جستجو در مقالات منتشر شده


16 نتیجه برای بارش

محسن حمیدیان‌پور، بهلول علیجانی، علیرضا صادقی،
دوره 1، شماره 1 - ( 7-1389 )
چکیده

شمال‌شرق ایران بعضی اوقات تحت تأثیر بارش‌های شدید قرار گرفته و همین عامل باعث خسارات فراوانی می‌گردد. این مطالعه از طریق طبقه‌بندی الگوهای همدیدی مرتبط با بارش‌های سنگین، به بالابردن درک ما از مکانیزم‌های دینامیکی که چنین بارش‌هایی را تولید کرده کمک می‌کند. در این مطالعه یک روز بارش سنگین، روزی تعریف شد که کل بارش روزانه در حداقل 3 ایستگاه، برابر یا بیشتر از 15 میلی‌متر ثبت شده باشد. بر این اساس 186 روز در ماه‌های اکتبر تا می سال‌های 1970 تا 2006 انتخاب شدند. علاوه بر آن از میانگین روزانه ارتفاع ژئوپتانسیل تراز 500 هکتوپاسکال، فشار تراز دریا و مؤلفه‌های باد مداری (U) و نصف‌النهاری (V) در تراز 500 و 850 هکتوپاسکال در روزهای وقوع بارش‌های سنگین با تفکیک مکانی 5/2 درجه در شبکه مختصاتی 20-60 درجه شمالی و 70-20 درجه شرقی نیز استفاده شده است. جهت طبقه‌بندی داده‌های ارتفاع ژئوپتانسیل تراز 500 هکتوپاسکال و استخراج الگوهای آن از روش ترکیبی کمی و کیفی بهره برده شده است. ابتدا تحلیل مؤلفه‌های اصلی با آرایه S بر روی ماتریس داده‌ها انجام شدند و به کمک آزمون غربالی 9 مؤلفه نخست - که 91 درصد واریانس داده‌ها را توجیه می‌کردند- انتخاب و به روش وریمکس چرخانده شدند. سپس روش خوشه‌بندی K-means به منظور طبقه‌بندی نمرات عاملی که از روش PCA بدست آمده بودند، بکار برده شد . همچنین با استفاده از روش دستی نقشه‌های 6 ساعته‌ی هر روز بارش، تا حداکثر 72 ساعت قبل از شروع بارش بررسی گردیدند. نتایج حاصله بیانگر آن است که سه نوع الگو در ریزش بارش‌های سنگین منطقه مورد مطالعه موثر هستند: کم‌فشارهای سودانی، کم-فشارهای ترکیبی سودانی- مدیترانه‌ای و کم‌فشارهای مدیترانه‌‌های. در بین این سه الگو، سنگین‌ترین بارش‌ها مربوط به الگوی سودانی است.
عبدالله عبداللهی، جعفر جوان،
دوره 1، شماره 2 - ( 10-1389 )
چکیده

جهانی شدن، امروزه با روند رو به رشد خود، چنان ابهامی بر سر روشنگری نقطه‌ی‌ عزیمت تاریخی این همه دگرگشت و تحول آفریده که تا این لحظه تقریرِ مبدأیی دقیق از آن مقدور و میسور نگشته است. این مقاله بر آن است که جهانی شدن را به جای تفسیر از منظر یک نگرش خطی و تدریجی، با تکیه بر فلسفه تبارشناسی میشل فوکو و تأکید بر گسست و پیوست‌های مکرر در سیر غیرخطی تاریخ مورد بررسی و مداقه قرار دهد. در این راستا میزان تعلق جهانی شدن به دوره‌های مدرنیته و پسامدرنیته را از زبان نظریه‌پردازان مختلف ارزیابی نموده و در فرجام، شرایط بومی ایران را در پیوند با تبار تاریخی جهانی شدن تشریح کرده است.
قاسم عزیزی، علی حنفی،
دوره 1، شماره 2 - ( 10-1389 )
چکیده

