جستجو در مقالات منتشر شده


18 نتیجه برای Iran

سید ابوالفضل مسعودیان،
دوره 1، شماره 2 - ( 10-1389 )
چکیده

در این پژوهش از داده‎های روزانه‎ی دمای 663 ایستگاه اقلیمی و همدید کشور، در بازه‎ی زمانی 1/1/1340 تا 11/10/1383. بهره‎برداری شده است. به کمک روش زمین آماری کریگینگ، داده‎ها روی پیکسل‎های 15×15 کیلومتر درون‎یابی شدند. به این ترتیب آرایه‎ای به ابعاد‌ 7187×15992 تشکیل شد. برای شناسایی روزهای فرین سرد از نمایه‎ی انحراف بهنجار شده‎ی دما (NTD ) بهره بردیم، سپس داده‎ها برحسب مقدار این نمایه و گستره‌ی حاکمیت سرما (NTD<0) مرتب شد و 500 روز اول که شرط NTD<-2 را تأمین می‎کرد به عنوان نمونه انتخاب شد. سرانجام یک آرایه به ابعاد 7187×500 تشکیل شد. انجام تحلیل خوشه‌ای به روش وارد بر روی این آرایه نشان داد که ایران را می‌توان از نظر سرماهای فرین به شش ناحیه بخش کرد. آرایش جغرافیایی این نواحی نشان می‎دهد که همسایگی با توده‎های بزرگ آب و موانع کوهستانی در منطقه‎بندی نواحی دمای فرین سرد ایران نقش بازی می‎کنند. از سوی دیگر آرایش جغرافیایی این نواحی بازتاب دهنده‎ی مسیرهای نفوذ هوای بسیار سرد به ایران است.
حمید نظری پـور ، محمود خسـروی ، سیـد ابوالفضل مسعودیان،
دوره 1، شماره 3 - ( 1-1390 )
چکیده

ایران در کمربند خشک عرض میانه قرار گرفته که متوسط بارش آن 250 میلی‌متر بوده و از تغییرات زمانی و مکانی شدید برخوردار است. رویدادهای بارشی با تدوام کوتاه، یکی از مشخصه‌های مناطق خشک بوده که در ایران نیز ملموس است. هرچند بارش ایران تدوامی بین 1 تا 45 روز داشته و از تغییرات زمانی ـ مکانی شدید نیز برخوردار است اما بیشینه بارش و روزهای بارشی ایران توسط بارش‌های تدوام کوتاه تأمین می‌گردد؛ بنابراین رخداد بارش‌های تدوام طولانی، یک رویداد فرین تلقی می‌گردند که از تغییرپذیری شدیدی نیز برخوردارند. با توجه به اهمیت بارش به‌ویژه در تأمین منابع آب ایران، بررسی نقش تداوم‌های متفاوت بارش در تأمین آن ضروری می‌باشد؛ بنابراین فهم این‌که هر تداوم بارش، چه سهمی از روزهای بارشی و مقدار بارش گستره ایران را تولید می‌نماید، ضروری است. برای بررسی الگوهای فضایی اهمیت تداوم بارش در پهنه ایران از پایگاه داده بارش ایران با آرایش زمان ـ مکان استفاده گردیده است. در این پایگاه داده مشاهدات روزانه بارش از 01/01/1340 تا 10/10/1383 با فواصل 15 کیلومتر بر روی 7187 یاخته موجود است. ابتدا، تدوام‌های مختلف بارش، متوسط مقدار بارش و روزهای بارشی در سری زمانی هر یاخته برآورد و سپس سهم تداوم‌های مختلف بارش در تأمین روزهای بارشی و مقدار بارش هر یاخته نیز محاسبه گردیده است. حاصل نسبت سهم هر تداوم در تأمین مقدار بارش هر یاخته به سهم همان تداوم در تأمین روزهای بارشی همان یاخته، میزان اهمیت آن تداوم را مشخص می‌نماید. نتایج این بررسی نشان داد که اهمیت تداوم‌های بارش در گستره‌ی ایران دارای الگوهای فضایی متفاوت می‌باشند. بارش‌های با تدوام یک تا هفت روز، تقریباً در تمام گستره‌ی ایران و بارش‌های با تدوام بزرگ‌تر تنها در برخی از قسمت‌های ایران رخ داده‌اند. با افزایش تدوام بارش‌ها، سهم آن‌ها در تشکیل روزهای بارشی ایران به شدت کاهش می‌یابد. بر خلاف آن، افزایش تداوم بارش‌ها، سبب کاهش تأمین بارش تمام گستره ایران نمی‌گردد. با افزایش تداوم بارش، سهم آن‌ها در تأمین روزهای بارشی ایران به شدت کاهش می‌یابد؛ به‌گونه‌ای که بیشینه روزهای بارشی کُل ایران و بیشینه بارش بخش بزرگی از ایران توسط بارش‌های با تداوم یک روزه، تأمین می‌گردد. با این وجود، سهم بارش‌های با تداوم یک روزه در تأمین روزهای بارشی و بارش نیمه‌ی شرقی ایران پُررنگ‌تر است. در مقابل، با افزایش تداوم بارش‌ها، روزهای بارشی و بارش ایران با الگوهای فضایی متفاوت کاهش می‌یابند. سهم تأمین بارش در مرکز و جنوب شرق ایران با افزایش تداوم بارش به شدت کاهش می‌یابد، اما در غرب و شمال غرب ایران این شرایط برعکس می‌باشد. در برخی مناطق پُربارش نیمه غربی و شمالی ایران، افزایش تداوم بارش با افزایش سهم آن‌ها در تأمین بارش همسو بوده و در سایر مناطق پُربارش کاهش سهم تأمین بارش توسط تداوم‌های مختلف بارش تدریجی است. بنابراین الگوهای فضایی متفاوتی از سهم تأمین روزهای بارشی و مقدار بارش ایران توسط تداوم‌های مختلف بارش پدید می‌آید که نشانگر الگوهای فضایی اهمیت آن‌ها در گستره ایران است. اهمیت بارش‌های با تداوم یک روزه، الگوی فضایی خاصی را نشان نمی‌دهد و مهم‌ترین تداوم بارش ایران، کم اهمیت‌ترین تداوم بارش نیز محسوب می‌گردد. افزایش تداوم بارش‌ها با افزایش میزان اهمیت آن‌ها در ایران همسو بوده و الگوهای فضایی متفاوتی را ایجاد می‌نمایند. میزان اهمیت بارش‌های با تداوم کوتاه (1 تا3 روز) در نیمه شرقی و میزان اهمیت بارش‌های با تداوم طولانی (بیش‌تر از سه روز) در نیمه‌ی غربی ایران بیشینه می‌باشد.
یوسف قویدل رحیمی،
دوره 1، شماره 3 - ( 1-1390 )
چکیده

