جستجو در مقالات منتشر شده


8 نتیجه برای موضوع مقاله: هيدروژئومورفولوژي

قاسم عزیزی، سارا نظیف، فائزه عباسی،
دوره 7، شماره 25 - ( 7-1395 )
چکیده

در مدیریت جامع منابع آب در سطح حوضه، یکپارچه دیدن سیستم و در نظر گرفتن اندرکنش میان اجزای مختلف آن ضروری است. روش پویایی سیستم، یک ابزار مدیریتی براساس این نگرش است که علاوه بر تشریح سیستم‌های پیچیده‌ی منابع آب براساس واقعیت، امکان دخالت کاربر در توسعه مدل را نیز فراهم می‌آورد. تحقیق حاضر در حوضه آبریز دریاچه ارومیه و با تاکید بر روند افت تراز آب دریاچه ارومیه انجام گرفته است. در پژوهش حاضر، تلاش شد تا رفتار تراز آب دریاچه تحت تاثیر طرح‌های سازه‌ای در حوضه بررسی شود. بدین‌منظور مدل مفهومی سیستم منابع آب حوضه با در نظر گرفتن متغیرهای مؤثر بر معادله بیلان آبی سدها جهت برآورد مقادیر سرریز از سدها و جریان زیست‌محیطی ورودی به دریاچه در محیط مدل Vensim شبیه‌سازی شد. پس از اعتبارسنجی مدل، با طراحی دو سناریو، اثر هر یک از طرح‌های سازه‌ای و هم‌چنین الگوی نیاز آبی تامین شده از هفت زیرحوضه‌ی اصلی بررسی شد. نتایج نشان داد که طرح‌های سازه‌ای در سطح حوضه 42 درصد از جریان ورودی به دریاچه را کاهش داده‌اند که از این میزان حدود 26 % مربوط به بهره‌برداری از هفت سد اصلی است و 16 % در ارتباط با توسعه کشاورزی و افزایش بهره‌برداری از نیاز آبی در حوضه بوده است. 


علیرضا حمیدیان، علی شکاری بادی، ابوالقاسم امیراحمدی،
دوره 7، شماره 26 - ( 10-1395 )
چکیده

از ابتدای تاریخ، محیط طبیعی به عنوان عامل تعیین کننده در حیات سکونتگاه‌های انسانی عمل نموده، به‌گونه‌ای که محل استقرار سکونتگاه‌ها و سایر تأسیسات انسانی، کاملا تحت‌تأثیر عوامل طبیعی به‌ویژه ژئومورفولوژی و زمین‌شناسی قرار گرفته است. مطالعات ژئومورفولوژی با تعیین فرآیندهای حاکم بر منطقه و بررسی تحول لندفرم‌ها، شرایط محیطی زمان استقرار سکونتگاه‌ها و نحوه پراکنش آن‌ها را مورد ارزیابی قرار می‌دهد. از این‌رو، اهمیت مطالعات ژئومورفیک در مکان‌گزینی سکونتگاه‌های انسانی آشکار می‌شود. پژوهش حاضر به‌صورت تحلیلی و با استناد به مطالعات میدانی و منابع کتابخانه‌ای به بررسی نقش عوامل ژئومورفولوژی در پراکنش کانون‌های زندگی دامنه‌های شمالی ارتفاعات کرکس پرداخته است. بدین منظور، ابتدا نقشه ژئومورفولوژی موضوعی منطقه در مقیاس 1:25000 با استفاده از روش تحلیل فرم و فرآیند چشم‌اندازهای ژئومورفیک تهیه گردید، سپس سکونتگاه‌های با جمعیت بیش از 100 نفر (74 شهر و روستا با جمعیت 435373 نفر) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که فرآیند یخچالی و لندفرم دره یخچالی مهم‌ترین عوامل در توزیع فضایی سکونتگاه‌ها می‌باشند. تمامی سکونتگاه‌های منطقه در ارتفاعی پایین‌تر از خط مرز برف دائمی (2500 متر) مستقر شده‌اند. تعداد 45 نقطه سکونتگاهی شامل 5 شهر و 27 روستا در واحد کوهستان قرار دارند. بنابراین مهم‌ترین واحد ارضی، کوهستان (سطح محدب) می‌باشد.


