جستجو در مقالات منتشر شده


4 نتیجه برای فرهنگ

رسول قربانی، سعید حسین آبادی، علی طورانی،
دوره 3، شماره 11 - ( 3-1392 )
چکیده

چکیده گسترده 1- مقدمه در عصر جهانی شدن و اطلاعات رقابت اصلی برای دستیابی ایده هاست و شهرها به عنوان مراکز اصلی پرورش و جذب ایده ها نقشی محوری در این رقابت دارند. از این رو شهرها سعی می کنند زمینه را برای بروز ابتکارات، نوآوری ها و خلاقیت ساکنین خود و نیز جذب نیروهای فکری و خلاق فراهم آورند. برای اینکه محیط شهری بتواند منجر به ظهور خلاقیت افراد شده و نیز افراد خلاق را از بیرون جذب نماید باید حائز شرایط و ویژگی های خاصی باشد. در این تحقیق سعی بر آن است که مفهوم، ویژگی ها و ابعاد شهر خلاق مورد بررسی قرار گیرد. 2- روش‌های مورد استفاده در تحقیق: این تحقیق با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی رویکرد شهرهای خلاق در برنامه ریزی پرداخته و در این راستا از شیوه های اسنادی و کتابخانه ای جهت جمع آوری اطلاعات استفاده کرده است. 3- بحث و یافته ها: فلسفه وجودی شهر خلاق این است که همیشه در یک مکان پتانسیل های خلاقی وجود دارد. لیکن باید شرایط به گونه ای باشد که مردم فکر کنند برنامه ریزی نمایند و در استفاده از فرصت های بوجود آمده، ابتکار عمل داشته باشند و مسائل شهری مهار نشدنی را اداره نماید. زیرساخت های خلاق محدود به مواردی چون شبکه راهها ، فاضلاب، ساختمان و... نیست بلکه ترکیبی از سخت افزار و نرم افزار است . نرم افزارهای شهر خلاق شامل نیروی کار ماهر و انعطاف پذیر، متفکران پویا، خالقان آثار و مجریان می باشد. خلاقیت نه تنها داشتن ایده است بلکه ظرفیت کاربرد این ایده ها نیز هست. شهر خلاق، استعداد ها را شناسایی، پرورش و جذب می کند و امکان تداوم آن را نیز فراهم می سازد. شهر خلاق را می توان رویکردی جایگزین برای احیای شهری دانست.نقطه کانونی شهر خلاق، فرهنگ، آموزش، جو یا فضای خلاقیت است. خلاقیت در احیا و توسعه مجدد شهری بسیار مهم است . در این رویکرد اقتصاد فکری یا اقتصاد خلاق از اهمیت بسزایی برخوردار است. به عبارتی دیگر شهر خلاق تغییر از اقتصاد کارخانه ای به اقتصاد فکری یا خلاق و دوری از رویکرد دولت محوری به حکمروایی یا همکاری مابین دولت، شرکت ها و NGO هاست. پایه های شهر خلاق را می توان در سه زمینه اقتصاد، فرهنگ و مکان در نظر گرفت. محیطهای قابل اعتماد شهری با آزادی های تفریحی و فرهنگی مدیریت می شوند تا افراد خلاق را جذب و حفظ کنند.این نیروی کار در عوض، ثروت را در اقتصاد دانش بنیان گسترش می دهد. شهرها برای تولید ثروت، باید محیطهای شهری قوی از نظر فرهنگی از طریق برنامه های بهتر که بین مکان، اقتصاد و فرهنگ یکپارچگی، ایجاد نماید، بسازند. با توجه به اهمیت بالای فرهنگ در شهر خلاق برنامه ریزان شهری باید رویکردی فرهنگی در برنامه ریزی هایشان داشته باشند و از منابع فرهنگی شهر برای توسعه آن استفاده نمایند. «منابع فرهنگی در افراد شامل خلاقیت، مهارت و استعداد می باشد. آنها مانند ساختمانها، شی نیستند بلکه مانند نمادها، فعالیتها و مجموعه ای از تولیدات محلی در هنر، خدمات و صنایع می باشند. خلاقیت شیوه بهره برداری از این منابع و کمک به رشد آنهاست. وظیفه برنامه ریز شهری نیز شناسایی، مدیریت و بهره برداری از این منابع است. به طور خلاصه شهرهای خلاق را می توان با واژگانی چون تحمل پذیرش گروههای مختلف اجتماعی، قومی وفرهنگی،قدرت حل مسائل مختلف مدنی، ایجاد محیطی برای جذب افراد خلاق و مبتکر، ایجاد فضایی برای پرورش خلاقیت ها و ایده ها به کارگیری ایده های ساکنین در جهت حل مسائل، رشد اقتصادی و توسعه معرفی نمود. همچنین با توجه به اهمیتی که رویکرد شهر خلاق به ایده ها و نوآوری افراد دارد از نظر مدیرتی می توان مدیریت این شهر ها را بر پایه حکمروایی دانست بطوریکه همه افراد می توانند در تصمیم گیری های توسعه شهری شراکت داشته باشند. 4- جمع بندی و نتیجه گیری: شهرهای خلاق ، مراکزی هستند که ویژگی های منحصر به فردی را در خود جای داده اند و محیطی جذاب برای فعالیت و زندگی افراد متخصص، هنرمند، پژوهشگر و در یک کلام افراد خلاق فراهم می سازند. فرهنگ، نقطه کانونی شهرهای خلاق است؛ به طوری که سایر بخش ها متاثر از این بخش است. اقتصاد این شهرها پیوند خورده با فرهنگ و منابع فرهنگی است اصطلاحاتی چون صنعت هنر، صنایع فرهنگی و صنایع خلاق -که خمیرمایه آن فرهنگ و هنر است- واژگان رایج در اقتصاد این شهرهاست. این شهرها برای رسیدن به خلاقیت باید بتوانند افراد خلاق یعنی نویسندگان، شاعران، پژوهشگران، هنرمندان ، مهندسین و... را جذب کنند. این عده افرادی هستند که به دنبال محیطهای جذاب می گردند و از این رو در مکانهایی مستقر می شوند که شرایط محیطی و فرهنگی و اقتصادی به بهترین شکل فراهم باشد. از این رو باید محیطی جذاب از لحاظ کالبدی، نهادی، اقتصادی و فرهنگی برای بروز خلاقیت افراد ساکن و نیز جذب افراد متخصص و خلاق از بیرون مهیا سازند. در نهایت، در یک جمع بندی کلی می توان موارد زیر را به عنوان ویژگی های عمده شهرهای خلاق، برشمرد: الف: قدرت جذب گروههای مختلف انسانی با فرهنگ های مختلف ب: فراهم نمودن بستری مناسب جهت ظهور ایده های ساکنین و تبادل این ایده ها و در نهایت استفاده از آن ها جهت حل مشکلات و مسائل و نیز توسعه اقتصادی، اجتماعی و شهری پ: دسترسی شهر خلاق به استعدادها و منابع انسانی و فکری(طبقه خلاق) ت: دسترسی این شهرها به فناوری های سطح بالا و داشتن اقتصادی خلاق ث: قدرت و توان ویژه این شهرها در مواجهه با بحران هایی چون فقر، بی خانمانی، بافت های فرسوده و... ج: وجود حمکروایی خوب در این شهرها: بطوریکه می توان سه عنصر، دولت محلی، NGO ها و بخش خصوصی را در کنار هم و در تعامل با هم دید. چ:جایگاه ویژه فرهنگ در ابعاد مختلف شهر و نیز سیاستها و برنامه های شهری و استفاده موثر از تمام منابع فرهنگی ح: وجود رویکردی جهانی-محلی به توسعه در شهرهای خلاق: بدین صورت که برای موفقیت در رقابت اقتصادی در عرصه جهانی به پتانسیل ها و مسائل درونی خود به دیدی جهانی می اندیشند و سعی می کنند حداکثر استفاده را از ویژگی های منحصر به فرد خود داشته باشند. چرا که هر مکان ویژگی هایی دارد که در سایر مکان ها ممکن است وجود نداشته باشد و همین ویژگی منحصر به فرد می تواند مزیتی رقابتی برای یک شهر باشد.
دکتر امید خوارزمی، امین ندایی،
دوره 3، شماره 12 - ( 4-1392 )
چکیده

