جستجو در مقالات منتشر شده


13 نتیجه برای Rahimi

سيد مهرداد طباطبائی فر، غلامرضا زهتابیان، محمد رحیمی، حسن خسروی، نیکو،
دوره 4، شماره 13 - ( سال چهارم،شماره سیزدهم،پائیز1392 1392 )
چکیده

1- یکی از بحران‌های اکولوژیکی که جهان امروز با آن درگیر شده است پدیده بیابان‌زایی است. امّا، برای مهار آن نیاز به شناخت و درک صحیح از عوامل و فرآیندهای آن می‌باشد. این پژوهش در دشت آبرفتی گرمسار در استان سمنان صورت گرفته است. در این پژوهش با استفاده از روش ایرانی IMDPA که جدیدترین روش ارزیابی پتانسیل بیابان‌زایی در مناطق خشک و نیمه خشک می‌باشد. با توجّه به اهداف تحقیق، پایش و روند بیابان‌زایی دشت گرمسار از سال 1381 الی 1390 مورد ارزیابی و بررسی قرار گرفت. پس از بررسی و ارزیابی‌های اوّلیّه شاخص‌های دو معیار اقلیم و آب به عنوان مهم‌ترین شاخص‌های مؤثّر در بیابان‌زایی منطقه درنظر گرفته شد. برای معیار اقلیم 3 شاخص خشکی ترانسو، بارش سالانه و شاخص خشک سالی و برای معیار آب 2 شاخص افت آب زیرزمینی، هدایت الکتریکی درنظر گرفته شد. سپس براساس مدل به هر شاخص براساس تأثیّر آن در بیابان‌زایی وزنی داده شد، همچنین با محاسبه میانگین هندسی از امتیاز شاخص‌ها و بهره-گیری از نرم افزار GIS نقشه‌های روند وضعیّت بیابان‌زایی مربوط به شاخص‌ها برای هر سال تهیه گردید. از بین شاخص‌های مطالعه شده‌ در این دوره، چهار شاخص خشکی ترانسو، افت آب زیرزمینی، هدایت الکتریکی آب و شاخص بارش سالانه به ترتیب با ارزش عددی 81/3، 17/3، 11/3 و 09/3 بیشترین تأثیّر و دو شاخص نسبت جذب سدیم، شاخص خشک سالی به ترتیب با ارزش عددی 17/1 و 63/1 کم ترین تأثیّر را در بیابان‌زایی دشت گرمسار دارند. تجزیه و تحلیل معیارهای بیابان‌زایی در منطقه گرمسار نشان داد که در میان معیارهای مورد مطالعه، معیار آب بیشترین اثر را بر روی تخریب زمین و بیابان‌زایی از سال 1373 داشته است.
یوسف قویدل رحیمی، محمد رضایی،
دوره 4، شماره 15 - ( سال چهارم،شماره پانزدهم بهار 1393 1393 )
چکیده