بهاره میرزاخانی، عقیل مددی، زهرا حجازی زاده،
دوره 8، شماره 30 - ( 10-1396 )
چکیده

حوضه‌های بسته، به دلیل حساسیت بالا به بالانس تبخیر و بارش، مناسب‌ترین سیستم برای مطالعات پالئو و شرایط دیرینه هستند. ازآنجاکه رودخانه‌ها از مهم‌ترین اجزای حوضه‌های رسوبی هستند، پژوهش حاضر با هدف بازسازی شرایط محیطی دیرینه در حوضه‌ی میقان با کمک گرفتن از شواهد رسوبی پادگانه رودخانه‌ی فصلی گچلان (بخش شمال شرقی حوضه‌)، مدل رقومی ارتفاع و تصاویر ماهواره‌ای منطقه انجام پذیرفته است. در این مطالعه سعی شد با استفاده از مشاهده‌ی میدانی، نمونه‌برداری و انجام مطالعات دانه‌سنجی و مورفوسکوپی و هم‌چنین آزمایش‌های XRD و XRF بر روی 12 نمونه‌ی رسوبی، فرآیندهای حاکم بر حوضه‌ی میقان در گذشته بازسازی گردد. جورشدگی ضعیف، گردشدگی نسبتاً مناسب، چند نمایی بودن، تمایل به ذرات ریزدانه، بلوغ متوسط و هوازدگی پایین و میانه از مهم‌ترین ویژگی‌های اغلب نمونه‌های رسوبی برداشتی بودند. هم‌چنین وجود فسیل تکستولاریا از نوع فرامینی‌فر که قادر به زندگی در محیط‌های دریاچه‌ای تا دریای عمیق بوده‌اند، می‌تواند نشانه‌ای از بالا بودن تراز آب دریاچه‌ی میقان و پیشروی آن به داخل رودخانه‌های حاشیه‌ی پلایا در دوره‌های یخچالی کواترنری باشد. وجود کانی‌های هماتیت و مگنتیت نیز در بخشی از مقطع پادگانه بیانگر وقوع هوازدگی بوده و نشان می‌دهد رسوبات مقاطع فوق در طول دوره‌ی کواترنر، به‌طور متناوب خارج از آب به سر برده‌اند.

حسین نگارش، صمد فتوحی، الهام خمر،
دوره 9، شماره 33 - ( 7-1397 )
چکیده

کلوتک‌ها یکی از اشکال ژئومورفولوژیکی مناطق خشک و نیمه‌خشک جهان هستند. این عوارض در ایران دارای گسترش و تنوع زیادی بوده که حاصل فرسایش رسوبات رودخانه‌ای و دریاچه‌ای دوران چهارم زمین‌شناسی می‌باشند. بخش وسیعی از گسترش کلوتک‌ها در شرق و جنوب شرق کشور بوده که دارای ویژگی‌های خاص و منحصربه‌فردی هستند. در این میان، وجود کلوتک‌ها واقع در پلایای هامون سیستان توسعه‌ی چشم‌گیری داشته است. منطقه‌ی موردمطالعه، قسمتی از کلوتک‌های این محدوده است. هدف اصلی این پژوهش، بررسی و منشأیابی رسوبات نهشته‌شده‌ی دلتای قدیمی رودخانه‌ی هیرمند بوده که محدوده‌ی اصلی گسترش کلوتک‌ها بوده است. در این رابطه پنج نمونه‌ رسوب، به‌صورت مشخص از منطقه‌ی موردمطالعه برداشت شده و با استفاده از روش‌های تجزیه‌وتحلیل آزمایشگاهی XRD و XRF موردبررسی قرار گرفت. نتایج این تحقیق نشان داد رسوباتی چون کوارتز، آلومینیوم، کلسیم و دیگر رسوبات تبخیری، بیش‌ترین درصد تشکیل‌دهنده‌ی کلوتک‌ها را دارا می‌باشند. همچنین با توجه به عناصر به‌دست‌آمده از آزمایش‌های انجام‌گرفته و بررسی نقشه‌های زمین‌شناسی در ایران و افغانستان می‌توان گفت این رسوبات هم دارای منشأ داخلی و هم دارای منشأ خارجی هستند. سازندهای فرسایش‌یافته و رسوب‌گذاری‌شده‌ی فلیش شرق ایران در منطقه، منشأ داخلی رسوبات را تأیید و وجود کوارتز، آلومینیم، کلسیت، دولومیت، مسکوویت، آلبیت و سایر کانی‌ها و عناصر دیگر نیز نشان از خارجی بودن منشأ این رسوبات بوده که توسط رودخانه‌ی هیرمند انتقال یافته و در پلایای هامون رسوب‌گذاری شده است. با توجه به نتایج به‌دست‌آمده، رسوبات دلتای قدیمی رودخانه‌ی هیرمند به دلیل خصوصیات خاک‌شناسی و عوامل اقلیمی، بهترین شرایط را برای فرسایش و تشکیل کلوتک‌ها در این منطقه فراهم کرده است.