با توجّه به محیط رقابتی موجود و گسترش روز افزون تکنولوژی های جدید در عصر جهانی شدن، شهرها و در سطح کلان، کشورها باید برای تطبیق خود با این فضا و تسریع فرآیند توسعه در مناطق مختلف، بستر مناسبی را برای تولید افکار جدید و کاربردی کردن آن مهیا کنند. هدف این تحقیق تعیین زیرساخت های لازم برای نوآوری در کشورهای در حال توسعه به ویژه ایران و در سطح منطقه ای در مشهدو ارزیابی آن ها با توجّه به مقوله فرهنگ می‌باشد. همچنین از اهداف دیگر این تحقیق ارزیابی زیر ساخت های نوآوری در شهر مشهد با توجّه به سابقه فعّالیّت افراد در نوآوری و همچنین جنسیّت افراد می‌باشد؛ که فرضیّات این تحقیق را شکل می دهند.روش تحقیق این مقاله پیمایشی- تحلیلی است. روش این تحقیق به صورت ترکیبی‌ ۲ مرحله‌ای به منظور تقویّت نتایج تحقیق(Triangulation) می‌باشد. نتایج تحقیق نشان داد که قوانین حمایتی مناسب برای تقویّت نوآوری وجود دارد. ولی، این قوانین از ضمانت اجرایی مناسبی برخوردار نیستند. از طرف دیگر اعتماد کافی برای ایجاد ارتباط مؤثّر بین دانشگاه و صنعت که منبع تولید نوآوری می باشند، وجود ندارد و نیاز به ارتقای اعتماد میان این دو نهاد برای تقویّت نوآوری الزامی به نظر می رسد. همچنین بررسی ها نشان می دهد که اعتماد و مشارکت به عنوان شاخص های فرهنگی بین افراد و سازمان ها کم تر دیده می شود. همچنین حمایت‌های لازم جهت تشویق نوآوری در مراکز رشد وجود ندارد، سازمان های واسطه مانند پارک‌های علمی‌ و فناوری نقش اصلی‌ خود را به طور مؤثّر انجام نمی‌دهند، و مکانیزم‌های مناسب جهت تشویق نوآوری ماند حقوق مالکیّت معنوی، وجود سرما‌یه گذران ریسک پذیر، سیاست‌های تشویقی و معافیّت‌های مالیاتی بسیار ضعیف می‌باشد. نتایج آزمون فرضیات همچنین نشان می دهد که تفاوت آماری معنی داری میان مردان و زنان در میزان اهمیّت دو زیرساخت محیط کار و رابطه دانشگاه و صنعت وجود دارد. همچنین نتایج نشان می دهد که رابطه معنی داری میان زیرساخت های نوآوری و سابقه فعّالیّت های نوآورانه وجود ندارد.
احسان لشگری تفرشی،
دوره 7، شماره 25 - ( 7-1395 )
چکیده

