جستجو در مقالات منتشر شده


8 نتیجه برای مناطق خشک

اصغـر ضــرابـی، رسول حیدری سورشجانی،
دوره 2، شماره 5 - ( 7-1390 )
چکیده

شهرهای مناطق خشک دارای ویژگی‌های خاصی چون: مهاجرت، افزایش نسبی رشد جمعیت شهری، پدیدهی‌ ماکروسفالی، کمبود منابع، شکنندگی محیط، نارسایی زیرساخت-ها و ارتباطات و ... می‌باشند. بررسی توزیع اندازه‌ی شهرهای مناطق خشک همانند سایر مناطق جغرافیایی کشور با روش‌های کمی و سنتی همانند هم انجام می‌پذیرد. از جمله این روش‌ها استفاده از مدل‌های زیپف و تعدیل شده بهفروز است که کاملاً مبنایی ریاضی و پوزیتیویستی دارند. این مدل‌ها بدون توجه به ماهیت منطقه‌ای و ویژگی‌های جغرافیایی از فقدان عوامل کیفی در بررسی سیستم شهرهای هر منطقه می‌پردازند و به شکل مونتاژ برای همه‌ی مناطق بدون توجه به افتراق جغرافیایی آنان بکار می‌روند. در این تحقیق سعی بر آن بوده است که مدلی بومی و بدیل که با روش کیفی ـ کمّی تهیه شده است جایگزین مدل‌های مذکور گردد. مدل بومی بر اساس تقسیم استان یزد به 6 زیر ناحیه تهیه شده که برای شهرهای زیر نواحی با ملاک قرار دادن جمعیت همه‌ی شهرها، جمعیت پیشنهادی ارائه می‌دهد. در پایان بر اساس نتایج مدل بومی، پیشنهادات مناسب و کارآ برای تعدیل توزیع اندازه شهرها آورده می‌شود.
غلامرضا تدین فر، نرجس شهمیری،
دوره 5، شماره 19 - ( 1-1394 )
چکیده

کشور ایران به‌دلیل واقع شدن بخش‌های عظیمی از آن (21% مساحت کل) بر روی کمربند خشک و نیمه خشک جهان، در زمره کشورهای مستعد طوفان‌های گرد و خاک قرار دارد. وزش بادهای موسمی‌ موجب می‌گردد که توده‌ای از ذرات رس و سیلت بصورت ریزگرد و گاه دود در جو پخش شده و دید افقی را بین 1 تا 2 کیلومتر محدود کند. در این راستا موضوع تثبیت ذرات ریز خاک با استفاده از پلیمر به عنوان روشی برای کاهش تولید گرد و غبار از محل‌های مستعد، تعریف میشود که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است. نمونههای ساخته شده در این مطالعه عبارت بودند از ذرات خاک به اضافهی درصدهای مختلفی از پلیمر (0، 5/0، 1، 2، 5/2، 3 و 4 درصد نسبت به وزن خاک خشک) که بطور کامل با هم مخلوط شده بودند. این نمونهها تحت شرایط محیط آزمایشگاهی به مدت 7 روز نگهداری می‌شدند تا پس از اطمینان از خشک‌شدگی کامل، پایداری آنها در مقابل وزش باد مورد بررسی قرار گیرد. با افزودن پلیمر به خاک، اگرچه وزن مخصوص خشک خاک، نسبت به حالت خاک بدون پلیمر کاهش یافت؛ اما افزودن پلیمر به خاک، افزایش چشمگیری در پایداری خاک در مقابل وزش باد با سرعت 72 کیلومتر بر ساعت از خود نشان داد. بهترین حالت برای افزایش 4 درصدی پلیمر به خاک بدست آمد که بر اساس آن پایداری تقریباً 15 برابر بیشتر از خاک فاقد پلیمر (نظیر خاک مناطق خشک و نیمه خشک) بود.


