جستجو در مقالات منتشر شده


6 نتیجه برای موضوع مقاله: نظریه ها و تئوری ها

زهره صابونجی، جعفر جوان، حمید شایان، امیدعلی خوارزمی،
دوره 5، شماره 20 - ( 4-1394 )
چکیده

این پژوهش در پی رمزگشایی از فضامندی پدیده‌ی جهانی شدن و افشاء مکانیزم کنش‌های فضایی متأثر از آن تحت نظام سرمایه‌داری ـ برمبنای فشردگی فضا و زمان ـ می‌باشد. پرسش اساسی این است که چگونه و با چه ابزارهایی می‌توان فضا را مورد استفاده، سازماندهی، خلق و در سلطه درآورد که با الزامات گردش سرمایه در فضای جهانی شده متناسب باشد؟ کاربست شاکله‌ی مفهومی و نظری تریالکتیک فضایی لوفور به مثابه‌ی مؤلفه‌های بنیادین فضا، امکان پاسخ به پرسش مطرح شده را فراهم می‌آورد. در این پژوهش کنش‌های فضایی مادی، بازنمودهای فضایی و فضاهای بازنمود سازه‌های تشکیل دهنده‌ی محتوا یا کلیت پدیده‌ی جهانی شدن در نظر گرفته شده‌اند. رمزگشایی محتوای فضای جهانی شدن به واقع یافتن تأثیرات فرم‌های جغرافیایی فضای محسوس، ساختار سیاسی و ایدئولوژیک فضای معقول و کارکرد اجتماعی فضای زیسته است که در کلیّتی سرمایه‌دارانه و در پویشی دیالکتیکی در لحظه‌ها یا دقایق جهانی شدن رخ می‌دهند. به واقع سازه‌های تشکیل دهنده‌ی دقایق جهانی شدن متأثر از نظام سرمایه‌داری در فرم خود را به صورت جریآن‌ها، مبادلات، فن‌آوری و تکنولوژی در ساختار  به صورت عقلانیت حاکم بر فضا و در کارکرد در مقام تعریف و تعیین یک وضعیت غالب برای فضای زیسته، نمود می‌یابند.


روح اله اسدی، محمد رحیم رهنما، امید علی خوارزمی،
دوره 6، شماره 22 - ( 12-1394 )
چکیده

این نوشتار تلاش دارد با تمرکز بر تبارشناسی فوکو، آن را با آینده‌پژوهی در پیوند قرار داده و در این فرایند، آینده‌پژوهیِ تبارشناسانه را بسان روش‌شناسی‌ای شایسته در پژوهش‌های جغرافیایی معرفی نماید. بر این اساس اگر فضای جغرافیایی، فضایی رابطه‌ای، و صحنه‌ی نقش‌آفرینی گفتمان‌ها و روابط قدرت و دانش در نظر گرفته شود، آن‌گاه با سوژه‌ گفتمانی و ابژه‌ی گفتمانی(سوژه و ابژه‌ی درونِ گفتمان‌ها) سروکار داریم، و شکل‌گرفتگی و از شکل‌افتادگی و تحول پدیده‌ها برآمده از گفتمان‌ها و نحوه‌ی صورت‌بندی‌ روابط قدرت در درون آن‌ها  می‌باشد. از این روی، آینده‌پژوهیِ تبارشناسانه با تمرکز بر شناخت گفتمان مسلط حال(که پدیده مورد بررسی را در برگرفته) و روابط قدرت برساخته‌ی آن، همچنین گفتمان‌های مقاومتِ موجود و در برابرِ آن، به دنبال شناسایی گفتمان آینده می‌باشد. تا با قراردادن پدیده در گفتمانِ احتمالی آینده، آینده‌ی آن را به فهم درآورد. از آنجا که عدم قطعیت‌ها و پیشران‌هایی که در چنین روندی شناسایی می‌شود، برآمده از منطق رفتاری گفتمان‎‌ در آینده می‌باشد، می‌توان فهم شایسته‌ای از آینده‌ی پدیده‌ها در فضای جغرافیایی ارائه نمود. کاربرد آینده‌پژوهیِ تبارشناسانه بسان رویکرد آغازین در هر مطالعه آینده‌پژوهانه می‌تواند دستاوردهایی چند به همراه داشته باشد: 1- عوامل تأثیرگذار و پیشران‌های سازنده آینده، متأثر از رابطه قدرت و دانش و در چارچوب گفتمان احتمالی مربوطه، به گونه‌ای واقعی‌تر شناسایی می‌شوند؛ 2- این رویکرد هر چند با سایر روش‌ها نیز می‌تواند به کار گرفته شود، اما در بهترین حالت با روش سناریونویسی قابل استفاده می‌باشد و با به کار گرفتن آن می‌توان سناریوهای واقع‌گرا و محتملِ آینده را تدوین نمود.


