جستجو در مقالات منتشر شده


11 نتیجه برای موضوع مقاله: برنامه ریزی روستایی

محمودرضا انوری، عثمان بلوچی، ابراهیم هاشمزهی ،
دوره 3، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده


محمدرضا رضوانی، ناصر بیات، ابراهیم رستگار، علی قنبری نسب،
دوره 3، شماره 11 - ( 3-1392 )
چکیده

فرشبافی یکی از کهن ترین و برجسته‌ترین صنایع دستی ایرانیان به شمار می آید که در نواحی‌روستایی همواره در کنار بخش کشاورزی به عنوان یکی از مهمترین منابع تامین درآمد مردم بوده است. در دوره معاصر، به ویژه در چند دهه گذشته به دلیل تغییرات‌ساختاری در اقتصاد‌ملی، رشد شهرنشینی، گسترش صنایع و بوروکراسی مبتنی بر درآمدهای نفتی به تحولات گسترده اجتماعی و اقتصادی از جمله در نواحی روستایی انجامید. این شرایط رکود فعالیت های اقتصادی سنتی در بسیاری از نواحی روستایی همچون فرشبافی را در پی داشته است. براین پایه پژوهش حاضر به شناخت و تحلیل علل رکود صنعت فرشبافی در سه روستا از توابع دهستان جوزان شهرستان ملایر می پردازد. روش تحقیق ترکیبی و اکتشافی است. نخست با استفاده از تکنیک مصاحبه نیمه ساختار یافته شناخت علل رکود فعالیت فرشبافی از دیدگاه کارشناسان در منطقه مورد مطالعه با استفاده از روش کدگذاری باز تجزیه و تحلیل گردید و16 علت اصلی اثر گذار در رکود فرشبافی در روستاهای مورد مطالعه شناسایی گردید؛ سپس نتایج این بخش از پژوهش اساس طراحی پرسشنامه در مرحله بعد قرار گرفت. با طراحی پرسشنامه در چارچوب طیف لیکرت دیدگاه فرشبافان روستایی در ارتباط با علل ذکر شده درباره رکود فعالیت فرشبافی مورد بررسی قرار گرفت و روش خوشه بندی سلسله مراتبی برای تجزیه و تحلیل داده های پرسشنامه به کار رفت . بر اساس دیدگاه پاسخگویان مهمترین علت رکود فعالیت فرشبافی در روستاهای مورد مطالعه "گرایش خانواده های روستایی به سبک، شیوه و فرهنگ زندگی شهرنشینی و ناهمخوانی آن با سبک و شیوه زندگی و معیشت سنتی در روستا" و کم اهمیت ترین علت نیز "مشکلات بهداشتی فرشبافی به سبک سنتی در خانه" است.
ام السلمه بابایی فینی، بیژن رحمانی، مجید حضرتی،
دوره 3، شماره 11 - ( 3-1392 )
چکیده

تعاونی کشاورزی نهادی اقتصادی است که در پاسخ به اوضاع نامساعد بازار، توسّط کشاورزان تشکیل می شود. این گونه نهادها از طریق مشارکت و «یک کاسه کردن» تولید، به سازماندهی عوامل تولید در سکونتگاه های روستایی، به منظور افزایش کمّی و کیفی تولید و درآمد می پردازد. بنابراین، توسعه و تقویت این نهادها، نقش مهمی در توسعه اقتصاد روستایی خواهد داشت. از این رو، مقاله حاضر با استفاده از شیوه توصیفی-تحلیلی، فرصت ها و محدودیّت های تعاونی های کشاورزی شهرستان خدابنده را مورد مطالعه و ارزیابی قرار می دهد. تا از طریق آن، راهبردهای مؤثّر بر توسعه تعاونی های کشاورزی در اقتصاد روستایی را شناسایی کند. داده های مورد نیاز از طریق مطالعات میدانی و کتابخانه ای جمع آوری گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از مدل SWOT، تحلیل دلفی و روش راه حل توافقی و بهینه سازی چند معیاره(Vikor) استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق شامل سه گروه می باشد، که با استفاده از نمونه گیری تخصّصی، 170 کشاورزان عضو تعاونی، 170 کشاورز غیر عضو تعاونی و 30 کارشناسان تعاونی انتخاب شدند. نتایج تحقیق نشان می دهد که موانع و مشکلات ساختاری که ناشی از ضعف سیاستگذاری و جذب سرمایه در سطح محلی و منطقه ای است، فعّالیّت های کشاورزی و به دنبال آن عملکرد تعاونی های کشاورزی را محدود می کند. از این رو، بیمه نمودن تعاونی ها، اعطای تسهیلات ویژه به طرح های نوآوری و فناوری محور، هدایت سرمایه های بخش خصوصی به سمت اقتصاد تعاونی و کاهش موانع بانکی و اعتباری تعاونی ها، در تقویّت تعاونی های کشاورزی و توسعه آن در اقتصاد روستاها می تواند نقش مهمی ایفا کند.
دکتر محمدعلی فیروزی، مجید گودرزی، رضا زارعی،
دوره 3، شماره 12 - ( 4-1392 )
چکیده