حمید سعیدی، غلامرضا لشکری پور، محمد غفوری،
دوره 9، شماره 35 - ( 1-1398 )
چکیده

در سال‌های اخیر افت سطح آب‌های زیرزمینی باعث ‌فرونشست زمین در دشت کاشمر-بردسکن در استان خراسان رضوی شده است. این ‌فرونشست باعث ایجاد و توسعه‌ی گسترده‌ی درز و شکاف‌های کششی در این دشت شده است. به‌منظور شناخت این مخاطره‌ی‌ زمین‌شناسی با استفاده از تصاویر ماهواره‌های  Envisat و1 Sentinel- در سال‌های 2010-2003 و 2017-2014 محدوده‌های فرو‌نشست دشت و گسترش این شکاف‌ها بررسی گردید. برای مطالعه‌ی شرایط زیرسطحی و ارتباط آن با موقعیت شکاف‌ها با استفاده از اطلاعات چاه‌های مشاهده‌ای و نتایج مطالعات ژئوالکتریک، ضخامت و بافت رسوبات و توپوگرافی سنگ کف برای دشت ترسیم شده است. موقعیت درز و ترک‌ها در دشت تعیین و با مقادیر فرو‌نشست و نوع رسوبات زیرسطحی و توپوگرافی سنگ بستر مقایسه شده است. نتایج تصاویر ماهواره‌ای نشان ‌می‌دهد که انطباق مکانی بالایی بین محل درز و شکاف‌ها با مناطق ‌فرونشست دیده ‌می‌‌شود و تفاوت در میزان ‌فرونشست زمین مهم‌ترین علت تشکیل درز و شکاف‌ها در منطقه‌ی موردمطالعه ‌است. بیش‌ترین تعداد شکستگی‌ها در غرب این دشت مشاهده ‌می‌‌شود. در این منطقه‌ دو پروفیل در راستای مختلف ترسیم گردید. در این پروفیل‌ها تغییرات سطح آب زیرزمینی، جنس و ضخامت رسوبات و گسترش افقی و عمودی آن‌ها، مقدار ‌فرونشست، توپوگرافی سنگ بستر و محل درز و شکاف‌ها با یکدیگر مقایسه شد‌ه‌اند. نتایج این تحقیق نشان ‌می‌دهد که ارتباط مستقیم میان ‌فرونشست زمین با افت سطح آب زیرزمینی و جنس رسوبات وجود دارد. علاوه بر آن، انطباق درز و شکاف‌ها با نقاط افزایش شیب یا پرتگاه‌های سنگ بستر که در آنجا مقدار ‌فرونشست و در نتیجه استرس کششی افقی به بیش‌ترین مقدار می‌رسد، هم‌خوانی دارد. راستای غالب درز و شکاف‌ها بر اساس نمودار گل‌سرخی، دارای روند شمال شرق-جنوب غرب ‌است.