محمد شریفی پیچون، غلامرضا تاج بخش،
دوره 9، شماره 33 - ( 7-1397 )
چکیده

کوهریگ؛ نوعی تپه‌ ماسه‌ای است که بر روی یا پای دامنه‌ی برخی کوه‌های مناطق خشک و نیمه‌خشک قرار می‌گیرد. اگرچه در ظاهر این نوع لندفرم‌ها تفاوتی با سایر انواع تپه‌های ماسه‌ای در این مناطق را ندارد، اما شیب، اندازه‌ی قطر دانه‌های رسوبی، مورفولوژی، همگونی رسوبات، چینه‌بندی، لامیناسیون، کانی‌های تشکیل‌دهنده‌، شرایط محیط شکل‌گیری و تحول، محل رسوب‌گذاری و فرآیندهای به‌وجودآورنده‌ی آن‌ها بسیار متفاوت از دیگر تپه‌های ماسه‌ای بیابانی و ساحلی است. بر خلاف تپه‌های ماسه‌ای بادی که تنها توسط باد حمل و رسوب‌گذاری شده‌اند، در داخل کوهریگ‌ها، رسوبات آبرفتی و کوه‌ریختی نیز قابل‌مشاهده است. هدف این پژوهش، بررسی چگونگی فراهم‌آوری حجم زیاد رسوب در یک منطقه‌ی محدود برای شکل‌گیری این عارضه است. بر این اساس، دو مؤلفه‌ی سنگ و هوازدگی سنگ‌ها در شرایط اقلیمی خاص موردتوجه قرار گرفت. برای انجام این پژوهش، رسوبات با روش XRD کانی‌سنجی شدند که فلدسپار، پلاژیوکلاز، کوارتز، بیوتیت، آمفیبول، مسکویت و آپاتیت عمده‌ی کانی‌های تشکیل‌دهنده‌ی رسوبات بودند و پس از کانی‌شناسی، نمونه‌ای از مونزوگرانیت‌های منطقه‌ مشاهده گردید که کوهریگ‌ها مواد رسوبی تخریب‌شده‌ی این سنگ‌ها هستند. سپس برای تحلیل بهتر ویژگی‌های رسوب و سنگ، برش نازکی (Thin section) از آن‌ها فراهم شد و در زیر میکروسکپ الکترونی با 60 بار بزرگنمایی مورد تحلیل قرار گرفتند. در ادامه، شرایط بارش و دمای حال حاضر بررسی و با بازسازی برف‌مرزهای منطقه‌ بر اساس روش‌های رایت و پورتر، دمای دوره‌ی سرد بازسازی گردید. نتایج نشان داد که گرانیت‌های منطقه‌ در شرایط اقلیمی سرد و مرطوب دوره‌ی سرد پلئیستوسن (شرایط جنب ‌یخچالی) به شدت هوازده شده و حجم زیادی از رسوبات را در دسترس باد برای انتقال بر روی یا پای دامنه‌ فراهم آورده است. همچنین، مشاهدات میدانی نشان داد که در ارتفاعات بالای 2400 متر با بارش خوب و دمای پایین زمستان، هر جا گرانیت‌ها برون‌زدگی دارند، کوهریگ‌ها در حال گسترش هستند.