در این پژوهش با استفاده از داده‌های مختلف ایستگاهی و داده‌های جو بالا، ابتدا ویژگی‌های آماری موج گرمایی به وقوع پیوسته از روز 6 تیر تا 5 مرداد 1389 مورد بررسی قرار گرفته و سپس با استفاده از روش تحلیل خوشه‌ای وارد، موج گرمایی مذکور از نظر شدت به 3 دوره گرم با 17 عضو و میانگین دمای بیشینه برابر با 17/37 درجه سانتی‌گراد، گرم شدید با 5 عضو و متوسط دمای بیشینه برابر با 2/38 درجه سانتی‌گراد و اَبَر گرم با 10 عضو و متوسط دمای بیشینه برابر با 28/39 درجه سانتی‌گراد طبقه‌بندی گردید. توزیع فضایی دمای بیشینه 2 متری بالای زمین نشان داد که منطقه‌ی بیشینه دمای ایران در بازه‌ی زمانی 13 تا 22 تیر ماه 1382، مناطق جنوب غرب و غرب ایران به‌ویژه ایستگاه‌های ماهشهر، دزفول، دهلران و قصر شیرین هستند. موج اَبَر گرم برای تحلیل سینوپتیک انتخاب گردید. نتایج حاصل از تهیه و تفسیر نقشه‌های سینوپتیک نشان داد که وجود یک کم‌فشار حرارتی بر روی شبه جزیره عربستان و اثرات ناشی از تسری و فعالیت و مهاجرت کم‌فشار مذکور به سمت ایران عامل اصلی گرمایش و گسیل موج اَبر گرم در دوره زمانی 13 تا 22 تیرماه 1389 بوده است. هم‌چنین بررسی نقشه‌های سطوح میانی نشان از افزایش ضخامت جو در بازه زمانی بروز موج اَبَر گرم داشته و نشان می‌دهد که کل منطقه خاورمیانه و ایران تحت استیلای کامل پرفشار جنب حاره‌ای قرار گرفته است. نقشه‌های مربوط به الگوی متوسط نقشه‌های ارتفاع ژئوپتانسیل در زمان وقوع موج اَبَر گرم حاکی از استقرار یک پر ارتفاع بسته، بر روی ایران دارد که در تراز 500 هکتوپاسکال ارتفاع آن به 5940 ژئوپتانسیل متر می‌رسد. پر ارتفاع مذکور در واقع پیچانه‌ای است که در مسیر راهش از شمال آفریقا و شبه جزیره عربستان، درونش گرمای بیشتری انباشته شده و شرایط بسیار داغ و سوزانی را حاکم می‌سازد. مسیر فرارفت گرما و منبع تأمین گرمای موج اَبَر گرم و میزان فرارفت دمای روزهای مختلف نشان دهنده فرارفتی بودن موج اَبَر گرمایی به وقوع پیوسته در تابستان 1389 است. بروز موج گرمایی مذکور در ایران با اثرات نامطلوب بسیار شدید محیطی، اقتصادی- اجتماعی و بهداشتی همراه بوده است.
غـلامعلی مظفـری ، علی‌ ‌هــاشمی، فرشاد صفرپور،
دوره 1، شماره 4 - ( 4-1390 )
چکیده

مالاریا یکی از بیماری‌های بومی ایران است که از زمان‌های قدیم در این کشور شیوع داشته. شیوع و انتشار این بیماری تحت تاثیر مسائل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به ویژه شرایط محیطی است. در این مطالعه رابطه‌ی بین تغییرات سالانه‌ی موارد بروز بیماری مالاریا و شاخص SOI برای ایران طی سال‌های 2007-1990 و نیز تغییرات ماهانه موارد بروز بیماری مالاریا و شاخص SOI برای شهر چابهار طی سال‌های 1382 تا 1387 مورد بررسی قرار گرفته است. برای انجام این تحقیق، مقادیر بارش سالانه کشور طی یک دوره آماری 18 ساله ( 2007-1990) و بارش ماهانه و سالانه ایستگاه چابهار طی دوره آماری 6 ساله (1387-1382) به ترتیب از سایت سازمان هواشناسی کشور و ایستگاه هواشناسی شهر چابهار اخذ گردید. داده‌های مربوط به شاخص نوسان جنوبی (SOI) به صورت ماهانه و سالانه طی دوره آماری مورد مطالعه نیز از طریق سایت سازمان ملی اقیانوسی و اتمسفری جمع‌آوری شد. نتایج نشان داد که رخداد نوسان جنوبی با فاز منفی (ال‌نینو) که توام با افزایش ریزش‌های جوی در سطح کشور است، با کاهش موارد بروز بیماری مالاریا همراه است و در سال‌هایی که فاز مثبت (لانینا) به‌وقوع می‌پیوندد، موارد بروز مالاریا افزایش نشان می‌دهد. ولی این وضعیت در شهر چابهار برعکس است و تغییرات ماهانه شاخص نوسان جنوبی و موارد بروز مالاریا در این شهر نشان داد که فاز منفی نوسان جنوبی با کاهش بارش و فاز مثبت آن با افزایش مقادیر بارش همراه است. در نتیجه فاز منفی شاخص نوسان جنوبی با افزایش موارد بروز بیماری (اوج بروز بیماری در سال 1382مصادف با شدیدترین خشک‌سالی در چابهار) و فاز مثبت آن با کاهش موارد بروز بیماری مالاریا در شهر چابهار همراه است.
سیـاوش شـایـان، محمد شریفی‌کیـا، غلامرضـا زارع،
دوره 2، شماره 5 - ( 7-1390 )
چکیده

