جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای سناریوهای اقلیمی

سید کرامت هاشمی عنا، محمود خسروی، تقی طاوسی،
دوره 6، شماره 22 - ( 12-1394 )
چکیده

طولانی­ترین دوره­های خشک، معیار مناسبی برای ارزیابی روزهای خشک و بدون بارش در یک مکان است، بنابراین این ویژگی تباین اقلیمی بین شمال و جنوب را به خوبی نشان می­دهد. در این پژوهش، دوره­های خشک طولانی مدت تحت آستانه­های مختلف(1/.، 5 و 10 میلیمتر)، و دو سناریوی خوش­بینانه(B1) و بدبینانه(A2)، برای اقلیم میانی (دهه 2050) و با استناد به نتایج مدل Hadcm3 در پهنه­ی ایران بررسی شد. مدل­سازی دوره­های خشک نشان داد که بر اساس هر دو سناریو (A2 , B1) در دهه­ی 2050 نواحی جنوب­ شرق و مرکز، دارای طولانی­ترین طول دوره­های خشک هستند، به­طوری­که در خوش­بینانه­ترین حالت (سناریویB1) دوره­های خشک به طور متوسط 3 روز نسبت به وضعیّت مشابه گذشته طولانی­تر می­شوند، امّا حداکثر طول دوره­های خشک پیش­بینی شده در نوار شمالی و سواحل خزر نسبت به وضعیّت دوره­های خشک مشاهداتی تغییرات چندانی نداشته است(فقط میانگین 2 روز افزایش داشته است). در پهنه­ی شمال­غرب نیز طول دوره­های خشک نسبت به وضعیّت گذشته 5 روز طولانی­تر می­شود که خود نشان از افزایش آهنگ خشکی در این نواحی دارد. نکته­ی قابل توجّه این­که اگرچه طولانی ترین طول دوره­های خشک منطبق بر نواحی خشک و نیمه­خشک کشور است، امّا آهنگ افزایش طول دوره­های خشک در نواحی مرطوب کشور مانند شمال­غرب چشم­گیرتر است؛ به عبارتی دوره­های خشک بدون بارش بر اساس پیش­بینی مدل، روند شمالی­تری به خود می­گیرد، یعنی مرز مناطق خشک به سمت نوار شمالی جابه­جا و اساساً خط جبهه خشک شمالی­تر می­شود. در دهه­ی 2050 با استناد به نتایج هر دو سناریو می­توان گفت که بیش از 85 درصد مساحت ایران، دوره­های خشکی با طول بیش از 8 ماه را تجربه می­کنند.


سید حسن علوی‌نیا، مهدی زارعی،
دوره 11، شماره 41 - ( 7-1399 )
چکیده

تغییر اقلیم پدیده‌ای است که طی سال‌های اخیر اکوسیستم‌های طبیعی و نیز تمام جوانب زندگی انسان را تحت تأثیر خود قرار داده است. هدف از پژوهش حاضر، شناسایی بروز یا عدم وقوع تغییر اقلیم طی سال‌های 2015-1961 با استفاده از شاخص‌های حدی TXx و TNn است. همچنین برای پیش‌بینی سناریوهای اقلیمی آینده از 3 سناریوی مدل CanESM2 استفاده و داده‌های موردنظر با مدل SDSM کوچک‌مقیاس شدند. بدین منظور از داده‌های دمای حداکثر و حداقل روزانه ایستگاه‌های سینوپتیک سنندج و سقز استفاده شد. برای تشخیص روند شاخص‌ها از آزمون من-کندال و از روش تخمین‌گر شیب سن برای بزرگی روند استفاده شد. در ادامه، پیش‌بینی اقلیمی برای دوره‌ی 2050-2020 صورت گرفت و دو شاخص حدی به دست آمد. نتایج نشان داد که طی دوره‌ی پایه در سنندج هر دو شاخص روند معنی‌دار دارند، اما در مورد سقز معنی‌داری تنها برای TNn صادق است. این امر در مورد سناریوهای تولیدشده نیز تنها در RCP2.6 در هر دو شاخص برای سنندج و در RCP8.5 تنها در شاخص TXx برای سقز رخ داد. بر اساس نتایج، روند افزایشی بزرگ‌ترین دمای بیشینه و کوچک‌ترین دمای کمینه‌ی منطقه‌ی موردمطالعه همانند دوره‌ی پایه نیز طی 30 سال آینده تحت هر سه سناریو افزایش خواهد یافت که این تغییرات افزایشی به میزان حدود یک درصد نسبت به میانگین دوره‌ی پایه خواهد بود. با توجه به یافته‌های حاصل می‌توان نتیجه گرفت که یکی از عوامل افزایش دما طی دوره‌ی مشاهداتی می‌تواند پدیده‌ی تغییر اقلیم تلقی گردد و این پدیده در سناریوی RCP2.6 ایستگاه سنندج نیز عامل افزایش دما بوده است.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه مطالعات جغرافیایی مناطق خشک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2022 CC BY-NC 4.0 | Journal of Arid Regions Geographics Studies

Designed & Developed by : Yektaweb