جستجو در مقالات منتشر شده


7 نتیجه برای مقدم

دکتر جعفر جوان، سعید دلیل، دکتر محمد سلمانی مقدم،
دوره 3، شماره 12 - ( سال سوم، شماره دوازدهم، تابستان 1392 1392 )
چکیده

هنری لوفور، جامعه‌شناس و فیلسوف مارکسیست فرانسوی، مُبدِع نظریه تولید فضاست. تحلیل بقای نظام اقتصادی سرمایه‌داری از طریق فضا و همچنین تاثیرات دولت و مردم بر فضا، از جمله مسائلی هستند که لوفور را به نظریه پردازی درباره فضا به عنوان یک محصول اجتماعی رهنمون کردند. لوفور به دنبال بررسی این موضوع بود که دولت چگونه بر کاربران فضا، از طریق فضا، هژمونی خود را اعمال می‌کند و همچنین به دنبال تغییری در مفهوم‌پردازی‌های رایج درباره فضا در علوم انسانی بود. لوفور با استفاده از منطق دیالکتیکی هگلی-مارکسی و تلقیِ خاصّ خود از این منطق به مفهوم‌پردازی درباره فضا پرداخت. از نظر وی فضا فی نفسه (در مفهوم دکارتی) مفهومی تهی است و اصالتا باید فضا را اجتماعی در نظر گرفت. فضا از نظر لوفور، بودگاهی است که در آن نزاع طبقاتی رخ می‌دهد و همچنین محل تسلط دولت با ویژگی‌های سرمایه‌دارانه است، از همین نقطه نظر لوفور به این نتیجه می‌رسد که فضا سیاسی نیز هست. به عبارتی از نظر لوفور، نه تنها فضا ناشی از شرایط و روابط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تولید می‌شود، بلکه در بازتولید آن شرایط و روابط نقشی مستقیم و اساسی ایفا می‌کند.
محمد سلمانی مقدم، ابوالقاسم امیراحمدی، فرزانه کاویان،
دوره 5، شماره 17 - ( سال پنجم، شماره هفدهم، پاییز1393 1393 )
چکیده

ادغام و گنجاندن مفاهیم کاهش خطر در برنامههای توسعه شهری یکی از مناسبترین راههای افزایش تاب‌آوری جوامع شهری در برابر بلایای طبیعی است. مطالعه‌ی حاضر به بررسی تاثیر برنامه‌ریزی کاربری اراضی بر افزایش تابآوری الگوهای کاربری اراضی شهر سبزوار از جنبههای دسترسی به فضاهای باز، شبکه معابر شهری، سازگاری کاربریها با مکان احداث آن‌ها، وضعیت سازههای ساختمانی و... میپردازد. به منظور بررسی معیارهای فوق اقدام به تهیه‌ی نقشههای شهر سبزوار در محیط GISگردید و سپس با استفاده از قابلیتهای نرم افزار در زمین پردازش و تلفیق لایه‌ها، نقشههای نهایی استخراج گردید. نتایج نشان می‌دهد در بین نواحی سیزده‌گانه شهر سبزوار ناحیه 3 با 32.23 درصد از بناهای خشتی و چوبی شهر، 56.57 درصد معابر با عرض کمتر از 6 متر و 35.51 درصد از بناهای بالای چهل سال و دسترسی تنها 12.72 درصد از مساحت ناحیه به حریم کمتر از 50 متری فضای باز از تاب آوری کمتری در مقابل زمین لرزه برخوردار است علاوه بر موارد فوق تمرکز بالای کاربری های مقیاس شهری و فراتر فشار مضاعفی را بر ناحیه وارد می‌سازد. با توسعه‌ی شهر به سمت اطراف معیارها از وضعیت بهتری برخوردار می‌شوند و وضعیت معیارها به عنوان نمودی از به کارگیری برنامه‌ریزی کاربری اراضی قابل مشاهده است. به عنوان مثال در ناحیه 13 به عنوان بخشی از توسعه‌‌ی جدید تنها 4.2 درصد از معابر دارای عرض کمتر از 6 متر هستند. 95 درصد از ساختمان ها دارای اسکلت فلزی بوده و بناهای زیر 10 سال 93 درصد از بناهای این منطقه را تشکیل می‌دهند. این مسئله سبب افزایش تاب‌آوری ناحیه می‌گردد. همچنین توسعه‌ی ناپیوسته‌ی ‌شهر سبزوار در بخش‌های شمالی به سمت رسوبات سست نئوژن و سازندهای کواترنری نواحی شمالی شهر بوده با توجه به ویژگی‌های این مناطق می‌توان گفت توسعه‌ی شهر سبزوار با حرکت در جهت افزایش احتمال خطر توسعه‌ای تاب‌‌آور محسوب نمی‌گردد. واژگان کلیدی: تاب‌آوری، زمین‌لرزه، برنامه‌ریزی کاربری اراضی، سبزوار.
محمد حسین رضائی مقدم، منصور خیری زاده،
دوره 5، شماره 18 - ( سال پنجم، شماره هجدهم، زمستان 1393 1393 )
چکیده