برآورد حداکثر بارش محتمل، از جمله تحقیقاتی است که در طراحی سازه‌های بزرگ آبی، به‌‌خصوص سدها، مورد توجه هیدرولوژیست‌هاست. در این پژوهش، به منظور برآورد حداکثر بارش محتمل در سطح حوضه آجی‌چای، از روش سینوپتیکی استفاده شده است. بدین منظور داده‌های هواشناسی مربوط به 40‌ ایستگاه سینوپتیک، کلیماتولوژی و باران‌سنجی مربوط به سازمان هواشناسی و شرکت تماب در یک دوره 30 ساله اخذ گردیده، پس از تکمیل و بازسازی مورد استفاده قرار گرفته است. هم‌چنین داده‌های تراز‌های فشار 850 و500 هکتوپاسکال از سایت مرکز ملی پیش بینی محیطی و مرکز ملی مطالعات جوی سازمان هواشناسی آمریکا اخذ گردیده و نقشه‌های سینوپتیکی مربوطه با استفاده از نرم‌افزار Grads تولید و مورد تحلیل قرار گرفتند. در این تحقیق، از فشار و دمای سطح 500 هکتوپاسکال به عنوان نماینده تراز میانی جو و از رطوبت و باد سطح 850 هکتوپاسکال برای تحلیل تغذیه رطوبت سیستم استفاده شده است. هم‌چنین نقشه‌های همباران برای توفان‌های منتخب با استفاده از GIS ترسیم و منحنی‌های عمق ـ مساحت ـ مدت هر یک از توفان‌ها تعیین شدند. در نهایت، مقدار حداکثر بارش محتمل در تداوم‌های 24، 48 و 72 ساعته مربوط به توفان‌های منتخب برآورد گردید، به‌گونه‌ای که پی‌ام‌پی 24 ساعته برای حوضه آجی‌چای در دوره‌های بازگشت 50 و 100 ساله به ترتیب 1/68 و 1/75 میلی‌مت ر، پی‌ام‌پی 48 ساعته در دوره‌های 50 و 100 ساله به ترتیب 5/84 و 9/103 میلی‌متر و پی‌ام‌پی 72 ساعته در این دو دوره به ترتیب 9/103 و 7/128 میلی‌متر تخمین زده شد.
حمید نظری پـور ، محمود خسـروی ، سیـد ابوالفضل مسعودیان،
دوره 1، شماره 3 - ( 1-1390 )
چکیده

ایران در کمربند خشک عرض میانه قرار گرفته که متوسط بارش آن 250 میلی‌متر بوده و از تغییرات زمانی و مکانی شدید برخوردار است. رویدادهای بارشی با تدوام کوتاه، یکی از مشخصه‌های مناطق خشک بوده که در ایران نیز ملموس است. هرچند بارش ایران تدوامی بین 1 تا 45 روز داشته و از تغییرات زمانی ـ مکانی شدید نیز برخوردار است اما بیشینه بارش و روزهای بارشی ایران توسط بارش‌های تدوام کوتاه تأمین می‌گردد؛ بنابراین رخداد بارش‌های تدوام طولانی، یک رویداد فرین تلقی می‌گردند که از تغییرپذیری شدیدی نیز برخوردارند. با توجه به اهمیت بارش به‌ویژه در تأمین منابع آب ایران، بررسی نقش تداوم‌های متفاوت بارش در تأمین آن ضروری می‌باشد؛ بنابراین فهم این‌که هر تداوم بارش، چه سهمی از روزهای بارشی و مقدار بارش گستره ایران را تولید می‌نماید، ضروری است. برای بررسی الگوهای فضایی اهمیت تداوم بارش در پهنه ایران از پایگاه داده بارش ایران با آرایش زمان ـ مکان استفاده گردیده است. در این پایگاه داده مشاهدات روزانه بارش از 01/01/1340 تا 10/10/1383 با فواصل 15 کیلومتر بر روی 7187 یاخته موجود است. ابتدا، تدوام‌های مختلف بارش، متوسط مقدار بارش و روزهای بارشی در سری زمانی هر یاخته برآورد و سپس سهم تداوم‌های مختلف بارش در تأمین روزهای بارشی و مقدار بارش هر یاخته نیز محاسبه گردیده است. حاصل نسبت سهم هر تداوم در تأمین مقدار بارش هر یاخته به سهم همان تداوم در تأمین روزهای بارشی همان یاخته، میزان اهمیت آن تداوم را مشخص می‌نماید. نتایج این بررسی نشان داد که اهمیت تداوم‌های بارش در گستره‌ی ایران دارای الگوهای فضایی متفاوت می‌باشند. بارش‌های با تدوام یک تا هفت روز، تقریباً در تمام گستره‌ی ایران و بارش‌های با تدوام بزرگ‌تر تنها در برخی از قسمت‌های ایران رخ داده‌اند. با افزایش تدوام بارش‌ها، سهم آن‌ها در تشکیل روزهای بارشی ایران به شدت کاهش می‌یابد. بر خلاف آن، افزایش تداوم بارش‌ها، سبب کاهش تأمین بارش تمام گستره ایران نمی‌گردد. با افزایش تداوم بارش، سهم آن‌ها در تأمین روزهای بارشی ایران به شدت کاهش می‌یابد؛ به‌گونه‌ای که بیشینه روزهای بارشی کُل ایران و بیشینه بارش بخش بزرگی از ایران توسط بارش‌های با تداوم یک روزه، تأمین می‌گردد. با این وجود، سهم بارش‌های با تداوم یک روزه در تأمین روزهای بارشی و بارش نیمه‌ی شرقی ایران پُررنگ‌تر است. در مقابل، با افزایش تداوم بارش‌ها، روزهای بارشی و بارش ایران با الگوهای فضایی متفاوت کاهش می‌یابند. سهم تأمین بارش در مرکز و جنوب شرق ایران با افزایش تداوم بارش به شدت کاهش می‌یابد، اما در غرب و شمال غرب ایران این شرایط برعکس می‌باشد. در برخی مناطق پُربارش نیمه غربی و شمالی ایران، افزایش تداوم بارش با افزایش سهم آن‌ها در تأمین بارش همسو بوده و در سایر مناطق پُربارش کاهش سهم تأمین بارش توسط تداوم‌های مختلف بارش تدریجی است. بنابراین الگوهای فضایی متفاوتی از سهم تأمین روزهای بارشی و مقدار بارش ایران توسط تداوم‌های مختلف بارش پدید می‌آید که نشانگر الگوهای فضایی اهمیت آن‌ها در گستره ایران است. اهمیت بارش‌های با تداوم یک روزه، الگوی فضایی خاصی را نشان نمی‌دهد و مهم‌ترین تداوم بارش ایران، کم اهمیت‌ترین تداوم بارش نیز محسوب می‌گردد. افزایش تداوم بارش‌ها با افزایش میزان اهمیت آن‌ها در ایران همسو بوده و الگوهای فضایی متفاوتی را ایجاد می‌نمایند. میزان اهمیت بارش‌های با تداوم کوتاه (1 تا3 روز) در نیمه شرقی و میزان اهمیت بارش‌های با تداوم طولانی (بیش‌تر از سه روز) در نیمه‌ی غربی ایران بیشینه می‌باشد.
امیرحسین حلبیان، فرشته حسینعلی پورجزی، بیژن صابری،
دوره 2، شماره 8 - ( 7-1391 )
چکیده

