جستجو در مقالات منتشر شده


10 نتیجه برای موضوع مقاله: gis و سنجش از دور

دکتر هانی رضائیان، دکتر حمیدرضا ریاحی بختیاری، دکتر جواد سدیدی، مهندس بهاره فولادلو،
دوره 4، شماره 16 - ( 10-1393 )
چکیده

زیان های مالی و انسانی ناشی از روان شدگی جریان های سطحی از جمله سیلاب ها و نشت مواد شیمیایی مضر لزوم مدل سازی و پیش بینی این مخاطرات را الزامی می نماید. در این راستا بررسی میزان صحت مدل مزبور از نظر میزان شباهت با شرایط واقعی و همچنین آنالیز ترکیبی دقت نتایج حاصله ناشی از داده ها و الگوریتم استفاده شده در مدل حائز اهمیت می باشد. در این مقاله مدلی براساس یکی از الگوریتم های شبیه سازی جریان های سطحی چندجهتی موسوم به D-Infinity، که از سطح بالاتری از صحت و نزدیکی به واقعیت نسبت به سایر مدل های مطرح برخوردار می باشد، را ارائه نموده است. همچنین دقت مدل مزبور از طریق بکارگیری روش MonteCarlo برای آنالیز حساسیت مدل در نتیجه استفاده از داده های استاندارد موجود در ایران، بالاخص داده مدل ارتفاعی رقومی زمین در محدوده مناطق خشک و بیابانی که مستعد ایجاد جریان های سطحی ناشی از وقوع پدیده هایی چون بارش و مشخصا منطقه مطالعاتی استان بوشهر، مطالعه گردیده است. نتایج حاصله مؤید وجود ارتباطی مستقیم میان تغییرات ارتفاعی، شیب و انحنا با جهت جریان است که در شرایط واقعی نیز چنین وضعیتی حاکم است و سطح حساسیت هر یک را تشریح می نماید. در این میان پارامتر شیب با آماره‌های کشیدگی 8477/0 و نرمی 1936/4 بعنوان مناسبترین پارامتر، از لحاظ تمایل به سمت ثبات و مقاومت در برابر نویز، برای ارزیابی ثبات جریان معرفی شده است.
مهدی بروغنی، حمید رضا مرادی، محمدعلی زنگنه اسدی،
دوره 5، شماره 19 - ( 1-1394 )
چکیده

خشکسالی یک پدیده خزنده محیطی است که اثرات مخرب زیادی بر اقتصاد، کشاورزی و جامعه دارد. این پدیده در بخش‌های شرقی، مرکزی و جنوبی ایران به علت آب و هوای خشک و نیمه خشک نمود بیشتری دارد. در این تحقیق از شاخص‌های SPI، PNI و ZSI به‌منظور پهنه‌بندی خشکسالی و تعیین بهترین شاخص در استان خراسان رضوی استفاده شد. داده‌های مربوط به بارش از سال 1980 تا 2010 به صورت سالانه میانگین گرفته شد. بعد از محاسبه SPI، PNI و ZSI با استفاده از نرم‌افزار DIP، این داده‌ها وارد نرم‌افزار ArcGIS شد و سپس با استفاده از روش کریجینگ پهنه‌بندی خشکسالی برای دوره مطالعه 11 ساله انتهایی (2010-2000) صورت گرفت. نتایج حاکی از آن بود که پهنه‌بندی خشکسالی در هیچ‌یک از شاخص‌ها از روند منظمی در طی دوره مورد مطالعه تبعیت نمی‌کرد. نتایج شاخص SPI نشان داد که شدت خشکسالی در سال 2008 نسبت به سال‌های دیگر بیشتر و از نظر ترسالی سال 2003 شرایط بهتری نسبت به سال‌های دیگر دارد. نتایج پهنه‌بندی خشکسالی شاخص PNI حاکی از آن است که سال 2010 شرایط خشکسالی بیشتر از سال‌های دیگر است و سال‌های 2003، 2004 و 2009 در کل استان شرایط ترسالی وجود دارد. نتایج شاخص ZSI نشان داد که سال 2000 و 2003 به ترتیب خشک‌ترین و پر بارش‌ترین سال در دوره مورد مطالعه می‌باشد. هم-چنین نتایج حکایت از آن داشت که شاخص خشکسالی SPI بهترین عملکرد را نسبت به شاخص‌های دیگر دارد.