شوری‌زایی پدیده‌ی مورفولوژیکی آشنا با نواحی کویری و حاشیه‌ی کویری مانند ناحیه‌ی گرمسار است. تغییرات در روند و دامنه این پدیده‌ی در سال‌های اخیر، متأثر از اقدامات انسانی و تغییرات اقلیمی جریان زایشی آن را از پدیده به مخاطره متحول ساخته است. در این تحقیق با استفاده از منابع داده‌ای (سنجش از دوری، آزمایشگاهی، مشاهده‌ای و پیمایشی) به ارزیابی و تحلیل شوری‌زایی، در محدوده مخروط‌افکنه گرمسار پرداخته شده است. بدین منظور اقدام به ایجاد پایگاه داده مکانی در محیط GIS شده و پس از پردازش و تحلیل، روند و دامنه شوری‌زایی در اراضی و منابع آبی تبیین گردیده است؛ سپس عوامل شوری‌زایی مورد کنکاش و تحلیل قرار گرفت. یافته‌های تحقیق عواملی همچون نزدیکی و مجاورت با گنبدهای نمکی، تغییر در جهت و شدت جریان عبوری آب سطحی و افزایش میزان تبخیر از طریق افزایش آبیاری سطحی و عموماً غرق آبی را به عنوان عوامل اساسی و محوری در ایجاد و تشدید این پدیده معرفی نمود. افزایش نرخ و دامنه شوری‌زایی، در سطح مخروط‌افکنه، طی دهه‌ی مورد بررسی از دیگر یافته‌های تحقیق است که مؤید کاهش 4/1 وسعت اراضی با شوری کم و افزایشی به همین میزان در خصوص اراضی با شوری متوسط و عمدتاً زیاد است. شوری‌زایی در پهنه‌ی مورد مطالعه به واسطه‌ی موقعیت خاص و نوع کاربری‌های مستقر در آن تهدیدی جدی به شمار رفته و به عنوان یک مخاطره‌ی محیطی برای این ناحیه و تا حدودی نواحی همجوار از جمله کلان شهر تهران ارزیابی می‌شود.
بهلول علیجانی، محمد رضایی، فرزانه جعفری، فرشاد پژوه،
دوره 5، شماره 20 - ( 4-1394 )
چکیده

هرگونه تغییر در عناصر اقلیمی‌را می­توان در تغییر الگوهای فشار جست‌و‌جو کرد. در این پژوهش با نگرش گردشی به محیطی، اثر تغییرات الگوهای ارتفاع ژئوپتانسیل تراز 500 هکتوپاسکال بر دمای ماه ژانویه‌ی مطالعه­ شده‌است. به‌این منظور، داده‌های ماه ژانویه‌ی ارتفاع ژئوپتانسیل تراز 500 هکتوپاسکال و دمای سطح زمین در یک دوره آماری 50 ساله (1961-2010) از مرکز پیش‌بینی‌های محیطی گرفته‌شد. در گام بعد همبستگی مقادیر استاندار شده­ی داده‌های مذکور نشان‌داد که بیش‌ترین ارتباط بین دمای سطح زمین و ارتفاع ژئوپتانسیل تراز 500 هکتوپاسکال در منطقه­ی جنوب غرب کشور با ضریب 82/0 و کم‌ترین با 59/0 در شمال غرب کشور قرار دارد. سپس به منظور کاهش حجم داده­ها و استخراج الگوهای اصلی با ایجاد ماتریسی به ابعاد 24(تعداد نقاط در گستره‌ایران) در 50 ( تعداد سال‌ها)، تحلیل مؤلفه‌های اصلی با آرایه S روی ماتریس مقادیر استاندارد شده­ی ارتفاع ژئوپتانسیل تراز 500 هکتوپاسکال اعمال، و 4 مؤلفه حاصل گردید و به روش وریمکس (Varimax) چرخانده شد. در هر یک از 4 الگوی یاد شده انطباق بسیار خوبی بین ناهنجاری ارتفاع تراز 500 هکتوپاسکال با ناهنجاری دما ملاحظه گردید. به‌گونه­ای که کاهش ارتفاع ژئوپتانسیل منجر به کاهش دما و پدیدآیی ژانویه‌ی­های سردتر شده‌است؛ به‌عبارتی دیگر، شکل­گیری پشته‌ی ضعیف و افزایش ارتفاع ژئوپتانسیل و عدم ریزش هوای سرد عرض­های بالا، ژانویه‌ی­های گرم‌تری را به وجود آورده‌است. از نتایج جالب توجه می­توان به‌این نکته اشاره کرد که وجود جریانات مداری در تراز 500 هکتوپاسکال در الگوی دوم، نوعی ناهنجاری منفی برای جنوب شرق ایران به حساب می­آید که منجر به بروز ژانویه‌ی­های سردتر در این منطقه شده‌است.


کاظم علی آبادی، عباسعلی داداشی رودباری،
دوره 6، شماره 21 - ( 12-1394 )
چکیده

دمای حداکثر طیف وسیعی از فعالیت ها را به ویژه در دوره گرم سال تحث تاثیر خود قرار می دهد. این مطالعه باهدف شناسایی الگوهای زمانی- مکانی و تعیین لکه‌های دمایی بیشینه ماهانه کشور با استفاده از روش‌های نوین آمار فضایی مانند شاخص موران جهانی، محلی و تحلیل لکه‌های داغ با استفاده از امکانات برنامه‌نویسی در محیط متلب و سیستم اطلاعات جغرافیایی بهره گرفته شد. بدن منظور آمار دمای بیشینه 125 ایستگاه همدید کشور طی یک دوره 30 ساله جمع‌آوری گردید. نتایج نشان داد که بالاترین مقادیر ناهنجاری مکانی دمای حداکثر ایران در ماه های ژانویه، فوریه و مارس اتفاق افتاده است. نتایج حاصل از روش‌ موران جهانی مبین این امر بوده است که تغییرات درون سالی دمای حداکثر ایران از الگوی خوشه‌ای بالا پیروی می‌کند و بر اساس خروجی های این آماره بزرگترین الگوی خوشه ایی دمای حداکثر ایران با مقدار 973876/0 در ماه مارس اتفاق افتاده است. بررسی های ساختار دمای ایران با استفاده از روش خوشه ها و ناخوشه ها نشان داد که در ماههای سرد همگنی دمای حداکثر کشور کاهش و در ماههای گرم همگنی دمای حداکثر کشور افزایش می یابد.در این بین بر اساس شاخص لکه‌های داغ، دمای حداکثر در کرانه‌های ساحلی دریای خزر ، بخش‌های غرب و شمال غرب و شمال شرق کشور دارای خودهمبستگی فضایی منفی(خوشه‌های دمایی با ارزش پایین) و بخش‌هایی از نواحی مرکزی و همچنین بخش‌هایی از جنوب شرق کشور و نواحی مرکزی دارای خودهمبستگی فضایی مثبت (خوشه های دمایی با ارزش بالا)بوده است.


