جستجو در مقالات منتشر شده


40 نتیجه برای فضا

غــلامعلـی خمّــر‌، علی اسماعیل‌زاده کـواکی، علـی براتپـور ،
دوره 1، شماره 4 - ( 4-1390 )
چکیده

سرمایه‌ی اجتماعی، از مقولات اجتماعی بسیار مهم است که هم‌چون شاخص‌های مهم اقتصادی از جمله تورم، تولید ناخالص ملی، میزان اشتغال و ... در میزان توسعه یافتگی کشورها نقش بزرگی را ایفا می‌کند. هدف از این مقاله، ارزیابی و تحلیل توزیع فضایی سرمایه‌ی اجتماعی در سطح نواحی شهر قوچان است. روش تحقیق مطالعه حاضر، از نوع پیمایشی بوده، داده‌های این پژوهش با استفاده از پرسشنامه و به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای به دست آمده است. جامعه‌ی آماری، ساکنان نواحی پنجگانه قوچان می‌باشند که تعداد 200 نفر انتخاب گردیدند. هم‌چنین برای ارزش‌گذاری و رتبه‌بندی نواحی از نظر میزان سرمایه اجتماعی از مدل تصمیم‌گیری (Topsis) استفاده گردید. براساس تحلیل صورت گرفته، نواحی پنجگانه‌ی قوچان در سه سطح برخوردار، نیمه برخوردار(متوسط) و فرو برخوردار (محروم) قرار گرفته‌اند. برای بررسی میزان سرمایه‌ی اجتماعی در سطح شهر قوچان، 12 شاخص مورد بررسی از طریق مدل آنتروپی شانون وزن‌دهی شده و سپس از تاپسیس به عنوان روش تصمیم‌گیری چند شاخصه‌ای استفاده شده و در نهایت با استفاده از نرم افزار Arc GIS ، نقشه سطوح برخورداری نواحی شهر ترسیم شده است. نتیجه‌ی حاصل از بررسی انجام شده، نشان می‌دهد که در میان نواحی شهری قوچان، سه ناحیه (یک، دو و پنج) محروم با ضریب اولویت 38/0 در پایین-ترین سطح برخورداری جای گرفته‌اند. دومین سطح، ناحیه چهار است که دارای ضریب اولویت 53/0 است و سطح یک، ناحیه سه می‌باشد که با ضریب اولویت 77/0 از لحاظ شاخص‌های مورد بررسی، بهترین وضعیت را در بین نواحی پنجگانه شهر قوچان دارا است.
حسن حکمت نیا،
دوره 2، شماره 6 - ( 10-1390 )
چکیده

الگوی ‌رشد ‌و ‌توسعه ‌کالبدی ‌شهر ‌کویری ‌بافق ‌با ‌وجود ‌محدودیت‌های ‌شدید ‌اراضی ‌و ‌آبی، ‌علاوه ‌بر ‌ناپایداری ‌زیست ‌محیطی ‌و ‌اکولوژیکی، ‌در ‌ابعاد ‌اجتماعی ‌ـ ‌اقتصادی ‌نیز ‌محسوس ‌است. ‌هدف ‌از ‌این ‌پژوهش ‌ساماندهی ‌الگوی ‌فیزیکی ‌گسترش ‌شهر ‌کویری ‌بافق ‌است، ‌براین ‌اساس ‌نوع ‌تحقیق ‌کاربردی ‌و ‌روش ‌پژوهش ‌توصیفی ‌ـ ‌تحلیلی ‌است ‌که ‌از ‌مدل‌های ‌کمّی ‌و ‌نرم‌افزارهای ‌رایانه‌ای ‌SPSS ‌استفاده ‌شده ‌است. ‌نتایج ‌حاصل ‌از ‌یافته‌های ‌تحقیق ‌نشان ‌می‌دهد ‌شهر ‌کویری ‌بافق ‌از ‌نظر ‌رشد ‌و ‌گسترش ‌فضایی ‌قبل ‌از ‌اکتشاف ‌معادن ‌سنگ‌آهن، ‌سرب ‌و ‌روی ‌از ‌رشد ‌آرام ‌برخوردار ‌بوده ‌است، ‌امّا ‌از ‌زمان ‌اکتشاف ‌این ‌معادن ‌رشد ‌شتابان ‌را ‌پشت ‌سر ‌گذاشته، ‌که ‌بیشترین ‌افزایش ‌جمعیت ‌مربوط ‌به ‌دهه‌ی ‌1355ـ ‌1345 ‌با ‌نرخ ‌رشد ‌سالانه ‌5/8 ‌درصد ‌بوده ‌است. ‌دلایل ‌رشد ‌بالا ‌دراین ‌دهه ‌را ‌می‌توان ‌گسترش ‌فعالیت‌های ‌اقتصادی ‌در ‌زمینه ‌معادن، ‌افزایش ‌مهاجرت ‌روستا ‌ـ ‌شهر ‌و ‌مهاجرین ‌جنگ ‌تحمیلی ‌دانست؛ ‌بنابراین ‌توسعه‌ی ‌شهر ‌از ‌الگوی ‌رشد ‌پراکنده ‌یا ‌گسترش ‌افقی ‌متصور ‌است ‌و ‌در ‌بین ‌نواحی ‌ده‌گانه‌ی ‌شهر ‌بافق ‌ناحیه‌ی ‌3 ‌با ‌عدد ‌746/0 ‌پایدارترین ‌ناحیه ‌و ‌ناحیه ‌8 ‌با ‌عدد ‌557/0 ‌ناپایدارترین ‌ناحیه ‌شناخته ‌شده ‌است. ‌
مهدی سقایی، زهره جوانبخت قهفرخی ، عزت الله مافی ،
دوره 2، شماره 8 - ( 7-1391 )
چکیده