مهدی هاتفی اردکانی، محمد حسین رضائی مقدم،
دوره 6، شماره 21 - ( 12-1394 )
چکیده

نیاز بشر به انرژی، پیوسته در حال افزایش و منابع انرژی فسیلی پایان‌پذیر در حال کاهش است. استفاده‌ی بی‌رویه از منابع سوخت فسیلی با آلوده ساختن محیط زیست؛ حیات را در کره‌ی زمین تهدید می­کند و از طرف دیگر با توجه به صعب‌العبور بودن، و شرایط توپوگرافی نامساعد و عدم دسترسی برخی جاده­های مناطق کوهستانی به شبکه‌ی برق سراسری و یا هزینه­های زیاد اجرای این سیستم­ها، انرژی خورشیدی به‌عنوان یکی از انرژی­های تجدیدپذیر و رایگان از مهم ترین گزینه­های جایگزین برای سوخت­های فسیلی به‌شمار‌می­آید. در این پژوهش کاربرد تصاویر ماهواره­ای و GIS در امکان‌سنجی استفاده از انرژی خورشیدی برای تأمین سامانه­های روشنایی بزرگراه زنجان – تبریز؛ با  استفاده از الگوریتم SEBAL مورد بررسی قرار گرفته است. در این مقاله از داده‌های طیفی سنجنده OLI  و داده­های حرارتی سنجنده TIRS ماهواره لندست 8 در سال 2013 در مقیاس زمانی شش ماهه ( می تا اکتبر )، داده­های DEM منطقه‌ی مورد مطالعه، نرم‌افزارهای Arc GIS ، ENVI و ERDAS IMAGINE استفاده شد. نتایج این مطالعه نشان می­دهد که منطقه‌ی مورد مطالعه، به دلیل تنوع توپوگرافی از تابش خالص سطحی متنوع برخوردار است و امکان به‌کارگیری سیستم­های فتوولتائیک خورشیدی جهت تأمین روشنایی بزرگراه زنجان – تبریز را تأیید می­کند، و در بحث تعیین مهم‌ترین عامل مؤثر بر تابش خالص دریافتی، الگوریتم SEBAL بیش ترین همبستگی را با جهت شیب و کم ترین همبستگی را با ارتفاع دارد. 


علی اکبر دماوندی، محمد رحیمی، دکتر محمد رضا یزدانی، دکتر علی اکبر نوروزی،
دوره 6، شماره 23 - ( 1-1395 )
چکیده

خشک­سالی از جمله بلایای طبیعی است که سبب وارد شدن خسارات اقتصادی فراوانی خصوصاً در بخش جغرافیای کشاورزی و منابع طبیعی مناطق خشک می‌گردد. ارزیابی و پایش خشک­سالی به دلیل ماهیت آرام و خزنده‌اش با مسائل و مشکلات فراوانی همراه است. رویکرد استفاده از شاخص‌های مبتنی بر فناوری سنجش‌ازدور به دلیل قابلیت‌های مکانی و زمانی مناسب و نیز عدم وجود مشکلات روش‌های نقطه‌ای، درحال‌توسعه و پیشرفت است. از جمله این شاخص‌ها، شاخص شرایط درجه حرارت پوشش گیاهی (VTCI) است که بر اساس استفاده هم‌زمان از NDVI و LST ایجادشده است؛ بنابراین در این تحقیق قابلیت شاخص VTCI در پایش مکانی خشک­سالی مدنظر قرارگرفته است. برای این منظور، محصولات NDVI و LST سنجنده مودیس ماهواره ترا برای مردادماه سال‌های 1379 تا 1393 دریافت شده و پس از انجام اصلاحات مکانی و زمانی لازم، برای ایجاد شاخص VTCI، مورد پردازش قرار گرفتند. بر اساس نتایج، سال 1385 دارای ضرایب رگرسیون بالاتری نسبت به سایر سال‌ها بوده است (73/0=R2 برای لبه­ی گرم و 86/0=R2 برای لبه­ی سرد). در ادامه، شاخص VTCI مربوط به مردادماه هرسال بر اساس ضرایب رگرسیون همان سال استخراج و نقشه­ی VTCI منطقه به 5 کلاس تنش خشک­سالی: شدید، متوسط، ملایم، نرمال و مرطوب طبقه‌بندی‌شده و درنهایت طبقات خشک­سالی در طی این 15 سال با یکدیگر مقایسه شدند. نتایج حاصل نشان دادند که بیش­ترین درصد مساحت خشک­سالی مربوط به طبقه­ی متوسط و کم­ترین درصد مربوط به طبقه­ی مرطوب بوده است. هم­چنین سال‌های 1392 و 1390 دارای بیش­ترین درصد طبقه­ی شدید و مرطوب بوده‌اند.