زهره ابراهیمی خوسفی، فاطمه درگاهیان،
دوره 9، شماره 34 - ( 10-1397 )
چکیده

یکی از علل اصلی آلودگی هوا در مناطق خشک جهان و به‌ویژه در ایران، وقوع توفان‌های گردوغبار حاوی غلظت بالای ذرات معلق با قطر آئرودینامیکی کم‌تر از 10 میکرومتر (PM10) است. هدف اصلی تحقیق حاضر، شناسایی مهمترین عوامل اقلیمی مؤثر بر تغییر غلظت PM10 در نزدیکی دشت یزد- اردکان و ارتباط آن با رخداد فرسایش بادی در بازه‌ی زمانی 2012 تا 2017 است. بدین منظور از متوسط ماهیانه‌ی داده‌های اقلیمی، غلظت روزانه‌ی ذرات کوچک‌تر از 10 میکرومتر و داده‌های ساعتی مربوط به پدیده‌های مختلف گردوغبار ایستگاه سینوپتیک یزد استفاده شد. جهت شناسایی دقیق‌ترین رابطه‌ بین پارامترهای هواشناسی و غلظت PM10، 10 تابع رگرسیون دومتغیره (لگاریتمی، معکوس، توانی، نمایی، درجه‌ دو، درجه‌ سه، منحنی رشد، ترکیبی، لجستیک و منحنی S) بر اساس چهار معیار ضریب همبستگی، آماره‌ی F، میزان خطای نسبی و میانگین مربعات خطا با یکدیگر مقایسه گردید. درنهایت از طریق تحلیل ارتباط بین شاخص توفان گردوغبار و PM10، نقش رخداد فرسایش بادی بر تغییرات آن موردبررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که در این بازه‌ی زمانی هیچ رابطهی خطی معنی‌داری بین پارامترهای هواشناسی و غلظت ذرات معلق وجود نداشته است؛ درحالی‌که بین مقادیر متوسط درجه حرارت ماهیانه و درجه حرارت بیشینه با PM10 رابطه‌ی غیرخطی معنی‌داری برقرار شده است. مقادیر مربوط به ضریب همبستگی، آماره‌ی F، خطای نسبی و مجذور میانگین مربعات خطا بر اساس دقیق‌ترین تابع غیرخطی بین PM10 و متوسط درجه حرارت ماهیانه به ترتیب 67/0، 06/8، 1/0، 09/0 برآورد گردید. مقادیر مربوط به این پارامترها بر اساس درجه حرارت بیشینه به ترتیب 65/0، 3/7، 11/0 و 08/0 تخمین زده شد. همچنین نتایج نشان داد که 24% افزایش غلظت ذرات معلق در سال‌های اخیر به دلیل وقوع رخداد فرسایش بادی بوده است.


عبدالمجید احمدی،
دوره 9، شماره 36 - ( 4-1398 )
چکیده

در طول تاریخ، مخاطرات طبیعی به‌ویژه سیل و سیلاب یک از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین بحران‌های محیطی بوده‌اند که همه‌ساله جان هزاران نفر را گرفته و خسارات فراوانی به جامعه‌ی انسانی و محیط زیست وارد می‌سازند. این پدیده گاهی در مناطق خشک و نیمه‌خشک اثرات بیش‌تری داشته و میزان خسارت را نیز افزایش داده است. تعیین پهنه‌بندی سیلاب، اولین و اساسی‌ترین اقدام در امر مدیریت سیلاب و تخمین خسارت وارده است. در همین راستا این پژوهش که از نوع کاربردی است، با هدف شناسایی و پهنه‌بندی سکونتگاه‌های در معرض خطر وقوع سیلاب در مناطق خشک به‌ویژه در حوضه‌ی آبریز فرخی گردآوری شده است. روش مورداستفاده بهره‌گیری از روش‌های هم‌زمان توصیفی-تحلیلی است با استفاده از سامانه‌ی اطلاعات جغرافیایی (Gis) به شناسایی پهنه‌های سیل‌خیز و مخاطره‌آمیز پرداخته شده و معیارهای ارتفاع، بارش، پوشش گیاهی، فاصله از رودخانه‌ی اصلی، زمین‌شناسی، شیب، شبکه‌ی زهکشی و کاربری اراضی مدنظر قرارگرفته و نقشه‌های آن‌ها استخراج شده‌اند. نتایج مطالعه و تجزیه‌وتحلیل‌ها نشان داد که قسمت‌های مرکزی حوضه‌ی فرخی و نیز برخی از مناطق مرتفع و شیب‌دار غرب حوضه، بیش‌ترین خطر وقوع سیلاب را دارند. مراکز مسکونی ورزق، ورزگ، عباس‌آباد، گرگنج و برج محد در معرض خطر شدید بوده و نیاز به توجه کافی در زمینه‌ی جلوگیری از خطرات جانی و مالی را دارند. همچنین مراکز مسکونی فرخی، مهدی‌آباد و روستای خشک در پهنه‌های با خطر وقوع سیلاب کم و خیلی کم قرار گرفته است که پیشنهاد می‌شود ارزیابی‌های مدیریت بحران در مناطق موردنظر با توجه به شرایط ویژگی‌های محلی و نیز میزان بحران صورت پذیرد.