در پژوهش حاضر به تعیین آستانه دمایی و تحلیل الگوهای سینوپتیک دماهای ابرگرم منطقه‌ی جنوب شرق ایران پرداخته شده است. برای این کار پس از اخذ داده‌های حداکثر دمای روزانه‌ی دوره گرم سال (ژوئن تا سپتامبر) 9 ایستگاه سینوپتیک واقع در جنوب شرق ایران در یک دوره‌ی آماری 24 ساله (1986-2009)، مقادیر بالاتر از 99 درصد دماهای فرین بیشینه یا 1 درصد بالایی به عنوان آستانه‌ی تفکیک دماهای ابرگرم تعیین شد. بر اساس توزیع احتمال آماری گاما، دمای 36/42 درجه سانتی‌گراد و بالاتر با احتمال رخداد 1 درصد در طی دوره‌ی آماری مورد مطالعه آستانه‌ی تعیین روزهای ابر گرم برای مجموع ایستگاه‌ها مد نظر قرار گرفت و بر اساس آستانه‌ی مذکور 30 روز توام با دمای ابر گرم برای تحلیل سینوپتیک شناسایی گردید. جهت شناسایی الگوهای گردشی مولد روزهای ابر گرم، ماتریسی به ابعاد 30 روز در 943 گره از داده‌های فشار سطح زمین و تراز 500 هکتوپاسکال در مختصات جغرافیایی 0 تا 100 درجه‌ی طول شرقی و 15 تا 70 درجه‌ی عرض شمالی تشکیل گردید. ابتدا جهت تعیین الگوی متوسط روزهای ابر گرم، نقشه های میانگین سی روزه ترسیم و مورد تحلیل قرار گرفت. الگوی به دست آمده حاکی از نفوذ سامانه‌ی کم فشار حرارتی گنگ در سطح زمین و حاکمیت پرفشار جنب حاره‌ای آزور در تراز 500 هکتوپاسکال بر روی جنوب شرق کشور می‌باشد. برای شناسایی الگوهای گردشی متمایز در روزهای شاخص، با استفاده از روش تحلیل خوشه‌ای وارد بر روی ماتریس مذکور، و پس از اعمال برش دو خوشه‌ای روزهای منتخب، نقشه‌های مربوطه ترسیم شد. نتایج نشان داد که علیرغم تفکیک روزها به دو خوشه‌ی مجزا، تفاوت بارزی بین این الگوها با الگوی سی روزه مشاهده نمی شود. بنابراین می توان تنها الگوی موثر بر رخداد روزهای ابر‌گرم جنوب شرق ایران را استقرار کم فشار حرارتی گنگ در سطح زمین و حاکمیت پرارتفاع جنب حاره‌ای آزور در تراز 500 هکتوپاسکال ذکر کرد. الگوی ضخامت جو در طی روزهای ابر‌گرم نشانگر استقرار بیشینه‌ی ضخامت جو به میزان 5945 متر بر روی منطقه‌ی مورد مطالعه است که نشان دهنده استقرار توده هوای گرم بر روی منطقه‌ی مورد مطالعه می باشد.
علی اکبر دماوندی، محمد رحیمی، دکتر محمد رضا یزدانی، دکتر علی اکبر نوروزی،
دوره 6، شماره 23 - ( دوره ششم، شماره بيستم و سوم، بهار 1395 )
چکیده

خشک­سالی از جمله بلایای طبیعی است که سبب وارد شدن خسارات اقتصادی فراوانی خصوصاً در بخش جغرافیای کشاورزی و منابع طبیعی مناطق خشک می‌گردد. ارزیابی و پایش خشک­سالی به دلیل ماهیت آرام و خزنده‌اش با مسائل و مشکلات فراوانی همراه است. رویکرد استفاده از شاخص‌های مبتنی بر فناوری سنجش‌ازدور به دلیل قابلیت‌های مکانی و زمانی مناسب و نیز عدم وجود مشکلات روش‌های نقطه‌ای، درحال‌توسعه و پیشرفت است. از جمله این شاخص‌ها، شاخص شرایط درجه حرارت پوشش گیاهی (VTCI) است که بر اساس استفاده هم‌زمان از NDVI و LST ایجادشده است؛ بنابراین در این تحقیق قابلیت شاخص VTCI در پایش مکانی خشک­سالی مدنظر قرارگرفته است. برای این منظور، محصولات NDVI و LST سنجنده مودیس ماهواره ترا برای مردادماه سال‌های 1379 تا 1393 دریافت شده و پس از انجام اصلاحات مکانی و زمانی لازم، برای ایجاد شاخص VTCI، مورد پردازش قرار گرفتند. بر اساس نتایج، سال 1385 دارای ضرایب رگرسیون بالاتری نسبت به سایر سال‌ها بوده است (73/0=R2 برای لبه­ی گرم و 86/0=R2 برای لبه­ی سرد). در ادامه، شاخص VTCI مربوط به مردادماه هرسال بر اساس ضرایب رگرسیون همان سال استخراج و نقشه­ی VTCI منطقه به 5 کلاس تنش خشک­سالی: شدید، متوسط، ملایم، نرمال و مرطوب طبقه‌بندی‌شده و درنهایت طبقات خشک­سالی در طی این 15 سال با یکدیگر مقایسه شدند. نتایج حاصل نشان دادند که بیش­ترین درصد مساحت خشک­سالی مربوط به طبقه­ی متوسط و کم­ترین درصد مربوط به طبقه­ی مرطوب بوده است. هم­چنین سال‌های 1392 و 1390 دارای بیش­ترین درصد طبقه­ی شدید و مرطوب بوده‌اند.