مجتبی صادقی، روح اله اسدی،
دوره 7، شماره 28 - ( 4-1396 )
چکیده

بودن یا نبودن، مسئله این نیست؛  «چگونه زیستن»، مسئله است. این که چه بوم ها و بوم نشینانی در جهان زندگی می کنند، بر کسی پوشیده نیست، ولی مسئله این است که چگونه زندگی می کنند. «چرا برخی بوم های جغرافیایی، کامیاب اند و از «به   زیستن»  برخوردارند و برخی دیگر، در رنج اَند و با بد  زیستن  دست وپنجه نرم می کنند؟ یافته های به دست آمده از روش علّی-تجربی در این مقاله نشان می دهد: بوم هایی از به -زیستی برخوردارند که دارای «سکان داری شایسته»  هستند. سکان داری شایسته، توانِ «رقابت پذیری» بوم را افزایش می دهد که این روند، رده ی بالاتری از «جهانی شدن» را از آنِ بوم می کند و سرانجام به    زیستن را برای بوم-نشینان آن به ارمغان می آورد. هم بستگی نیرومندِ میان «سکان داری شایسته»، «رقابت پذیری» و «جهانی شدن»، با «کامیاب بودن» بوم نشینان، نشان می دهد که نایکسانی در به-زیستن بوم ها، ریشه در برخورداری نایکسانِ آن ها از «سکان داری شایسته » و به دنبال آن «رقابت پذیری» و «جهانی شدن» دارد؛ به گونه ای که توان رقابت-پذیری و جایگاه بوم ها در جهانی شدن، خود هم بستگی نیرومند و هم سویی با سکان داری شایسته دارد. فرجام آن که «زندگی شایسته» بوم نشینان، در گروِ «سکان داری شایسته» در بوم هاست.


آرش قربانی سپهر، محسن جان پرور،
دوره 8، شماره 31 - ( 1-1397 )
چکیده

مقاله‌ی حاضر در پی بررسی بخشی از مسائل پیش‌آمده در دهه‌های اخیر در علم جغرافیا با نگاه آسیب-شناسانه است؛ ازاین‌رو چون علم جغرافیا حوزه‌ی مطالعاتی کلانی دارد، این دیدگاه نزد اکثر پژوهشگران وجود دارد که جغرافیا علمی میان‌رشته‌ای است و همین زمینه، چالش‌های اساسی را در دهه‌های اخیر در قالب تخصص‌گرایی یا تجمیع این علم نزد جامعه‌ی جغرافیایی فراهم آورده است. ازاین‌رو، مقاله با نگرشی فلسفی در پی پاسخی منطقی به سؤالی پیش‌آمده در علم جغرافیاست که کدام اقدام (1- تجمیع گرایش‌های رشته‌ی جغرافیا 2- تخصص‌گرایی گرایش‌های مختلف به رشته‌ی جغرافیا) با فلسفه و ماهیت وجودی علم جغرافیا سازگار است؟ و کدام‌یک علم جغرافیا را در گام شناخت (توصیف و تحلیل مسائل) و گام بهبود (ارائه‌ی راه‌حل برای مسائل) تواناتر می‌سازد؟ در این مقاله جهت تحلیل اطلاعات بیان‌شده، از روش تحلیل محتوا بهره گرفته شده است؛ بنابراین، این مقاله تلاش دارد تا با نگرشی فلسفی و نگاهی سنجش‌گرایانه (انتقادی) به آن‌ها، راه را برای «تجمیع یا تخصص‌گرایی» علم جغرافیا باز کند. به‌هرروی، نتایج تحقیق نشان می‌دهد چون موضوع اصلی علم جغرافیا «فضای جغرافیایی» است، بر این مبنا نمی‌توان گفت که جغرافیا به‌عنوان علمی میان‌رشته‌ای است؛ زیرا جغرافیا دارای موضوعی واحد است که جغرافی‌دانان آن را مطالعه می‌کنند. نتایج پژوهش به وحدت کلان-گرایانه در عین کثرت [سیطره‌ی وحدت بر کثرت] در علم جغرافیا قائل است.

بهمن شجاعی‌وند، شهریور روستایی، اکبر اصغری زمانی،
دوره 9، شماره 33 - ( 7-1397 )
چکیده