گردشگری خرید از جمله گونه‌های گردشگری است که به‌خصوص در الگو فضایی گردشگری شهری در توسعه مقاصد و اقتصاد گردشگری جایگاه با اهمیتی را دارا می‌باشد. به‌گونه‌ای که در جریان گردشگری به‌خصوص در نواحی شهری مراکز خرید جزو لاینفک اقتصاد گردشگری محسوب می‌شوند. این‌گونه از گردشگری در ارتباط تنگاتنگی که با مراکز خرید مدرن دارد یکی از گونه‌های گردگرشگری در سفرهای چند منظوره به کلانشهر مشهد می‌باشد که در چارچوب روش تحلیلی و توصیفی در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است. در این زمینه با استفاده از مطالعات میدانی و پرسشنامه محقق ساخت با حجم نمونه 300 نفر، عرضه و تقاضای گردشگری خرید مورد بررسی قرار گرفته و در جهت ترسیم الگوی استقرار مراکز خرید به عنوان جاذبه‌ی اصلی این‌گونه از گردشگری از مدل مسافت استاندارد و مدل برآورد جذابیت استفاده شده است. نتایج به دست آمده در مقایسه‌ی تطبیقی با مدل آشورث و تون بریج منتهی به ارائه‌ی یک مدل از الگوی استقرار مراکز خرید در ارتباط با بخش‌های تجارت گردشگری (TBD) در کلانشهر مشهد گردیده است. نتایج به دست آمده از این مطالعات ضمن تشریح متن فضایی گردشگری خرید؛ نشان‌دهنده‌ی شکل‌گیری بخش‌های تجارت گردشگری در سه پراکنش فضایی مراکز خرید در اطراف حرم، غرب مشهد و میدان شریعتی و خیابان احمدآباد می‌باشد که در ارتباط با راه‌ها و وسایل دسترسی به ایفای نقش خود در رابطه با گردشگری خرید در کلانشهر مشهد می‌پردازند، به‌گونه‌ای که در چارچوب بخش‌بندی بازار تقاضای گردشگری در سه گونه زائر سنتی، زائر ـ گردشگری و گردشگری مذهبی به عنوان جاذبه اصلی متن فضایی گردشگری خرید را تولید می‌کنند.
دکتر جعفر جوان، سعید دلیل، دکتر محمد سلمانی مقدم،
دوره 3، شماره 12 - ( 4-1392 )
چکیده

هنری لوفور، جامعه‌شناس و فیلسوف مارکسیست فرانسوی، مُبدِع نظریه تولید فضاست. تحلیل بقای نظام اقتصادی سرمایه‌داری از طریق فضا و همچنین تاثیرات دولت و مردم بر فضا، از جمله مسائلی هستند که لوفور را به نظریه پردازی درباره فضا به عنوان یک محصول اجتماعی رهنمون کردند. لوفور به دنبال بررسی این موضوع بود که دولت چگونه بر کاربران فضا، از طریق فضا، هژمونی خود را اعمال می‌کند و همچنین به دنبال تغییری در مفهوم‌پردازی‌های رایج درباره فضا در علوم انسانی بود. لوفور با استفاده از منطق دیالکتیکی هگلی-مارکسی و تلقیِ خاصّ خود از این منطق به مفهوم‌پردازی درباره فضا پرداخت. از نظر وی فضا فی نفسه (در مفهوم دکارتی) مفهومی تهی است و اصالتا باید فضا را اجتماعی در نظر گرفت. فضا از نظر لوفور، بودگاهی است که در آن نزاع طبقاتی رخ می‌دهد و همچنین محل تسلط دولت با ویژگی‌های سرمایه‌دارانه است، از همین نقطه نظر لوفور به این نتیجه می‌رسد که فضا سیاسی نیز هست. به عبارتی از نظر لوفور، نه تنها فضا ناشی از شرایط و روابط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تولید می‌شود، بلکه در بازتولید آن شرایط و روابط نقشی مستقیم و اساسی ایفا می‌کند.
اکبر کیانی، فرضعلی سالاری سردری، مریم بیرانوند زاده، هدایت اله درویشی،
دوره 4، شماره 13 - ( 9-1392 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف اولویّت‌بندی و تعیین راهبردهای امنیّت محیطی فضاهای شهر زابل با استفاده از مدل "فرآیند تحلیل شبکه" (ANP) تدوین شده است. روش تحقیق به کار گرفته شده، توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر مطالعات اسنادی و بررسی‌های میدانی می-باشد. محدوده مورد مطالعه شامل پنج فضای شهری در شش محلّه شهر زابل است. مهم ترین مسایل مرتبط با شاخص‌های کالبدی و کارکردی فضاهای شهر مطابق شاخص‌ها و تئوری پیش‌گیری از جرم از طریق طراحی محیط CPTED از طریق بررسی‌های پیماشی در شهر زابل استخراج گردید. مدل ANP مبتنی بر امنیّت محیطی فضاهای شهر زابل شامل 3 خوشه (معیار/گروه) و 15 گزینه (نود/زیرگروه) با استفاده از نرم‌افزار Super Decisions تولید شد. نتایج نشان می‌دهد؛ بیشترین و بالاترین اولویّت جهت توجّه به مسایل امنیّت محیطی فضاهای شهر زابل مربوط به نودهای "کارکرد فرهنگی-اجتماعی" (با امتیاز نرمال شده 0.539 در خوشه شاخص عملکردی/کارکردی مؤثّر بر امنیّت فضاهای شهری)، "فشردگی بافت" با امتیاز نرمال شده 0.353 در خوشه شاخص مکانی/کالبدی و گزینه "بازار مرکزی شهر" با امتیاز نرمال شده 0.349 در خوشه فضاهای عمومی شهر در خوشه‌های پانزده‌گانه دارای رتبه و امتیاز بیشتری نسبت به سایر گزینه‌ها در هر خوشه است. در این راستا، اولویّت‌های توسعه فضاهای شهری برای هر کدام از محدوده‌های مورد بررسی تعیین گردید.
مرضیه ملک، محسن کلانتری،
دوره 5، شماره 17 - ( 7-1393 )
چکیده