رسول خوارزمی، علی اصغر عبداللهی، محمدرضا راهداری، منصور کارکن ورنوسفادرانی،
دوره 7، شماره 25 - ( 7-1395 )
چکیده

امروزه فنّاوری‌های سنجش‌ازدور و سامانه‌ی اطلاعات جغرافیایی به‌عنوان دو عنصر اصلی در پایش کاربری ‌اراضی و تغییرات پوشش گیاهی مورد استفاده قرار ‌میگیرد. به‌کارگیری این روش به‌عنوان یکی از منابع مهم دریافت اطلاعات مربوط به تغییرات سطح زمین، نقش مهمی را در مدیریت زیست‌بوم‌ها ایفا می‌کند. تحقیق حاضر باهدف بررسی روند تغییرات کاربری اراضی، پویایی پوشش گیاهی و گرایش زیست‌بوم تالاب‌های هامون هیرمند و هامون صابری در‌یک دوره‌ی هفت‌ساله صورت گرفته است. بدین منظور از تصاویر ماهواره‌ای لندست 7 در سال 2006 میلادی و لندست 8‌ در سال 2013 میلادی و در ماه آوریل استفاده شده است. پس از انجام تصحیحات لازم، با‌ ‌استفاده از روش طبقه‌بندی نظارت‌نشده و با تکیه بر خصوصیات طیفی پدیده‌ها در باندهای مختلف نقشه­ی کاربری اراضی منطقه‌ی تهیه شد. به‌منظور بررسی درصد تغییرات کاربری ‌اراضی، هر کدام از کاربری‌های به‌دست‌آمده در سال 2006 به‌طور جداگانه بر روی نتایج طبقه‌بندی سال 2013 قرار داده شد و مقدار تغییرات هر کلاس در دوره‌ی موردنظر به دست آمد. صحت روش به کار گرفته‌شده با تکیه بر پژوهش‌های میدانی انجام‌شده در سال 2010 میلادی که شاخص تعدیل‌کننده­ی خاک (SAVI) را به‌عنوان شاخصی با بالاترین ضریب همبستگی با ویژگی‌های منطقه‌ی معرفی می‌کند، مورد بازبینی قرار گرفت. نتایج بیانگر این است که استفاده از خصوصیات طیفی پدیده‌ها در این نوع طبقه‌بندی صحت قابل‌اعتمادی را ارائه می‌دهد. با توجه به نتایج به‌دست‌آمده، کلاس‌های پوشش گیاهی و آب کاهش چشم­گیری را در دوره‌ی موردمطالعه داشتند و بر مساحت کلاس اراضی بایر افزوده شده است که نشان از گرایش منطقه‌ی موردمطالعه به سمت بیابانی شدن دارد. سیر قهقرایی زیست‌بوم هامون سبب چالش­های زیست‌محیطی متعددی من‌جمله آلودگی ناشی از گردوغبار، از دست رفتن مشاغل وابسته به دریاچه هم­چون ماهیگیری و دامداری و نیز افزایش مهاجرت از این منطقه‌ی شده است.


