتیک بیرجند مقایسه گردید. نتایج نشان داد که مدل‌ NorESM1-M به دلیل دارا بودن مقدار RMSE برابر 091/0 و مدل GISS-E2-R نیز با دارا بودن مقدار PBIAS پایین می‌تواند مدل انتخابی مناسب برای تحقیقات در مورد بارش باشد. در مورد دمای بیشینه و دمای کمینه نیز به ترتیب مدلGISS-E2-R  با مقدار RMSE برابر 664/0 و مدل CSIROMKMK3.6با داشتن مقادیر RMSE برابر 778/0 بیش‌ترین شباهت را به داده‌های ایستگاه سینوپتیک بیرجند دارد. از مقایسه‌ی داده‌های مدل-ها با داده‌‌ی ایستگاه سینوپتیک، بیش‌ترین درصد خطای نسبی مقادیر بارش، دمای کمینه و دمای بیشینه به ترتیب برای ماه‌های اول (ژانویه)، دوم (فوریه) و پنجم (می) مشخص شده است. همچنین در مقایسه‌ی قطعیت مدل‌های GCM، متغیرهای بارش، دمای بیشینه و دمای کمینه به ترتیب در ماه‌های پنجم (می)، سوم (مارس) و اول (ژانویه) نسبت به بقیه‌ی ماه‌ها کم‌ترین قطعیت را دارند. 

سعیده حسین آبادی، مصطفی یعقوب‌زاده، مهدی امیرآبادی‌زاده، مهدیه فروزان‌مهر،
دوره 10، شماره 40 - ( 4-1399 )
چکیده

یکی از مهم‌ترین مشکلاتی که بشر در سال‌های اخیر با آن مواجه شده است، بحران آب و وقوع خشک‌سالی است؛ به همین دلیل، بررسی وضعیت خشک‌سالی در مدیریت بهینه‌ی منابع آب حائز اهمیت خواهد بود. در مطالعه حاضر سعی شده است با استفاده از خروجی پنج مدل گردش عمومی جو (Csiromk3.6، Gfdlcm2، GISS-E2-R، Ipsl و MIROC-ESM) و چهار سناریوی (RCP 2.6، RCP 4.5، RCP 6.0 و RCP 8.5) داده‌های بارش برای دو دوره‌ی آتی (2045-2025) و (2085-2065) تولید گردد و سپس با استفاده از مدل LARS-WG ریزمقیاس‌نمایی شود. با استفاده از داده‌های بارش، شدت خشک‌سالی به کمک شاخص خشک‌سالی بارش استاندارد (SPI) با مقیاس‌های زمانی مختلف (3، 12 و 48 ماهه) برای دو منطقه‌ی زابل و شیراز تعیین گردید. نتایج نشان داد که مقادیر شاخص SPI در مقیاس زمانی 12 و 48 ماهه نسبت به 3 ماهه شدت خشک‌سالی را بیش‌تر نشان می‌دهند. همچنین نتایج نشان داد که مدل MIROC-ESM نسبت به مدل‌های دیگر و سناریو RCP 8.5 نسبت به سناریوهای دیگر برای دو شهرستان زابل و شیراز خشک‌سالی را با شدت بیش‌تری نشان داده است. مقایسه‌ی سناریوها نیز نشان می‌دهد که در هر دو منطقه‌ی موردمطالعه، سناریوی RCP 8.5 در هر دو دوره‌ی آتی، خشک‌سالی را در محدوده‌ی متوسط نسبت به دوره‌ی پایه نشان می‌دهند.

سید حسن علوی‌نیا، مهدی زارعی،
دوره 11، شماره 41 - ( 7-1399 )
چکیده

تغییر اقلیم پدیده‌ای است که طی سال‌های اخیر اکوسیستم‌های طبیعی و نیز تمام جوانب زندگی انسان را تحت تأثیر خود قرار داده است. هدف از پژوهش حاضر، شناسایی بروز یا عدم وقوع تغییر اقلیم طی سال‌های 2015-1961 با استفاده از شاخص‌های حدی TXx و TNn است. همچنین برای پیش‌بینی سناریوهای اقلیمی آینده از 3 سناریوی مدل CanESM2 استفاده و داده‌های موردنظر با مدل SDSM کوچک‌مقیاس شدند. بدین منظور از داده‌های دمای حداکثر و حداقل روزانه ایستگاه‌های سینوپتیک سنندج و سقز استفاده شد. برای تشخیص روند شاخص‌ها از آزمون من-کندال و از روش تخمین‌گر شیب سن برای بزرگی روند استفاده شد. در ادامه، پیش‌بینی اقلیمی برای دوره‌ی 2050-2020 صورت گرفت و دو شاخص حدی به دست آمد. نتایج نشان داد که طی دوره‌ی پایه در سنندج هر دو شاخص روند معنی‌دار دارند، اما در مورد سقز معنی‌داری تنها برای TNn صادق است. این امر در مورد سناریوهای تولیدشده نیز تنها در RCP2.6 در هر دو شاخص برای سنندج و در RCP8.5 تنها در شاخص TXx برای سقز رخ داد. بر اساس نتایج، روند افزایشی بزرگ‌ترین دمای بیشینه و کوچک‌ترین دمای کمینه‌ی منطقه‌ی موردمطالعه همانند دوره‌ی پایه نیز طی 30 سال آینده تحت هر سه سناریو افزایش خواهد یافت که این تغییرات افزایشی به میزان حدود یک درصد نسبت به میانگین دوره‌ی پایه خواهد بود. با توجه به یافته‌های حاصل می‌توان نتیجه گرفت که یکی از عوامل افزایش دما طی دوره‌ی مشاهداتی می‌تواند پدیده‌ی تغییر اقلیم تلقی گردد و این پدیده در سناریوی RCP2.6 ایستگاه سنندج نیز عامل افزایش دما بوده است.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه مطالعات جغرافیایی مناطق خشک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2022 CC BY-NC 4.0 | Journal of Arid Regions Geographics Studies

Designed & Developed by : Yektaweb