عبدالمجید احمدی،
دوره 9، شماره 36 - ( 4-1398 )
چکیده

در طول تاریخ، مخاطرات طبیعی به‌ویژه سیل و سیلاب یک از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین بحران‌های محیطی بوده‌اند که همه‌ساله جان هزاران نفر را گرفته و خسارات فراوانی به جامعه‌ی انسانی و محیط زیست وارد می‌سازند. این پدیده گاهی در مناطق خشک و نیمه‌خشک اثرات بیش‌تری داشته و میزان خسارت را نیز افزایش داده است. تعیین پهنه‌بندی سیلاب، اولین و اساسی‌ترین اقدام در امر مدیریت سیلاب و تخمین خسارت وارده است. در همین راستا این پژوهش که از نوع کاربردی است، با هدف شناسایی و پهنه‌بندی سکونتگاه‌های در معرض خطر وقوع سیلاب در مناطق خشک به‌ویژه در حوضه‌ی آبریز فرخی گردآوری شده است. روش مورداستفاده بهره‌گیری از روش‌های هم‌زمان توصیفی-تحلیلی است با استفاده از سامانه‌ی اطلاعات جغرافیایی (Gis) به شناسایی پهنه‌های سیل‌خیز و مخاطره‌آمیز پرداخته شده و معیارهای ارتفاع، بارش، پوشش گیاهی، فاصله از رودخانه‌ی اصلی، زمین‌شناسی، شیب، شبکه‌ی زهکشی و کاربری اراضی مدنظر قرارگرفته و نقشه‌های آن‌ها استخراج شده‌اند. نتایج مطالعه و تجزیه‌وتحلیل‌ها نشان داد که قسمت‌های مرکزی حوضه‌ی فرخی و نیز برخی از مناطق مرتفع و شیب‌دار غرب حوضه، بیش‌ترین خطر وقوع سیلاب را دارند. مراکز مسکونی ورزق، ورزگ، عباس‌آباد، گرگنج و برج محد در معرض خطر شدید بوده و نیاز به توجه کافی در زمینه‌ی جلوگیری از خطرات جانی و مالی را دارند. همچنین مراکز مسکونی فرخی، مهدی‌آباد و روستای خشک در پهنه‌های با خطر وقوع سیلاب کم و خیلی کم قرار گرفته است که پیشنهاد می‌شود ارزیابی‌های مدیریت بحران در مناطق موردنظر با توجه به شرایط ویژگی‌های محلی و نیز میزان بحران صورت پذیرد.

سید حسن علوی نیا، سید جواد ساداتی نژاد، آرش ملکیان، هدی قاسمیه،
دوره 10، شماره 38 - ( 10-1398 )
چکیده

با توجه به خشک‌سالی‌های اخیر و کاهش ریزش­های جوی، برداشت­های بی­رویه از منابع آب زیرزمینی و فشار بر آبخوان­ها افزایش یافته است. در این مطالعه به بررسی وضعیت تغذیه و تخلیه­ی آبخوان اصفهان-برخوار پرداخته شده است. این امر به مدیریت بلندمدت آبخوان می­انجامد و موجب تصمیم­گیری مناسب توسط برنامه­ریزان می­شود. با بررسی­های صورت­گرفته و با رسم آبنمود آبخوان موردنظر مشخص گردید که سطح تراز ایستابی در طول دوره‌ی آماری منتخب به‌طور دائم سیر نزولی دارد و به ازای هر سال، معادل 46/0 متر سطح آب سفره کاهش یافته که بیان­کننده­ی این واقعیت است که آبخوان در شرایط بحرانی به سر می­برد. در این مطالعه با استفاده از مدل سه‌بعدی آب زیرزمینی تفاضل محدود MODFLOW در حالت پایدار، میزان تغذیه توسط سه عامل نشت از رودخانه، نفوذ از بارندگی و تغذیه توسط پساب آبیاری کشاورزی تعیین گردید و ضریب همبستگی بالای 97 درصد نشان‌دهنده‌ی دقت بالای شبیه­سازی بود. با توجه به نتایج به‌دست‌آمده، مشخص شد که از کل میزان تغذیه توسط بارش و پساب کشاورزی، بیش‌ترین سهم مربوط به پساب آبیاری کشاورزی بوده است (حدود 32 درصد کل آب آبیاری) که این امر به دلیل نوع آبیاری در منطقه (آبیاری از نوع کرتی) بوده و پس‌ازآن، نفوذ از طریق بارش صورت می­گیرد (حدود 10 درصد کل حجم بارندگی دشت) که سهم کم­نفوذ از این بخش به دلیل نرخ بالای تبخیر در سطح منطقه است. بدین ترتیب، می­توان نتیجه گرفت که مهم‌ترین منبع تغذیه‌ی آبخوان، پساب ناشی از آبیاری کشاورزی است که لازم است در مطالعات مدل­سازی هیدروژئولوژیکی منطقه به‌طور دقیق با توجه به نوع محصول، نوع آبیاری، ویژگی­های خاک و شرایط آب و هوایی محدوده‌ی مطالعاتی محاسبه گردد. در محدوده‌ی مطالعاتی اصفهان-برخوار با توجه به کاهش مداوم سطح تراز آب زیرزمینی که در آبنمود آبخوان به‌وضوح مشهود است و نیز بیلان منفی منابع آب زیرزمینی، امکان توسعه‌ی بهره­برداری از آبخوان وجود ندارد.