سیل یکی از مخرب‌ترین بلایای طبیعی است که در طول تاریخ خسارت های زیادی را به مردم تحمیل کرده و می‌کند. از این رو، هدف غایی این مطالعه ی همدید، تبیین اندرکنش های کلیدی میان جو و محیط سطحی و به عبارتی کشف رابطه ی میان الگوی گردشی موجد بارش های سیل زا در منطقه ی قم به منظور پیش بینی وقوع رگبارهای منجر به سیل است. بدین منظور برای تحلیل همدید بارش های سنگین فروردین 1388 استان قم که پدیده ی سیل را به همراه داشت، با استفاده از رویکرد محیطی به گردشی، الگوهای گردشی ایجاد کننده ی بارش های سیل زا شناسایی شد و مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که بارش های سیل زا در منطقه غالباً از ادغام دو سامانه ی کم‌فشار نشأت می گیرند: الف) کم فشارهای مهاجر همراه با جبهه از سمت شرق مدیترانه و ب) کم فشارهای منطقه دریای سرخ. در عین حال، الگوهای ضخامت جو، منطقه ی کژفشاری شدیدی را آشکار ساخت که ناشی از برخورد توده هوای سرد عرض های بالایی با هوای گرم و مرطوب نفوذی از سمت شمال آفریقا می باشد. تحلیل الگوهای تابع همگرایی شار رطوبت نیز نشان داد که بارش های سیل زا نتیجه ی شارش رطوبت از پهنه های آبی مدیترانه ی شرقی، دریای سرخ شمالی و خلیج فارس به منطقه ی قم و انباشت رطوبت در این پهنه است.
فیروز مجرد، جعفر معصوم‌پور،
دوره 4، شماره 13 - ( 9-1392 )
چکیده

برآورد حدّاکثر بارش محتمل از جمله تحقیقات کاربردی و مهمی است که علاوه بر شناسایی رفتار بارش‌های حدّی در آب‌وهواشناسی، در طراحی سازه‌های بزرگ آبی به-خصوص سدها مورد توجّه هیدرولوژیست‌هاست. در این پژوهش، به‌منظور برآورد حدّاکثر بارش محتمل در استان کرمانشاه از روش سینوپتیکی استفاده شده است. به این منظور پس از جمع‌آوری و پردازش امّا،ر بارش روزانه5 ایستگاه استان، تعداد سه توفان انتخاب و با انجام بیشینه‌سازی‌های دمای نقطه شبنم و سرعت باد و محاسبه ضریب رطوبت، مقدار حدّاکثر بارش محتمل برای منطقه با تداوم‌های 24، 48 و 72 ساعته در دوره‌های بازگشت 50و 100 ساله برآورد گردید. برای سه تداوم فوق در این دو دوره بازگشت به‌ترتیب برابر با 164 و 246 میلی‌متر، 287 و 357 میلی‌متر و 340 و 439 میلی‌متر بود. پس از اخذ داده‌های ترازهای مختلف جوی از NCEP/NCAR؛ نقشه‌های فشار سطح دریا، ارتفاع ژئوپتانسیل، مؤلّفه‌های باد مداری و نصف‌النهاری و رطوبت نسبی، ترسیم و به‌کمک آنها سامّا،نه‌های بارش‌زا در روزهای توفانی از روز شروع توفان تا خاتمه آن تجزیه و تحلیل شدند. بررسی نقشه‌های سینوپتیکی- دینامیکی مشخص کردکه درخلال وقوع توفان‌های شدید، منطقه مورد مطالعه تحت تأثیر سامّا،نه‌های کم ارتفاع دینامیکی ناشی از سامّا،نه‌های بندالی اُمگاشکل قرار داشته که سبب بارندگی‌های شدید در استان شده است. این توفان‌ها نتیجه تقویت و تشدیّد فعّالیّت مرکز چرخند مدیترانه‌ای و ادغام آن با مرکز چرخند نواحی قطبی از عرض‌های بالا بوده است. همچنین این سامّا،نه‌ها از شرق دریای مدیترانه، دریای سرخ و خلیج فارس تغذیه رطوبتی می‌شده‌اند.
زهرا حجازی زاده، محمدحسین ناصرزاده، داریوش حاتمی، محمد رضایی،
دوره 5، شماره 17 - ( 7-1393 )
چکیده