غلامعباس فلاح قالهری، کاظم علی آبادی، مریم مقیسه،
دوره 8، شماره 30 - ( 10-1396 )
چکیده

یکی از مهم‌ترین چالش‌های زیست‌محیطی به‌وجودآمده در منطقه‌ی خاورمیانه و ایران در سال‌های اخیر، پدیده‌ی گردوغبار است. با توجه به اینکه نیمه‌ی غربی کشور ایران در هم‌جواری با بیابان‌های بزرگی قرار دارد و به‌طور مستمر گردوغبار این بیابان‌ها، کشور ایران و خصوصاً نیمه‌ی غربی آن را تحت تأثیر خود قرار می‌دهند و نیز اثرات نامطلوبی که این گردوغبارها بر محیط‌زیست و سلامت انسان‌ها دارند؛ لذا هدف از این تحقیق، استفاده از روش ترکیبی(ماهواره‌ای- همدیدی) جهت شناخت هرچه دقیق‌تر این مخاطره‌ی محیطی در غرب و جنوب غرب ایران و در تاریخ 1 ژوئیه‌ی 2008 است. در این تحقیق از تصاویر ماهواره‌ای ترا/مودیس برای رویداد گردوغباری 1 ژوئیه‌ی 2008 غرب ایران و داده‌های پایگاه اطلاعاتی سازمان نوا شامل: ارتفاع ژئوپتانسیل تراز 500 هکتوپاسکال، وضعیت فشار تراز دریا (SLP) و مؤلفه‌های مداری و نصف‌النهاری باد از وب‌گاه NCEP، استفاده شده است. شاخص‌های کمّی آشکارسازی گردوغبار بر روی تصاویر ماهواره‌ای مودیس شامل شاخص-های NDDI، BTD، BTDI و LRDI، شاخص‌های بصری آشکارسازی گردوغبار شامل ترکیب رنگی کاذب و حقیقی و نیز الگوهای ترکیب رنگی کاذب می‌باشد. نتایج حاصل از اعمال شاخص‌های کمّی آشکارسازی گردوغبار بر روی تصاویر مودیس نشان داد که ترکیب شاخص‌های گردوغبار و ایجاد تصویر رنگی کاذب به‌نحوی‌که بتواند مستقیماً مناطق تحت پوشش گردوغبار را بارزسازی کند، برای آشکارسازی گردوغبار ایران بر روی تصاویر مودیس دارای قابلیت کافی و مناسبی است. همچنین بررسی نقشه‌های همدید هوایی، برای روز 1 ژوئیه نشان داد استقرار یک سامانه‌ی کم‌فشار بر روی عراق و جنوب خلیج فارس و تأثیر هماهنگ فرود عمیق بر فراز جو منطقه هم‌زمان با تضعیف پرفشار آزور، زمینه مناسب را برای انتقال ریزگردها به جو منطقه فراهم می‌آورد.


نصرالله کلانتری، ایمان علی جانی، فرشاد علی جانی، حسن دانشیان،
دوره 9، شماره 35 - ( 1-1398 )
چکیده

رخداد خشک‌سالی ده‌ساله از سال 1386 تا 1396 باعث رفتار کاملاً متفاوت آب زیرزمینی آبخوان‌های کارستی ایلام – سروک در شمال خوزستان در دو منطقه‌ی ایذه (با افت حدود 120 متر) و لالی (با افت حدود 20 متر) شده است. در این مقاله، میزان افت در آبخوان‌های کارستی ایذه و دلیل کاهش آبدهی چاه‌های آهکی آن نسبت به آبخوان لالی، بر اساس رفتار هیدروژئولوژی آن‌ها مورد مقایسه قرار گرفته است. داده‌های سطح آب زیرزمینی در پنج حلقه چاه آهکی جمع‌آوری گردید و خطاهای مربوط مورد تصحیح قرار گرفتند. هیدروگراف عمق سطح ایستابی چاه‌ها تهیه و افت‌های میانگین سالانه و مجموع روند افت‌ها در دو منطقه‌ی ایذه مورد مقایسه قرار گرفته است. به‌منظور شناسایی دلیل اختلاف فاحش در افت سطح آب زیرزمینی در آبخوان‌های موردمطالعه، خطواره‌ها با استفاده از موتور جستجوی تصاویر ماهواره‌ای Bing (تصویر ماهواره‌ای Landsat 8) در محیط ArcGIS استخراج گردید. به‌طور میانگین میزان افت آبخوان‌های کارستی شاویش و تنوش ایذه برابر با 129.1 متر و در تاقدیس گورپی لالی حدود 17 متر در دوره‌ی ده‌ساله خشک‌سالی است. علت اصلی اختلاف رفتار هیدروژئولوژی این دو منطقه‌ی ایذه در لیتولوژی متفاوت سازندهای ایلام و سروک، ضخامت متفاوت لایه‌ها و خاصیت شکنندگی متفاوت این دو سازند در دو منطقه‌ی ایذه است که این باعث ایجاد آبخوان کارستی با پتانسیل خیلی خوب در لالی شده است.