سطح‌بندی نواحی گردشگری معیاری برای تعیین مرکزیت و همچنین تعیین زیرساخت‌های مورد نیاز و تعدیل نابرابری بین نواحی است. در همین راستا تشکیل سلسله مراتبی از نواحی گردشگری که بتواند چارچوب مؤثری برای توزیع گردشگر و ارائه خدمات مناسب و کارکرد مطلوب داشته باشد ضروری است. تحقیق حاضر که از نوع کاربردی است با ترکیبی از روش‌های توصیفی، تطبیقی و تحلیلی انجام گرفته است. هدف از انجام این پژوهش ارزیابی توزیع فضایی زیرساخت‌های گردشگری در شهرستان خور و بیابانک و سطح بندی جاذبه‌های گردشگری در این شهرستان است. اطلاعات مورد نیاز به روش اسنادی و میدانی گرد‌آوری شده است. برای تحلیل الگوی فضایی از آزمون‌های مرکز متوسط و بیضی انحراف معیار و روش تخمین تراکم کرنل استفاده شده است و جهت تحلیل تناسب الگوی استقرار شبکه‌ی راه و زیرساخت‌های ارتباطی با توزیع جاذبه‌های گردشگری مدل تحلیل سلسله مراتبی AHP به کار گرفته شده است. یافته‌های پژوهش حاکی است که توزیع جاذبه‌های گردشگری با توجه به پهنای متعادل بیضی و استقرار نقطه مرکز متوسط در نزدیکی مرکز جغرافیایی شهرستان خور و بیابانک، تا حدی متعادل است. بررسی الگوی استقرار زیرساخت‌های ارتباطی و توزیع فضایی جاذبه‌های گردشگری نشان می‌دهد با کم شدن مساحت پهنه‌های رتبه‌بندی زیرساخت‌های ارتباطی از میزان جاذبه‌های گردشگری کاسته می‌شود. توزیع جاذبه‌های گردشگری در شهرستان خور و بیابانک با الگوی فضایی پراکنش زیرساخت‌های ارتباطی و شبکه‌ی راه تناسب ندارد و این موضوع نیازمند توجه ویژه است.
فیروز مجرد، امان الله فتح نیا، سعید رجایی،
دوره 5، شماره 19 - ( 1-1394 )
چکیده

برنامه‌ریزی‌های مختلف کشاورزی، آب‌شناسی، معماری و انرژی تا حد زیادی وابسته به برآورد صحیح مقدار تابش خورشیدی است. اغلبِ مطالعات قبلی برای برآورد تابش خورشیدی از مدل آنگستروم که از مقادیر ساعات آفتابی به‌عنوان ورودی خود استفاده می‌کند، و یا از معادلات رگرسیونی از طریق تأثیردادن عوامل و عناصر اقلیمی مؤثر در تابش استفاده کرده‌اند. در این تحقیق برای برآورد میزان تابش خورشیدی دریافتی در استان کرمانشاه از مدل بهینه‌شدۀ "برد و هول‌استورم" با استفاده از داده‌های روزانۀ ایستگاه‌های هواشناسی سینوپتیک استان در دورۀ زمانی 2009- 1990 با بهره‌گیری از تمامی پارامتر‌های دخیل در تابش، از جمله طول روز، رطوبت، جرم جو، فشار هوا، آب قابل بارش، آلبدوی جو، مقدار جذب در جو و مقدار جذب به‌وسیلۀ ازن استفاده شده و تغییرات فضایی ـ زمانی تابش حاصله تحلیل گردیده است. نتایج تحقیق نشان داد بین مقادیر تابش اندازه‌گیری‌شده با پیرانومتر و مقادیر برآوردشده توسط مدل اختلاف کمی وجود دارد که نشان‌دهندۀ توانایی مدل در برآورد تابش است. کمترین مقادیر تابش دریافتی ماهانۀ منطقه در ماه‌های ژانویه و دسامبر رخ می‌دهد که از 9 تا 13 مگاژول بر مترمربع در نقاط مختلف استان متغیر است. در فصل تابستان، مقدار جذب تابش به‌وسیلۀ ازن به‌دلیل کاهش جرم جو به-خصوص در مناطق مرتفع، کاهش می‌یابد و در مقابل، به مقدار تابش مستقیم و در نتیجه تابش کلی افزوده می-شود. بیشترین مقدار تابش دریافتی منطقه در ماه ژوئن اتفاق می‌افتد که از 32 تا 42 مگاژول بر مترمربع در نقاط مختلف متغیر است. در فصول پاییز و زمستان به‌دلیل نقش تابش پراکنده، اختلاف تابش در مناطق مختلف استان کاهش می‌‌یابد.


