جستجو در مقالات منتشر شده


4 نتیجه برای عنابستانی

صدیقه بهزادی، محمدرحیم رهنما، جعفر جوان، علی اکبر عنابستانی،
دوره 9، شماره 33 - ( دوره نهم، شماره سي و سوم، پاييز 1397 )
چکیده

پژوهش حاضر با رویکرد آینده‌نگارانه، به شناسایی مهم‌ترین عوامل مؤثر بر وضعیت آینده‌ی گردشگری پایدار استان یزد و بررسی میزان و چگونگی این عوامل بر یکدیگر می‌پردازد. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش، ترکیبی از روش‌های اسنادی و پیمایشی و از نظر ماهیت، بر اساس روش‌های جدید علم آینده‌پژوهی، تحلیلی و اکتشافی است که با به‌کارگیری ترکیبی از مدل‌های کمی و کیفی انجام گرفته است. جامعه‌ی آماری پژوهش 18 نفر از متخصصان گردشگری استان یزد می‌باشند. ابتدا 29 مؤلفه از میان اسناد فرادست و منابع نظری انتخاب و ماتریس اثرات متقاطع مؤلفه‌ها تشکیل گردید و از طریق نرم‌افزار میک‌مک نسبت به تحلیل اقدام شده است. بر اساس نتایج مدل، گردشگری استان یزد سیستمی ناپایدار بوده و «توزیع متعادل و بهینه‌ی امکانات و تسهیلات، ظرفیت اجتماعی جامعه‌ی محلی در جذب گردشگر به‌عنوان عوامل تنظیم‌کننده‌ عمل می‌کنند. هیچ‌کدام از مؤلفه‌های توسعه‌ی گردشگری استان یزد به‌عنوان عامل هدف قابل‌تعریف نیست. این مسئله نشانگر چندجانبه بودن مسئله‌ی توسعه‌ی گردشگری استان یزد از نگاه مدیران و نخبگان گردشگری استان یزد است. «امنیت» و «سطح توسعه‌ی و وضعیت اقتصادی جامعه‌ی محلی» بسیار نزدیک به محور مخاطره قرار گرفتند. «خشک‌سالی»، «تورم» و «مشارکت و تقویت سازمان‌های مردم‌نهاد» بیش‌ترین میزان تأثیرگذاری را داشتند. درمجموع، 10 عامل به‌عنوان عوامل کلیدی توسعه‌ی گردشگری استان یزد انتخاب گردید. سطح توسعه و وضعیت اقتصادی جامعه‌ی محلی، هدفمند کردن تخصیص اعتبارات توسعه‌ی توریسم، تورم، زیرساخت حمل‌ونقل، خدماتی، اطلاع‌رسانی و هوشمند، خشک‌سالی و کاهش کیفی و کمی منابع آبی، امنیت، طرح جامع، سازمان‌های مردم‌نهاد و اصلاح و توسعه‌ی روابط بین‌ سازمانی از عوامل کلیدی تأثیرگذار بر توسعه‌ی گردشگری استان یزد بودند.

مهدی معصومی، علی‌اکبر عنابستانی، غریب فاضل‌نیا، امیدعلی خوارزمی،
دوره 10، شماره 40 - ( دوره دهم، شماره چهلم، تابستان 1399 )
چکیده