زهره ابراهیمی، فاطمه روستائی، مجتبی سلیمانی ساردو،
دوره 10، شماره 37 - ( 7-1398 )
چکیده

پوشش گیاهی یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های فیزیکی سطح زمین است که نقش مهمی در کاهش وقوع پدیده‌ی فرسایش بادی و کاهش انتشار ذرات گردوغبار، به‌ویژه در مناطق خشک و نیمه‌خشک دارد. میزان توسعه و یا تخریب پوشش گیاهی یک منطقه، معمولاً تحت تأثیر عوامل اقلیمی در بازه‌های زمانی مختلف، تغییر می‌کند. هدف از تحقیق حاضر، تحلیل تغییرات زمانی پوشش گیاهی مراتع غرب استان کرمان و تعیین ارتباط آن با عوامل اقلیمی با استفاده از دقیق‌ترین مدل حاصل از برقراری روش حداقل مربعات معمولی (OLS) بین داده‌های هواشناسی و پوشش گیاهی است. بدین منظور از داده‌های ماهیانه‌ی شاخص نرمال‌شده‌ی تفاوت پوشش گیاهی سنجنده‌ی مودیس (NDVI) و متغیرهای هواشناسی (متوسط دما، بارندگی، سرعت باد، دمای حداکثر و دمای حداقل) مربوط به ماه‌های آوریل تا سپتامبر 2000 تا 2017 استفاده شد. مدل‌ها با استفاده از سه معیار ضریب تعیین(R2)، مجذور میانگین مربعات خطا (RMSE) و فاکتور تورم واریانس (VIF) با یکدیگر مقایسه و مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که ارتباط بین NDVI با متوسط دماهای حداقل و حداکثر، سرعت باد و بارندگی به دلیل بالاتر بودن مقدار R2 (24/0) و پایین بودن مقادیر RMSE (196/0) و VIF (2/3) نسبت به سایر روابط از دقت بالاتری برخوردار است. بر اساس این رابطه، مهم‌ترین عوامل اقلیمی مؤثر بر تغییر وضعیت پوشش گیاهی منطقه‌ی مطالعاتی به ترتیب متوسط دمای کمینه‌، بارش ماهیانه و سرعت وزش بادهای سطحی تعیین گردید. چنین نتایجی می‌تواند درک ما را نسبت به اثر تغییرات اقلیم بر وضعیت پوشش گیاهی مناطق خشک افزایش دهد.