در پژوهش حاضر با استفاده از داده‌های بارش فصلی ایستگاه سینوپتیک کرمان در یک دوره‌ی بلند مدت 50 ساله از سال 1956-2005 میلادی نوسانات بارش ایستگاه مذکور، محاسبه و روند تغییرات بارش بررسی شد. در این مطالعه از روش آماره ناپارامتریک من-کندال برای آزمون معنی داری روند تغییرات و نوسانات بارش فصلی استفاده شد. همچنین با استفاده از شاخص‌های مختلف تعیین خشکسالی، دوره‌های خشک، عادی و مرطوب فصلی تعیین شد. نتایج آزمون حاکی از معنی دار بودن روند بارش بهاره‌ی ایستگاه کرمان می‌باشد. به علاوه نتایج مدل‌های مختلف خشکسالی نشانگر تغییرات معنی دار در روند بلند مدت بارش فصلی می‌باشد که حاکی از وقوع دوره‌ای پدیده خشکسالی در ایستگاه کرمان است. تمامی مدل‌های مورد استفاده در پژوهش حاضر هر یک به نحوی بازگو کننده نوسانات فصلی بارش ایستگاه کرمان بودند. در بین فصول مختلف، روند فصل بهار به سوی دوره‌های خشک در حال تغییر بوده است.نتایج پژوهش می‌تواند در بخش‌های مختلف از جمله مدیریت بلند مدت منابع آب در کرمان و ایستگاه‌های مشابه به کار گرفته شود.
محمدامین حیدری، فرامرز خوش اخلاق،
دوره 6، شماره 22 - ( 12-1394 )
چکیده

در این پژوهش از سه پایگاه داد­ی سازمان هواشناسی ایران (در دوره 1961 تا 2010) بر اساس 14 ایستگاه در غرب کشور، پایگاه داده‌های بازکاوی شده­ی سازمان مطالعات محیطی ایالات‌متحده (در دوره­ی 1948 تا 2014) و پایگاه داده مرکز مدل­های GCM و RCM کشور کانادا با دوره­ی آماری (2050-1960) به صورت ماهانه استفاده شد. همچنین در این پژوهش با استفاده از آزمون روندیابی R همبستگی، مدل HADGEM1 و دو سناریو A1B و A2، اثر گرمایش جهانی بر تغییرات فشار و دما مرکز چرخندزایی شرق مدیترانه و ارتباط آن با ناهنجاری بارش غرب ایران مورد واکاوی قرار گرفت و الگوی مکانی این ارتباط با استفاده از روش IDW در محیط ArcGIS ترسیم شد. بر اساس یافته‌های این پژوهش روند تغییرات مؤلفه­های فشار و دما در شرق مدیترانه افزایشی و معنادار است که در این بین بیش­ترین افزایش عمدتاً در ترازهای بالایی جو رخ داده و همچنان ادامه دارد. در طول سه دهه­ی آتی بر اساس سناریو A2 مقادیر فشار تراز دریا در این منطقه در ابتدای دهه تا انتهای آن در حدود 1.7 تا 3 میلی بار افزایش فشار به نسبت متوسط 1960-1990 را تجربه خواهد نمود. این مقادیر برای سناریو A1B، 1.8 تا 2.2 میلی­بار برآورد گردید. در مجموع نتایج این پژوهش، نشان‌دهنده­ی افزایش دما و فشار جو در منطقه­ی شرق دریای مدیترانه در دوره­ی 65 ساله­ی اخیر و بر اساس نتایج مدل­سازی تا سال 2050 تداوم این افزایش پیش­بینی می­شود و همچنین با توجّه به رابطه­ی وارون و قوی بین تغییرات فشار و دما جو در این منطقه و اثر آن بر ناهنجاری­های بارشی غرب ایران، احتمال رخداد خشک­سالی­های فراگیر در نیمه­ی غربی ایران در دهه­های اخیر و احتمالاً آتی افزایش یافته است.


روح اله اسدی، محمد رحیم رهنما، امید علی خوارزمی،
دوره 6، شماره 22 - ( 12-1394 )
چکیده