اقتصاددانان در دهه‌های اخیر از گردشگری به‌عنوان کاتالیزوری کارآمد برای بازسازی و توسعه‌ی اقتصادی-اجتماعی نواحی روستایی یاد می‌کنند؛ به‌طوری‌که طی سال‌های اخیر از گردشگری به‌عنوان ابزاری برای حل چالش‌های اقتصادی- اجتماعی در نواحی روستایی حاشیه‌ای و یا روستاهایی که با کاهش فعالیت‌های کشاورزی سنتی روبه‌رو هستند، استفاده می‌کنند. در این راستا تحقیق حاضر، در پی ارزیابی فضایی شاخص‌های توسعه پایدار سکونتگاه‌های روستایی در منطقه‌ی تجاری دهشیخ-سیگار، شهرستان لامرد واقع در استان فارس است. روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی است و جامعه‌ی آماری آن شامل تمامی 1968 خانوار روستایی با 7281 نفر جمعیت ساکن در 13 روستای منطقه‌ی تجاری دهشیخ -سیگار در شهرستان لامرد است که با استفاده از فرمول کوکران با سطح خطای 06/0، تعداد 235 خانوار به‌عنوان خانوارهای نمونه‌ی برآورد و به روش تصادفی مورد پرسشگری قرار گرفتند. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، از نرم‌افزارهای، آنتروپی شانون، MABAC، ArcGIS و آزمون‌ T تک نمونه‌ای و رگرسیون خطی در نرم‌افزار SPSS استفاده گردیده است. یافته‌های پژوهش مؤید آن است که در تمامی متغیرهای تحقیق میزان اثرگذاری گردشگری تجاری بر توسعه پایدار سکونتگاه‌های روستایی در منطقه‌ی تجاری دهشیخ-سیگار، شهرستان لامرد بالاتر از میانه‌ی نظری (3) است. نتایج سطح‌بندی پایداری روستاهای مورد مطالعه متأثر از گردشگری تجاری با استفاده از مدل ماباک در روستاهای سیگار، دهشیخ و کره‌مچی بالاترین سطح را نشان می‌دهد. گردشگری تجاری با مقدار R (959/0) دارای بیش‌ترین میزان تأثیر بر توسعه پایدار سکونتگاه‌های روستایی در منطقه‌ی موردمطالعه بوده است. در تحلیل فضایی اثرگذاری گردشگری تجاری بر توسعه پایدار روستاهای موردمطالعه، روستاهای دولت‌آباد، حسن کمالی، فیروزآباد، کاکلی با مقدار R2 (992/0، 988/0، 986/0 و 983/0) دارای بیش‌ترین تأثیر و در روستاهای دهشیخ و سیگار با ضریب R2 (865/0 و 925/0) از عملکرد ضعیفی برخوردار است.

علیرضا جمشیدی، علی اکبر عنابستانی،
دوره 11، شماره 42 - ( دوره یازدهم، شماره چهل و دوم، زمستان 1399 )
چکیده

روستاها، به‌عنوان قلب تولیدی جوامع مبتنی بر معیشت کشاورزی، ازجمله زیست‌بوم‌های زنده‌ای هستند که در شرایط بحرانی خشک‌سالی خسارات عدیده‌ای را متحمل می‌شوند. از طرفی دیگر، توجه به راهبرد‌های ظرفیت‌سازی اجتماعات محلی (ساکنان مناطق روستایی) در مواجهه با بحران و ارتقای ظرفیت‌های آنان در بازیابی شرایط خود (راهبرد‌های تاب‌آورانه) در برابر خشک‌سالی و رکود کشاورزی ناشی از آن حائز اهمیت فراوان است؛ لذا هدف از مطالعه‌ی حاضر، بررسی عوامل تأثیرگذار بر توسعه‌ی تاب‌آوری روستاییان غرب دریاچه‌ی ارومیه در برابر تغییر اقلیم (با تأکید بر خشک‌سالی) با استفاده از الگوی ساختاری-تفسیری است. جامعه‌ی آماری مطالعه‌ی حاضر را نخبگان محلی، کشاورزان پیشرو و سایر افراد ساکن در مناطق روستایی موردمطالعه که به نوعی مطلع محلی بودند (30 نفر)، تشکیل می‌دهند. گردآوری داده‌ها جهت بررسی عوامل تأثیرگذار بر توسعه‌ی تاب‌آوری به دو صورت اسنادی و پیمایشی صورت گرفت. ابزار پژوهش، پرسشنامه و مصاحبه بود. برای تجزیه‌وتحلیل ساختاری اطلاعات جمع‌آوری‌شده از نرم‌افزار میک‌مک استفاده شده است. نتایج پژوهش و نحوه‌ی توزیع و پراکنش متغیرهای استخراجی در صفحه‌ی پراکندگی نشان داد که سیستم موردمطالعه‌ ناپایدار است. همچنین بر اساس نتایج اثرات مستقیم و غیرمستقیم 20 متغیر به‌عنوان عوامل کلیدی انتخاب شدند که از میان آن‌ها 12 عامل به معیار اقتصادی، 3 به معیار اجتماعی و 3 به معیار فنی مربوط شده و بیش‌ترین تأثیر را بر توسعه‌ی تاب‌آوری روستاییان ساکن در غرب دریاچه‌ی ارومیه در مقابل خشک‌سالی دارند.