این پژوهش با رویکردی متقابل و بر اساس الگوی رایج که ارتباطی منطقی بین کارآفرینی و گردشگری پایدار روستایی برقرار می‌کند، به بررسی توسعه کارآفرینی در محیط‌های روستایی پرداخته است و به همین جهت روستای خارستان از توابع شهرستان بهبهان را به عنوان نمونه مورد بررسی قرار داده است. روش تحقیق در این پژوهش ترکیبی از روش های توصیفی- تحلیلی و پیمایشی است. روش جمع آوری اطّلاعات و داده‌ها به صورت اسنادی (کتابخانه ای) و میدانی (پرسشنامه) بوده که پس از تعیین شاخص‌ها و متغیّرهای تحقیق، با استفاده از پرسشنامه، داده های لازم گردآوری شده است. در این مطالعه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی، تعداد 130 نفر روستایی در سن فعّالیّت (15 تا 65 سال) با حدّاقل سطح سواد راهنمایی، مورد مطالعه واقع شدند. سپس با بررسی 5 معیار اصلی جهت بررسی ارتباط متقابل بین کارآفرینی و گردشگری پایدار روستایی، فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) مورد استفاده قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که کم تر از 10 درصد اهالی روستا با مهارت‌های کارآفرینی آشنایی دارند. هم چنین با توجّه به خروجی‌های نهایی تحلیل فرآیند سلسله مراتبی، میزان آشنایی با کارآفرینی و ایجاد زیرساخت‌های کارآفرینی، دو عامل مهم و تأثیر گذار در توسعه کارآفرینی در روستای خارستان می‌باشد.
دکتر محمود فال سلیمان، حجت صادقی، زینب غلامی،
دوره 3، شماره 12 - ( 4-1392 )
چکیده

بخش کشاورزی دارای نقش اساسی در حیات اقتصادی و سیاسی جوامع سرتاسر جهان متناسب با اقلیم های خود می‌باشد. حال در بین محصولات کشاورزی، محصولات استراتژیک منطقه ای می تواند نسبت به دیگر محصولات جایگاه و نقش ویژه ای را از لحاظ منطقه ای و تأثیرات مختلف اقتصادی و اجتماعی به وجود آورد. محصول پسته به عنوان یک محصول استراتژیک و پربازده کشاورزی با توجّه به مقاومت زیاد در برابر خشکی و شوری، نقش قابل توجّهی در وضعیّت اجتماعی و اقتصادی کشاورزان مناطق خشک و نیمه خشک ایفا می‌نماید. لذا، یکی از برنامه ریزی های اوّلیّه در زمینه محصولات استراتژیک از جمله پسته، مطالعه و بررسی اثرات اقتصادی و اجتماعی کشت پسته بر خانوارهای بهره بردار کشاورزی و مرتفع ساختن نقاط ضعف و تقویت نقاط قوّت در این مورد می باشد. در این تحقیق هدف بررسی این موضوع در بخش ششطراز شهرستان خلیل آباد به صورت مطالعه موردی است. روش تحقیق به لحاظ هدف کاربردی و بر مبنای روش و ماهیّت، توصیفی-تحلیلی است. برای جمع آوری اطّلاعات از دو روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. تکنیک مورد استفاده در مطالعه میدانی ابزار پرسش نامه بوده، که با استفاده از فرمول کوکران298خانوار مورد پرسش گری قرار گرفتند. تحلیل ها در نرم افزار اس پی اس اس انجام و از آزمون دو جمله ای(binomial)، مرتبط با فرضیّه ها استفاده گردید. نتایج تحقیق نشان داد که بین میانگین علل محیطی، اقتصادی و حمایت های دولت و بخش خصوصی و افزایش انگیزه بهره برداران به توسعه کشت محصول پسته رابطه معنی داری وجود دارد. چراکه، مقدار به دست آمده از تحلیل متغیّرها، کم تر از 0.05 می باشد. همچنین بر اساس نتایج حاصل از آزمون دو جمله ای(binomial)، ، محصول پسته بر وضعیّت اجتماعی و اقتصادی پسته کاران تأثیر گذار بوده است؛ به گونه ای که کشت پسته از لحاظ اقتصادی و اجتماعی، شاخص های مانند افزایش میزان پس انداز در بانک، بهبود وضعیّت مسکن ، بهبود شرایط رفاهی خانوار ، ایجاد درآمد بالا، خرید وسایل نقلیه، آموزش، افزایش تولید و... را ارتقا بخشیده است.