سهیل رادیوم،
دوره 10، شماره 37 - ( 7-1398 )
چکیده

از طریق جمع‌آوری اطلاعات دقیق و مناسب از سطح زمین‌های زراعی می‌توان نسبت به مدیریت بهینه­ی مزرعه و افزایش بهره‌وری تولید اقدام نمود. هدف از پژوهش حاضر، مکان‌یابی محل نصب سنسورهای اندازه‌گیری رطوبت خاک در سطح باغات پسته در شهرستان زرندیه است. بدین منظور، اطلاعات اولیه­ی موردنیاز از سطح باغ از طریق پردازش تصاویر ماهواره‌ای تهیه شد. سپس به کمک خوشه‌بندی این اطلاعات، کلاس‌های تغییرات موجود در سطح باغ شناسایی گردید و در سطح هر یک از این کلاس‌ها موقعیت سنسورها به نحوی انتخاب شد که بتواند حداکثر پوشش را در سطح باغ فراهم نماید. طبقه‌بندی اطلاعات سطح باغ 9 کلاس متفاوت، رطوبت و پوشش گیاهی را در سطح باغ آشکار کرد. نتایج نشان داد که در سطح هر یک از باغ‌ها با آبیاری غرقابی و قطره‌ای می‌توان کلاس‌هایی با شرایط متفاوت را شناسایی کرد. به­علاوه، نتایج نشان داده با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای به‌خوبی می‌توان خلأ کمبود اطلاعات از سطح زمین‌های کشاورزی را مرتفع نمود. همچنین از طریق مکان‌یابی مناسب سنسورها می‌توان کلیه­ی تغییرات و نوسانات پارامترهای موردنظر در سطح باغ را اندازه‌گیری نمود. مکان‌یابی سنسورها مؤید آن است که این باغ حداقل به تعداد 9 سنسور رطوبت خاک برای برنامه‌ریزی مناسب آبیاری نیاز دارد.


حسین اسمعیلی، سعید نگهبان،
دوره 11، شماره 43 - ( 1-1400 )
چکیده

تغییرات بدون برنامه و غیراصولی کاربری اراضی و پوشش زمین از چالش‌­های اساسی و مهم بسیاری از کشورها و مناطق مختلف کره­‌ی زمین محسوب می­‌شود که به نوبه­­‌ی خود تأثیرات مخربی را بر روی منابع طبیعی بر جای می­‌گذارد؛ بنابراین بررسی تغییرات کاربری اراضی از نقش اساسی و مهمی جهت مطالعات زیست‌محیطی برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف آشکارسازی و پیش­‌بینی تغییرات کاربری اراضی دشت داراب با استفاده از مدل زنجیره‌ی مارکوف و سلول­‌های خودکار یاCA – Markov  با کمک سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و تکنیک سنجش‌ازدور (RS) انجام شد. بدین‌صورت که ابتدا با استفاده از تصاویر ماهواره‌ی لندست و بر اساس روش حداکثر درست­‌نمایی، نقشه‌های طبقه­‌بندی مربوط به سه دوره‌ی زمانی مختلف شامل 1378-1368، 1388-1378 و 1398-1388 در هفت کلاس متفاوت تهیه شد. سپس با استفاده از دو نقشه‌ی سال­‌های 1368 و 1388 به‌عنوان نقشه‌های پایه و پیشرو و با ترکیب مدل زنجیره‌ی مارکوف و سلول­‌های خودکار نقشه‌ی پیش‌­بینی مربوط به سال 1398 تولید شد. در گام بعد، نقشه‌ی پیش‌بینی‌شده سال 1398 با نقشه‌ی واقعی مربوط به همان سال بر اساس میزان پارامترهای توافق و عدم توافق مورد ارزیابی قرار گرفت. درنهایت، پس از اطمینان از دقت مدل پیش­‌بینی، نقشه‌ی کاربری اراضی مربوط به سال­‌های 1368 و 1398 وارد مدل شده و نقشه‌ی کاربری اراضی برای 10 سال آینده؛ یعنی سال 1408 پیش‌­بینی گردید. مطابق با نقشه‌ی تولیدشده، انواع کاربری­‌ها تغییرات و تبدیلات چشم­‌گیری خواهند داشت؛ به‌طوری‌که از مساحت زمین‌های زراعی به میزان 4/419 هکتار، از مساحت کوه­‌ها 8/8529 هکتار، از مساحت کاربری مراتع 9/4287 هکتار و درنهایت از مساحت منابع آب 88/270 هکتار کاسته خواهد شد. از سوی دیگر، به مساحت زمین­‌های بایر به میزان 6/11113 هکتار، به کاربری باغی 31/1926 هکتار و به کاربری مسکونی 08/459 هکتار افزوده خواهد شد.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه مطالعات جغرافیایی مناطق خشک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2022 CC BY-NC 4.0 | Journal of Arid Regions Geographics Studies

Designed & Developed by : Yektaweb