سیروس جمالی،
دوره 5، شماره 19 - ( 1-1394 )
چکیده

چکیده این پژوهش توصیفی- تحلیلی تلاشی است برای ارزیابی جایگاه ملاحظات گونه- ریخت‌شناسی شهری در طرح‌های توسعه‌ی شهری ایران. گونه-ریخت‌شناسی یک حوزه‌ی میان رشته‌ای است که به تحلیل و بررسی فرم شهرها بر اساس مطالعه‌ی گونه‌های فضا و بنا می‌پردازد. تطبیق محتوای طرح‌های کالبدی با مبانی گونه– ریخت‌شناسی شهری، میزان توجه (یا عدم توجه) تهیه کنندگان این طرح‌ها را به جنبه‌های شکلی شهر را آشکار خواهد ساخت. مفاد این طرح‌ها به عنوان دستورالعمل تولیدِ فضا به ویژه از منظر برخورد با شکل محیط کالبدی اهمیت ویژه می‌یابد و ضرورت کنکاش برای تعیین جایگاه این مقوله را در میان مباحث و معیارهای این‌گونه طرح‌ها در قالب پژوهش‌هایی همچون پژوهش حاضر پیش می‌آورد. در این مقاله پس از مقدمه‌ای کوتاه، مبانی نظری گونه-ریخت‌شناسی به صورت مختصر و گزینشی طرح شده است. بنا به ماهیت پژوهش، از میان انبوه مقولات این حوزه، عناوین عمده‌ای چون مکاتب و ریشه‌های فکری-فلسفی این رشته به همراه گونه‌شناسی بافت‌های شهری از منظر مدل فضا/زمانی برای سنجش با محتوای طرح‌های کالبدی شهری گزین شده است. پس از اشاره‌ای کوتاه به طرح های مصوب کلان‌شهر تبریز، در بخش بحث و تحلیل، محتویات طرح‌ها مورد به مورد با اصول نظری گونه- ریخت‌شناسی سنجیده شده است. این بررسی از پنج منظر، و مجموعا در 18 فقره به ابعاد گوناگون مساله و موارد نقصان می‌پردازد. اکثر مواردِ مطرح شده، برای بسیاری از شهرهای ایران نیز با تفاوت‌هایی قابل تعمیم است. نتایج این پژوهش بی‌توجهی عمیق این طرح‌ها و برنامه‌ها به رویکرد گونه– ریخت‌شناسانه به پیکره‌ی شهرها (به ویژه مورد مطالعه، تبریز) را آشکار می‌سازد و به جرأت می‌توان گفت که منطق حاکم بر طرح‌های توسعه از مفاهیم شکلی هیچ‌گونه بهره و نشأتی نگرفته و بروزِ صوریِ آن کاملا اتفاقی است و بیش‌تر به صورت یک اجبار مطرح می‌گردد، تا یک انتخاب


مجتبی صادقی، جعفر جوان، محمد رحیم رهنما،
دوره 5، شماره 19 - ( 1-1394 )
چکیده

از آن‌جا که «فضای جغرافیایی» درون‌مایه‌ی بنیادین دانش جغرافیاست، چون‌‌وچرا درباره‌ی چیستیِ آن، و این‌که «فضا» به معنای «جغرافیایی»آن، چیست؟ جستاری است که همواره ضرورت دارد. این نوشتار تلاش دارد تا با پرداختن به گونه‌های فلسفیِ فضااندیشی و با نگاهی سنجش‌گرایانه (انتقادی) به آن‌ها، راه را برای چون‌‌وچراها‌ درباره‌ی چیستیِ «فضای جغرافیایی» باز کند. با نگریستنِ به «فضا» از چشم‌انداز «هستن ـ در ـ جهان»ِ هایدگری، می‌توان از یک فضااندیشی فلسفی دیگری، با نام فضااندیشی «زیست ـ جهان»ی نام برد و آن را جغرافیایی‌ترین گونه‌ی فضااندیشی دانست؛ تا جایی‌که در پاسخ به «فضای جغرافیایی چیست؟» این-گونه می‌توان گفت: «فضای جغرافیایی»، یعنی همان «هستن ـ در ـ جهان».


زهره صابونجی، جعفر جوان، حمید شایان، امیدعلی خوارزمی،
دوره 5، شماره 20 - ( 4-1394 )
چکیده

این پژوهش در پی رمزگشایی از فضامندی پدیده‌ی جهانی شدن و افشاء مکانیزم کنش‌های فضایی متأثر از آن تحت نظام سرمایه‌داری ـ برمبنای فشردگی فضا و زمان ـ می‌باشد. پرسش اساسی این است که چگونه و با چه ابزارهایی می‌توان فضا را مورد استفاده، سازماندهی، خلق و در سلطه درآورد که با الزامات گردش سرمایه در فضای جهانی شده متناسب باشد؟ کاربست شاکله‌ی مفهومی و نظری تریالکتیک فضایی لوفور به مثابه‌ی مؤلفه‌های بنیادین فضا، امکان پاسخ به پرسش مطرح شده را فراهم می‌آورد. در این پژوهش کنش‌های فضایی مادی، بازنمودهای فضایی و فضاهای بازنمود سازه‌های تشکیل دهنده‌ی محتوا یا کلیت پدیده‌ی جهانی شدن در نظر گرفته شده‌اند. رمزگشایی محتوای فضای جهانی شدن به واقع یافتن تأثیرات فرم‌های جغرافیایی فضای محسوس، ساختار سیاسی و ایدئولوژیک فضای معقول و کارکرد اجتماعی فضای زیسته است که در کلیّتی سرمایه‌دارانه و در پویشی دیالکتیکی در لحظه‌ها یا دقایق جهانی شدن رخ می‌دهند. به واقع سازه‌های تشکیل دهنده‌ی دقایق جهانی شدن متأثر از نظام سرمایه‌داری در فرم خود را به صورت جریآن‌ها، مبادلات، فن‌آوری و تکنولوژی در ساختار  به صورت عقلانیت حاکم بر فضا و در کارکرد در مقام تعریف و تعیین یک وضعیت غالب برای فضای زیسته، نمود می‌یابند.