دکتر جعفر جوان، سعید دلیل، دکتر محمد سلمانی مقدم،
دوره 3، شماره 12 - ( 4-1392 )
چکیده

هنری لوفور، جامعه‌شناس و فیلسوف مارکسیست فرانسوی، مُبدِع نظریه تولید فضاست. تحلیل بقای نظام اقتصادی سرمایه‌داری از طریق فضا و همچنین تاثیرات دولت و مردم بر فضا، از جمله مسائلی هستند که لوفور را به نظریه پردازی درباره فضا به عنوان یک محصول اجتماعی رهنمون کردند. لوفور به دنبال بررسی این موضوع بود که دولت چگونه بر کاربران فضا، از طریق فضا، هژمونی خود را اعمال می‌کند و همچنین به دنبال تغییری در مفهوم‌پردازی‌های رایج درباره فضا در علوم انسانی بود. لوفور با استفاده از منطق دیالکتیکی هگلی-مارکسی و تلقیِ خاصّ خود از این منطق به مفهوم‌پردازی درباره فضا پرداخت. از نظر وی فضا فی نفسه (در مفهوم دکارتی) مفهومی تهی است و اصالتا باید فضا را اجتماعی در نظر گرفت. فضا از نظر لوفور، بودگاهی است که در آن نزاع طبقاتی رخ می‌دهد و همچنین محل تسلط دولت با ویژگی‌های سرمایه‌دارانه است، از همین نقطه نظر لوفور به این نتیجه می‌رسد که فضا سیاسی نیز هست. به عبارتی از نظر لوفور، نه تنها فضا ناشی از شرایط و روابط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تولید می‌شود، بلکه در بازتولید آن شرایط و روابط نقشی مستقیم و اساسی ایفا می‌کند.
مریم قاسمی، جعفر جوان، زهرا صابری،
دوره 4، شماره 16 - ( 10-1393 )
چکیده

علاوه بر جریان غالب مهاجرت از روستا به شهر و از شهرهای کوچک به بزرگ، طی سالهای اخیر جریان وارونه‌ی مهاجرت از شهرها خصوصا کلانشهرها به نقاط روستایی شکل گرفته است. هدف کلی تحقیق حاضر تحلیل علل شکل‌گیری مهاجرت معکوس به نواحی روستایی شهرستان بینالود است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و شالوده مطالعه مبتنی بر عملیات میدانی (تکمیل پرسشنامه) در نواحی روستایی شهرستان بینالود است. بررسی ضریب پایایی 0.8حاکی از سطح بالای اعتماد پرسشنامه است. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون تی استیودنت و تحلیل عاملی در نرم‌افزار SPSS و جهت ترسیم نقشه از نرم افزار Arc Gis بهره گرفته شده است. واحد تحلیل 165 خانوار بازگشتی بوده که 25 متغیر در طیف لیکرت ۵ گزینه‌ای را پاسخ داده اند. نتایج مطالعه ضمن تصریح بر وجود ارتباط تنگاتنگ و بسیار نزدیک بین کلانشهر مشهد و روستاهای شهرستان بینالود، علل اصلی شکل گیری جریان مهاجرت بازگشتی از دیدگاه مهاجران در بعد طبیعی «آب و هوای مناسب» با میانگین 2.85، در بعد اقتصادی «ضرورت شغلی و نزدیکی به محل کار» با میانگین 2.63 و در بعد اجتماعی «برخورداری روستا از خدمات و امکانات» با میانگین 2.22 به دست آمد. نتایج تحلیل عاملی 25 متغیر شناسایی شده را در ذیل 7 مولفه اصلی- به ترتیب شامل عوامل زیرساختی، اقتصادی، زیست محیطی، فرهنگی، تعلق مکانی، بازنشستگی، و مسکن- تلخیص نمود که عوامل اول تا هفتم روی‌هم‌رفته 69.28 درصد از مجموع واریانس مهاجرت معکوس را توضیح داده است.
لیلا مشکانی، یعقوب زنگنه،
دوره 5، شماره 18 - ( 12-1393 )
چکیده