محمدامین حیدری، فرامرز خوش اخلاق،
دوره 6، شماره 22 - ( 12-1394 )
چکیده

در این پژوهش از سه پایگاه داد­ی سازمان هواشناسی ایران (در دوره 1961 تا 2010) بر اساس 14 ایستگاه در غرب کشور، پایگاه داده‌های بازکاوی شده­ی سازمان مطالعات محیطی ایالات‌متحده (در دوره­ی 1948 تا 2014) و پایگاه داده مرکز مدل­های GCM و RCM کشور کانادا با دوره­ی آماری (2050-1960) به صورت ماهانه استفاده شد. همچنین در این پژوهش با استفاده از آزمون روندیابی R همبستگی، مدل HADGEM1 و دو سناریو A1B و A2، اثر گرمایش جهانی بر تغییرات فشار و دما مرکز چرخندزایی شرق مدیترانه و ارتباط آن با ناهنجاری بارش غرب ایران مورد واکاوی قرار گرفت و الگوی مکانی این ارتباط با استفاده از روش IDW در محیط ArcGIS ترسیم شد. بر اساس یافته‌های این پژوهش روند تغییرات مؤلفه­های فشار و دما در شرق مدیترانه افزایشی و معنادار است که در این بین بیش­ترین افزایش عمدتاً در ترازهای بالایی جو رخ داده و همچنان ادامه دارد. در طول سه دهه­ی آتی بر اساس سناریو A2 مقادیر فشار تراز دریا در این منطقه در ابتدای دهه تا انتهای آن در حدود 1.7 تا 3 میلی بار افزایش فشار به نسبت متوسط 1960-1990 را تجربه خواهد نمود. این مقادیر برای سناریو A1B، 1.8 تا 2.2 میلی­بار برآورد گردید. در مجموع نتایج این پژوهش، نشان‌دهنده­ی افزایش دما و فشار جو در منطقه­ی شرق دریای مدیترانه در دوره­ی 65 ساله­ی اخیر و بر اساس نتایج مدل­سازی تا سال 2050 تداوم این افزایش پیش­بینی می­شود و همچنین با توجّه به رابطه­ی وارون و قوی بین تغییرات فشار و دما جو در این منطقه و اثر آن بر ناهنجاری­های بارشی غرب ایران، احتمال رخداد خشک­سالی­های فراگیر در نیمه­ی غربی ایران در دهه­های اخیر و احتمالاً آتی افزایش یافته است.


سید کرامت هاشمی عنا، محمود خسروی، تقی طاوسی،
دوره 6، شماره 22 - ( 12-1394 )
چکیده

طولانی­ترین دوره­های خشک، معیار مناسبی برای ارزیابی روزهای خشک و بدون بارش در یک مکان است، بنابراین این ویژگی تباین اقلیمی بین شمال و جنوب را به خوبی نشان می­دهد. در این پژوهش، دوره­های خشک طولانی مدت تحت آستانه­های مختلف(1/.، 5 و 10 میلیمتر)، و دو سناریوی خوش­بینانه(B1) و بدبینانه(A2)، برای اقلیم میانی (دهه 2050) و با استناد به نتایج مدل Hadcm3 در پهنه­ی ایران بررسی شد. مدل­سازی دوره­های خشک نشان داد که بر اساس هر دو سناریو (A2 , B1) در دهه­ی 2050 نواحی جنوب­ شرق و مرکز، دارای طولانی­ترین طول دوره­های خشک هستند، به­طوری­که در خوش­بینانه­ترین حالت (سناریویB1) دوره­های خشک به طور متوسط 3 روز نسبت به وضعیّت مشابه گذشته طولانی­تر می­شوند، امّا حداکثر طول دوره­های خشک پیش­بینی شده در نوار شمالی و سواحل خزر نسبت به وضعیّت دوره­های خشک مشاهداتی تغییرات چندانی نداشته است(فقط میانگین 2 روز افزایش داشته است). در پهنه­ی شمال­غرب نیز طول دوره­های خشک نسبت به وضعیّت گذشته 5 روز طولانی­تر می­شود که خود نشان از افزایش آهنگ خشکی در این نواحی دارد. نکته­ی قابل توجّه این­که اگرچه طولانی ترین طول دوره­های خشک منطبق بر نواحی خشک و نیمه­خشک کشور است، امّا آهنگ افزایش طول دوره­های خشک در نواحی مرطوب کشور مانند شمال­غرب چشم­گیرتر است؛ به عبارتی دوره­های خشک بدون بارش بر اساس پیش­بینی مدل، روند شمالی­تری به خود می­گیرد، یعنی مرز مناطق خشک به سمت نوار شمالی جابه­جا و اساساً خط جبهه خشک شمالی­تر می­شود. در دهه­ی 2050 با استناد به نتایج هر دو سناریو می­توان گفت که بیش از 85 درصد مساحت ایران، دوره­های خشکی با طول بیش از 8 ماه را تجربه می­کنند.