این نوشتار تلاش دارد با تمرکز بر تبارشناسی فوکو، آن را با آینده‌پژوهی در پیوند قرار داده و در این فرایند، آینده‌پژوهیِ تبارشناسانه را بسان روش‌شناسی‌ای شایسته در پژوهش‌های جغرافیایی معرفی نماید. بر این اساس اگر فضای جغرافیایی، فضایی رابطه‌ای، و صحنه‌ی نقش‌آفرینی گفتمان‌ها و روابط قدرت و دانش در نظر گرفته شود، آن‌گاه با سوژه‌ گفتمانی و ابژه‌ی گفتمانی(سوژه و ابژه‌ی درونِ گفتمان‌ها) سروکار داریم، و شکل‌گرفتگی و از شکل‌افتادگی و تحول پدیده‌ها برآمده از گفتمان‌ها و نحوه‌ی صورت‌بندی‌ روابط قدرت در درون آن‌ها  می‌باشد. از این روی، آینده‌پژوهیِ تبارشناسانه با تمرکز بر شناخت گفتمان مسلط حال(که پدیده مورد بررسی را در برگرفته) و روابط قدرت برساخته‌ی آن، همچنین گفتمان‌های مقاومتِ موجود و در برابرِ آن، به دنبال شناسایی گفتمان آینده می‌باشد. تا با قراردادن پدیده در گفتمانِ احتمالی آینده، آینده‌ی آن را به فهم درآورد. از آنجا که عدم قطعیت‌ها و پیشران‌هایی که در چنین روندی شناسایی می‌شود، برآمده از منطق رفتاری گفتمان‎‌ در آینده می‌باشد، می‌توان فهم شایسته‌ای از آینده‌ی پدیده‌ها در فضای جغرافیایی ارائه نمود. کاربرد آینده‌پژوهیِ تبارشناسانه بسان رویکرد آغازین در هر مطالعه آینده‌پژوهانه می‌تواند دستاوردهایی چند به همراه داشته باشد: 1- عوامل تأثیرگذار و پیشران‌های سازنده آینده، متأثر از رابطه قدرت و دانش و در چارچوب گفتمان احتمالی مربوطه، به گونه‌ای واقعی‌تر شناسایی می‌شوند؛ 2- این رویکرد هر چند با سایر روش‌ها نیز می‌تواند به کار گرفته شود، اما در بهترین حالت با روش سناریونویسی قابل استفاده می‌باشد و با به کار گرفتن آن می‌توان سناریوهای واقع‌گرا و محتملِ آینده را تدوین نمود.


حدیثه خدابخشی سورشجانی، رسول میرعباسی نجف آبادی، محمد علی نصر اصفهانی، رضا زمانی،
دوره 7، شماره 25 - ( 7-1395 )
چکیده

مطالعه­ی حاضر، به بررسی اثرات تغییر اقلیم بر رواناب در حوضه­ی رود زرد واقع در استان خوزستان پرداخته است. در این مطالعه، از ترکیب 14 مدل گردش عمومی تحت دو سناریوی انتشار A2 و B1 برای شبیه‌سازی متغیرهای اقلیمی در دوره­ی آتی (2054-2025) نسبت به دوره­ی پایه (2000-1971) استفاده شده است. از یک رویکرد وزنی میانگین دما و بارش مشاهده­ای برای ترکیب مدل­های GCM استفاده گردید، هم­چنین روش ترکیبی، عامل تغییر (CF) و مدل LARS_WG برای ریزمقیاس­نمایی داده‌­ها و مدل هیدرولوژیکی- توزیعی WetSpa برای شبیه­سازی فرآیند بارش- رواناب در شرایط پایه (1997-1991) و آتی (2054-2025) به­کار گرفته شده است. نتایج، نشان­دهنده­ی عملکرد قابل‌قبول مدل WetSpa در شبیه­سازی فرایند بارش- رواناب است. هم­چنین نتایج حاصل از ارزیابی اثرات تغییر اقلیم بر دما و بارندگی سالانه در دوره­ی آتی حاکی از انتظار افزایش دما و کاهش بارندگی به میزان 51/1 (3/1) درجه­ی سانتی‌گراد و 17/7 (62/4) درصد به ترتیب تحت حالت متوسط سناریوی انتشار A2 (B1) است؛ علاوه بر این، نتایج حاصل از بررسی اثرات تغییر اقلیم بر رواناب، حاکی از کاهش رواناب سالانه به میزان 53/14 (36/12) درصد تحت حالت متوسط سناریوی انتشار A2 (B1) است. این نتایج با تغییرات افزایشی دما و کاهشی بارش تطابق دارد. نتایج این مطالعه می­تواند در مدیریت منابع آب حوضه‌­ی رود زرد و تخصیص بهینه از سد جره که در خروجی حوضه قرار دارد، مورد استفاده قرار گیرد.