در فلسفه‌­ی علم و به‌­ویژه در علوم انسانی تعریف و شناخت مفاهیم و موضوعات موردمطالعه، دارای مبناهای هستی­‌شناسانه و معرفت‌­شناسانۀ متفاوت و حتی متضاد می‌­باشد. به‌عبارت‌دیگر شناخت یک مفهوم در مکاتب مختلف می­‌تواند دارای تعاریف متضاد باشد. ازاین‌جهت تعیین چارچوب نظری شناخت یک مفهوم بنیادین؛، یکی از مبنایی‌ترین اصول در مطالعه و شناخت مفاهیم و موضوعات است. در علوم جغرافیایی یکی از مفاهیم و پارادایم‌های تعیین‌کننده‌ی حوزه­‌ی معرفتی، جغرافیای فرهنگی است که تفسیر آن در مکاتب مختلف فلسفی - سیاسی ازجمله در سازه‌انگاری متفاوت است. به‌طورکلی مهم‌ترین محورهای فکری سازه‌انگاری و مفروضات آن مشتمل بر اهمّیّت ساختار معنایی در شکل‌گیری و تکوین واقعیّت، نقش هویت در شکل دادن به منافع و کنش دولت‌ها، اهمّیّت دادن به تبیین تکوینی به‌جای تبیین عِلی و این­که همه­ی سازه­‌انگاران واقعیّت را برساخته‌­ی اجتماعی می‌دانند. در این پژوهش کوشش گردیده با مراجعه به مستندات معتبر نظری نوعی نگاه نقادانه در رابطه با شناخت جغرافیای فرهنگی در مکتب سازه‌انگاری ارائه گردد. یافته‌های پژوهش بیانگر آن است که اصولاً ساحت هستی­‌شناسانه جغرافیای فرهنگی در زیرمجموعه‌­ی علوم جغرافیایی ناشی از ساختار بین‌­الاذهانی یک جامعه‌­ی مشترک انسانی در یک قلمرو فرهنگی- اجتماعی متمایز است.