سیداسداله حجازی، عطرین ابراهیمی،
دوره 10، شماره 38 - ( 10-1398 )
چکیده

یکی از مهم‌ترین معضلاتی که امروزه مناطق بیابانی با آن مواجه است، روند رو به رشد بیابان‌زایی و تغییرات کاربری‌های اراضی است. کاربری‌های اراضی در طول زمان در حال تغییر بوده و این تغییرات منجر به افزایش تخریب سرزمین و نابودی اکوسیستم به‌ویژه در مناطق خشک و نیمه‌خشک شده است. بر این اساس، در تحقیق حاضر روند تغییرات کاربری اراضی شرق استان کرمان از فهرج تا ارگ جدید بم مورد ارزیابی قرار گرفته است. در این تحقیق به‌منظور پایش تغییرات کاربری اراضی محدوده‌ی مطالعاتی از تصاویر ماهواره‌ای سال‌های 2000، 2010 و 2017 استفاده شده است. پس از تهیه‌ی تصاویر موردنظر، ابتدا با استفاده از روش طبقه‌بندی نظارت‌شده‌ی نقشه‌ی کاربری اراضی برای سال‌های مذکور تهیه شده است و سپس با استفاده از مدل LCM (Land Change Modeler) میزان تغییرات محاسبه و نیز روند تغییرات مدل شده است. نتایج تحقیق حاضر بیانگر این است که در محدوده‌ی مطالعاتی اراضی کشاورزی و پوشش گیاهی بیش‌ترین میزان تغییر را داشته است؛ به‌طوری‌که در طی بازه‌ی زمانی موردمطالعه در کنار روند رو به رشد نواحی سکونتگاهی، اراضی کشاورزی و پوشش گیاهی، روند کاهش داشته است. در کنار روند افزایش نواحی سکونتگاهی، اراضی بایر محدوده‌ی مطالعاتی نیز در طی بازه‌ی زمانی موردمطالعه روند افزایشی داشته است که با توجه به شرایط محیطی حاکم بر منطقه، تغییرات مذکور می‌تواند خطری جدی برای ساکنان آن باشد.

محمدجواد صفایی، رحمان زندی، منصور سلیمانی، مریم خسرویان،
دوره 10، شماره 38 - ( 10-1398 )
چکیده