حسین رحیمی،
دوره 7، شماره 27 - ( دوره هفتم، شماره‌ی بيستم و هفتم، بهار 1396 )
چکیده

شهر سبزوار در گذشته‌ای نه‌چندان دور منبع تأمین آب کشاورزی و شرب شهری از قنات‌ها حاصل می‌شده است.. در محدوده شهر سبزوار 12 رشته قنات وجود دارد که از این تعداد 10 رشته در بافت مرکزی شهر قرارگرفته است. در چند دهه اخیر با گسترش شهرنشینی، حفر چاه‌های عمیق جهت تأمین آب شرب و تداوم خشک‌سالی‌ها به‌مرور زمان اکثر این قنات‌ها خشک و بایر شده اند. دردهه 1370 شهر سبزوار با توسعه بی‌رویه شهرنشینی مواجه می‌شود، در این زمان شرکت آب و فاضلاب با ایجاد سیستم شبکه فاضلاب برخی از این قنات‌ها را مسدود و از طرفی برخی از ساکنین از این مجاری قنات‌ها بجای شبکه فاضلاب استفاده کردند. با توجه به عمق قنات‌ها و جنس زمین در برخی از مناطق شهر که غیرقابل نفوذ است، آب در لایه‌های زیرین تجمع یافته و منجر به بالا آمدن سطح آب از 18 متر در دهه 1350 به 4 متر در حال حاضر شده است. در این پژوهش، خطر نشست زمین در شهر سبزوار مورد بررسی قرار گرفته است. برای این منظور، با استفاده از نقشه‌های توپوگرافی 50000 :1، موقعیت رشته و میل قنات‌ها شناسایی گردیده است، سپس با استفاده از نقشه‌ طرح جامع شهر سبزوار با مقیاس 1:10000 مصوبه سال 1389 به بررسی کاربری‌های موجود در سطح شهر و انطباق آن با نقشه مسیر قنات‌ها پرداخته و نهایتاً با استفاده از نرم‌افزار  ArcGISلایه‌های هر کاربری با یک حریم 15 متر در مسیر قنات‌ها ترسیم و نقشه پهنه‌بندی خطر قنات‌ها تهیه گردیده است. نتایج تحقیقات نشان می‌دهد 85 درصد از بافت مرکزی شهر در معرض خطر ریزش قنات‌ها قرار دارد. در این رابطه، بیشترین کاربری در معرض خطر کاربری مسکونی با 7/54 درصد و سپس کاربری ارتباطی با 25 درصد در مسیر خطر مستقیم نشست قنات‌ها واقع شده‌اند، استفاده از این کاربری‌ها تقریبا 24 ساعته می‌باشد که بر میزان و شدت خطر می‌افزاید.


فاطمه رحیمی، یعقوب زنگنه، مهدی زنگنه،
دوره 8، شماره 30 - ( دوره هشتم، شماره‌ی سي‌ام، زمستان 1396 )
چکیده

   پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل نقش سیاست های زمین شهری بر گسترش پراکنده شهر سبزوار در نیم قرن اخیر انجام شده است.روش تحقیق توصیفی – تحلیلی و داده های مورد نیاز از طریق اسنادی گردآوری شده است. داده های گردآوری شده با استفاده از مدل های کمی از جمله روش هلدرن و آنتروپی شانون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.همچنین برای تهیه نقشه های مراحل رشد فیزیکی شهر نرم افزار ARC GIS به کار گرفته شده است.نتایج این پژوهش نشان می دهد که گسترش فیزیکی سبزوار تحت تاثیر افزایش جمعیت و سیاست های واگذاری زمین ،در دوره های مختلف با روندهای متفاوتی صورت گرفته است؛ به طوری که حدود 31 درصد از مساحت اضافه شده به شهر در نیم قرن اخیر، ناشی از سیاست های واگذاری اراضی دولتی بوده است. نتایج حاصل از مدل هلدرن نشان می دهد که میانگین سهم جمعیت در افزایش مساحت شهر در سه دوره 1335 تا 1365 در مجموع معادل 89 درصد و سهم افزایش سرانه زمین تنها 11 درصد بوده است، در حالی که این روند در دوره 75-65 بر عکس شده و به ترتیب به 39 درصد برای جمعیت و 61 درصد برای سرانه و در مقطع زمانی 95-75 به 26/50 درصد سهم جمعیت و 73/49 درصد برای سرانه تغییر کرده است. همچنین نتایج تحقیق حاکی از این است که پیش بینی های طرح های جامع شهری علیرغم عدم تحقق رقم مربوط به برآورد جمعیت، نقش تعیین کننده ای در میزان و جهات رشد فیزیکی شهر داشته است. همچنین الحاق روستاهای پیرامونی(کلاته سیفر،­ قلعه نو­ده راز و صالح آباد)و سکونتگاه­های غیررسمی(شرق کال عیدگاه و غرب نیروگاه)، تاثیر قابل توجهی در رشد افقی پراکنده شهر بر جای گذاشته است.
 