مهدی مروی، سید دانا علیزاده، محمد سلیمانی مهرنجانی، مجتبی جاودان،
دوره 12، شماره 47 - ( 1-1401 )
چکیده

جهانی‌شدن و جهانی‌سازی، عمدتاً به ابتکار و در چارچوب نیازهای جدید "نظام سرمایه‌داری سلطه‌طلب" بوده و برآیند عمومی آن، گذار جامعه‌ی صنعتی قرن بیستم به جامعه‌ی اطلاعاتی قرن بیست‌و‌یکم و ایجاد یکپارچگی نسبی در نظام روابط سنتی میان کشورها، شهرها و خلق دنیای شبکه بوده است. در این میان شهرها به دلیل اهمیت همه‌جانبه‌شان در کانون جهانی‌شدن قرار گرفته‌اند. این فرآیند در کشورهای درحال‌توسعه از جمله ایران نیز کم‌وبیش آثار خود را نشان داده است. جهانی‌شدن یا جهانی‌سازی، فرآیندی پیچیده و چندمؤلفه‌ای است و محققان و صاحب‌نظران نسبت به اهمیت و اولویت مؤلفه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسیِ جهانی‌شدن دیدگاه و نظر واحدی نداشته‌اند. برخی چون گیدنز و رابرتسون مؤلفه‌ی فرهنگی را به دلیل نقشی که در شتاب بخشیدن به جهانی‌شدن داشته و دارد، در اولویت قرار داده‌اند. در ایران نیز از جهانی‌شدن به‌ویژه در رابطه‌ی فرهنگی به‌عنوان "تهاجم یا جنگ نرم" نام برده‌اند که حساسیت و اهمیت شناخت همه‌جانبه‌ی جهانی‌شدن شهرها به‌ویژه کلان‌شهرها را گوشزد می‌کند. در این میان، کلان‌شهر مشهد به دلیل موقعیت و اهمیت ملی و بین‌المللی خاص خود و جذب سالیانه‌ی بیش از 20 میلیون نفر زائر و گردشگر، حساسیت خاصی دارد که موردتوجه این تحقیق قرار گرفته است. هدف این تحقیق که داده و اطلاعات موردنیاز به ‌صورت کتابخانه‌ای و اسنادی و بررسی‌های میدانی فراهم شده است؛ ارزیابی و تحلیل مؤلفه‌های جهانی‌شدن در کلان‌شهر مشهد بوده که در دو بخش پیگیری شده است: یکی شناخت و اولویت‌بندی تأثیرات مشاهده شده؛ و دیگری، شناخت ساختار ارتباطی مؤلفه‌های منتخب در جهانی‌شدن کلان‌شهر مشهد. نتایج تحقیق حاکی از آن است که دغدغه و نگرانی اصلی شهروندان مشهدی در فرآیند جهانی‌شدن این کلان‌شهر، در حوزه‌ی فرهنگی است، چراکه به نظر اکثریت آن‌ها این مؤلفه می‌تواند با تحریک و جهت دادن به افکار و ایده‌آل‌ها و ارزش‌های جوانان و جایگزینی ارزش‌های فرهنگی بیگانه با ارزش‌های تاریخی، فرهنگی، مذهبی و بومی و در یک کلام هویت آن‌ها را سرکوب کند. در مورد ساختار ارتباطی مؤلفه‌های منتخب نیز با بهره‌گیری از مدل معادلات ساختاری و... معلوم شد که میان سه‌ مؤلفه‌ی "اقتصادی"، "اجتماعی" و "فرهنگی" روابط ساختاری معنی‌داری برای توضیح و تبیین جهانی‌شدن کلان‌شهر مشهد وجود دارد؛ بنابراین می‌توان از طریق هر سه مؤلفه‌ی مورد بحث، جهانی‌شدن کلان‌شهر مشهد را بررسی کرد.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه مطالعات جغرافیایی مناطق خشک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2022 CC BY-NC 4.0 | Journal of Arid Regions Geographics Studies

Designed & Developed by : Yektaweb