طاهره جلیلیان، علیرضا تقیان، راضیه لک، جواد درویشی خاتونی،
دوره 12، شماره 47 - ( 1-1401 )
چکیده

پلایای گاوخونی به‌عنوان بخش انتهایی حوضه‌ی آبریز زاینده‌رود، در ایران مرکزی واقع شده است. این منطقه از جمله گودال‌های جداکننده‌ی زون زمین‌ساختی سنندج-سیرجان از ایران مرکزی است که به موازات روراندگی زاگرس قرار دارد. بررسی تاریخچه‌ی تکاملی کواترنری پایانی با استفاده از رسوب‌شناسی، کانی‌شناسی و ژئوشیمی رسوبی در پلایای گاوخونی موضوع پژوهش حاضر است. در این مطالعه 16 مغزه‌ی رسوبی با استفاده از مغزه‌گیر دستی از رسوبات بستر پلایای گاوخونی و زمین‌های اطراف برداشت شد. تعداد 90 نمونه از 9 مغزه‌ی رسوبی جهت انجام آنالیزهای دانه‌بندی به دو روش الک مرطوب و دستگاه لیزر، کانی‌شناسی به روش پراش اشعه‌ی ایکس و آنالیز عنصری با دستگاهICP-OES  و دستگاه XRF (X-Ray fluorescence) انتخاب و به آزمایشگاه سازمان زمین‌شناسی ارسال شد. برای به دست آوردن زمان تغییرات محیطی در پلایا نیز سه نمونه از دو مغزه‌ی رسوبی مورد آنالیز سن‌سنجی به روش ایزوتوپی C14-AMS قرار گرفت. تحلیل‌های آماری در نرم‌افزارهای سدی‌لایزر (Sedilizer) و SPSS انجام گرفت. با توجه به نرخ رسوب‌گذاری و عمق مغزه‌های برداشت‌شده، تغییرات اقلیمی حداکثر در 40 هزار سال گذشته بازسازی شد. هشت نوع مختلف رخساره‌ی رسوبی و پنج نوع محیط رسوبی (بادی، رودخانه، دلتا، دریاچه و پلایا) در توالی‌های رسوبی بستر پلایای گاوخونی مورد شناسایی قرار گرفت. با توجه به نتایج، منطقه‌ی گاوخونی در گذر پلیستوسن پسین اقلیمی مرطوب‌تر داشته است. در اوایل هولوسن با کاهش شرایط رطوبتی، گستره‌ی پهنه‌ی آبی گاوخونی کاهش یافته و به ‌تدریج دوره‌ی خشک‌تر آغاز شده که در اوایل هولوسن میانی به اوج خود رسیده است. در هولوسن میانی، مجدداً شرایط رطوبتی به صورت تدریجی مساعد شده و تا حدود هزار سال پیش ادامه داشته است. از حدود هزار سال پیش تاکنون اقلیم نیمه‌خشک حاکم شده که با افزایش در میزان نهشته‌های تبخیری‌ همراه بوده است.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه مطالعات جغرافیایی مناطق خشک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2022 CC BY-NC 4.0 | Journal of Arid Regions Geographics Studies

Designed & Developed by : Yektaweb