رشید سعیدآبادی،
دوره 6، شماره 23 - ( 1-1395 )
چکیده

از عوامل کنترل­‌کننده­‌ی فراسنج‌­های جوی، پوشش سطحی است که تغییر در این پوشش سبب تغییراتی در ماهیت اقلیمی یک منطقه ایجاد می­‌نماید. از مصداق­‌های تغییر در پوشش سطحی در ایران، تغییر سطح آب دریاچه­‌ی ارومیه و خشک شدن بخش‌­های وسیعی از آن است. هدف از این مطالعه، آشکارسازی اثرات خشک شدن دریاچه­ی ارومیه در فراسنج‌­های جوی دما، بارش و رطوبت نسبی در شمال­غربی کشور با استفاده از مدل TAPM است. بدین منظور در این مطالعه دو طرح­‌واره مطرح گردید که اولی به شبیه­‌سازی وضعیت اقلیمی منطقه با توجه به وجود دریاچه و دومی به شبیه‌­سازی وضعیت اقلیمی منطقه با توجه به عدم وجود دریاچه می­‌پردازد. مدل برای سال‌­های 2003 و 2006 اجرا گردید و نتایج نشان می­‌دهد که بر اثر خشک شدن دریاچه­‌ی ارومیه، میزان بارش (میانگین 25 درصد) و رطوبت نسبی (میانگین 8 درصد) در منطقه کاهش پیدا می­‌کند که این کاهش برای بارش در فصل زمستان و برای رطوبت در فصل تابستان بیش از دیگر فصول است. متوسط دما در دوره‌­ی سرد سال 1/1 درجه کاهش و در دوره‌­ی گرم سال 6/0 درجه افزایش می‌­یابد. هم­چنین بر اثر حذف دریاچه از منطقه، دمای کمینه در دوره­‌ی سرد سال به میزان 8/1 درجه سانتی­گراد کاهش و در دوره‌­ی گرم سال به میزان 1/0 درجه افزایش می­‌یابد. دمای بیشینه نیز در دوره­‌ی سرد سال 5/0 درجه کاهش و در دوره­‌ی گرم سال تا 3/1 درجه افزایش پیدا خواهد کرد. لازم به توضیح است که ماهیت اقلیمی مناطق غربی و شرقی دریاچه به یک میزان از خشک شدن دریاچه­‌ی ارومیه متأثر می‌­شوند.


پیمان محمودی، محمود خسروی، سید ابوالفضل مسعودیان، بهلول علیجانی،
دوره 6، شماره 24 - ( 4-1395 )
چکیده

هدف از این مطالعه تحلیل و تعیین الگوهای همدید منجر به یخبندان های فراگیر ایران است. برای رسیدن به این هدف دمای حداقل روزانه 663 ایستگاه هواشناسی همدید و اقلیم شناسی کشور برای یک بازه زمانی 43 ساله از سال 1962 تا 2004 از سازمان هواشناسی ایران اخذ شد. در ادامه نقشه های همدمای حداقل روزانه کشور از 1/1/1962 تا 31/12/2004 به مدت 9116 روز و با استفاده از روش میانیابی کریگینگ تهیه شدند. سپس براساس یک معیار مکانی یخبندان ها به سه گروه یخبندان های جزئی (کمتر از 25 درصد از مساحت ایران)، یخبندان هائی نیمه فراگیر (بین 25 درصد تا 65 درصد) و یخبندان های فراگیر ( بیش از 65 درصد از مساحت ایران) تقسیم بندی شدند. سپس ماه ها، فصل ها و سال هایی ک یک واحد انحراف معیار پایین تر و یا بالاتر از میانگین بلندمدت روزهای همراه با یخبندان های فراگیر داشتند انتخاب و در نهایت میانگین الگوهای گردشی برای سال ها، فصل ها و ماه هایی که دارای حداکثر و حداقل فراوانی روزهای همراه با یخبندان های فراگیر بودند مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که در دوره های همراه با حداکثر فراوانی روزهای همراه با یخبندان های فراگیر تقویت و گسترش نصف النهاری کم فشار جنب قطبی (کم فشار ایسلند) باعث جابجایی زبانه غربی پرفشار سیبری به سمت عرض های جغرافیایی پایین تر می شود. این جابجایی باعث استقرار یک پرفشار موضعی بر روی دریای مدیترانه می شود که گردش واچرخندی این پرفشار علاوه بر ریزش هوای سرد بر روی نیمه غربی ایران باعث عقب راندن زبانه نصف النهاری کم فشار موسمی سودان به سمت عرض های جغرافیایی پایین تر می شود که نتیجه آن چیزی جزء کاهش رطوبت و دما بر روی نیمه غربی ایران نیست. اما در دوره های با حداقل فراوانی روزهای همراه با یخبندان های فراگیر شرایطی بر عکس دوره های حداکثری مشاهده می شود. بدین ترتیب که با تضعیف کم فشار جنب قطبی و متعاقب آن کاهش گستردگی مکانی مداری و نصف النهاری آن، پرفشار سیبری میل بیشتری به گسترش نصف النهاری در جهت شمالی کانون مرکزی خود پیدا می کند و از گستردگی زبانه غربی این سامانه پرفشار کاسته می شود. در نتیجه یک کم فشار موضعی بر روی دریای مدیترانه مستقر می شود. تحت چنین شرایطی، شاهد نفوذ بیشتر زبانه کم فشار موسمی سودان از طریق دریای سرخ به سمت عرض های جغرافیایی بالاتر است. لذا نفوذ این زبانه و ترکیب آن با کم فشار روی دریای مدیترانه باعث افزایش دما و همچنین رطوبت در جنوب، غرب و شمال غرب ایران می شود که این وضعیت تعدیل شرایط اقلیمی سرد بر روی نیمه غربی ایران را به همراه دارد. در سطح 250هکتوپاسکال نیز سرعت و موقعیت روباد حاکی از تضعیف سرعت آن بر روی ایران در زمان حداکثری روزهای همراه با یخبندان های فراگیر و تقویت سرعت آن در زمان حداقلی روزهای همراه با یخبندان های فراگیر یران دارد.