رضا احمدی، سعید امانپور، سجاد منفرد، ذبیح الله ترابی،
دوره 6، شماره 21 - ( 12-1394 )
چکیده

در این مطالعه برآن هستیم که به تحلیل شبکه شهری وتوزیع فضایی جمعیت در کانون های شهری استان خوزستان طی سالهای1335 تا1390 بپردازیم. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و از لحاظ روش بررسی توصیفی- تحلیلی می‌باشد. داده‌های تحقیق از سالنامه های آماری استان خوزستان گرداوری شده و به‌وسیله نرم افزار EXCEL و روش‌های مرتبه اندازه، توزیع لگاریتمی، حد اختلاف طبقه ای، ضریب آنتروپی و ضریب کشش پذیری به بررسی وضعیت شبکه شهری، سلسله مراتب شهری و توزیع فضایی جمعیت در استان خوزستان می پردازیم.در طول این سالها دو دوره کاملا مجزا از یکدیگر قابل شناسایی می باشد.دوره اول شامل سالهای1335 تا1355 می باشد. از ویژگی های این دوره می توان به عدم حاکمیت نخست شهری، تعادل نسبی توزیع جمعیت در طبقات شهری ،تعدد شهرهای بزرگ و تمرکز بخش اعظم جمعیت درآنها،عدم وجود برتری مطلق اهواز برشهرهای بزرگ استان و تعداد کم شهرهای کوچک اشاره کرد.دوره دوم شامل سالهای1355تا1390می باشد.با حمله عراق به ایران درسال1359یک نقطه عطف در نظام شهری استان خوزستان به وقوع می پیوندد.این جنگ منجر به تخلیه جمعیتی دو شهر بزرگ استان یعنی آبادان و خرمشهر وتحولات شدیدجمعیتی در نظام شهری خوزستان می شود.درطی این دوره شبکه شهری استان بطورکلی از توازن خارج شده،نخست شهری به شدت افزایش می یابد، اهواز خود را از بقیه شهرها جدا می کند وتبدیل به یک کلانشهر میلیونی می شود.به تعداد شهرهای کوچک هم شدیدا افزوده می شود.


کاظم علی آبادی، عباسعلی داداشی رودباری،
دوره 6، شماره 21 - ( 12-1394 )
چکیده

دمای حداکثر طیف وسیعی از فعالیت ها را به ویژه در دوره گرم سال تحث تاثیر خود قرار می دهد. این مطالعه باهدف شناسایی الگوهای زمانی- مکانی و تعیین لکه‌های دمایی بیشینه ماهانه کشور با استفاده از روش‌های نوین آمار فضایی مانند شاخص موران جهانی، محلی و تحلیل لکه‌های داغ با استفاده از امکانات برنامه‌نویسی در محیط متلب و سیستم اطلاعات جغرافیایی بهره گرفته شد. بدن منظور آمار دمای بیشینه 125 ایستگاه همدید کشور طی یک دوره 30 ساله جمع‌آوری گردید. نتایج نشان داد که بالاترین مقادیر ناهنجاری مکانی دمای حداکثر ایران در ماه های ژانویه، فوریه و مارس اتفاق افتاده است. نتایج حاصل از روش‌ موران جهانی مبین این امر بوده است که تغییرات درون سالی دمای حداکثر ایران از الگوی خوشه‌ای بالا پیروی می‌کند و بر اساس خروجی های این آماره بزرگترین الگوی خوشه ایی دمای حداکثر ایران با مقدار 973876/0 در ماه مارس اتفاق افتاده است. بررسی های ساختار دمای ایران با استفاده از روش خوشه ها و ناخوشه ها نشان داد که در ماههای سرد همگنی دمای حداکثر کشور کاهش و در ماههای گرم همگنی دمای حداکثر کشور افزایش می یابد.در این بین بر اساس شاخص لکه‌های داغ، دمای حداکثر در کرانه‌های ساحلی دریای خزر ، بخش‌های غرب و شمال غرب و شمال شرق کشور دارای خودهمبستگی فضایی منفی(خوشه‌های دمایی با ارزش پایین) و بخش‌هایی از نواحی مرکزی و همچنین بخش‌هایی از جنوب شرق کشور و نواحی مرکزی دارای خودهمبستگی فضایی مثبت (خوشه های دمایی با ارزش بالا)بوده است.


صدیقه لطفی، مجتبی شهابی شهمیری، ساسان روشناس،
دوره 6، شماره 21 - ( 12-1394 )
چکیده

در طول دهه­­های اخیر، فرضیات مبنی بر ارتباط میان ساختار فضایی و کاهش نابرابری­های منطقه­­ای، بار دیگر توجّه صاحب‌نظران و سیاست­گذاران را همراه با مطرح­ شدن سیاست­­های توسعه­ی چندمرکزی در مقیاس اروپا و سطوح ملّی، جلب کرده است. بر این اساس، مقاله­ی حاضر سعی کرده است تا با بررسی نظریات اقتصادی و آزمون تجربی این فرضیات در کشور، پایه­­ای را برای پشتیبانی از سیاست­های توسعه­ی چندمرکزی بیابد. در این راستا، با استفاده از شاخص­­های دو مؤلّفه­ی توزیع اندازه­ی شهرها و پراکنش فضایی مراکز، میزان چندمرکزیتی یا تک­مرکزیتی استان­­های کشور تعیین شد. سپس با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، پیوند میان مقادیر چندمرکزی و سه شاخص ضریب جینی، پراکندگی و سهم مصرف فقرای استان­­های کشور در سال 91 و میزان تغییرات آن­­ها در بین سال­ های 91-1384 محاسبه گردید. یافته­­های تحلیل­ها حاکی از آن است که بر خلاف ادعاهای صورت گرفته، پیوند معنادار و قابل توجّهی میان ساختارهای چندمرکزی و نابرابری­ منطقه­ای کم­تر، حداقل در بین استان­های ایران وجود ندارد. با این وجود، با حذف ساختارهای میانی(بین چندمرکزی و تک مرکزی)، روابط مهمی پدیدار شد که نشان می­­دهد، چندمرکزیتی بیش­تر و هم­چنین توزیع متوازن اندازه­ی مراکز، می­­تواند باعث کاهش نابرابری­­های منطقه­ای گردد. 