رضا قضاوی،
دوره 7، شماره 27 - ( 1-1396 )
چکیده

با افزایش جمعیت و کاهش سرانه‌ی آب شیرین در دسترس، جمع‌آوری و استفاده از رواناب‌های به‌عنوان یک منبع تأمین آب مطمئن و مناسب خصوصاً جهت توسعه‌ی‌ی فضای سبز شهری و به‌عنوان منبع غیر آشامیدنی موردتوجه مدیران شهری قرار گرفته است. ولی وجود منابع آلاینده‌ی غیرنقطه‌ای در مناطق شهری به‌عنوان چالش اصلی در جمع‌آوری و استفاده‌ی مجدد از رواناب‌ها مطرح است. در این تحقیق، به بررسی رابطه‌ی کیفیت رواناب‌های شهری با خصوصیات بارش و دبی در یکی از زیرحوضه‌های شهری استان تهران پرداخته شده است. جهت انجام این مطالعه، بر اساس آمار بارش و پارامترهای کیفی رواناب اندازه‌گیری‌شده در خروجی حوضه‌ی شهری مقصود بیگ تهران و هم‌چنین نمونه‌گیری لحظه‌ای انجام شده از رواناب خروجی آن در تعداد 25 رخداد بارندگی، به بررسی رابطه‌ی کیفیت رواناب با خصوصیات بارش در مقیاس‌های سالانه، فصلی و تک‌بارش پرداخته شد. سپس، رابطه‌ی بین خصوصیات بارش و دبی با فاکتورهای کیفی آب، با استفاده از روش‌های آماری پیرسون و آنالیز تجزیه واریانس یک‌طرفه موردبررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که به‌طورکلی میزان املاح محلول در رواناب‌ها با افزایش میزان بارش کاهش میابد، و بین بارش و میزان هدایت الکتریکی و میزان املاح محلول رابطه‌ی معکوس معنی‌داری وجود دارد(P<0,05). در میان خصوصیات بارش، شدت بارش بیش‌ترین تأثیر را در تغییر فاکتورهای کیفی رواناب داشته است (با میزان ضریب همبستگی 0/56، 0/68 بین میزان بارش با هدایت الکتریکی و میزان املاح محلول). از لحاظ زمانی، بیش‌ترین تغییرات در مقیاس فصلی، در فصول بهار و زمستان است و از لحاظ تک‌بارش‌ها بیش‌ترین املاح در بارش‌های زیر 10 میلی‌متر مشاهده شده است.


دکتر عبدالرضا رحمانی فضلی، دکتر سعید صالحیان،
دوره 8، شماره 29 - ( 7-1396 )
چکیده

چکیده
     حوضه آبریز زاینده‌رود در منطقه مرکزی ایران از مناطق دارای مسئله ناپایداری منابع آب است. در یک دهه اخیر منابع آبی حوضه کاهش یافته، ‌به طوریکه بخشی از طول رودخانه در قسمت میانی و پایین دست جریان آب خشک شده و یا به صورت موقتی درآمده و تخصیص آب کشاورزی به اراضی زراعی این بخش ها کاهش شدیدی یافته است. در این پژوهش برای تحلیل میزان تاثیر عوامل طبیعی در بروز ناپایداری منابع آب حوضه، تغییرات شاخص­های اقلیمی از قبیل میزان بارش، نسبت بارش برف به کل بارندگی و تغییرات دمایی ایستگاه چلگرد در دهه های اخیر مورد بررسی قرار گرفته است. ایستگاه چلگرد منبع اصلی تامین آب طبیعی رودخانه بوده و تغییرات آن به طور مستقیم بر حجم آب رودخانه تاثیر می­گذارد. سپس منابع کلی آب حوضه و تغییرات حجم آب ورودی به سد زاینده­رود مطالعه گردیده و تغییرات آب­های زیرزمینی (تعداد چاه و سطح آب زیرزمینی) در دو دوره آماربرداری سال­های 1385 و 1390 مورد مقایسه قرار گرفته است. منبع اخذ داده های مقاله شرکت مدیریت منابع آب وزارت نیرو و سازمان هواشناسی می­باشد. نتایج تحلیل آمارها نشان می دهد طی دهه های اخیر میزان بارش باران روند کاهشی داشته، بر میزان دمای هوا در بلندمدت افزوده شده و نسبت بارش برف به کل بارش ها کاهش چشمگیری داشته است. همچنین بررسی دمای هوای فصل پاییز، به دلیل تاثیر آن در ذوب برف ها نشان از افزایش شدید دمای فصل پاییز در سه سال اخیر نسبت به میزان بلندمدت دارد. به طور کلی طبق نتایج پژوهش تغییرات اقلیمی بر بروز ناپایداری منابع آب حوضه موثر بوده است. در ادامه بررسی تغییرات آب­های زیرزمینی حاکی از حفر چاه­های کشاورزی برای جبران کاهش آب رودخانه و کاهش سطح آب زیرزمینی حوضه بوده که خود وضعیت خشکی حوضه را تشدید نموده است.