زهره صابونچی، جعفر جوان، حمید شایان، امیدعلی خوارزمی،
دوره 7، شماره 27 - ( 1-1396 )
چکیده

این نوشتار تلاش دارد در تحلیل چالش‌های توسعه‌ی فضاهای روستایی ایران از شاکله‌ی نظری تریالکتیک تولید فضای بهره جسته و درنهایت آن را با روش آینده‌پژوهی پیوند زند. به‌واقع درک فضای روستایی با کاربست شاکله مفهومی تریالکتیک لوفور در سه‌گانه‌ای از کنش‌های فضای مادی، بازنمود فضا و فضاهای بازنمود (بازتاب‌دهنده‌ی فرم‌های مکانی، جریان‌های بیرونی، کنش‌های عقلانی [دانش، قدرت] و تجربیات زیسته) قادر به تجویز و پیش‌بینی الگوهای نوظهور برای آینده‌ی روستا خواهد بود. تحلیل مؤلفه‌های نظریه‌ی تولید فضای لوفور و تأمل بر چگونگی تأثیر و تأثرات  آن‌ها در فضای سرزمینی ایران در پس گفتمان‌های تاریخی ـ با تأکید بر شهرها ـ به‌واقع بیانگر ازیادرفتگی فضاهای روستایی می‌باشند. اکنون آینده‌ی فضاهای روستایی ایران بیش‌تر از پیش با مسائل پیچیده و بغرنج مواجه است. فارغ از گرایشات مسئله‌محور به چالش‌های توسعه‌ی روستایی می‌توان گفت فضاهای روستایی تحت تأثیر تغییرات عمیق و دگرگونی‌های گسترده در بستر زمانی و مکانی سرزمینی ایران، تحولاتی را در ترکیب اجتماعی و فیزیکی ـ فضایی خود تجربه کنند. بی‌شک دامنه و تأثیر و برد این تحولات منوط به آینده خواهد بود. آینده‌ای که به‌گونه‌ای فزاینده غیرمطمئن، مقاوم در برابر کشف و آشکار شدن و مبهم به نظر می‌رسد؛ از همین رو روش آینده‌پژوهی از میان آینده‌های ممکن به جستجوی آینده‌های محتمل برمی‌خیزد تا برای تحقق مطلوب آن‌ها بسترسازی نماید. هرچند در رویکرد آینده‌پژوهی روش‌های گوناگون می‌تواند به‌کار گرفته شود، اما در این پژوهش از روش سناریونویسی استفاده شده و با به‌کار گرفتن آن می‌توان سناریوهای واقع‌گرا و محتملِ آینده توسعه‌ی روستایی را تدوین نمود.


غلامعباس فلاح قالهری، کاظم علی آبادی، مریم مقیسه،
دوره 8، شماره 30 - ( 10-1396 )
چکیده

یکی از مهم‌ترین چالش‌های زیست‌محیطی به‌وجودآمده در منطقه‌ی خاورمیانه و ایران در سال‌های اخیر، پدیده‌ی گردوغبار است. با توجه به اینکه نیمه‌ی غربی کشور ایران در هم‌جواری با بیابان‌های بزرگی قرار دارد و به‌طور مستمر گردوغبار این بیابان‌ها، کشور ایران و خصوصاً نیمه‌ی غربی آن را تحت تأثیر خود قرار می‌دهند و نیز اثرات نامطلوبی که این گردوغبارها بر محیط‌زیست و سلامت انسان‌ها دارند؛ لذا هدف از این تحقیق، استفاده از روش ترکیبی(ماهواره‌ای- همدیدی) جهت شناخت هرچه دقیق‌تر این مخاطره‌ی محیطی در غرب و جنوب غرب ایران و در تاریخ 1 ژوئیه‌ی 2008 است. در این تحقیق از تصاویر ماهواره‌ای ترا/مودیس برای رویداد گردوغباری 1 ژوئیه‌ی 2008 غرب ایران و داده‌های پایگاه اطلاعاتی سازمان نوا شامل: ارتفاع ژئوپتانسیل تراز 500 هکتوپاسکال، وضعیت فشار تراز دریا (SLP) و مؤلفه‌های مداری و نصف‌النهاری باد از وب‌گاه NCEP، استفاده شده است. شاخص‌های کمّی آشکارسازی گردوغبار بر روی تصاویر ماهواره‌ای مودیس شامل شاخص-های NDDI، BTD، BTDI و LRDI، شاخص‌های بصری آشکارسازی گردوغبار شامل ترکیب رنگی کاذب و حقیقی و نیز الگوهای ترکیب رنگی کاذب می‌باشد. نتایج حاصل از اعمال شاخص‌های کمّی آشکارسازی گردوغبار بر روی تصاویر مودیس نشان داد که ترکیب شاخص‌های گردوغبار و ایجاد تصویر رنگی کاذب به‌نحوی‌که بتواند مستقیماً مناطق تحت پوشش گردوغبار را بارزسازی کند، برای آشکارسازی گردوغبار ایران بر روی تصاویر مودیس دارای قابلیت کافی و مناسبی است. همچنین بررسی نقشه‌های همدید هوایی، برای روز 1 ژوئیه نشان داد استقرار یک سامانه‌ی کم‌فشار بر روی عراق و جنوب خلیج فارس و تأثیر هماهنگ فرود عمیق بر فراز جو منطقه هم‌زمان با تضعیف پرفشار آزور، زمینه مناسب را برای انتقال ریزگردها به جو منطقه فراهم می‌آورد.


امیرحسین حلبیان،
دوره 8، شماره 30 - ( 10-1396 )
چکیده

دمای هوا به عنوان یکی از مهمترین و تعیین­کننده­ترین عناصر اقلیمی، شاخص مناسبی برای ردیابی تغییرات اقلیمی در فلات ایران است. با توجه به تاثیر وردش­های دمایی در فعالیت­های بشر نظیر انرژی از جهت افزایش نیاز به انرژی برای سرمایش و گرمایش، کشاورزی از جهت افزایش دامنه فعالیت و هجوم برخی از آفات و عوامل ناقل بیماری و محیط زیست، توجه ویژه پژوهشگران به این مهم در فلات مزبور ضرورت می­یابد. از این رو، روش­های آماری یکی از ابزارهای مفید برای تحلیل و بررسی رفتار این عنصر مهم اقلیمی به شمار می­رود. تحلیل روند، از جمله مهمترین و متداول­ترین آزمون­های آماری است که به طور گسترده برای ارزیابی اثرات بالقوه تغییر اقلیم بر روی سری­های زمانی پارامترهای آب و هواشناسی در نقاط مختلف جهان توسط پژوهشگران استفاده شده است. در این پژوهش به منظور واکاوی روند تغییرات دمای بیشینه و کمینه ماهانه بر روی فلات ایران از داده­های شبکه­ای پایگاه داده CRU که با تفکیک مکانی مناسب 5/0 × 5/0 درجه طول و عرض جغرافیایی موجود است؛ در دوره 64 ساله (1951-2014) استفاده شده است. برای بررسی روند تغییرات دمای قلمرو مطالعاتی در مقیاس ماهانه نیز از آزمون ناپارامتری من-کندال که از متداول­ترین روش­های ناپارامتری بشمار می­رود بهره گرفته شد. نتایج این تحقیق نشان می­دهد؛ به طور کلی دمای بیشینه و کمینه منطقه­ی فلات ایران دارای روندی افزایشی است و روند کاهشی دما نمودی بسیار ناچیز دارد. همچنین آشکار گردید روند افزایشی دما در ماه­های گرم سال از گستره­ بالایی برخوردار است. کم­ترین گستره­ی مناطق دارای روند هم در ماه­های ژانویه، فوریه و دسامبر مشاهده می­شود. در مجموع نتایج تحقیق حاضر نشان می­دهد روند افزایش دما نه فقط در ایران بلکه در تمامی فلات ایران دیده می­شود که این افزایش دما همراه با روند کاهشی بارش در سال­های اخیر می­تواند پیامدهای سویی را در این پهنه به دنبال داشته باشد.
 