زهره ابراهیمی خوسفی، فاطمه درگاهیان،
دوره 9، شماره 34 - ( دوره نهم، شماره سي و چهارم، زمستان 1397 )
چکیده

یکی از علل اصلی آلودگی هوا در مناطق خشک جهان و به‌ویژه در ایران، وقوع توفان‌های گردوغبار حاوی غلظت بالای ذرات معلق با قطر آئرودینامیکی کم‌تر از 10 میکرومتر (PM10) است. هدف اصلی تحقیق حاضر، شناسایی مهمترین عوامل اقلیمی مؤثر بر تغییر غلظت PM10 در نزدیکی دشت یزد- اردکان و ارتباط آن با رخداد فرسایش بادی در بازه‌ی زمانی 2012 تا 2017 است. بدین منظور از متوسط ماهیانه‌ی داده‌های اقلیمی، غلظت روزانه‌ی ذرات کوچک‌تر از 10 میکرومتر و داده‌های ساعتی مربوط به پدیده‌های مختلف گردوغبار ایستگاه سینوپتیک یزد استفاده شد. جهت شناسایی دقیق‌ترین رابطه‌ بین پارامترهای هواشناسی و غلظت PM10، 10 تابع رگرسیون دومتغیره (لگاریتمی، معکوس، توانی، نمایی، درجه‌ دو، درجه‌ سه، منحنی رشد، ترکیبی، لجستیک و منحنی S) بر اساس چهار معیار ضریب همبستگی، آماره‌ی F، میزان خطای نسبی و میانگین مربعات خطا با یکدیگر مقایسه گردید. درنهایت از طریق تحلیل ارتباط بین شاخص توفان گردوغبار و PM10، نقش رخداد فرسایش بادی بر تغییرات آن موردبررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که در این بازه‌ی زمانی هیچ رابطهی خطی معنی‌داری بین پارامترهای هواشناسی و غلظت ذرات معلق وجود نداشته است؛ درحالی‌که بین مقادیر متوسط درجه حرارت ماهیانه و درجه حرارت بیشینه با PM10 رابطه‌ی غیرخطی معنی‌داری برقرار شده است. مقادیر مربوط به ضریب همبستگی، آماره‌ی F، خطای نسبی و مجذور میانگین مربعات خطا بر اساس دقیق‌ترین تابع غیرخطی بین PM10 و متوسط درجه حرارت ماهیانه به ترتیب 67/0، 06/8، 1/0، 09/0 برآورد گردید. مقادیر مربوط به این پارامترها بر اساس درجه حرارت بیشینه به ترتیب 65/0، 3/7، 11/0 و 08/0 تخمین زده شد. همچنین نتایج نشان داد که 24% افزایش غلظت ذرات معلق در سال‌های اخیر به دلیل وقوع رخداد فرسایش بادی بوده است.


حمید گنجائیان، افشان قاسمی، عطرین ابراهیمی، خانم زهرا اسدپور،
دوره 9، شماره 36 - ( دوره نهم، شماره سي و ششم، تابستان 1398 )
چکیده