 
علیرضا ایلدرمی، حمید نوری، سارا سارا کاظمی،
دوره 8، شماره 31 - ( 1-1397 )
چکیده

تغییر کاربری اراضی در آبخیزداری یک از عوامل مؤثر هیدرولوژیکی در تغییر رواناب سطحی و روش‌های مدیریت منابع آب است. هدف از این تحقیق، بررسی تأثیر کاربری اراضی و خشک‌سالی بر رواناب حوضه‌ی آبخیز تویسرکان همدان در زاگرس مرکزی در سه دوره‌ی زمانی 1370، 1382 و 1394 (دوره‌ی 25‌ ساله) با استفاده از مدل‌سازی هیدرولوژیک رابطه‌ی بارش-رواناب (IHACRES) است. برای تهیه و بررسی نقشه‌ی‌ کاربری اراضی از داده‌های رقومی سنجنده‌های TM و ETM+ و نرم‌افزار Arc Gis 9,3 و نیز برای محاسبه‌ی خشک‌سالی از شاخص‌SPI  با مدل‌DIP ‌ و از دوره‌ی زمانی سالانه به‌عنوان یک سیکل متداول هیدرولوژیک استفاده شد. نتایج بررسی شاخص خشک‌سالی 3 و 12 ماهه در دوره‌ی 25 ساله‌ نشان داد که بیش‌تر سال‌ها در سه طبقه‌ی مرطوب ملایم، خشک‌سالی ملایم و بسیار شدید قرار می‌گیرد و دارای نوسانات شدید هیدرولوژی است. بررسیها نشان می‌دهد که بیش‌ترین تغییر کاربری اراضی در بازه‌ی‌ زمانی 25 ساله در عرصه‌های منابع طبیعی به‌ویژه در مراتع، تحت ‌تأثیر پدیده‌ی خشک‌سالی ‌رخ داده‌ و کاهش این عرصه همراه با نوسانات خشک‌سالی در طول زمان باعث افزایش حجم رواناب شده است. نتایج حاصل از واسنجی رواناب شبیه‌سازی در مدل بارش و رواناب،‌ بیانگر کارایی قابل‌قبول مدل بوده و بررسی هیدروگراف حوضه‌ ‌در سه مقطع زمانی 1370، 1382 و 1394 (دوره‌ی 25 ساله) نشان می‌دهد که رواناب در حوضه‌‌ دارای ‌روند افزایشی است که علت آن خشک‌سالی نه‌چندان محسوس، تغییر کاربری اراضی قابل‌توجه و افزایش بارندگی در برخی سال‌ها است؛ لذا پیشنهاد می‌شود به‌منظور مدیریت منابع آب‌وخاک، طرح جامع‌ کنترل و جلوگیری‌ از تغییر کاربری اراضی و آمایش‌ سرزمین در حوضه‌ی آبخیز تهیه گردد.


مصطفی یعقوب زاده، عباس خاشعی سیوکی، یوسف رمضانی، سیده عاطفه حسینی،
دوره 10، شماره 37 - ( 7-1398 )
چکیده

امروزه تغییر آب‌وهوا یکی از دلایل اصلی نگرانی‌های مرتبط به آب است. علت این امر آن است که امکان دارد این تغییر سبب خشک‌سالی یا سیلاب‌های شدید، کوتاه و طولانی‌مدت در آینده شود. در این تحقیق سعی شد بهترین مدل GCM از بین مدل‌های تغییر اقلیم به‌منظور تعیین دمای کمینه، دمای بیشینه و بارش برای ایستگاه سینوپتیک بیرجند در دوره‌های آتی مشخص شود. بدین منظور تعداد 35 مدل GCM برای هریک از متغیرهای دمای کمینه، دمای بیشینه و بارش تعیین شد و با نتایج ایستگاه سینوپتیک بیرجند مقایسه گردید. نتایج نشان داد که مدل‌ NorESM1-M به دلیل دارا بودن مقدار RMSE برابر 091/0 و مدل GISS-E2-R نیز با دارا بودن مقدار PBIAS پایین می‌تواند مدل انتخابی مناسب برای تحقیقات در مورد بارش باشد. در مورد دمای بیشینه و دمای کمینه نیز به ترتیب مدلGISS-E2-R  با مقدار RMSE برابر 664/0 و مدل CSIROMKMK3.6با داشتن مقادیر RMSE برابر 778/0 بیش‌ترین شباهت را به داده‌های ایستگاه سینوپتیک بیرجند دارد. از مقایسه‌ی داده‌های مدل-ها با داده‌‌ی ایستگاه سینوپتیک، بیش‌ترین درصد خطای نسبی مقادیر بارش، دمای کمینه و دمای بیشینه به ترتیب برای ماه‌های اول (ژانویه)، دوم (فوریه) و پنجم (می) مشخص شده است. همچنین در مقایسه‌ی قطعیت مدل‌های GCM، متغیرهای بارش، دمای بیشینه و دمای کمینه به ترتیب در ماه‌های پنجم (می)، سوم (مارس) و اول (ژانویه) نسبت به بقیه‌ی ماه‌ها کم‌ترین قطعیت را دارند. 

رسول ایمانی، رضا قضاوی، اباذر اسماعیلی اوری،
دوره 11، شماره 44 - ( 4-1400 )
چکیده