روح اله اسدی، محمد رحیم رهنما، امید علی خوارزمی،
دوره 6، شماره 22 - ( 12-1394 )
چکیده

این نوشتار تلاش دارد با تمرکز بر تبارشناسی فوکو، آن را با آینده‌پژوهی در پیوند قرار داده و در این فرایند، آینده‌پژوهیِ تبارشناسانه را بسان روش‌شناسی‌ای شایسته در پژوهش‌های جغرافیایی معرفی نماید. بر این اساس اگر فضای جغرافیایی، فضایی رابطه‌ای، و صحنه‌ی نقش‌آفرینی گفتمان‌ها و روابط قدرت و دانش در نظر گرفته شود، آن‌گاه با سوژه‌ گفتمانی و ابژه‌ی گفتمانی(سوژه و ابژه‌ی درونِ گفتمان‌ها) سروکار داریم، و شکل‌گرفتگی و از شکل‌افتادگی و تحول پدیده‌ها برآمده از گفتمان‌ها و نحوه‌ی صورت‌بندی‌ روابط قدرت در درون آن‌ها  می‌باشد. از این روی، آینده‌پژوهیِ تبارشناسانه با تمرکز بر شناخت گفتمان مسلط حال(که پدیده مورد بررسی را در برگرفته) و روابط قدرت برساخته‌ی آن، همچنین گفتمان‌های مقاومتِ موجود و در برابرِ آن، به دنبال شناسایی گفتمان آینده می‌باشد. تا با قراردادن پدیده در گفتمانِ احتمالی آینده، آینده‌ی آن را به فهم درآورد. از آنجا که عدم قطعیت‌ها و پیشران‌هایی که در چنین روندی شناسایی می‌شود، برآمده از منطق رفتاری گفتمان‎‌ در آینده می‌باشد، می‌توان فهم شایسته‌ای از آینده‌ی پدیده‌ها در فضای جغرافیایی ارائه نمود. کاربرد آینده‌پژوهیِ تبارشناسانه بسان رویکرد آغازین در هر مطالعه آینده‌پژوهانه می‌تواند دستاوردهایی چند به همراه داشته باشد: 1- عوامل تأثیرگذار و پیشران‌های سازنده آینده، متأثر از رابطه قدرت و دانش و در چارچوب گفتمان احتمالی مربوطه، به گونه‌ای واقعی‌تر شناسایی می‌شوند؛ 2- این رویکرد هر چند با سایر روش‌ها نیز می‌تواند به کار گرفته شود، اما در بهترین حالت با روش سناریونویسی قابل استفاده می‌باشد و با به کار گرفتن آن می‌توان سناریوهای واقع‌گرا و محتملِ آینده را تدوین نمود.


عیسی پیری، مینا شیرمحمدی،
دوره 6، شماره 24 - ( 4-1395 )
چکیده

  با سیطره معرفت شناسی کانتی و عقلانیت ابزاری در علوم اجتماعی و جغرافیای انسانی، تفسیر فضا بر بنیانهای مفهومی فیزیک جدید استوار شده است که عمدتاً مترادف با تجربه حسی و کالبدی و مکانِ استقرار سرمایه و بازتولید آن می باشد بنابراین از لحاظ تحلیلی بر اصول هندسه اقلیدسی تاکید دارند. این مقاله به دنبال طرح الگوی نااقلیدسی در برنامه ریزی شهری با توجه به مفاهیم بنیادین برنامه ریزی از جمله فضا و زمان است. این الگو مترتب بر نوع متفاوتی از مفهوم فضا است بنابراین ابتدا تحول هستی شناختی مفهوم فضا را بازنمایی کرده و ویژگیهای الگوی نااقلیدسی برنامه ریزی شهری را بر شمرده ایم.  منظور از تحول هستی شناختی فضا، آشفتگی معرفت شناختی ناشی از دگرگونی عملکردی و آشکار شدن زوایای دیگری از وجود و ماهیت فضا است.  بر خلاف گذشته هر شهروندی به طور همزمان در میان تار و پودی از فضاهای چند سطحی در مقیاس های عملکردی متفاوت همانند جهانی، منطقه ای، ‌بین المللی و ملی و محلی به تجربه شهری می پردازد. هندسه اقلیدسی به بحث درباره سازمان یابی اشیا در فضای فیزیکی می پردازد در حالیکه الگوی نا اقلیدسی در برنامه ریزی بر فروپاشی نظم جهان اقلیدسی،‌ هستی های پایدار و فروض متعارف اشاره می کند که بر درک ما از جهان طی دو سده گذشته سلطه داشته اند. الگوی نااقلیدسی در برنامه ریزی شهری به شدت هنجاری و مبتنی بر ارزشهاست. بنابراین معطوف الگویی غیر مهندسی از برنامه ریزی شهری است که تصمیم سازی و طرح های شهری را با دخالت و مشارکت اجتماعات محلی و شهروندان پیش می برد. در این فرایند الگوی سلسله مراتبی و از بالا به پایین که همراه و موازی با الگوی اقلیدسی برنامه ریزی است جای خود را به الگوی شبکه ای و از پایین به بالا می دهد.