مهدی بروغنی، سیما پورهاشمی، مهدی زارعی، کاظم علی آبادی،
دوره 9، شماره 35 - ( 1-1398 )
چکیده

با توجه به خشک‌سالی و تغییرات کاربری اراضی در سال‌های اخیر، پدیده‌ی توفان گردوغبار در ایران به‌عنوان یک مخاطره‌ی محیطی در حال افزایش بوده است. گردوغبار، روی تغییرات آب‌وهوایی و سلامت انسان اثر گذاشته و باعث آسیب‌های جدی می‌شود. هدف از این تحقیق، شناسایی و تهیه‌ی نقشه‌ی حساسیت کانون-های برداشت گردوغبار جهت کنترل و تعیین نقش هریک از عوامل مؤثر در وقوع آن با استفاده از مدل داده-کاوی درخت رگرسیون تقویت‌شده (BRT) در شرق ایران است. بدین منظور ابتدا 147 کانون برداشت گردوغبار در منطقه شناسایی و به دو گروه برای مدل‌سازی و ارزیابی تقسیم شد. با توجه به مطالعات صورت‌گرفته، 8 عامل مؤثر شامل کاربری اراضی، زمین‌شناسی، درجه‌ی شیب، ارتفاع، شاخص پوشش گیاهی نرمال شده (NDVI)، فاصله از رودخانه، سرعت باد و بارش شناسایی و لایه‌های این عوامل در محیط GIS تهیه و جهت ارزیابی نتایج از منحنی ROC استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل BRT با مساحت سطح زیر منحنی (6/79 درصد) کارایی نسبتاً بالایی در تهیه‌ی نقشه‌ی حساسیت گردوغبار در منطقه‌ی موردمطالعه را داراست. 3/16 درصد از مساحت منطقه‌ی موردمطالعه در طبقه‌ی با حساسیت خیلی زیاد قرار دارد. همچنین بر اساس نتایج حاصل از مدل، شاخص پوشش گیاهی، ارتفاع و درجه‌ی شیب بیش‌ترین تأثیر بر وقوع گردوغبار در منطقه را داشته‌اند.

ساحره عبداللهی، صمد فتوحی، آق محسن حمیدیان پور،
دوره 10، شماره 39 - ( 1-1399 )
چکیده

انتشار گردوغبار معلق در هوا ازجمله بزرگ‌ترین مشکلات جدی زیست‌محیطی در نواحی مختلف جهان است؛ این در حالی است که منشأ بیش‌ترین گردوغبار موجود در جو، ذرات ریزدانه است و این ذرات ریز در مناطق خشک و نیمه‌خشک از فراوانی بالاتری برخوردارند. پلایای طبس مسینا در ایران به دلیل داشتن آب‌وهوای گرم و خشک و عاری بودن از پوشش گیاهی و از طرفی به دلیل قرار گرفتن در مسیر باد 120 روزه‌ی سیستان، یکی از مناطق مستعد تولید گردوغبار است. پژوهش حاضر به بررسی نقش این پلایا بر ریزگردهای این منطقه‌ پرداخته است. بدین منظور، نمونه‌برداری از پلایای طبس مسینا و ریزگردهای منطقه‌ی سیستان انجام پذیرفت. این رسوبات از حیث گرانولومتری، مورفوسکپی و کلسیمتری موردمطالعه قرار گرفتند. آزمایشات XRD نشان می‌دهد که کانی کوارتز و کلسیت در همه‌ی نمونه‌ها یافت می‌شود. همچنین در آزمایش XRF ترکیبات معدنی در همه‌ی نمونه‌ها سیلیس، اکسیدآلومینیوم، گازهای فرار و اکسید کلسیم نسبت به سایر ترکیبات معدنی بیش‌تر است. بر اساس این آزمایشات جنس رسوبات و نیز ترکیبات معدنی در دو منطقه‌ی پلایای مسینا و زابل یکسان شناسایی گردید. علاوه بر آن، طبق نتایج گرانولومتری رسوبات، حدود 6/59 درصد ماسه‌ریز بوده و با توجه به اینکه ذرات ریزدانه قادرند تا ارتفاع زیادی از سطح زمین بلند شوند و کیلومترها از مبدأ خود فاصله بگیرند؛ بنابراین پتانسیل انتقال به منطقه‌ی سیستان را دارا می‌باشند. با بهره‌گیری از مدل لاگرانژی  HYSPLITمسیر ذرات گردوغبار ردیابی شد. پس از مسیریابی پس‌گرد ذرات گردوغبار، پلایای طبس مسینا به‌عنوان یکی از کانون‌های شکل‌گیری گردوغبار در دشت سیستان شناسایی گردید.