روند مصرف انرژی در سال‌های گذشته بسیار سریع و نگران‌کننده بوده است. این روند در کشورهای درحال‌توسعه و به‌ویژه در ایران بالاتر از میانگین جهانی است. یک واقعیت پذیرفته‌شده برای جوامع بشری این است که انرژی موردنیاز دنیا به‌سرعت رو به افزایش است و در حال حاضر منابع انرژی فسیلی ارزان‌قیمت نیز به‌آرامی، اما به‌طور یقین در چندین دهه‌ی دیگر به اتمام خواهد رسید. برای حفظ این منابع فسیلی باارزش برای نسل‌های آتی و جلوگیری از خسارت‌های زیست‌محیطی ناشی از سوختن آن‌ها و پاسخ‌گویی به افزایش تقاضای روزافزون انرژی، راهی جز روی آوردن بشر به استفاده از انرژی‌های پاک و تجدیدشونده باقی نمانده است. یکی از مهم‌ترین مراحل استفاده از هر منبع انرژی تجدیدشونده‌، برآورد صحیح آن است. در این تحقیق ابتدا به بررسی عوامل مؤثر بر انرژی خورشیدی و بادی پرداخته شد. سپس با استفاده از نرم‌افزار GIS Arc و ابزار  Solar میزان انرژی تابشی (تابش مستقیم و غیرمستقیم) و ساعات آفتابی در فصول مختلف و تمام سال برای روستاهای مختلف شهرستان اسفراین محاسبه شد. برای انرژی بادی نیز از دو پارامتر جهت و سرعت باد استفاده گردید. سپس با تهیه‌ی نقشه‌های پتانسیل‌سنجی باد و تابش خورشیدی از طریق ابزارهای آمار فضایی، ناحیه‌هایی که پتانسیل بالایی از نظر انرژی‌های یادشده داشتند، شناسایی شدند. با استفاده از نقشه‌های تهیه‌شده به روش آماره‌های فضایی، روستاهای واقع در مناطق شمال شرقی محدوده‌ی موردمطالعه موقعیت بهتری جهت بهره‌برداری از انرژی تابش خورشیدی را دارند. به‌طورکلی 2/7% از روستاهای منطقه شرایط مطلوبی جهت احداث نیروگاه‌های خورشیدی دارند. همچنین پتانسیل‌سنجی انرژی بادی نشان داد که حداکثر میزان پتانسیل انرژی یادشده در نواحی شمال، غرب و مرکزی  منطقه‌ی مطالعاتی است. نواحی شرقی شهرستان از کم‌ترین پتانسیل انرژی بادی برخوردارند، به‌طورکلی 36 % از منطقه‌ی موردمطالعه دارای پتانسیل بسیار زیاد جهت استفاده از انرژی بادی هستند.

محمودرضا میرلطفی، حمید حیدری مکرر، زهرا شهرکی خمر،
دوره 10، شماره 40 - ( 4-1399 )
چکیده

جاذبه‌های منطقه‌ای، منبع قدرت‌دهنده‌ به سیستم گردشگری‌اند و توسعه‌ی گردشگری در نواحی روستایی مناطق خشک که دارای پتانسیل‌های لازم برای گسترش گردشگری‌اند، از اهمیت و جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. هدف تحقیق حاضر، شناسایی و اولویت‌بندی پتانسیل‌های گردشگری روستایی مناطق خشک در روستاهای شهرستان زهک است. این پژوهش، کاربردی از نوع توصیفی- تحلیلی و جامعه‌ی آماری تحقیق، روستاهای دارای پتانسیل‌ گردشگری شهرستان زهک و کلیه‌ی خانوارهای ساکن در آن است. بر اساس فرمول کوکران حجم نمونه‌ برای خانوارها 362 در نظر گرفته شد. روش گردآوری اطلاعات و داده‌های پژوهش بر اساس مطالعات کتابخانه‌ای، اسنادی و پرسشنامه است و برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم‌افزارهای Excel، ArcGIS، Spss، مدل انحراف از اپتیمم و آزمون فریدمن استفاده ‌شده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که مهم‌ترین پتانسیل گردشگری شهرستان زهک، جاذبه‌های اجتماعی-فرهنگی با میانگین 95/4 و پتانسیل تاریخی با میانگین 30/1 دارای پایین‌ترین رتبه است. همچنین به لحاظ برخورداری از پتانسیل گردشگری بر اساس مدل انحراف از اپتیمم روستای قلعه‌نو، شیب‌گوره و خیرآباد دارای بالاترین رتبه و روستاهای پلگی خمر، بدیل و واصلان دارای پایین‌ترین رتبه هستند.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه مطالعات جغرافیایی مناطق خشک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2022 CC BY-NC 4.0 | Journal of Arid Regions Geographics Studies

Designed & Developed by : Yektaweb