کشور ایران یکی از مناطق زلزله‌خیز دنیا می‌باشد و گسل‌های فعّال زیادی با روندهای مختلف در این کشور وجود دارند که هر از چندگاهی با فعالیت‌های خود موجب خسارات فراوان جانی و مالی می‌شوند. با استفاده از برخی شواهد و شاخص‌های ژئومورفیک، می توان به میزان فعالیت نسبی گسل‌ها پی‌برد. در این تحقیق قسمتی از رشته کوه‌های البرز در محدوده استان سمنان از نظر فعالیت‌های نئوتکتونیکی مورد بررسی قرار گرفته است. در این زمینه شاخص‌های کمّی مختلفی به کار گرفته شد. برخی از این شاخص‌ها از روی حوضه‌های آبریز استخراج شد که شامل: نسبت پهنای چارک‌ها، نسبت مساحت چارک‌ها، نسبت جامی و شاخص عدم تقارن حوضه‌ها می‌باشند. اما نیمرخ آبراهه‌های اصلی نسبت به فعالیت‌های تکتونیکی از حساسیت بالاتری برخوردار می‌باشند. ازاینرو، مهمترین شاخص‌های کمّی از روی نیمرخ آبراهه‌های اصلی استخراج شد که به نحو بهتری میزان فعالیت‌های نئوتکتونیکی را منعکس می‌سازند و مهمترین آنها شامل استخراج شاخص گرادیان طولی، شاخص انحراف از نیمرخ و شاخص تقعّر می‌باشند و کمّیّت‌های مختلفی از روی این شاخص‌ها حاصل شد. همچنین شاخص‌های دیگری مانند سینوزیته جبهه کوهستان و نسبت پهنای کف دره به ارتفاع دره مورد استفاده قرار گرفت. برای استخراج شاخص‌های کمّی از نقشه‌های توپوگرافی مقیاس 1:25000، نقشه‌های زمین‌شناسی مقیاس 1:100000، تصاویر DEM با قدرت تفکیک 10 متر و تصاویر ماهواره‌ای IRS استفاده شد. که در این زمینه از نرم‌افزارهای Arc GIS، Global Mapper و اتوکد بهره گرفته شد. شاخص‌ها نسبت به خط مرجعی که به طول تقریبی 48 کیلومتر از غرب به شرق منطقه کشیده شد، مورد سنجش قرار گرفت. روند تغییرات و موقعیت شاخص‌ها نسبت به خط مرجع در اکثر موارد از روند دو گسل عمده منطقه مورد مطالعه یعنی گسل‌های شاهرود و طزره تبعیت می‌کنند. نتایج حاصل از این شاخص‌ها به همراه برخی از شواهد موجود، نشان دهنده فعّال بودن منطقه از نظر فعالیت‌های نئوتکتونیکی می‌باشد. واژگان کلیدی: نئوتکتونیک، گسل شاهرود، گسل طزره، شاخص‌های ژئومورفیک، البرز شرقی.
مهدی هاتفی اردکانی، محمد حسین رضائی مقدم،
دوره 6، شماره 21 - ( سال ششم، شماره بيستم و يکم، پاييز 1394 )
چکیده