دشت همدان-بهار در طی سال­های اخیر با افت شدید سطح آب زیرزمینی مواجه بوده است که این عامل سبب شده تا این منطقه در معرض وقوع مخاطره فرونشست قرار گیرد. بر این اساس در این تحقیق ابتدا با استفاده از اطلاعات مربوط به ۱۳ چاه پیزومتری در محدوده مطالعاتی، وضعیت افت سطح آب زیرزمینی در منطقه ارزیابی شده است و سپس با استفاده از ۱۶ تصویر ماهواره سنتینل ۱­(از تاریخ ۱۱/۰۱/۲۰۱۶ تا ۱۹/۱۲/۲۰۱۷) و روش سری زمانی SBAS به ارزیابی میزان جابجایی عمودی منطقه پرداخته شده است. نتایج ارزیابی­ وضعیت آب زیرزمینی منطقه بیانگر این است که محدوده مطالعاتی در طی سال­های اخیر با روند افزایشی افت سطح آب زیرزمینی مواجه بوده است به طوری که میزان افت سطح آب در بعضی از چاه­ها به ۲ متر در سال رسیده است که این میزان سبب افت شدید سطح آب در آن منطقه شده است. همچنین نتایج حاصله از ارزیابی میزان جابجایی منطقه بیانگر این است که این محدوده در طی دوره زمانی ۲ ساله ۲/۱۳۳ میلی­متر فرونشست داشته است. به علاوه نتایج حاصله از همبستگی بین میزان افت سالانه سطح آب چاه­ها با میزان فرونشست منطقه بیانگر این است که بین افت سطح آب چاه­ها و میزان فرونشست منطقه رابطه مستقیم برقرار است و ضریب همبستگی آن­ها ۹۴/. می­باشد.

زهره ابراهیمی، فاطمه روستائی، مجتبی سلیمانی ساردو،
دوره 10، شماره 37 - ( دوره دهم، شماره سي و هفتم، پاییز 1398 )
چکیده

پوشش گیاهی یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های فیزیکی سطح زمین است که نقش مهمی در کاهش وقوع پدیده‌ی فرسایش بادی و کاهش انتشار ذرات گردوغبار، به‌ویژه در مناطق خشک و نیمه‌خشک دارد. میزان توسعه و یا تخریب پوشش گیاهی یک منطقه، معمولاً تحت تأثیر عوامل اقلیمی در بازه‌های زمانی مختلف، تغییر می‌کند. هدف از تحقیق حاضر، تحلیل تغییرات زمانی پوشش گیاهی مراتع غرب استان کرمان و تعیین ارتباط آن با عوامل اقلیمی با استفاده از دقیق‌ترین مدل حاصل از برقراری روش حداقل مربعات معمولی (OLS) بین داده‌های هواشناسی و پوشش گیاهی است. بدین منظور از داده‌های ماهیانه‌ی شاخص نرمال‌شده‌ی تفاوت پوشش گیاهی سنجنده‌ی مودیس (NDVI) و متغیرهای هواشناسی (متوسط دما، بارندگی، سرعت باد، دمای حداکثر و دمای حداقل) مربوط به ماه‌های آوریل تا سپتامبر 2000 تا 2017 استفاده شد. مدل‌ها با استفاده از سه معیار ضریب تعیین(R2)، مجذور میانگین مربعات خطا (RMSE) و فاکتور تورم واریانس (VIF) با یکدیگر مقایسه و مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که ارتباط بین NDVI با متوسط دماهای حداقل و حداکثر، سرعت باد و بارندگی به دلیل بالاتر بودن مقدار R2 (24/0) و پایین بودن مقادیر RMSE (196/0) و VIF (2/3) نسبت به سایر روابط از دقت بالاتری برخوردار است. بر اساس این رابطه، مهم‌ترین عوامل اقلیمی مؤثر بر تغییر وضعیت پوشش گیاهی منطقه‌ی مطالعاتی به ترتیب متوسط دمای کمینه‌، بارش ماهیانه و سرعت وزش بادهای سطحی تعیین گردید. چنین نتایجی می‌تواند درک ما را نسبت به اثر تغییرات اقلیم بر وضعیت پوشش گیاهی مناطق خشک افزایش دهد.


سیداسداله حجازی، عطرین ابراهیمی،
دوره 10، شماره 38 - ( دوره دهم، شماره سی و هشتم، زمستان 1398 )
چکیده