محمدرضا دربان آستانه، حمید شایان، علی اکبر عنابستانی، حمداله سجاسی قیداری،
دوره 12، شماره 45 - ( دوره دوازدهم، شماره چهل و پنجم، پاییز 1400 )
چکیده

امروزه نوآوری اهمیت روزافزونی در توسعه‌ و کارآفرینی جهان دارد و عامل مهمی در تولید ثروت و درآمد خصوصاً در کشورهای توسعه‌یافته محسوب می‌شود. نوآوری، نیروی محرکه‌ی کارآفرینی و عامل ایجاد اشتغال مولد، بهره‌وری منابع انسانی، رفاه اجتماعی و توسعه‌ است. هدف از این پژوهش، تحلیل میزان اثرگذاری عوامل مؤثر بر نوآوری در فرآیند کارآفرینی شهرستان فاروج است تا با شناخت و تقویت عوامل اثرگذار گامی در مسیر توسعه‌ی مناطق روستایی برداشته شود. برای رسیدن به هدف تحقیق، از روش تحقیق ترکیبی (توصیفی-تحلیلی) استفاده شده است. جامعه‌ی آماری، کلیه‌ی کارآفرینان و افراد نمونه و موفق در روستاهای شهرستان است که طی 10 سال به‌عنوان باغدار و کشاورز نمونه بوده‌اند و به تعداد 63 نفر به صورت تمام‌شماری انتخاب شده‌اند. روایی ابزار پژوهش با بهره‌گیری از نظرات کارشناسان و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (898/0=α) تأیید شد. به ‌منظور تجزیه‌‌و‌تحلیل داده‌ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی از نرم‌افزار spss و متناسب با مقیاس متغیرها از آزمون‌های خی دو، فریدمن، همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج آمارهای توصیفی پژوهش مشخص می‌کنند که شاخص ویژگی‌های فردی با آماره‌ی 3.37 و شاخص فرهنگی و قانون‌گذاری با آماره‌ی 3.29 بالاترین میانگین را به‌عنوان شاخص‌های ساختاری نوآوری روستایی دارد. نتایج آزمون فریدمن به‌ منظور مقایسه‌ی میزان تأثیر و اولویت‌بندی هر یک از شاخص‌‌های مؤثر در نوآوری نشان می‌دهد که ویژگی‌‌های فردی (با میانگین رتبه‌ای 5.86) بالاترین اولویت و شاخص خارجی، کم‌ترین اولویت را دارد. با توجه به نتایج همبستگی پیرسون مشخص شد بین شاخص‌های فردی، آموزش و پژوهش، اقتصادی و زیرساختی با سطح کارآفرینی آن‌ها رابطه‌ی مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین بر اساس نتایج حاصل از تحلیل مسیر شاخص فردی با ضریب تأثیر 0.334 و در مرتبه‌ی بعد شاخص آموزش و پژوهش با ضریب تأثیر 0.238 و شاخص اقتصادی با ضریب تأثیر 0.131 بیش‌ترین تأثیر را بر شکل‌گیری کارآفرینی روستایی  دارند.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه مطالعات جغرافیایی مناطق خشک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2022 CC BY-NC 4.0 | Journal of Arid Regions Geographics Studies

Designed & Developed by : Yektaweb