نیاز بشر به انرژی، پیوسته در حال افزایش و منابع انرژی فسیلی پایان‌پذیر در حال کاهش است. استفاده‌ی بی‌رویه از منابع سوخت فسیلی با آلوده ساختن محیط زیست؛ حیات را در کره‌ی زمین تهدید می­کند و از طرف دیگر با توجه به صعب‌العبور بودن، و شرایط توپوگرافی نامساعد و عدم دسترسی برخی جاده­های مناطق کوهستانی به شبکه‌ی برق سراسری و یا هزینه­های زیاد اجرای این سیستم­ها، انرژی خورشیدی به‌عنوان یکی از انرژی­های تجدیدپذیر و رایگان از مهم ترین گزینه­های جایگزین برای سوخت­های فسیلی به‌شمار‌می­آید. در این پژوهش کاربرد تصاویر ماهواره­ای و GIS در امکان‌سنجی استفاده از انرژی خورشیدی برای تأمین سامانه­های روشنایی بزرگراه زنجان – تبریز؛ با  استفاده از الگوریتم SEBAL مورد بررسی قرار گرفته است. در این مقاله از داده‌های طیفی سنجنده OLI  و داده­های حرارتی سنجنده TIRS ماهواره لندست 8 در سال 2013 در مقیاس زمانی شش ماهه ( می تا اکتبر )، داده­های DEM منطقه‌ی مورد مطالعه، نرم‌افزارهای Arc GIS ، ENVI و ERDAS IMAGINE استفاده شد. نتایج این مطالعه نشان می­دهد که منطقه‌ی مورد مطالعه، به دلیل تنوع توپوگرافی از تابش خالص سطحی متنوع برخوردار است و امکان به‌کارگیری سیستم­های فتوولتائیک خورشیدی جهت تأمین روشنایی بزرگراه زنجان – تبریز را تأیید می­کند، و در بحث تعیین مهم‌ترین عامل مؤثر بر تابش خالص دریافتی، الگوریتم SEBAL بیش ترین همبستگی را با جهت شیب و کم ترین همبستگی را با ارتفاع دارد. 


محمدحسین رضایی مقدم، صغری اندریانی، محمدرضا نیکجو، ابوالفضل مختاری اصل،
دوره 6، شماره 23 - ( دوره ششم، شماره بيستم و سوم، بهار 1395 )
چکیده

هر ساله هزاران تن خاک حاصلخیز از اراضی مختلف کشور مشتمل بر اراضی جنگلی، مرتعی و زراعی در اثر فرسایش خاک از دسترس خارج شده و با انباشت در مناطق رسوب‌گذاری موجب بروز خسارات قابل ‌ملاحظه‌ای می‌شوند. برای جلوگیری و مهار این پدیده لازم است مناطق تولید رسوب (تحت فرسایش) همراه با شدت و مقدار آن شناسایی شوند تا از این طریق افزون بر تعیین نقاط بحرانی و رده‌بندی مناسب بتوان اقدام به برنامه‌ریزی مقتضی در قالب طرح‌های حفاظت خاک یا آبخیزداری نمود. هدف از تحقیق حاضر، بررسی نتایج مدل­های EPM و فورنیه با هدف تعیین مناسب‌ترین مدل برای برآورد فرسایش و رسوب در حوضه­‌ی آبریز شهر چای میانه و هم­چنین بررسی کارایی مدل ساده‌ای مانند مدل فورنیه به جای مدل­های هزینه‌بر و زمان‌بر می‌باشد. به­‌منظور ارزیابی مدل­‌های مورد استفاده و تعیین مدل مناسب، از داده‌های مشاهده‌ای و اندازه‌گیری شده­‌ی رسوب (آمار 40 ساله ایستگاه کوهسالار) استفاده گردید. بدین منظور 22 زیر حوضه در منطقه­‌ی مورد مطالعه در نظر گرفته شد. برای هر یک از زیر حوضه‌ها، لایه‌های مورد نیاز اعم از لایه‌های عناصر اقلیمی مانند دما و بارش، توپوگرافی مانند شیب و ... با استفاده از تکنیک­‌های سنجش از دور و GIS تهیه گردید. نتایج نشان می‌دهد مدل EPM با خطای نسبی 9/9 درصد همخوانی نزدیکی با وزن رسوب مشاهداتی دارد. هم­چنین مدل فورنیه بسیار کم­تر از حد، وزن رسوب تولیدی را نشان می‌دهد و تغییر وزن رسوب ویژه در زیر حوضه‌ها تقریباً عدد مشابهی را در منطقه­‌ی مورد مطالعه نشان می‌دهند و این پارامتر مساحت زیر حوضه‌ها است که در تبدیل رسوب ویژه به رسوب کل عامل تغییر در مقدار وزن رسوب در زیرحوضه‌ها می‌گردد.


رحمان زندی، مهدی زنگنه، مهسا مقدم،
دوره 9، شماره 36 - ( دوره نهم، شماره سي و ششم، تابستان 1398 )
چکیده