یکی از مهم‌ترین معضلاتی که امروزه مناطق بیابانی با آن مواجه است، روند رو به رشد بیابان‌زایی و تغییرات کاربری‌های اراضی است. کاربری‌های اراضی در طول زمان در حال تغییر بوده و این تغییرات منجر به افزایش تخریب سرزمین و نابودی اکوسیستم به‌ویژه در مناطق خشک و نیمه‌خشک شده است. بر این اساس، در تحقیق حاضر روند تغییرات کاربری اراضی شرق استان کرمان از فهرج تا ارگ جدید بم مورد ارزیابی قرار گرفته است. در این تحقیق به‌منظور پایش تغییرات کاربری اراضی محدوده‌ی مطالعاتی از تصاویر ماهواره‌ای سال‌های 2000، 2010 و 2017 استفاده شده است. پس از تهیه‌ی تصاویر موردنظر، ابتدا با استفاده از روش طبقه‌بندی نظارت‌شده‌ی نقشه‌ی کاربری اراضی برای سال‌های مذکور تهیه شده است و سپس با استفاده از مدل LCM (Land Change Modeler) میزان تغییرات محاسبه و نیز روند تغییرات مدل شده است. نتایج تحقیق حاضر بیانگر این است که در محدوده‌ی مطالعاتی اراضی کشاورزی و پوشش گیاهی بیش‌ترین میزان تغییر را داشته است؛ به‌طوری‌که در طی بازه‌ی زمانی موردمطالعه در کنار روند رو به رشد نواحی سکونتگاهی، اراضی کشاورزی و پوشش گیاهی، روند کاهش داشته است. در کنار روند افزایش نواحی سکونتگاهی، اراضی بایر محدوده‌ی مطالعاتی نیز در طی بازه‌ی زمانی موردمطالعه روند افزایشی داشته است که با توجه به شرایط محیطی حاکم بر منطقه، تغییرات مذکور می‌تواند خطری جدی برای ساکنان آن باشد.

سمیرا زندی‌فر، محمد خسروشاهی، زهره ابراهیمی خوسفی، مریم نعیمی،
دوره 10، شماره 39 - ( دوره دهم، شماره سی و نهم، بهار 1399 )
چکیده

تپه‌های ماسه‌ای از مهم‌ترین و حساس‌ترین لندفرم‌های حساس به فرسایش بادی می‌باشند که میزان فعالیت آن‌ها بسته به‌ شدت تأثیر عوامل متعدد اقلیمی و زمینی، متفاوت است. پایش بلندمدت این عوامل به همراه وضعیت تحرک‌پذیری ماسه‌های روان در مناطق مختلف می‌تواند اثر قابل‌توجهی بر کاهش اثرات نامطلوب آن‌ها داشته باشد. یکی از مناطق حساس به پدیده‌ی فرسایش بادی در شمال غرب ایران، تپه‌های ماسه‌ای اطراف شهرستان منجیل است که به‌عنوان منطقه‌ی مطالعاتی در پژوهش حاضر موردتوجه قرار گرفته است. اهداف اصلی این مطالعه، بررسی تأثیر شرایط اقلیمی بر میزان تحرک‌پذیری ماسه‌های روان این منطقه‌ و نیز پیش‌بینی اثرات تغییر احتمالی عوامل اقلیمی بر تحرک‌پذیری ماسه‌های روان شهرستان منجیل است. بدین منظور از داده‌های ساعتی مربوط به عناصر اقلیمی و رویدادهای گردوغبار استفاده گردید. نتایج نشان داد که در بازه‌ی زمانی 2016-1994 سیر تغییرات روزهای غبارآلود و شاخص تحرک‌پذیری ماسه‌های روان در این منطقه‌، نزولی و ارتباط بین آن‌ها مثبت و معنی‌دار بوده است. در سال‌های 1995 تا 1999 و 2006 و 2008 نیز شهرستان منجیل در خطر بیابان‌زایی بسیار شدید قرار داشته و با گذشت زمان از شدت آن کاسته شده است. همچنین نتایج نشان داد که در مقیاس سالانه، بیش از 90 درصد بادهای محلی با سرعتی بیش از 11 متر بر ثانیه و با جهت غالب شمالی در منطقه‌ی مطالعاتی جریان داشته‌اند. بر اساس نتایج تحلیل حساسیت مشخص شد که اگر در آینده، فراوانی بادهای فرسایش‌زا و یا میزان تبخیر و تعرق پتانسیل به اندازه‌ی حداقل 10 درصد کاهش یابد، مقدار شاخص لنکستر از 9/241 به 6/194 کاهش خواهد یافت و وضعیت کاملاً فعال آن‌ها به وضعیت پایدارتری خواهد رسید. همچنین پیش‌بینی می‌شود اگر این دو پارامتر اقلیمی به‌طور هم‌زمان به میزان 30 درصد کاهش یابند، تپه‌ها همچنان فعال خواهند بود؛ مگر آنکه این عوامل به‌طور هم‌زمان به 40 درصد تقلیل یابند.