شفیعه قدرتی، تکتم روشندل،
دوره 6، شماره 24 - ( 4-1395 )
چکیده

بی­تردید پیش­نیاز هر گونه توسعه در جوامع مختلف و در ابعاد گوناگون، احساس امنیت افراد است و در این راستا امنیت و احساس امنیتِ اقشار آسیب­پذیری چون زنان، اهمیت بیشتری می­یابد. بر این اساس، هدف مقاله حاضر، بررسی عوامل تأثیرگذار بر احساس امنیتِ زنانِ 18 تا 65 سالِ مناطق مختلفِ بالا و پایین شهر سبزوار، در فضاهای عمومی و سطح محله می­باشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و مبتنی بر روش­ پیمایشی است. یافته­های تحقیق حاکی از آن است که از میان عواملی چون ویژگی­های فردی، پایگاه اجتماعی-اقتصادی، تعلق مکانی و البته با تاکید بر مناطق بالا و پایین شهر؛ متغیرهای سن، محل تولد، وضعیت تأهل و سطح تحصیلات تأثیر معنی­داری بر احساس امنیت زنان در فضاهای عمومی دارند. بدین معنی که زنانِ جوان تر، متولدین در شهرها، زنان متأهل و با تحصیلات بالاتر، در فضاهای عمومی، احساس امنیت بیشتری دارند. عوامل تأثیرگذار بر احساس امنیت زنان در سطح محله، سطح تحصیلات، احساس تعلق مکانی و منطقه ی سکونت زنان هستند. به عبارت دیگر زنان با تحصیلات کمتر، زنانی که احساس تعلق مکانی بیشتری دارند، و زنانی که در محلات قدیمی تر زندگی می کنند، احساس امنیت بیشتری در محله دارند. در نهایت می­توان گفت مناطق شهری، یکی از عوامل مؤثر بر احساس امنیت زنان در سطح محله است و قدمت مناطق شهری مهم ترین ویژگی تأثیرگذار آنها است.


فاطمه ساعدنیا، سید هادی حسینی، حسین قدرتی،
دوره 7، شماره 25 - ( 7-1395 )
چکیده

موضوع کیفیت زندگی به‌خصوص در زمینه‌ی شهری در سال‌های اخیر توجهات زیادی را به خود جلب کرده و به‌طور فزاینده‌ای به موضوع تحقیقات مختلف تبدیل شده است. بر این اساس، هدف اصلی این تحقیق بررسی تفاوت‌های فضایی کیفیت زندگی در شهر همدان است. با توجه به اهمیت جایگاه عدالت در ابعاد مختلف بر رضایتمندی شهروندان از کیفیت زندگی، مطالعه‌ی چگونگی ارتباط میان عدالت فضایی و رضایت‌مندی شهروندان از کیفیت زندگی خود، از موضوعات دیگری است که موردمطالعه قرار خواهد گرفت. محدوده‌ی موردمطالعه تمام نواحی شهر همدان که دربرگیرنده­ی 4 منطقه‌، 12 ناحیه و 75 محله است. با توجه به گستردگی محدوده‌ی موردمطالعه، از میان محلات شهر همدان، 17 محله به‌عنوان محلات منتخب برای مطالعه انتخاب گردیدند. روش‌شناسی تحقیق، توصیفی زمینه­یابی (پیمایشی) و همبستگی است و ازآن‌رو که تحقیق در یک محدوده‌ی جغرافیایی خاص صورت می­گیرد، می‌توان آن را در زمره‌ی پژوهش‌های موردی دانست. ابزار اصلی تحقیق پرسش‌نامه­ی محقق­ساخته بر اساس پرسش‌نامه­ی استاندارد کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی است. بر اساس یافته­های پژوهش، امتیاز کلی کیفیت زندگی در محله‌های موردمطالعه در شهر همدان برابر با 13/3 و بیشتر از حد متوسط است. هم‌چنین یافته‌های تحقیق گویای آن است که رابطه‌ی معنی‌دار و مستقیمی میان بهره‌مندی از عدالت فضایی (بهره‌مندی از خدمات و امکانات شهری) و رضایت‌مندی از کیفیت زندگی در محلات موردمطالعه وجود داشته است.


مجتبی صادقی، جعفر جوان، محمد رحیم رهنما،
دوره 7، شماره 25 - ( 7-1395 )
چکیده

فضای جغرافیایی به­سان یک «پدیدار»، خود دربرگردارنده­ی پدیدارهای گوناگونی است که می­توان آن­ها را در دولایه‌ی دازاین­ها (آدمیان) و نادازاین­ها (ناآدمیان) جای داد. از چشم­انداز پدیدارشناسی هرمنوتیک و با نگاهی سنجش­گرایانه به گونه­های روش­­شناسی (علّت­کاو و دلیل­کاو) و نیز زیرگونه­های آن­ها­ (پوزیتیویسم، پدیدارشناسی، هرمنوتیک و اندیشه­ی انتقادی)، بر آنیم تا دریابیم: «روش­شناسی شناخت فضای جغرافیایی چیست؟». در همین راستا، پس از رونمایی از دو بازدارنده­ی بزرگِ شناخت فضای جغرافیایی­(1- گسیختگی پدیدار از جهان­اَش، 2- گیرافتادگی جغرافی­دان در جهان­اَش)، آشکارگردید که زدودن بازدارنده­ها، در گروِ پشت سرگذاشتن هفت­خان (1- درون­لایه­ای، 2- میان­لایه­ای، 3- میان­فضایی، 4-درون­پیش­فهمی، 5- میان­پیش­فهمی، 6- عینی ذهنی، 7- میان­اندیشه­ای) است که با «دور هرمنوتیکی» هفت­گانه انجام می­شود که دورهای بازی هستند؛ بنابراین در پاسخ به پرسش بیان‌شده باید گفت: روش­شناسی شناخت فضای جغرافیایی، عمدتاً، روش­شناسی دلیل­کاو (معناکاو) می­باشد که می­تواند به کمک دورهرمنوتیکی هفت­گانه، هفت‌خان شناخت را پشت­سر بگذارد و به فهمِ کنش و واکنش­های دازاین­ها در فضای جغرافیایی دست یابد؛ چراکه هر کنش و واکنشی که از آدمی سر می‌زند، دارای معنایی است که با بهره­گیری از روش­شناسی­های دلیل­کاو می­توان پی به معنای آن برد. با این روش­شناسی­ها می­توان پدیدارهای جغرافیایی و دلیل­های­ آن­ها را رونمایی و واکاوی کرد و کم­وبیش به فهم و شناخت آن­ها دست‌یافت.