نظریه‌ی لوفور در زمینه‌ی تولید فضا بسیار موردتوجه قرار گرفته است و اهمیت آن به‌ویژه در این است که آن را به‌طور سیستماتیک در مورد مقوله‌های شهر و فضا به‌صورت یک تئوری اجتماعی جامع و قابل‌فهم ادغام می‌کنند. نظریه‌ی لوفور در زمینه‌ی تولید فضا طی سال‌های اخیر رنسانس قابل‌توجهی داشته و برای سؤالات زیادی که در اوایل دهه‌ی 70 میلادی مطرح شد، پاسخ مناسبی داشته است. نقطه‌ی عزیمت لوفور سه فرآیند درهم‌تنیده به شکل دیالکتیکیِ تولید است. سه وجه تولید فضا را باید بسان وجوهی فهمید که اساساً ارزش همسانی دارند. فضا در آنِ واحد درک شده، تصور شده و زیست شده است. هسته‌ی نظریه‌ی تولید فضا سه لحظه‌ی تولید را شناسایی می‌کند: نخست، تولید مادی؛ دوم، تولید دانش؛ و سوم، تولید معنا. فضا در معنایی کنش‌گرانه و بسان شبکه‌ی درهم‌بافته‌ی روابطی فهمیده می‌شود که پیوسته تولید و بازتولید می‌شوند. نتایج مطالعه نشان می‌دهد که آنچه بازنمایی فضایی را در مطالعه‌ی حاضر مهم می‌نماید، انتزاعی و معقول بودن آن و متکی بودن برنامه‌ریزی‌ها بر آن است؛ چراکه سیاست‌مداران در تصمیم‌گیری‌های سیاسی خود و برنامه‌ریزان شهری به‌منظور ارائه‌ی برنامه‌ها و طرح‌های شهری بهتر ناگزیر از مطالعه بر روی بازنمایی فضاهای شهری هستند. از سویی تصاویر ذهنی، حاصل تعامل میان انسان و محیط بوده و شامل آگاهی‌های ذهنی فرد از محیط هستند. ازاین‌جهت مطالعه‌ی تصاویر ذهنی نقطه‌ی آغازین هرگونه تحلیل در زمینه‌ی روابط متقابل انسان و محیط دانسته می‌شود. چنین می‌توان بیان کرد که در شکل‌گیری تصویر ذهنی، ابتدا محیط شهر ادراک و سپس تصور می‌شود و وجه سوم این امر، تولید معنا و نماد است و از این نظر می‌توان گفت که تصویر ذهنی همواره تولید و بازتولید می‌شود.

سعید دلیل، ابوالفضل مشکینی، جعفر جوان،
دوره 9، شماره 36 - ( 4-1398 )
چکیده

شهر-منطقه در مقام دستگاهی نظری، واجد اهمیتی مفهومی است که خود سبب توجه بیشتر به این دستگاه به‌مثابه ابزاری برای فهم ساختارهای تولید فضا در مقیاس‌های مختلف (جهانی، بین‌المللی، ملی، منطقه‌ای و شهری) می‌شود. این مقاله سعی دارد تا با اتکا بر مفهوم بافته‌ی شهری آنری لوفور، به خوانش مفهوم شهر-منطقه بپردازد. مقصود این است که نه‌تنها این مفهوم را در پرتو مفهوم بافته‌ی شهری لوفور، بلکه کل دستگاه مفهوم شهر-منطقه (منطقه، نومنطقه‌گرایی و شهر-منطقه) را به همین نحو روایت کند. در یک سوی این خوانش، سوژه‌ها و تجربه‌ی زیسته­ی ایشان و در سویه‌ی دیگر آن، نهادها و ساختارهای اجرایی و دولتی هستند. این نوع خوانش بر اهمیت سوژه در تولید مقیاس، اهمیت مفهوم مقیاس و اهمیت مفهوم حکمرانی در شرایط تولید نئولیبرالی فضا تأکید می‌کند. پرسش پژوهش حاضر این است که در عصر جهانی شدن و تولید سرمایه‌داریِ شهر تحت شرایط تولید نئولیبرالی فضا، چگونه محتوای زیستی و نهادی خواهد داشت؟ این دو عنصر در مفهوم بافته­ی شهری مندرج­اند و هم‌زمان در این مفهوم استعلا یافته­اند. این مفهوم واسطه‌ یا میانجی دو حد نهایی شهر-منطقه؛ یعنی منتهی‌الیه روستایی (پس‌کرانه) و هسته‌ی شهری آن است. این مفهوم همچنین در مقام نوعی چشم‌انداز یا نظرگاه عمل می‌کند که در مقام آیینه­ی نسبت جامعه‌ی شهری با زمین، شیوه‌ی تولید زمین شهری درون ساختار نهادی شهر را از طریق استحاله شدن در خود (بافته‌ی شهری) نشان می‌دهد. در دوران اخیر تولید نئولیبرالی فضا، شکل­هایی از شهر-منطقه ناشی از انفجار به درون و بیرون شهر­های مرکزی ایجادشده و تا پس‌کرانه‌های شهر، بافته­ی شهری به این‌سو و آن‌سو پرتاب شده است. این نوع خوانش از شهر-منطقه به دنبال دادن توضیحی درباره­ی گسستگی و تکه‌تکه شدن شهر و کشیده شدن شهر به اطراف در دوران اخیر سرمایه­داری است و آن را در ابعاد نهادی، ساختاری و سوژگیِ آن می­بررسد.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه مطالعات جغرافیایی مناطق خشک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2021 CC BY-NC 4.0 | Journal of Arid Regions Geographics Studies

Designed & Developed by : Yektaweb