محمدرضا رحیمی‌پور انارکی، علی محمدی، مجتبی رفیعیان، رضا ارجمندی، سعید کریمی،
دوره 11، شماره 41 - ( دوره یازدهم، شماره چهل و یکم، پاییز 1399 )
چکیده

در راستای استفاده‌ی بهینه از منابع موجود آب، بررسی راهکارهای استفاده‌ی بهینه‌ی آب از طریق بازنگری در تخصیص منابع آب و مدیریت آن، امری ضروری است. ازآنجاکه میزان آب مصرفی پایه و ردپای آب هر محصول در هر منطقه تحت تأثیر اقلیم، عملیات کشاورزی و راندمان آبیاری متغیر است؛ توسعه‌ی روش‌های مدیریتی کارآمد که بتوان با آن، مقدار آب واقعی مصرفی را محاسبه کرد، امری ضروری است. هدف از این مطالعه، ارزیابی آب مجازی و ردپای آب محصولات کشاورزی در شهرستان قلعه‌گنج طی سال‌های 1390 تا 1395 در جهت بهره-برداری بهینه از منابع آبی موجود در این شهرستان است. با استفاده از سطح زیر کشت و میزان تولید، عملکرد هر محصول محاسبه شده و سپس با توجه به روابط ارائه‌شده‌ میزان آب مجازی، آب مجازی آبی و سبز، ردپای آب و شاخص بهره‌وری آب در محصولات موردبررسی به تفکیک محاسبه شده است. بنا بر بررسی‌های انجام‌شده، بیش‌ترین سطح زیر کشت در شهرستان قلعه‌گنج در این بازه‌ی زمانی، مربوط به غلات و نخیلات است که درمجموع، بیش از نیمی از سطح 48000 هکتاری زمین‌های زیر کشت و بیش از 60 درصد مجموع ردپای آب را شامل می‌شود، اما عملکرد آن‌ها پایین است. در مقابل، محصولاتی نظیر ذرت علوفه‌ای، پیاز و خربزه درمجموع 5/38 درصد از عملکرد محصولات کشاورزی شهرستان را به خود اختصاص می‌دهند و بیش‌ترین مقدار بهره‌وری آب را دربر دارند. در این مقاله، روند تغییرات ردپای آب در مقابل تولید و سطح زیر کشت کلی محصولات بررسی شده و به نظر می‌رسد با ارائه‌ی خدمات تخصصی به منظور تشویق کشاورزان در استفاده از روش‌های آبیاری نوین و جایگزینی محصولات آب با محصولات دارای بهره‌وری بیش‌تر، ردپای کلی آب در شهرستان را بتوان کاهش داد. در پیشنهاد الگوهای کشت جایگزین باید به اثرات اقتصادی، نیاز بازار و قابلیت اراضی نیز توجه نمود.

حمزه رحیمی، سید هدایت ا... نوری زمان‌آبادی، سید ابوالفضل مسعودیان،
دوره 11، شماره 41 - ( دوره یازدهم، شماره چهل و یکم، پاییز 1399 )
چکیده

بخش کشاورزی ذاتاً حساس به شرایط تغییر اقلیم است و این امر موجب شده که یکی از آسیب‌پذیرترین بخش‌ها به خطرات و اثرات تغییرات محیطی باشد. هدف این پژوهش، ارزیابی تغییرات محیطی با روش توصیفی-تحلیلی در شهرستان نجف‌آباد است که داده‌ها نیز به روش پیمایشی تهیه شده است. بررسی‌های روند من-کندال نشان داد که دما طی یک دوره‌ی آماری 20 ساله دارای روند صعودی بوده است. همچنین در زمینه‌ی بارش، عدم وجود روند مشخص و کاهش بارندگی در شهرستان دیده می‌شود. بررسی‌ها نشان داد که همبستگی قوی بین برداشت از منابع آب زیرزمینی با تغییرات سطح آب زیرزمینی و نیز تأثیرات مخرب روند افزایش برداشت از منابع آب زیرزمینی در شهرستان نجف‌آباد وجود دارد. ضریب همبستگی بارش و نوسانات سطح آب زیرزمینی نشان داد که هیچ‌گونه ارتباطی میان این دو سری زمانی وجود ندارد. در این محدوده‌ی مطالعاتی، روند افت سطح آب زیرزمینی مستقل از بارش بوده و ناشی از استفاده‌ی بی‌رویه‌ی آب‌های زیرزمینی و نیز کاهش آب سطحی ورودی به منطقه است. نتایج ضریب همبستگی متقابل دو سری زمانی (افت سطح آب و هدایت الکتریکی) بیانگر همبستگی شدید این دو سری زمانی و همچنین اثرات منفی روند افت سطح آب زیرزمینی بر میزان هدایت الکتریکی آب در نجف‌آباد است. یافته‌های پوشش گیاهی نشان داد در جنوب و جنوب شرق نجف‌آباد به دلیل تغییر کاربری کشاورزان از کشت زراعت به کاشت درختان و احداث باغات روند افزایشی داشته است، اما در بخش زیادی از شهرستان روند پوشش گیاهی منفی بوده است. بررسی‌ها نشان داد که میزان اراضی زیرکشت زراعی و باغی شهرستان به شدت کاهش یافته و از تعداد شاغلین بخش کشاورزی کاسته شده است.