قاسم عزیزی، فرامرز خوش اخلاق، علی اکبر شمسی پور، سمانه نگاه، نیما فریدمجتهدی،
دوره 11، شماره 41 - ( 7-1399 )
چکیده

در این مطالعه با استخراج داده‌های بازتحلیل‌شده‌ی مرکز اروپایی (Ecmwfبا دقت مکانی 125/0 درجه (10 کیلومتر) در بازه‌ی زمانی سه‌ساعته طی دوره‌ی آماری 30 ساله (2019-1987) به شناسایی سازوکار الگوهای میدان فشار، دمای 2 متری، باد 10 متری و ارتفاع ژئوپتانسیلی و همچنین کمیت‌های دینامیکی مانند تاوایی نسبی، واگرایی، سرعت قائم در وردسپهر زیرین و میانی پرداخته شد. نتایج به‌دست‌آمده نشان از وجود سامانه‌های کم‌فشار مستقل گرمایی به صورت سلول‌های منفرد و با ابعاد محلی در میان چاله‌ها و دشت‌های فلات ایران منطبق بر هسته‌های گرم دارد. نظریه‌ی موجود که شرایط کم‌فشاری مناطق مرکزی ایران به‌ویژه در جنوب شرق و شرق آن‌، حاصل توسعه و گسترش مکانی سامانه‌ی گنگ (پاکستان) است، مورد تردید قرار گرفت. به‌ عبارت دیگر، در بطن کمربند کم‌فشار گسترده‌ی جنوب آسیا تفاوت شرایط توپوگرافیکی، جغرافیایی و پوشش سطحی منجر به تفاوت تابش‌گیری و شکل‌گیری مراکز کم‌فشار محلی شده است. این‌ سلول‌های کم‌فشارِ مستقل شامل سامانه‌های کم‌فشاری دشت کویر، کویر لوت، بیابان ریگستان (افغانستان)، فلات بلوچستان (پاکستان) و‌ جازموریان است. کم‌فشار ریگستان و کم‌فشار کویر لوت از لحاظ میزان فراوانی وقوع، بالاترین رتبه را به خود اختصاص داده‌اند. بیشینه‌ی ارتفاع این کم‌فشارها در لوت و ریگستان تا حدود تراز 500 هکتوپاسکال است. گرمایش فلات ایران در فصل گرم سال موجب تقویت فراوانی، گستره و شدت آن‌ها شده و اوج‌گیری آنومالی منفی فشار در ساعات میانی روز مبیّن نقش واداشت تابشی امواج طول موج کوتاه خورشیدی در تقویت چرخندی آن‌هاست. برش قائم کمیت‌های دینامیکی تاوایی نسبی و سرعت قائم حاکی از گسترش محدود آن‌ها به عمق وردسپهر و سازوکار حرارتی‌شان است و تغییرات مثبت و منفی این کمیت‌ها به‌ صورت سلول‌های مجزا، ماهیت منطقه‌ای آن‌ها را تأیید می‌کند. شکل‌گیری این کم‌فشارها در مجاورت سامانه‌های پرفشار حرارتی کوهستانی سبب محدودیت گسترش مکانی و یکپارچگی به شکل یک سامانه‌ی وسیع فشاری روی دشت‌های داخلی شده است.

آرزو نصرتی، جعفر معصوم‌پور سماکوش، حسن دوالفقاری، امین‌الله قهرمانی،
دوره 12، شماره 45 - ( 7-1400 )
چکیده

رطوبت و تغییر‌پذیری زمانی و مکانی آن می‌تواند باعث تغییر در بارش هر ناحیه شود؛ ازاین‌رو درک انتقال رطوبت برای فهم رفتار بارش بسیار مهم است. با هدف بررسی ارتباط بین بارش روزانه‌ی ایران و مقدار انتقال بخار آب جوّی و محاسبه‌ی انتگرال شار قائم رطوبت (IVT) و مقدار بخار آب جو (IWV)، داده‌های مؤلفه‌­های رطوبت ویژه (q)، باد مداری (u) و نصف‌­النهاری (v) برای یک دوره‌ی‌ ۳۱ ساله (2018-1988) در محدوده‌ی‌ ایران و با دقت مکانی 1*1 درجه از مرکز پیش‌بینی­‌های اروپایی میان مدت جو (ECMWF) اخذ شد. از آماره‌ی ضریب تعیین (R2) نیز برای ارائه‌ی ارتباط بین بارش و مؤلفه‌های رطوبت جوّی استفاده شد. نتایج نشان داد که از مجموع 944۳ روز بارشی بارش روزانه‌ی ایران ارتباط بیش‌‌تری با مقدار بخار آب جوّی را دارا بوده و بیش‌‌ترین ارتباط در دو قسمت غرب و شرق ایران به شکل پهنه‌‌­ای نسبتاًً وسیع مشاهده می‌‌­شود. در بین مؤلفه‌ی شار رطوبت‌ مداری و نصف‌النهاری و نیز بارش روزانه‌ی ایران، بیش‌‌ترین ارتباط را با مؤلفه‌ی نصف‌النهاری آن دارد که دراین‌بین، سهم نیمه‌ی غربی ایران بیش‌‌تر از سایر نقاط است. مؤلفه‌های تأثیرگذار شار رطوبت در سطح ۷۰۰ هکتوپاسکال، بیش‌‌ترین ارتباط را با بارش‌های روزانه‌ی ایران دارد. نتایج فصلی نشان داد که از نظر مقدار و گستره، روابط بین بارش و مقدار و انتقال بارش در فصل زمستان قوی­‌تر از سایر فصول بوده و مؤلفه‌ی نصف‌النهاری نیز بیش‌‌ترین نقش را در انتقال رطوبت این فصل بازی می‌کند و در واقع، حدود ۵۵٪ از تغییرات بارش زمستانه در غرب و جنوب ­غرب ایران (با بیشینه‌ی شهرکرد و یاسوج) توسط این مؤلفه توصیف می‌‌شود؛ ازاین‌رو می‌توان استنباط کرد که مؤلفه‌های شار رطوبت می‌توانند به‌عنوان یک متغیر پیش‌‌بینی‌کننده در بارش روزانه‌ی غرب ایران به کار روند؛ چراکه حدود ۵۰ درصد تغییرات بارش روزانه‌ی این مناطق به‌ واسطه‌ی این متغیرها توصیف می‌شود.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه مطالعات جغرافیایی مناطق خشک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2022 CC BY-NC 4.0 | Journal of Arid Regions Geographics Studies

Designed & Developed by : Yektaweb