اطلاع از مقدار آب در دسترس آینده، یک گام بسیار مفید در تصمیم‌گیری‌های مدیریتی است که کمک بالقوه‌ای در بهره‌برداری بهینه و پایدار از منابع آبی موجود خواهد نمود. هدف از انجام این مطالعه، بررسی روند و پیش‌بینی بارندگی ماهانه‌ی ایستگاه سینوپتیک منتخب استان اردبیل با استفاده از بهترین مدل‌های سری‌های زمانی است. در این مطالعه، بارندگی ماهانهی 5 سال آینده (2020 تا 2024 میلادی) در منطقه‌ی موردمطالعه با استفاده از مدل‌های مختلف سری‌های زمانی خانواده‌ی ARIMA پیش‌بینی شد. در این پژوهش، از آزمون ناپارامتریک من-کندال به منظور اطمینان از وجود روند و از نمودار خودهمبستگی (ACF) نیز به منظور اطمینان از وجود تغییرات فصلی در سری زمانی استفاده گردید. پس از انتخاب بهترین مدل پیش‌بینی‌کننده بر اساس مقادیر پارامتر‌های مدل، معیار آکائیک و ضریب همبستگی مقادیر بارندگی ماهانه‌ی 5 سال آینده (2020 تا 2024 میلادی) با استفاده از بهترین روش ایستاسازی و بهترین مدل پیش‌بینی‌کننده‌ی مربوط به آن، پیش‌بینی گردید. نتایج حاصل از آزمون من-کندال نشان داد که داده‌های بارندگی ماهانه‌ی ایستگاه سینوپتیک اردبیل در دوره‌ی آماری موردمطالعه دارای روند کاهشی (6119/0-=Z) بوده، اما این روند در سطح اطمینان 95 درصد معنی‌دار نیست. بررسی داده‌های بارندگی ماهانه‌ی موردمطالعه نشان داد که خودهمبستگی معنی‌داری در تأخیرهای 12، 24، 36 و 48 ماهه وجود دارد. نتایج مربوط به بارندگی ماهانه‌ی پیش‌بینی‌شده در 5 سال آینده (2020 تا 2024) با استفاده از بهترین روش ایستاسازی و بهترین مدل سری‌های زمانی در ایستگاه سینوپتیک اردبیل نشان داد که مقدار بارندگی سالانه در 4 سال از 5 سال آینده نسبت به میانگین بارندگی 20 سال گذشته، بین 3 تا 17 درصد کاهش خواهد یافت که بیش‌ترین کاهش مربوط به سال 2022 میلادی است. مقدار بارندگی فقط در سال 2023 معادل 3/0 درصد افزایش خواهد یافت.

آرزو نصرتی، جعفر معصوم‌پور سماکوش، حسن دوالفقاری، امین‌الله قهرمانی،
دوره 12، شماره 45 - ( 7-1400 )
چکیده

رطوبت و تغییر‌پذیری زمانی و مکانی آن می‌تواند باعث تغییر در بارش هر ناحیه شود؛ ازاین‌رو درک انتقال رطوبت برای فهم رفتار بارش بسیار مهم است. با هدف بررسی ارتباط بین بارش روزانه‌ی ایران و مقدار انتقال بخار آب جوّی و محاسبه‌ی انتگرال شار قائم رطوبت (IVT) و مقدار بخار آب جو (IWV)، داده‌های مؤلفه‌­های رطوبت ویژه (q)، باد مداری (u) و نصف‌­النهاری (v) برای یک دوره‌ی‌ ۳۱ ساله (2018-1988) در محدوده‌ی‌ ایران و با دقت مکانی 1*1 درجه از مرکز پیش‌بینی­‌های اروپایی میان مدت جو (ECMWF) اخذ شد. از آماره‌ی ضریب تعیین (R2) نیز برای ارائه‌ی ارتباط بین بارش و مؤلفه‌های رطوبت جوّی استفاده شد. نتایج نشان داد که از مجموع 944۳ روز بارشی بارش روزانه‌ی ایران ارتباط بیش‌‌تری با مقدار بخار آب جوّی را دارا بوده و بیش‌‌ترین ارتباط در دو قسمت غرب و شرق ایران به شکل پهنه‌‌­ای نسبتاًً وسیع مشاهده می‌‌­شود. در بین مؤلفه‌ی شار رطوبت‌ مداری و نصف‌النهاری و نیز بارش روزانه‌ی ایران، بیش‌‌ترین ارتباط را با مؤلفه‌ی نصف‌النهاری آن دارد که دراین‌بین، سهم نیمه‌ی غربی ایران بیش‌‌تر از سایر نقاط است. مؤلفه‌های تأثیرگذار شار رطوبت در سطح ۷۰۰ هکتوپاسکال، بیش‌‌ترین ارتباط را با بارش‌های روزانه‌ی ایران دارد. نتایج فصلی نشان داد که از نظر مقدار و گستره، روابط بین بارش و مقدار و انتقال بارش در فصل زمستان قوی­‌تر از سایر فصول بوده و مؤلفه‌ی نصف‌النهاری نیز بیش‌‌ترین نقش را در انتقال رطوبت این فصل بازی می‌کند و در واقع، حدود ۵۵٪ از تغییرات بارش زمستانه در غرب و جنوب ­غرب ایران (با بیشینه‌ی شهرکرد و یاسوج) توسط این مؤلفه توصیف می‌‌شود؛ ازاین‌رو می‌توان استنباط کرد که مؤلفه‌های شار رطوبت می‌توانند به‌عنوان یک متغیر پیش‌‌بینی‌کننده در بارش روزانه‌ی غرب ایران به کار روند؛ چراکه حدود ۵۰ درصد تغییرات بارش روزانه‌ی این مناطق به‌ واسطه‌ی این متغیرها توصیف می‌شود.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه مطالعات جغرافیایی مناطق خشک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2022 CC BY-NC 4.0 | Journal of Arid Regions Geographics Studies

Designed & Developed by : Yektaweb