مجتبی جنّت‌رستمی، محمّد رحیمی، حسن کابلی،
دوره 11، شماره 43 - ( دوره یازدهم، شماره چهل و سوم، بهار 1400 )
چکیده

یکی از عوامل مؤثر بر روند تغییرات پدیده‌ی گردوغبار، نوسانات پارامتر­های اقلیمی و به‌تبع آن، خشک‌سالی است. تحقیق حاضر با هدف بررسی روند تغییرات شاخص تجربی طوفان گردوغبار (DSI) و رابطه‌ی آن با شاخص‌های خشک‌سالی بارندگی استانداردشده (SPI) و شاخص بارش-تبخیر و تعرق استانداردشده (SPEI) در دامنه‌ی­ جنوبی البرز صورت گرفت. پس از اخذ کدهای هواشناسی، شاخص تجربی طوفان گردوغبار (DSI) فصلی-سالیانه، ده‌ساله محاسبه و پهنه‌بندی گردید. سپس SPI و SPEI ماهانه‌ی ایستگاه‌­های با دوره‌ی آماری سی­‌ساله، محاسبه و استانداردسازی شد. روند تغییرات زمانی DSI را با استفاده از روش‌های آماری کندال و پیت بررسی کردیم و درنهایت همبستگی آن با شاخص‌های خشک‌سالی هواشناسی به روش پیرسون انجام گردید. نتایج نشان داد که از غرب به شرق، بر شدت گردوغبار افزوده‌ شده و در فصل بهار با حداکثر شدت قابل‌مشاهده است. تغییرات سالیانه‌ی DSI (۲۰08-۲۰17) شکل نامنظمی از خود نشان داده و دارای روند نیست؛ به‌طوری‌که در سال ۲۰۰۸ شدت گردوغبار بالا بوده و در سال بعد کاهش محسوسی داشته و مشابه آن در ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ مشاهده گردید. همچنین روند تغییرات زمانی DSI نشان داد که ایستگاه­‌های غربی و مرکزی دارای روند معنی­‌دار بوده و هرچه به سمت شرق می­‌رویم، تغییرات زمانی نامنظم‌­تر و فاقد روند معنی­‌دار است. از طرفی همبستگی معنی­‌داری بین شاخص DSI و SPI وجود نداشته و بین شاخص‌­های DSI و SPEI به‌جز قسمت غربی منطقه، یک رابطه‌ی منفی وجود داشته است که در برخی از ایستگاه­‌ها با شدت بالا به‌ صورت ارتباط معنی­‌دار بوده و با استاندارسازی، این ارتباط نیز مشهودتر می­‌گردد. به‌طورکلی، لحاظ نمودن بارندگی به همراه درجه حرارت و تبخیر-عرق، همبستگی بهتری با شاخص گردوغبار نشان داده که نتایج این تحقیق می‌تواند در بحث پایش و برنامه‌های بیابان‌زدایی و جلوگیری از گسترش بیابان و نیز آمادگی در برابر طوفان‌های گردوغبار مفید واقع شود.
 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه مطالعات جغرافیایی مناطق خشک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2022 CC BY-NC 4.0 | Journal of Arid Regions Geographics Studies

Designed & Developed by : Yektaweb