چکیده: با وجود جایگاه خاص ایدئولوژی و اعتقادات دینی در خلق فضاهای انسانی، تحقیقات اندکی در رابطه با تحلیل پراکندگی ادیان و مذاهب و نقش مهم آن در شکل گیری فضاهای انسان ساخت در مباحث جغرافیای انسانی انجام گرفته است.در واقع در ساخت قلمروهای انسانی بیش از هر چیزی این نظام ارزشی،تفکربشری ،اخلاقیات و ایدئولوژی حاکم بر جوامع است که مؤثر واقع می شود، اما مقدم بر آن توجه به تأثیر محیط طبیعی در شکل گیری ، تکامل و گسترش این نظامات نظر برخی جغرافیایی را به خود جلب کرده است؛ به گونه ای که برخی تنها ریشه مذاهب را در شرایط محیطی جستجو می کنند. از جمله ضعف های جغرافیای انسانی در کشور ما ، نبود دیدگاه فلسفی تبیین کننده رابطه متقابل فضادر شکل گیری ایدئولوژی و تاثیر انکارناپذیر مذهب در ساخت و بازساخت فضاهای جغرافیایی می باشد.کشور ایران با توجه به قدمت تاریخی و ویژگی های خاص جغرافیایی خود، زادگاه بسیاری از افکار و ایدئولوژی ها و محل تصادم آنها می باشد.در نتیجه برای شناخت بهتر فضاهای زیست در این سرزمین به ناچار باید بادیدی وسیع و به دور از تعصب، رابطه محیط طبیعی را با مجموعه ارزش هایی که تحت عنوان ادیان و مذاهب از آن یاد می شود، مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.بر این مبنا تحقیق حاضر با هدف بررسی و تحلیل شکل گیری و گسترش مذاهب ایران باستان با رویکردی جغرافیایی انجام گرفته است .و از نوع توصیفی - تحلیلی بوده و روش گردآوری اطلاعات اسنادی است.آنچه به عنوان نتیجه گیری از این تحقیق می توان استنباط کرد این است که در شکل گیری ، تکامل و گسترش مذاهب ، نه تنها عوامل مکانی وجغرافیایی ، بلکه شرایط و تحولات اقتصادی، اجتماعی، روابط ملل و مناسبات قدرت مؤثر بوده و این عوامل نیز خود از نقش آفرینی گرایشات مذهبی تاثیر پذیرفته اند.
حمیده محمودی، مریم قاسمی، حمید شایان،
دوره 5، شماره 20 - ( 4-1394 )
چکیده