در روند توسعه‌ی شهری بسیاری از زمین‌های کشاورزی اطراف و حاشیه شهرها تغییر کاربری یافتند و از طرفی مکان‌گزینی و توسعه‌ی بی‌برنامه شهرها در بسیاری از موارد منجر به نادیده گرفتن مخاطرات طبیعی گردید و مخاطرات طبیعی از عوامل تهدیدکننده‌ی امنیت شهرها هستند که یکی از مهم‌ترین این مخاطرات طبیعی، زلزله است. پژوهش حاضر با هدف بررسی و پیش‌بینی تغییرات کاربری اراضی با تأکید بر زلزله در شهر نیشابور انجام گرفته است که از نظر هدف، کاربردی بوده و از تصاویر سنجنده‌ی ETM مربوط به سال‌های ۲۰۰۰ و ۲۰۰۹ و سنجنده‌ی OLI مربوط به سال 2018 از ماهواره‌ی لندست بهره‌گیری شده است و برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها در محیط نرم‌افزاری Arc GIS استفاده گردید. همچنین از مدل IDW جهت پهنه‌بندی، از مدل AHPبرای وزن‌دهی نظرات کارشناسان و برای پیش‌بینی توسعه‌ی شهر تا سال 2030 از مدل زنجیره‌ی مارکوف و CA مارکوف استفاده شد. نتایج تحقیق نشانگر آن است که سمت توسعه‌ی آینده‌ی شهر نیشابور بیش‌تر تمایل به سمت شمال و شمال شرق دارد؛ درحالی‌که محدوده‌ی مذکور در پهنه‌ی خطر متوسط زلزله قرار دارد و جنوب و جنوب غربی شهر در پهنه‌ی خطر کم بوده، درحالی‌که سمت توسعه‌ی آینده نخواهد بود و تا سال 1409 (2030 میلادی) بهترین جهت برای توسعه‌ی شهر به سمت جنوب و جنوب غربی است. به‌طورکلی قسمت شمالی شهر که عمده محدوده‌ی شهر و سمت توسعه‌ی شهر است، دارای خطر بیش‌تری است؛ چراکه در پهنه زلزله‌های با عمق کم قرار بوده و در پهنه‌ی زلزله‌های بیش از 7/4 ریشتر بوده و فاصله‌ی کم‌تری را با گسل‌های فعال دارد و سمت جنوب که سمت توسعه‌ی شهر هم نیست دارای خطرات احتمالی کم‌تری است

حسن اکبری، سمیرا محمدی‌مقدم، حجت‌الله رشیدکلویر، توحید حاتمی خانقاهی،
دوره 11، شماره 44 - ( دوره یازدهم، شماره چهل و چهارم، تابستان 1400 )
چکیده

افزایش جمعیت شهرها و رشد و توسعه‌ی شهرسازی از یک‌سو و تغییرات آب‌وهوایی از سوی دیگر، تعادل حرارتی شهرها را تحت تأثیر قرار داده و موجب ایجاد جزایر حرارتی شده ­است، لذا توجه به تأثیر طراحی در آسایش حرارتی فضاهای شهری اهمیت یافته ­است. در این میان، بررسی عملکرد حرارتی حیاط­‌ها به‌عنوان فضاهای مشترک میان ­مقیاس شهری و معماری، مورد ارزیابی‌­های مختلفی قرار گرفته ­است، اما بااین‌وجود دانش نسبتاً محدودی در رابطه با رفتار خرداقلیمی این فضاها در دسترس است. این پژوهش به دنبال سنجش شرایط آسایش حرارتی خانه‌­های سنتی دوره‌ی قاجاریه در شهر اصفهان است؛ ازاین‌رو، تعداد 10 مورد از خانه‌های دوره‌ی قاجار در شهر اصفهان انتخاب شده و با استفاده از نرم‌­افزار ENVI-met 4 که به منظور شبیه‌سازی سه­‌بعدی و سنجش شرایط خرداقلیم شهری طراحی شده است، به بررسی تغییرات پارامترهای اقلیمی شامل دما، رطوبت نسبی، سرعت باد و دمای متوسط تابشی و سنجش شرایط آسایش حرارتی در اولین روز تیرماه، بر مبنای شاخص PET پرداخته شد. نتایج نشان می­‌دهد میزان دما در حیاط‌های مرکزی موردمطالعه نسبت به فضاهای باز شهری هم‌جوار به‌طور متوسط بین 7/0-1/0 درجه­‌ی سانتی‌گراد کاهش، رطوبت نسبی 8/1-1 درصد افزایش و سرعت باد 2-5/1 متر بر ثانیه کاهش داشته­ است. میانگین دمای متوسط تابشی برای خانه‌­های موردمطالعه بین 7/58-3/55 بوده و همبستگی بالایی میان دمای متوسط تابشی و شاخص PET وجود دارد. هم­چنین با توجه به شاخص PET شرایط آسایش حرارتی خانه‌های موردمطالعه بین تنش گرمایی متوسط و بسیار شدید قرار دارد.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه مطالعات جغرافیایی مناطق خشک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2022 CC BY-NC 4.0 | Journal of Arid Regions Geographics Studies

Designed & Developed by : Yektaweb