احمد پور احمد، حسین حاتمی نژاد، کرامت الله زیاری، حسنعلی فرجی سبکبار، ابوذر وفایی،
دوره 7، شماره 26 - ( 10-1395 )
چکیده

یکی از موضوعات حیاتی قرن بیست و یکم در ارتباط با پایداری شهر، الگوی رشد شهری است و امروزه اکثر محققان معتقدند ارتباط معنا‌داری میان الگوی توسعه‌ی کالبدی شهر (فرم شهر) و پایداری شهری وجود دارد؛ بنابراین ازآنجاکه سامان‌دهی کالبد شهرها بر اساس چارچوب توسعه‌ی پایدار امری ضروری است؛ لذا هدف اصلی پژوهش شناخت الگوی توسعه‌ی کالبدی- فضایی شهر کاشان و میزان انطباق آن با الگوی توسعه‌ی پایدار است. نوع پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر شیوه‌ی انجام، توصیفی- تحلیلی است و تلاش بر آن است با درنظر گرفتن شاخص‌های جمعیـت، مساحت، سرانه و تراکم، در چارچوب مدل‌های کمی همچون درجه‌ی توزیع متعادل شامل (مدل آنتروپی شانون، ضریب جینی)، درجه‌ی تجمع (شامل ضریب موران) و مدل هلدرن به این پرسش پاسخ داده شود که: الف) آیا رشد فیزیکی شهر کاشان طی سه و نیم دهه‌ی اخیر (سال‌های 1355 تا 1390) از الگوی توسعه‌ی پایدار تبعیت نموده است؟ نتایج حاصل از بررسی الگوی فیزیکی شهر کاشان با مدل‌های سنجش فرم شهری نشان می‌دهد ضمن توزیع نابرابر و نامتعادل جمعیت در سطح شهر و عدم هماهنگی آن با توسعه‌ی فیزیکی طی دهه‌های اخیر، الگوی رشد کالبدی – فضایی شهر کاشان از الگوی پراکنده‌ی شهری تبعیت نموده که به دنبال آن پیامدهای منفی رشد پراکنده را برای شهر کاشان به وجود آورده؛ لذا نیازمنـد به‌کارگیری راهبردهای رشد هوشمند است.


احمد یزدانیان، هاشم داداش پور،
دوره 7، شماره 26 - ( 10-1395 )
چکیده

مفهوم فضا به‌واسطه‌ی حضور افراد و از خلال روابط اجتماعی آن‌ها شکل می‌گیرد. حضور افراد در فضا می‌تواند  باعث به جریان افتادن حیات شهری گردد. در نوشتارِ حاضر با در نظر گرفتنِ فضا به‌عنوان یک مسئله، تلاش شده مفاهیمی چون آگاهی، طرد و شمول، مقاومت و قدرت که به دنبالِ حضور افراد در فضا و به‌واسطه‌ی فضا شکل می‌گیرند، مورد تحلیل قرارگرفته و درنهایت هر کدام در نسبتِ با فضا صورت‌بندی گردند. وجه اشتراکِ مفاهیمِ مذکور، مفهومِ فضا بوده و هر کدام در رابطه با مفهومِ فضاست که فهمیده می‌شوند. به بیانی دیگر نوشتارِ پیش رو، به دنبال این است نشان دهد چگونه فضا می‌تواند باعثِ تحققِ بالقوگی‌های فردی و عینیتِ یافتنِ هریک از مفاهیمِ مذکور گردد؟ فضا به چه شیوه‌هایی می‌تواند زمینه‌ی کنشگری و عاملیت فردی و گروهی، مقاومت و شکل‌گیری قدرت، طرد و شمول و شکل‌گیری آگاهی فضایی را فراهم آورد یا متقابلاً محدود کند؟ در راستای پاسخ به سؤالات مطرح‌شده، نوشتار حاضر در قسمت روش‌شناسی با تأکید بر این‌که روش، نظریه و واقعیتِ فضایی درهم‌تنیده‌اند، ابتدا در مقامِ مقدمه و طرح مسئله در مورد فضای عمومی و فضا بحث می‌کند و پرسشِ ذهنی و دغدغه­ی نوشتار را مطرح می‌کند. سپس در ادامه، زیرِ عنوانِ نگاهِ نظری به مسئله‌ی حضور افراد در فضا، مقوله‌های تولید و بازتولید فضای شهری و چگونگی ارتباط متقابل آن با مناسبات قدرت در فضای شهری؛ زمان، تجربه، خودآگاهی فضایی و حضور و مقاومتِ سوژه در فضا به تفصیل بیان و بحث می‌شوند. در همین راستا و متناسب با نگاهِ نظریِ متن، در ادامه‌ی نوشتارِ پیش رو سعی دارد با حفظِ استقلالِ فکری و اتکا به منطقِ حضوریِ گروه‌های مختلف، مفهومِ عاملیت را در چارچوبِ فکریِ نام‌برده صورت‌بندی کند و در این دستگاهِ نظری به فضا بنگرد و مفهومِ حضور را مورد تحلیل قرار دهد.



صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه مطالعات جغرافیایی مناطق خشک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2022 CC BY-NC 4.0 | Journal of Arid Regions Geographics Studies

Designed & Developed by : Yektaweb