امروزه گردشگری، با ویژگی‌های بارز و منحصر به فرد، به یکی از بزرگ‌ترین و پرمنفعت‌ترین صنایع در اقتصاد جهان تبدیل شده و بستری جهت ایجاد تغییرات در فضاهای جغرافیایی فراهم آورده است. گردشگری مذهبی یکی از گونه‌های گردشگری است که توسعه آن می‌تواند منجر به افزایش اشتغال و درآمد و رونق اقتصاد در فضاهای مختلف جغرافیایی خصوصاً نواحی روستایی گردد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرات گردشگری مذهبی بر توسعه اقتصادی سکونتگاه‌های روستایی انجام شده است. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی است. متغیر مستقل «گردشگری مذهبی» است که توسط 11 مؤلفه، کمی شده است و متغیرهای وابسته «درآمد» و «اشتغال» در نواحی روستایی است که به ترتیب با 21 و 10 مؤلفه مورد بررسی قرار گرفته‌اند. با توجه به الگوی راپرت در تعیین حوزه نفوذ گردشگاهی کلان شهرها، تعداد 10 روستای دارای بقعه متبرکه در دو شهرستان مشهد و بینالود به عنوان نمونه انتخاب شد. واحد تحلیل در این مطالعه روستا بوده و جامعه آماری از دو گروه : جامعه میزبان شامل 196 نفر روستایی و جامعه میهمان شامل 185 نفر گردشگر تشکیل شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها در نرم افزار SPSS از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی ساده و همچنین به منظور نمایش توزیع فضایی روستاهای مورد بررسی از نرم افزار GIS استفاده شد. نتایج حاصل از رگرسیون نشان می‌دهد که گردشگری مذهبی به میزان 0.79 بر درآمد، 0.68 بر اشتغال و در مجموع 0.77 بر اقتصاد سکونتگاه‌های روستایی مورد بررسی موثر بوده است. در واقع توسعه گردشگری مذهبی در روستاهای دارای بقاع متبرکه در ایجاد اشتغال، افزایش درآمد و رونق اقتصادی تأثیر مثبتی داشته است. در مجموع گردشگری مذهبی با ویژگی‌های ساختاری و کارکردی‌اش، عاملی مهم جهت احیاء اقتصاد روستاهای دارای این امتیاز و سایر روستاهای مجاور محسوب می‌شود.


محمد ظاهری، رضا طالبی فرد، عقیل خالقی،
دوره 6، شماره 21 - ( 12-1394 )
چکیده

خشکسالی به ‌عنوان یک واقعیت بحرانی، در نوع خود پدیده‌ای پیچیده و دارای ابعاد مختلف می‌باشد و با وقوع در مناطق روستایی، زمینه­ی‌ بروز چالش‌های زیست‌محیطی، اقتصادی، اجتماعی و روان‌شناختی را فراهم می‌آورد؛ بر این اساس اتخاذ رویکرد سیستمی و همه‌جانبه­نگر، جهت کاهش آسیب‌پذیری روستاییان در برابر پیامدهای خشکسالی با تأکید بر مدل مدیریت ریسک، ضروری به نظر می‌رسد. در تحقیق حاضر، به ارزیابی نیمه­کمّی خطرپذیری خشکسالی با استفاده از مدل مدیریت ریسک پرداخته شده است. تحقیق حاضر، از نوع کاربردی و از نظر ماهیت و روش، به ‌صورت توصیفی- تحلیلی بوده و برای گردآوری داده­ها از روش گردآوری اطّلاعات به ‌صورت کتابخانه‌ای و میدانی استفاده شده است. ارزیابی نیمه­کمّی خطرپذیری خشکسالی در دهستان دولت‌آباد، توسط 30 نفر از کارشناسان و افراد صاحب‌نظر در اداره­ی کل منابع طبیعی شهرستان جیرفت، سازمان جهاد کشاورزی منطقه­ی جیرفت و کهنوج و هم­چنین مسئولان روستاهای نمونه به ‌صورت اظهارنظر آزاد صورت گرفته است؛ بدین ترتیب که ابتدا لیست خطرات و پیامدهای خشکسالی در محدوده­ی مورد مطالعه استخراج و سپس تمامی این خطرات و پیامدها، ضریب­دهی و اولویت‌بندی و در نهایت نتایج اطّلاعات به‌ صورت نمودار رادار نشان داده ‌شده ‌است . نتایج تحقیق نشان می‌دهد که بالا رفتن نرخ بیکاری و از بین رفتن فرصت‌های شغلی و خروج از بخش کشاورزی به‌ عنوان خطرات اصلی خشکسالی در منطقه می‌باشد؛ بنابراین فرآیند مدیریت ریسک، این امکان را فراهم می‌سازد تا اولویت‌بندی اقدامات، درست در جایی که بیش­ترین نیاز به اجرای آن وجود دارد، انجام پذیرد.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه مطالعات جغرافیایی مناطق خشک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2022 CC BY-NC 4.0 | Journal of Arid Regions Geographics Studies

Designed & Developed by : Yektaweb